سایت زنبورعسل ایران لوازم زنبوداری جهانی فروشگاه لوازم زنبوداری پرورش زنبورعسل ادوات زنبورعسل پرورش ملکه و ژل رویال زنبورعسل تجهیزات زنبوداری تغذیه و اصلاع نژاد زنبورعسل زنبورداری

سایت زنبورعسل ایران: اخبارزنبورداري

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

دانشگاه تبریز روزهای 22و23آبان ماه سال جاری میزبان اولین همایش ملی زنبورعسل ومسابقه کیفیت عسل خواهد بود . به گزارش خبرنگار مجله زنبورداران پیشرو به نقل از دکتر نعمتی رییس این همایش با توجه به توانمندیهای صنعت زنبورعسل در استان آذربایجان شرقی دانشگاه تبریز میزبان اولین همایش ملی زنبورعسل و رقابت کیفیت عسل در روزهای 22و23آبان ماه خواهد بود . دکتر نعمتی رییس دانشکده کشاورزی ومنابع طبیعی اهر و رییس این همایش گفت:استان آذربایجان شرقی حدود12هزارنفر زنبوردار ،یک میلیون و200هزار کلنی و18تشکل تعاونی زنبورداری دارد که جایگاه ویژه ای در تولید عسل درکشور دارد بنابراین با توجه به این ظرفیت ها برگزاری چنین رخدادی از اهمیت والایی برخورداراست.وی افزود :تاکنون برخی سخنرانان کلیدی روز نخست همایش مشخص شده اند.دکتر نعمتی با معرفی سخنرانان این همایش اضافه کرد:دکتر صدیف آزاد مرد،استاد دانشگاه تبریزسخنرانی خودرا درباره مطالعات اخیردرزمینه کیفیت وکاربردعسل ،دکتر محسن علمی ،محقق وپژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی ومنابع طبیعی آذربایجان شرقی درباره فرصت ها وچالش های زنبورداری ایران ،دکتر محبوب نعمتی ،استاد دانشگاه علوم پزشکی تبریز درباره ویژگی های کیفی عسل وتقلبات آن و دکتر امیر ناجی محقق وپژوهشگرحوزه زنبورعسل سخنرانی خود را با عنوان مکانیسم ها ورفتارهای مقاومت واروادر زنبورعسل ارائه خواهند کرد

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

پروکوبوویس prokopovitch. b.e 1778-1850 موئسس پرورش زنبور عسل نوین در روسیه واکراین است او در حیطه پرورش زنبور عسل فن اوری بزرگی دارد وکندوی بنام خود ثبت نموده است مطالب بیشماری درمورد بچه زنبور و عسل و بیماری عفونی از خود بیادگار گذاشته است اولین مدرسه زنبورداری را در روسیه بنا نمود و وبیشتراز 500 کاراموز داشت بروکوویس علاوه بر روسیه و اکراین در مناطق دیگری مدرسه زنبورداری تاسیس نمود  ترجمه از  سایت عربی elnadabee

ارسال شده توسط کاربر  vardenshahd

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

 رئیس اتحادیه زنبورداران اردبیل:
عسل اردبیل به عنوان مکمل دارویی در داروخانه‌های کشور عرضه می‌شود
خبرگزاری تسنیم: رئیس اتحادیه تعاونی کشاورزی زنبورداران استان اردبیل گفت: هیچ گونه عسل تقلبی در اردبیل مشاهده نشده و عسل اردبیل به عنوان مکمل دارویی در داروخانه‌های کشور به فروش می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، سیدفردین صفوی در جلسه بررسی وضعیت عسل استان اردبیل اظهار داشت: عسل اردبیل دارای ارزش غذایی بسیار مناسب و با مکمل دارویی است و برنامه‌ریزی شده تا مجوز فروش عسل سبلان اردبیل در تمام داروخانه‌ها کشور به زودی صادر شود.

وی با بیان اینکه رسانه‌ها باید در رونق عسل سبلان در تمام کشور اطلاع‌رسانی دقیق داشته باشند، گفت:‌ اردبیل در تولید عسل باکیفیت رتبه ممتاز کشوری را دارد.

مدیرعامل شرکت بین‌المللی و بازرگانی عسل‌باران باغرو بیان کرد: دامنه‌های سرسبز سبلان و دامنه باغرو بهترین منطقه برای تولید عسل در استان اردبیل محسوب می‌شود و در این مناطق یک هزار و 200 گونه گیاهان دارویی شناسایی شده که در تولید عسل طبیعی موثر است.

عضو هیئت مدیره انجمن ملی عسل ایران تصریح کرد: هم اکنون کشور ایران به ویژه استان اردبیل یکی از صادرکنندگان ویژه عسل به کشورهای همجوار بوده و هیچ گونه عسل در کشورهای دنیا به کشور ایران وارد نمی‌شود و کشورمان در تولید عسل به خودکفایی رسیده است.

صفوی با بیان اینکه باید شرکت‌های تعاونی در تمام شهرستان‌های استان اردبیل راه‌اندازی شود، افزود: این امر می‌تواند تولید عسل باکیفیت در مناطق مختلف استان را به دنبال داشته باشد.

وی اظهار کرد: تولید عسل و ایجاد صنایع تبدیلی آن می‌تواند پویایی خاصی در اقتصاد منطقه به وجود آورده و برای جوانان و فارغ‌التحصیلان در بخش کشاورزی به ویژه تولید عسل اشتغال به و جود آورد که این امر نیازمند برنامه‌ریزی مناسب است.

رئیس هیئت مدیره شرکت تعاونی زنبورداران اردبیل بیان کرد: متاسفانه در سال‌های گذشته به دلیل برخی تحریم‌ها و تحولات منطقه صادرات عسل با مشکلاتی همراه بود که امسال با نامگذاری سال توسط مقام معظم رهبری به نام همدلی و همزبانی ملت و دولت در صدد هستیم با مبنا قرار دادن اقتصاد مقاومتی و رهنمودهای مقام معظم رهبری در تولید و صادرات عسل گام اساسی برداریم.

صفوی با اشاره به اینکه تولیدکنندگان عسل در فصل زمستان در شمال کشورمان به ویژه مازندران به تولید عسل می‌پردازند، گفت: تولد عسل نیازمند هوا متنوع بوده که این امر سبب کوچ تولیدکنندگان از یک مکان به مکان دیگر می‌شود.

وی تصریح کرد: دولت تدبیر و امید گام‌های بسیار اساسی در راستای حمایت از تولیدکنندگان و توسعه صادرات برداشته که امیدواریم بتواند به صورت عملی از تولیدکنندگان به ویژه تولیدکنندگان عسل حمایت کند چرا که این اصل پویایی اقتصاد در کشور را به دنبال دارد.

صفوی با بیان اینکه آموزش های مختلف توسط اتحادیه زنبورداران به تولیدکنندگان عسل در استان اردبیل داده شده است، افزود: در تلاش هستیم با استفاده از فارغ‌التحصیلان و افراد متخصص در تولید عسل گام اساسی در توسه صنایع تبدیلی عسل در استان اردبیل برداریم.

رئیس اتحادیه تعاونی کشاورزی زنبورداران استان اردبیل اظهار کرد: عسل اردبیل با برند سبلان یک عسل طبیعی خاص و با ارزش غذایی بسیار بالا بوده و می‌تواند به یک محصول استراتژیک همچون پسته رفسنجان تبدیل شود که این امر نیازمند برنامه‌ریزی همه‌جانبه است.

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

گفتگوی صمیمی با سید فردین صفوی

رئیس اتحادیه کشاورزی زنبورداران استان اردبیل

با سلام و خسته نباشید از اهداف و برنامه های اتحادیه تعاونی کشاورزی زنبورداران استان اردبیل مطالبی بیان نمایید؟

آنچه همواره جز وظایف قانونی اتحادیه بوده است دفاع از حقوق زنبورداران در مراجع تصمیم گیری و دستگاه های اجرایی مانند وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت و دستگاه های قانون گذاری مانند مجلس و کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی و تلاش در راستای تسهیل قوانین ، تدوین قوانین به نفع این صنعت و فعالان آن و ارائه چشم انداز مفید جهت سرمایه گذاری می باشد .

تاکنون در راستای اهداف فوق که یکی از مهمترین آنها بحث آموزش ، ترویج و فرهنگ سازی این صنعت زود بازده و همچنین زنبورعسل به عنوان یک حشره گرده افشان و حافظ محیط زیست که نقش بسیار ارزنده ای به لحاظ عمل گرده افشانی و افزایش سطح کیفی و کمی محصولات زراعی و باغی و احیای مراتع و جنگل ها و در نتیجه حفظ خاک این عنصر ارزشمند دارا می باشد که این مهم همواره از طریق رسانه ملی اینترنت و بروشورهای علمی اطلاع رسانی و فرهنگ سازی می شود از همه کسانی که دل در گرو ایرانی سربلند دارند درخواست همکاری درجهت حفظ این حشره نجیب و ارتقاع سطح زندگی زنبورداران را داریم .

در ضمن با توجه به اهمیت روز افزون تغذیه می بایست عسل طبیعی به عنوان یکی از با ارزش ترین مواد غذایی در دسترس همگان قرار گیرد هم اکنون میزان مصرف سرانه مردم از 180 گرم به 925 گرم افزایش یافته که این ناشی از اعتماد سازی زنبورداران می باشد که هنوز ما با میزان مصرف سایر کشور ها فاصله زیادی داریم و امیدواریم با همکاری مشترک با سازمان حمایت از تولید کنندگان و مصرف کنندگان زمینه ارتقا مصرف و سالم سازی فضای تولید فراهم شود.

آقای صفوی در مورد مشکلات صنعت زنبورداری کشور و استان اردبیل توضیحاتی داده و پیشنهادات شما چیست ؟

1-مشکل بسته بندی ضعیف عسل باعث گردیده صادرات این محصول به صورت فله ای به بازار های خارجی راه یافته و با برند های کشوری همچون ترکیه به کشورهای اروپایی و آمریکایی صادر شود.

پیشنهاد بنده با حمایت مسئولان زیربط سرمایه گذاری و به وجود آوردن صنایع مدرن بسته بندی در صادرات غیر نفتی ، ارز آوری برای کشور و همچنین در زمینه اشتغال زایی قدم های خوبی برداشت.

2-برداشت استاندارد اجباری از عسل که شاهد افت کیفیت این محصول با ارزش و به دنبال آن ورود عسل های نا مرغوب به بازار های داخلی خواهیم بود که این عمل لطمه سنگینی به صنعت زنبورداری وارد خواهد کرد

3-عدم قیمت گذاری بر عسل که باعث سود جویی های فراوانی در فروش این محصول می گردد.  پیشنهاد بنده قیمت گذاری عسل باید استانی گردد و با همکاری اتحادیه زنبورداران هر استان با سازمان صنعت ، معدن تجارت و بازرگانی و کشاورزی آن استان تعیین گردد.که ملاک قیمت اصولا براساس کیفیت باید تعیین شود و با این روش عدالت در بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان رعایت خواهد شد.

4- نبود نظارت کافی در عرضه عسل های شهد بدون نام و نشان در بازار که پیشنهاد می گردد از عرضه عسل های بدون برند و مجوز بهداشتی از معاونت غذا و دارو جلوگیری به عمل آید تا اعتماد مصرف کنندگان جلب گردد . و برای عسل های فله و خام با راه اندازی آزمایشگاه کنترل کیفی استانی توسط اتحادیه عسل های زنبورداران مورد آزمایش و با تایید اتحادیه وارد چرخه بازار گردد.   

5-نبود داروهای موثر برای درمان بیماری های زنبور عسل که باعث ورود داروهای قاچاق و تقلبی در بازار شده که تلفات زنبورهای عسل را در پی داشته است پیشنهاد می گردد با راه اندازی آزمایشگاه تشخیص بیماری های زنبور عسل با همکاری اتحادیه در هر استان تاسیس گردد .

6-  به علت عدم نظام مند بودن و مدیریت ضعیف اتحادیه سراسری، صنعت زنبورداری را به چالش کشانده و به خواسته های زنبورداران جامع عمل نپوشانده است پیشنهاد می گردد اتحادیه کشوری در فروش و صادرات عسل و واردات موم و همچنین اصلاح نژاد ملکه و واردات ملکه زنبور عسل قدم های مثبتی بردارد که متاسفانه چنین نشده است.

7-عدم برگذاری جشنواره های برداشت عسل در هر استان و برگزاری نمایشگاه های عرضه مستقیم عسل از تولید به مصرف ، پیشنهاد می شود  با برگزاری آنها بازار را از حالت رکود خارج و عسل را به طور مستقیم به دست مصرف کنندگان با قیمت عادلانه و بدون واسطه رساند و با این روش رقابت سالم بین اتحادیه های هر استان ایجاد کرد .

به نظر شما مصرف کنندگان در خرید عسل باید به چه نکاتی توجه نمایند؟

به مصرف کنندگان توصیه می شود اگر قصد خرید عسل شهد را دارند حتما به علامت معاونت غذا و دارو و نشان استاندارد توجه داشته باشند در غیر این صورت خرید عسل با موم پیشنهاد می گردد . و قیمت یک کیلو عسل طبیعی ( بدون تغذیه ) چه با موم و شهد نباید از 60هزار تومان بیشتر باشد . و قیمت های بالاتر سود جویی و فریب دادن مصرف کنندگان است .

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

 

علی عطائیان: اگر بخواهیم صنعتی زنبورداری کنیم ، راهی جز رواج تلقیح مصنوعی نداریم

نحل منفرد: ابتکارات علی عطائیان - مدیر عامل شرکت تلقیح ملکه زنبور عسل الوند - در تولید دستگاه تلقیح مصنوعی ملکه ، آموزش مهارت های مورد نیاز برای کار با این دستگاه و فروش ملکه های نژاد کارنیکا که با استفاده از  تکنیک تلقیح مصنوعی بارور شده اند ، موجی از سؤالات و اظهار نظرها را در بین فعالین و کارشناسان صنعت پرورش زنبور عسل کشور به راه انداخته است. تلاش کردیم در گفتگویی که با وی انجام شد به جواب قسمتی از این سؤالات دست یابیم.


نحل منفرد: بسم الله الرحمن الرحيم . به عنوان سئوال اول بفرمایید چه شد که به آلمان رفتید و در آنجا چه خواندید؟
علی عطائیان : من از سال64 مشغول زنبورداري هستم. يكي از اقوام در هانوفر آلمان زندگي مي كرد و از طريق ايشان در جريان روند پرورش زنبور عسل در آلمان بودم. آلماني ها در برخي رشته ها از جمله كار اصلاح نژاد در دنيا بهترين هستند. دليل اين است كه انسان هاي دقيقي هستند. از كلاس اول – دوم ابتدايي آموزش مي بينند كه در همه ي كارهايشان يادداشت برداري كنند. اصلاح نژاد زنبور عسل امكان ندارد مگر با برنامه اي بسيار دقيق. بيشتر از ژنتيك روش كار و بيش از روش كار يادداشت برداري و برنامه ريزي در اين كار اهميت دارد تا نتيجه بگيريد. سال 76-77 مدرسه اي فني حرفه اي در رابطه با پرورش زنبور عسل در آلمان فعاليت مي كرد. از كل جهان نيرو مي گرفت و دو سال آموزش را در قالب برنامه اي به نام برنامه ي سبز ارائه مي كرد. البته 6 ميليون تومان هم هزينه داشت. من در آنجا دوسال آموزش زنبورداري صنعتي را ديدم. بعد از اتمام دوره در آلمان ماندگار شدم و در سازمان بهزيستي آلمان به عنوان معلم پرورشي بزرگسالان داراي معلوليت ذهني و افسردگي استخدام شدم. در آنجا براي معلولين ذهني يك زنبورستان درست كردم و طرحم بسيار موفق شد به طوري كه در سال 2006 به عنوان كارآفرين برتر آلمان معرفي شدم. بعد از آن بهزيستي آلمان اعلام کرد كه مربيان بايد تحصيلات آكادميك داشته باشند. هزينه ادامه تحصيل را هم تقبل مي كردند. اين شد كه وارد دانشگاه كاسل آلمان (www.uni-kassel.de )در مقطع كارشناسي در رشته پرورش حيوانات و گرايش تخصصي اصلاح نژاد و تلقيح مصنوعي ملكه زنبور عسل شدم . از اساتيدم هم مي توانم پروفسور بنيفيلد (Kaspar Bienefeld ) ، پروفسور بوشلا ( Dr. Büchler ) و تیم تحت مدیریت ایشان نام ببرم. واحد هاي عملي و تحقيقاتي را هم در مركز تحقيقات هسن ( Hessen ) مي گذرانديم.


نحل منفرد: آقاي عطائيان آيا شما معتقديد كه تمام ملكه ها ي زنبورستان ها بايد با استفاده از تلقيح مصنوعي بارور شوند؟
علي عطائيان: خير ، اگر بخواهيم همينطور كه فعلاً كار مي كنيم پيش برويم نيازي نيست اما  اگر بخواهيم به صورت صنعتي زنبورداري كنيم ، بله. يعني اگر بخواهیم ژنتیک زنبورهای ایران را ارتقاء دهیم هیچ راهی ندارد جز اینکه تکنیک تلقیح مصنوعی را در کشور رواج دهیم. در كشور آلمان مناطق پرورش ملكه ای وجود دارد كه به زنبورستان هاي آن مناطق كارت طوسي رنگي داده مي شود. مناطق ديگري هستند كه مناطق پرورش ملكه نژاد اصيل هستند و كارت سبز به آنها داده مي شود. اگر در اين مناطق تلقيح به صورت طبيعي هم انجام شود همان كيفيت تلقيح مصنوعي را دارد . زنبورستان هاي ديگر هم حق ورود به آنجا را ندارند. اگر بخواهيم كيفيتي نظير مناطق داراي كارت سبز آلمان را ايجاد کنیم واقعاً راهي جز تلقيح مصنوعي نداريم.
نحل منفرد: آیا می شود از ملکه های تلقیح شده برای تولید عسل استفاده کرد یا باید تنها برای اصلاح نژاد استفاده شوند؟
علی عطائیان: بله ، شركت هايی در لهستان هستند که به عنوان مثال فقط يكي از آنها در سال 7000 ملكه تلقيح شده توليد مي كند. مشترياني كه ملكه هاي اين شركت ها را مي خرند ، همه براي توليد عسل از آنها استفاده مي كنند چرا كه مي خواهند هميشه كارشان را با كيفيت خيلي بالا انجام دهند.
نحل منفرد: يعني  همه ی ملكه هاي زنبورستان شان با تلقيح مصنوعي توليد شده اند؟
علی عطائیان: بله
نحل منفرد: قیمت این ملکه ها چقدر است؟
علی عطائیان: قيمت يك ملكه لاين مادري كارنيكا در ايران 350000 تومان  است در حالی که قيمت كلاس A  آن در آلمان يعني همان كيفيتي كه ما در ایران توليد مي كنيم 2519000 تومان است. لارو 18 ساعته آن هم دانه اي 3800 تا 4000 تومان به فروش مي رسد و براي پيوند زدن استفاده مي شود.
نحل منفرد: لارو را چطور مي فروشند؟
علي عطائيان: آگهي مي كنند كه در فلان تاريخ لارو آماده براي پيوند داريم. شما قابهاي پيوندتان را آماده مي كنيد و به آنجا مي رويد . اگر خودشان پيوند بزنند يك قيمت دارد و اگر خودتان بتوانيد اين كار را انجام دهيد يك قيمت.
نحل منفرد: يعني يك لارو با كمتر از 18 ساعت سن زنبور كارنيكا را مي فروشند؟
علی عطائیان: بله ، انگار مورچه مي فروشند. جواب هم مي گيرند. چون اجداد آن ملكه همه تلقيح شده بوده اند . كيفيتش فوق العاده بالا است . در يك كشور كافي است سه چهار سال همه جا با استفاده از تكنيك تلقيح مصنوعي كار كنيد ، كيفيت ژنتيكي بالايي در زنبورستان هاي آن كشور به وجود مي آيد بعد مي توانيد يكي دو سال هم به روش طبيعي كار كنيد.
نحل منفرد: آيا عمر اقتصادي ملكه هايي كه به صورت مصنوعي تلقيح مي شوند كمتر است؟
علی عطائیان: آفرين ، سؤال جالبي كرديد! يكي از مشكلات در ايران آن است كه نتوانسته اند تلقيح مصنوعي را درست انجام دهند. يك خانم76 ساله زنبوردار آلماني به نام كريستينه وينگلا ( ‍Christine Vingla ) قادر است روزانه براي 110 ملكه اسپرم بگيرد و آنها را تلقيح كند . اين خانم از كارش 98% جواب مي گيرد . كاري كه در طبيعت به هيچ وجه امكانش نيست. حتي بهترين ايستگاه هاي پرورش ملكه در محل هاي قرنطينه و عاري از هر گونه آفات محال است كه 80% نتيجه داشته باشند. در موقعيت هاي خوب مي گويند 65 تا 70 درصد جواب مي گيرند. اين خانم اين كار را انجام مي دهد و ملكه هايش هم طول عمر عادي دارند.
نحل منفرد: عادي يعني چي؟
علی عطائیان: يعني با سال تولد آن حد اقل 3 سال. ملكه هايي كه خود ما هم تلقيح مي كنيم كيفيت بالايي دارند. البته فوت كوزه گري كار اینجا است که ملكه وقتي بيهوش مي شود به هيچ وجه نبايد بيشتر از 4 تا 5 دقيقه زير دستگاه گاز ببيند. اگر بيشتر از اين گاز ببيند طول عمرش فوق العاده كم مي شود.
نحل منفرد: يعني كيفيت عملكرد بستگي به مدت زمان انجام كار دارد.
علی عطائیان: در ايران گاهی که مي خواهند ملكه تلقيح كنند بيش از 10 دقيقه طول مي كشد. من خودم اين كار را میانگین در 2 دقيقه انجام مي دهم و 6 دقیقه هم طول مي كشد كه براي يك بار تلقيح اسپرم بگيرم.


نحل منفرد: شاگردانتان چطور؟
علی عطائیان: برخي از آنها خيلي خوب هستند. برخي هم فقط دستگاه ما را خريده اند تا بروند و با استفاده از آن وام بگيرند كه اينها خيلي بد هستند. همه جور داريم.
نحل منفرد: آيا شما به همه ي زنبوردارها توصيه مي كنيد دستگاه شما را بخرند و اين تكنيك را ياد بگيرند ؟
علی عطائیان: نه ، به هيچ وجه. بارها و بارها در سمينارها گفته ام: بسته به تعداد كلني ها ، 8 تا 15 دستگاه مي تواند كل يك استان را تأمين نمايد. البته اگر بخواهیم ژنتیک زنبور ها را ارتقاء دهیم از هر 5 زنبوردار یک نفر باید به تکنیک تلقیح مصنوعی مسلط باشد.
نحل منفرد: اين به اين معنا است كه افرادي به صورت تخصصي شغلشان توليد ملكه تلقيح شده زنبور عسل شود و به زنبورداران ديگر ملكه بفروشند.
علی عطائیان: بله ، شغلشان بشود توليد لاين ها يا ملكه هاي اصلاح شده ، از هر ن‍ژادي كه نياز دارند. فقط بايد از روش تلقيح استفاده كنند تا بتوانيم در اصلاح نژاد جواب بگيريم. علوم دامي در كشور نتوانسته جواب مثبتي از اصلاح ن‍ژاد بگيرد به ولله براي اينكه تلقيح را بلد نبوده اند.
نحل منفرد: من در خصوص زنبور هايي كه به صورت مصنوعي تلقيح شده اند چيزهايي شنيده ام!
علی عطائیان: هر چه شنيده ايد بگوييد.
نحل منفرد: مي گويند اينها بعد از چند نسل از نظر ژنتيكي ضعيف مي شوند و اصلاح نژاد در دراز مدت با روش تلقيح مصنوعي ميسر نيست. جواب شما براي اين سؤال كارشناسان چيست؟
علی عطائیان: ببينيد اين حرف واقعاً پشتوانه علمي ندارد. مگر تلقيح مصنوعي چه كار مي كند؟ تلقيح مصنوعي بخش مادري و بخش پدري را به صورت كنترل شده كنار هم قرار مي دهد. وقتي نتوان از كار با اين دقت نتيجه گرفت در طبيعت مي توان نتيجه گرفت؟ در طبيعتي كه هيچ كنترلي نمي توان داشت كه چه زنبور نري با ملكه  جفت خورده است؟ اين است كه مي گوييم اين حرف اصلاً پايه و اساس علمي ندارد. در تلقيح مصنوعي حتي ما ملكه هايي را كه مي خواهيم تلقيح كنيم وزن مي كنيم. ملكه هايي كه بالاي 0.19 گرم وزن داشته باشند از آنها استفاده مي كنيم به اين دليل كه اندام هاي داخلي تكميل شده اي دارند. ملكه هاي ايراني در بهترين شرايط 0.14 گرم هم وزن ندارند.
نحل منفرد: من منظورم در مقايسه با ملكه هاي ايراني نيست به صورت كلي اين موضوع را بررسي كنيم.
علی عطائیان: كلاً هم خير مشكل ژنتيكي برايشان پيش نمي آيد . اين برمي گردد به برنامه ي ژنتيكي اي كه شما نوشته ايد و از آن پيروي مي كنيد. ربطي به تكنيك ندارد.
نحل منفرد: موضوع ديگر اينكه چرا نژاد كارنيكا را انتخاب كرديد؟
علی عطائیان: به اين دليل كه ما تنها دو نژاد پرورشي در جهان داريم. يكي بك فست انگلستان (  Bukfast ) كه اين نژاد به پوشش گياهي اي شبيه به كلزا يا گيشنيز به صورت وسيع نياز دارد. فوق العاده رشد بالايي دارد. مي شود گفت كه وحشتناك رشد مي كند ولي مديريت ذخيره سازي آن كم است. ما در ايران نياز به زنبوري داريم كه در فراز و نشيب ها ي پوشش گياهي مناطق بتواند از بچه دادن صرف نظر كند و بتواند مديريت دقيق گرده و شهد را داشته باشد.  در بین نژادهای موجود در جهان اين نژاد كارنيكا  ( Carnica )  است كه دقيق اين كار را مي تواند انجام دهد.


نحل منفرد: نژاد هاي ديگر مثل كارنيولان (  Carniolan ) يا ايتالين( Italian ) اينها  از قبل موجود بوده اند؟
علی عطائیان: اينها موجود بوده اند و اصلاح نژاد شده اند اما چهارچوب اقليمي خاص خودشان را نياز دارند. برخي از آنها در تابستان بسيار خوب كار مي كنند اما در زمستان كم مي آورند. بعضي ها مثل قفقازي ( Caucasica ) بچه دهي خيلي بالايي دارند و بره موم وحشتناكي توليد مي كنند. نژادهای بومی اصلاح شده در کشور خودمان هم نمی توانند در همۀ اقلیم ها عملکرد مثبتی داشته باشند.
نحل منفرد: كارنيكا را توليد كرده اند يعني چه؟ يعني اين نژاد از قبل وجود نداشته است؟
علی عطائیان: اصلاً كارنيكا را با روش لكه برداري توليد كرده اند . يعني از خصوصيات خوب نژادهاي ديگر برداشته شده است. بك فست هم دقيقاً همينطور است . از كنار هم گذاشتن خصوصيات ژنتيكي خوب نژاد هاي متفاوت كارنيكا به وجود آمده است. و آن را از طريق تلقيح مصنوعي آنقدر تكرار كرده اند كه اين خصوصيات به صورت يك ژن ثابت خودش را نشان مي دهد . این نژاد استانداردهاي ژنتيكي و ريخت شناسي جهاني دارد. پروفسور بنیفیلد می گوید: همه ی سگ های عروسکی اصلاح نژاد شده دی ان ای گرگ را دارند اما از نظر خصوصیات اصلاً شباهتی به گرگ ندارند. گرگ یک نژاد بومی است و این سگ ها نژاد پرورشی. در زنبور عسل هم همینطور است.
نحل منفرد: شما مي فرموديد خوب است كه در ايران به جاي واردات ملكه زنبور عسل واردات اسپرم داشته باشيم چه نيازي هست كه اسپرم وارد كنيم. ملكه هاي مادري را با تلقيح مصنوعي تكثيرشان كنيم كافي است ديگر؟
علی عطائیان: به اين دليل كه ژنتيك زنبور عسل مثل تكه اي يخ در دستان شماست . خيلي زود شروع مي كند به تحليل رفتن .
نحل منفرد: حتي با تلقيح مصنوعي ؟
علي عطائيان : با تلقيح مصنوعي هم تحليل مي رود. البته مي تواند برعكس هم باشد و با تلقيح مصنوعي نژاد وارد شده را ارتقاء دهيد. هميشه در ژنتيك شما احتياج به يك خون تازه داريد. در بلند مدت نمي توان با يك گروه ژنتيكي يا يك لاين خاص كار كرد. دچار مشكلات ناشي از هم خوني مي شويم. به همين دليل نياز داريم مرتباً براي ارتقاء كيفيت  ، تناوب ژنتيكي و جلوگيري از عوارض هم خوني از اسپرم هاي جديد استفاده كنيم.
نحل منفرد: پس اگر دقيق كار كنيم ما هم مي توانيم توليد كننده ي اسپرم بشويم؟
علي عطائيان: صد در صد . به شما قول مي دهم كه ما اين كار را در ايران ، استان همدان تحت پوشش مرکز خودمان انجام خواهيم داد.
نحل منفرد: چه لاين هايي در نژاد كارنيكا وجود دارد؟
علی عطائیان: چهار لاين را هم اكنون ما در استان همدان داريم كه به صورت وسيع روي آنها كار مي كنيم. در اروپا لاين هاي مختلفي را با عملكردهاي متفاوت توليد كرده اند. چه از نظر عملكرد در اقليم هاي مختلف و چه از نظر بازدهي روي اين لاين ها كار شده است. كارنيكاي اتريشي ، سوييسي و آلماني وجود دارند. اينها هر كدام رنگ هاي متفاوت و بازدهي خاص خودشان را دارند.
نحل منفرد: رنگ متفاوت يعني چه؟
علی عطائیان: يعني بعضاً كلاً مشكي نيستند و حلقه زرد دارند كه در سايت ما( www.talghihe-malekeh.com )مي توانيد استاندارد هاي مربوط به شكل اين لاين ها را ببينيد. همه مطالبي كه آنجا هست ترجمه مطالب علمي است.
نحل منفرد: برخي از همكاراني كه ملكه هاي شما را خريده اند گزارشات ضد و نقيضي در مورد بازده آنها در اقليم هاي مختلف بيان مي كردند.
علی عطائیان: بله اين صحيح است به خاطر اينكه ما لاين هاي مختلفي را مي فروشيم. ما به دليل اينكه بدانيم چه لايني به درد مشتري مي خورد سؤال مي كنيم كه چه هدفي از خريد ملكه دارند و لاين هاي مختلفي را به آنها ارائه مي كنيم. اينكه توليد عسل بالا مد نظر آنها است يا رشد جمعيت بالا مهم است. همه ي فاكتورها در يك نژاد جمع نمي شود. به عنوان مثال توليد كنندگان ژل رويال از زنبور قفقازي و يا همين زنبور ايراني خود ما استفاده مي كنند چون ميل به بچه دهي بالايي دارد و خيلي زياد شاخون توليد مي كند.
نحل منفرد: چه جالب پس این زنبورهای خومان هم بالاخره یک کاربردی دارند! خب بنابراین آنهايي كه از شما ملكه مي گيرند نبايد توقع داشته باشند كه اين زنبور در كوهستان ، در كوير يا شمال كشور عملكرد يكساني داشته باشد. اين صحيح است؟
علی عطائیان: خير. ما لايني داريم كه در همه جای ایران جواب مي دهد. لايني داريم كه از 52 درجه دزفول در خرداد ماه جواب داده است و در مناطق كوهستاني هم جواب مي دهد.
نحل منفرد: اسم اين لاين چيست؟
علی عطائیان: يكي از زير مجموعه هاي لاين آلماني نژاد كارنيكا است كه به آن مي گوييم اشتوتس( Stoß ). اشتوتس اسم فردي است كه اين لاين برجسته را توليد كرده است.
نحل منفرد: پس شخصي كه مي خواهد از شما ملكه بخرد اول بايد بگويد كه چه چيزي از شما مي خواهد؟
علی عطائیان: دقيقاً بايد بگويد كه چه چيزي مي خواهد. برخي فقط مي خواهند رنگ آن طوسي - مشكي يك دست باشد. به اين دليل كه آن را راحت تر مي توانند به زنبورداران بياندازند. بدون آنكه خصوصيات مورد نظر خريدار را داشته باشد. متأسفانه چنين تمايلاتي وجود دارد.
نحل منفرد: يك اتهامي را به شما وارد كرده اند. گفته اند كه شما زنبورهايي را كه به عنوان شاهد به ديگران نشان مي دهيد نمونه سازي كرده ايد. آيا اينطور بوده است؟
علی عطائیان: خانمي از همكاران رده بالا این را  به آقاي مهندس جمشيدي – مدیر گروه تولیدات زنبور عسل وزارت جهاد کشاورزی - گفته بود. مهندس جمشيدي به جنوب آمد و از زنبورستان ما بازديد كرد. گفت: ما اصلاً فكر نمي كرديم يك چنين ژنتيكي در ايران وجود داشته باشد. در زماني كه تمام زنبورستان هاي مجاور ما نياز به تغذيه داشتند ايشان مي گفتند : ميانگين 25 قاب از هر كندوی ما مي شد عسل برداشت كرد. بعداً دوباره آن خانم در جلسه اي گفته بودند كه آن كندو ها را براي فيلم برداري سر هم كرده اند. مهندس جواب داده بود كه 400 كندو يك دست را نمي توان سر هم كرد. گذشته از آن عسلش را سرهم كرده باشند ، ما بدون كلاه و دستكش و دودي كندوها را بازديد مي كرديم .  مي توانسته اند بگويند اين مهندس جمشيدي است نيشش نزنيد؟

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

نحل منفرد: در غرب پرکاربرد ترین و مهم ترین کتاب منتشر شده در یک حرفه را " انجیل" فعالین آن حرفه می گویند. از این منظر کتاب " زنبور عسل و پرورش آن " اثر دکتر نعمت الله شهرستانی را باید " انجیل زنبورداران ایرانی " نامید. این کتاب که بیش از 20 بار تجدید چاپ شده یک کتاب جامع علمی- آموزشی است که با نثری شیوا ، سلیس و روان نوشته شده. در ادامه می توانید گفتگوی نحل منفرد با صاحب این اثر ارزشمند را بخوانید.

 


 
نحل منفرد: بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر شما برای زنبوردار ایرانی نیاز به معرفی ندارید اما از آنجا که این معرفی از زبان خود شما برای ما شیرین است لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید؟
نعمت الله شهرستانی: بنده نعمت الله شهرستانی هستم. تحصیلات دانشگاهم را در آلمان ، در شهر بن انجام دادم. آنجا دکتر کشاورزی ، متخصص در پرورش زنبور عسل و ماهی شدم. آمدم ایران و با زحمت بالاخره توانستم کار پیدا کنم. در وزارت کشاورزی بودم. در آن زمان کادر زنبور عسل وزارت کشاورزی تشکیل می شد از یک نفر. آرام توماسیان . او هم هیچ چیز از زنبور نمی دانست. از همان ساعت اول تمام زورش این بود که من را بیرون کند. می خواست در آنجا تنها باشد. بالاخره در همان اتاق برای من میز و صندلی گذاشتند.

 


 

نحل منفرد: در تهران؟
نعمت الله شهرستانی: بله در تهران ، همکاران هم می آمدند در همان اتاق و می نشستند و صحبت می کردند. روزها موقع ورود یک امضاء می دادم و وقتی می خواستم خارج شوم هم یک امضاء دیگر. می نشستم آنجا و کرم علی هم چای می آورد و می خوردیم و با هم گپ می زدیم. یکی از زنش می گفت دیگری از پسرش می گفت و آن دیگر از دخترش. به هر حال سه ماهی این وضعیت را تحمل کردم. آخر جوش آوردم. رفتم پیش مدیر کل . تا آن موقع من سه ماه آنجا بودم هرگز پیش مدیر کل نرفته بودم. این که رفتم تعجب کرد و گفت: بله آقای دکتر چه خبره . گفتم: بیست و چند سال تحصیل . از این کشور به آن کشور رفتن . شبها بی خوابی کشیدن. زیر دست این و آن کار کردن. زیر دست استادها کار کردن. آن همه نیش خوردن نتیجه اش باید این باشد که من روزی دو تا امضاء بدهم و دوستان بیایند اینجا و حرف بزنند. اینها از هر رشته ای حرف می زنند به جز رشته تخصصی خودشان. گفت: اینجا ایران است. گفتم: خب می دانم که ایران است. اما آخر اینطور هم نباید باشد. گفت: فکر آنجا را از سر به در کن. گفتم : من هرچه یاد گرفتم به این آرزو بود که به ایران بیایم و بین مردم نشر بدهم تا یکی اینجا از آن به نوایی برسد. به نانی برسد. اینطور که عملی نیست. من تا آخر عمر بیایم و روزی دو تا امضاء بدهم و بنشینم و حرف بزنم ، نتیجه ای ندارد. پیشرفتی در بین نخواهد بود. گفت : چه می خواهی؟ گفتم:کار. می خواهم کار کنم و چیزی که یاد گرفتم نشر دهم. گفت : حیدرآباد می روی؟ گفتم: من مدت ها است که ایران نبوده ام. نمی دانم که حیدرآباد کجاست و چه امکاناتی به من می دهید. گفت: حیدرآباد 5 کیلومتر بعد از کرج است. (حالا البته آنجا جزئی از کرج شده است.)
نحل منفرد: بله وسط کرج است.
نعمت الله شهرستانی: بله گفت: 5 کیلومتر بعد از کرج است. آنجا ما یک دامپروری داریم پرورش گاو ،گوسفند ، بز ، مرغ همه اینها هست. یک استاد مدنی بود که چند تا کندو هم آنجا داشت و آن کندو ها همین طور رها شده و فقط یکی دو تایش باقی مانده است. گفتم: پس یک استاد زنبور عسل هم داشتید؟ گفت: تصدیق پایه شش هم نداشت. یک روز مدارکش را آوردم. گفتم: نشان بده که کجا شما دکتر هستید؟کجا لیسانس هستی؟ کجا دیپلم گرفتی؟ کجا کلاس شش را داری؟ نتوانست جواب بدهد گفت: دوستان محبت دارند به من استاد می گویند. به هر حال دو سه تا کندو آنجا هست برو آنها را ببین بعد بیا حرف بزنیم. تلفن کرد و راننده آمد. گفت: آقای دکتر شهرستانی را سوار کن و ببر حیدر آباد و بگو قسمت زنبور عسل را نشانشان بدهند.
در این فاصله رئیس پرورش زنبور عسل فهمید که من دارم می روم گفت :من هم می آیم. بعداً دیگران که با من دوست شده بودند گفتند: این آمده بود ببیند که تو چیزی نمی دانی و گزارش بدهد تا تو را بیرون کنند.  به هر حال رفتیم آنجا و من را پیش کندوها بردند. در سی متری کندوها ماشین را نگه داشت. داخل ماشین نشست و شیشه ها را هم بالا برد. خرداد ماه بود و من پیراهن آستین کوتاه پوشیده بودم . رفتم جلو . آن دو کندو نامرتب بودند. حدود ربع ساعتی با آنها کار کردم. مرتب شان کردم و آمدم. ازش پرسیدم: چرا نیامدی کندو ها را ببینی؟ گفت: نیش می زنند!  گفتم :این نیش ، این نیش ، این نیش ، اینها  نیش!  گفت: باد نمی کند؟ گفتم:یک ساعت از تهران تا اینجا آمدیم حالا یک ساعت هم باید برگردیم ، اگر باد کند می بینی! رفتیم تهران و نشانش دادم. گفت: باد کرد؟ گفتم : نه.
رفتم پیش مدیر کل . می خواستم بروم داخل، منشی گفت :آقای دکتر نروید جلسه با مدیران و رؤسای قسمت ها است. نروید قدغن است. به دروغ گفتم خود ایشان من را خواسته اند! گفت: آها ،پس بفرمایید. رفتم داخل. در را که باز کردم ، گفت : بله آقای دکتر چیه؟ گفتم: آمده ام که نیش ها را شما از بدنم بکنید. رفتم جلو. می کند و می شمرد: یک ، دو ، سه . خلاصه هفت نیش را کند. گفت: چند نیش آدم را می کشد. به مبالغه گفتم: پنج تا!  گفت: پس حالا بایستی مرده باشی دیگر. گفتم: نه اما مواقعی هست که یک نیش هم انسان را می کشد.
وقتی نیش ها را کند خواستم بروم. گفت: نه همین جا بایست. نشاند من را و به حضار گفت: بودجه آزمایشگاه آقای دکتر شهرستانی را همین حالا معین می کنیم. به یکی گفت: دوازده هزار تومان را که برای فلان کار قول دادم دفعه آینده به تو می دهم. چهار هزار تومان از بخش دیگری کم کرد. سه هزار تومان از جای دیگر و یازده هزار تومان از بخشی دیگر . بالاخره آن روز 54 هزار تومان پول تهیه کرد.
نحل منفرد: برای بودجه آزمایشگاه در حیدر آباد؟
نعمت الله شهرستانی: بله آن موقع این خیلی پول بود. همان موقع ما یک خانه با 4 اتاق نزدیک دانشگاه با 26 هزار تومان خریده بودیم. 54 هزار تومان خیلی پول می شد. به هر حال گفت: برو به مرکز حیدر آباد یک جای مناسب معین کن. روز یک شنبه مهندس می آید. نقشه آزمایشگاه را هم بکش و به او بده. رفتم و جایی را معین کردم و هفته آینده آمدند و کار ساخت شروع شد. این اولین آزمایشگاه کشور ما بود.
نحل منفرد: فقط برای زنبور عسل؟
نعمت الله شهرستانی: بله فقط برای زنبور عسل.
نحل منفرد: این اتفاق در چه سالی بود آقای دکتر؟
 نعمت الله شهرستانی: خرداد 1344 . این اولین آزمایشگاه زنبور عسل بود که به دوم نرسید. فقط اینجا در اتاق برق من برای زنبوردارها یک امکاناتی ایجاد کردم که شبیه آزمایشگاه است. حدود 3 میلیون تومان اثاثیه ای که مربوط به زنبور عسل بود و با خودم از آلمان آورده بودم هدیه کردم به اینها.

 


 
نحل منفرد: در آزمایشگاه حیدر آباد چه کار می کردید؟
نعمت الله شهرستانی: زنبوردارها می آمدند. آزمایشاتی می کردیم. یک هفته آنجا می ماندند. روزها می آمدند آنجا و آموزش می دادیم. در همانجا بود که به فکر نوشتن این کتاب افتادم. (اشاره به کتاب زنبور عسل و پرورش آن) شروع کردم به نوشتن و حالا این کتاب همه جا پخش شده است. این یک کتاب علمی است اما به زبان مردم. من کتاب علمی ای را در این حوزه نمی شناسم که 20 بار تجدید چاپ شده باشد. این کتاب تا به حال 20 بار تجدید چاپ شده است.
نحل منفرد: آخرین چاپ کی بوده؟
نعمت الله شهرستانی: پارسال یا پیرار سال اما الآن باید زیر چاپ بیست و یکم باشد. روش کار چاپخانه چندان جالب نیست. از چپ و راست کار می زنند و تمام سعیشان این است که با یک کتاب میلیونر بشوند. آخر بگزارید به مؤلفین کمک مادی بشود ، آنها زیاد به سمت شما می آیند. از این امکان برای رشد استفاده کنید.  15 درصد از قیمت کتاب را به مؤلف می دهند. تازه مثلاً می گویند 8 درصد از کتابهای چاپ شده ضایعات شده است و 5 در صد هم باید مالیات بدهیم و اینها را کم می کنند. در حالی که معلوم نیست مالیات را می پردازند یا نه. و در 3000 جلد کتابی که چاپ می شود آیا 240 عدد ضایعات است؟
نحل منفرد: آقای دکتر کجا به دنیا آمدید؟
نعمت الله شهرستانی: در رشت
نحل منفرد: در چه سالی؟
نعمت الله شهرستانی: دوم تیر ماه 1302 شمسی . نود و دو سالم است.
نحل منفرد: فرمودید تحصیلات دانشگاهیتان در شهر بن آلمان بوده است. چه سالی به آلمان رفتید؟
نعمت الله شهرستانی: در سال 1326 اول به فرانسه رفتم. دو سال پزشکی خواندم. سال اول را خواندم.  سال دوم پدرم – حاج ابراهیم شهرستانی - فوت شد. او آدم متدینی بود . به من گفته بود که پزشکی بخوان و روزهای پنج شنبه مردم را مجانی مداوا کن که ثواب داشته باشد. من هم دو سال خواندم . وقتی او مرد با خود گفتم پزشکی خیلی ها می خوانند. پزشکی مردم را علاج می کند اما جیب مردم را پر نمی کند. آن موقع وضع اقتصادی مردم خیلی بد بود. گفتم: الآن مردم به نان احتیاج دارند اول باید آن را تهیه کرد ، این بود که تغییر رشته دادم. به آلمان رفتم و در آنجا رشته کشاورزی را شروع کردم.
نحل منفرد: پس رفتید آلمان و رشته کشاورزی خواندید. آن موقع در دانشگاه های آلمان گرایش زنبور عسل تدریس می شد؟
نعمت الله شهرستانی: در دانشگاه آزمایشگاهی بود به نام آزمایشگاه زنبور عسل و در آنجا مباحث مرتبط با پرورش زنبور عسل آموزش داده می شد. در ابتدای کتاب "زنبور عسل و پرورش آن "  تصویر استادم در آن آزمایشگاه هست.
نحل منفرد: استاد گوتسه.
نعمت الله شهرستانی: گوتسه ، بله ، مرد بسیار خوبی بود. روز اول که آنجا رفتم ، کمی درس داد. بعد ما را برد کنار کندوها. نزدیک کندو دیدم زنبوری روی زمین افتاده و نمی تواند جایی برود. پرسیدم: چرا این پرواز نمی کند. گفت: اینها پرهایشان موقعی می تواند فعالیت کند که گرمای هوا 8 درجه یا بیشتر باشد. حالا هوا 4 درجه است . گول خورده و از کندو آمده بیرون ، عضلاتش فلج شده و نمی تواند برگردد. من دلم سوخت. آن را برداشتم و گذاشتم روی دستم. ها کردم تا گرم شد. به عنوان تشکر نیشش را در دستم فروکرد.
نحل منفرد: عجب
نعمت الله شهرستانی: یک ساعت بعد دستم تا آرنج باد کرده بود. شب 40 درجه تب کردم . شب بعد هم تب ادامه داشت. با این دست نمی توانستم غذا بخورم و با دست چپ می خوردم. این را استاد دید اما چیزی نگفت. من دو نفر از ایرانی ها را هم ترغیب کرده بودم که بیایند و با من همکلاس باشند تا در ایران تک نباشم. با هم بتوانیم یار باشیم. اینها هم چهار ، پنج جلسه ای آمدند و خیلی خوشحال بودند. یکی از این جلسات که کار می کردیم یک زنبور صورتم را نیش زد. به شدت باد کرد. وقتی درس تمام شد ، بیرون رفتیم. یکی از این دوستان که اصفهانی بود گفت: پدر آمرزیده من پدرم زنبوردار بود ، مادرم زنبوردار بود ، بیایم زنبورداری بخوانم ، نیش بخورم و به روز تو بیافتم؟ من دیگر نمی آیم. دومی رشتی بود و از خانواده سمیعی ها گفت: اگر مادرم بشنود که من با زنبور سر و کار دارم غش می کند. این شد که تنها ماندم. استاد هم که باد دست و صورتم را دید گفت: بهتر است شما زنبورداری نخوانید. چون کسانی هستند که با یک نیش مرده اند. گفتم: این تنها موردی است که از حرف شما اطاعت نمی کنم و ادامه می دهم. گفت: به هر حال من به شما گفتم. گفتم: بله شما گفتید و من اطاعت نکردم. ادامه دادم. بعد از دو سال یک روز در همان زنبورستان آزمایشگاه ، داشت با یک خانم زنبوردار صحبت می کرد که عکاس زنبور عسل آمد. من دستم را کردم توی زنبورها و یک مشت زنبور را کف دستم بالا آوردم و عکاس عکس من را گرفت. این عکس در کتاب هست. استاد یاد آن روز من افتاد و گفت: عجب جرأتی!
نحل منفرد: بله دیده ام اما تا همین حالا که شما گفتید نمی دانستم که عکس خودتان هست! پس شما به عنوان قسمتی از واحد های مرتبط با دامپروری دروس مرتبط با زنبور عسل را خواندید.
نعمت الله شهرستانی: دروس کشاورزی و دامپروری با هم ارائه می شد تا مقطع کارشناسی. بعد از آن 4 سال باید تخصص باغبانی را می خواندم. در این دوران باید دوره های یک ساله تخصص های دیگر را هم می خواندم. پرورش زنبور عسل ، پرورش ماهی و جنگل را انتخاب کردم. من برای انتخاب تخصص های مختلف گیلان را در نظر گرفتم. گیلان به این سه تخصص نیاز داشت. می دانید تالش یکی از مراکز زنبور عسل کشور است.
نحل منفرد: بعد از حیدرآباد کجا رفتید آقای دکتر؟ من آثار شما را از سیستان و بلوچستان و جاهای دیگر دیده ام و برایم جالب بود.

 


 
عکس از دانشگاه گیلان


نعمت الله شهرستانی: من از وزارت کشاورزی منتقل شدم به سازمان انرژی اتمی. اتم در خدمت کشاورزی. آنجا با تشعشعات آلفا ، بتا ، گاما و لاندا سر و کار داشتم. با استفاده از تشعشعات گاما نوع جدیدی از برنج را تولید کردم. هر بوتۀ برنج ده تا دوازده خوشۀ برنج دارد. برنجی که من تولید کردم تا 32 خوشه داشت.
در سازمان انرژی اتمی ما باید در پایان وقت اداری هر روز گزارش کار آن روز را می نوشتیم. شب ها از ساواک می آمدند و از گزارشات عکس برداری می کردند. وقتی من آن برنج را تولید کردم گزارشش را نوشتم. در آن وقت رئیس مستقیم من شخص گردن کلفتی بود که عضو سازمان بازرسی شاهنشاهی بود. بازرسی شاهنشاهی جایی بود که ساواکی ها فقط از آنها می ترسیدند. رئیس گزارش من را خواند و پیش من آمد و گفت: دکتر این چیز خوبی است. هفته آینده در پدافند مراسمی هست که اعلیحضرت به آنجا می آیند و ما می توانیم گزارش آن را ارائه کنیم. به رشت برو و نمونه های کشت شده را بیاور و آماده کن. من به رشت رفتم و نمونه ها را آوردم. روز معین ماشین لند روری داشت ، سوار شدیم و به محلی که شاه قرار بود بیاید رفتیم. آنجا یک غرفه به من دادند و من نمونه ها را مرتب چیدم و غرفه را آماده کردم. آن وقت به من گفت: بگو به اعلیحضرت چه می خواهی بگویی. من گزارشی را که آماده کرده بودم برایش خواندم. کلمات مبالغه آمیزی به آن اضافه کرد. من می گفتم " شاهنشاه آریامهر " گفت: باید بگویی " خدایگان شاهنشاه آریامهر ". به هر حال گفت: همه چیز را مرتب کن ظهر دنبال تو می آیم که با هم برویم برای ناهار. موقع ناهار آمد و گفت: یک بار دیگر گزارشت را بگو می خواهم نزد اعلیحضرت سلیس حرف بزنی. من هم یک بار دیگر گزارش را برایش ارائه دادم. گفت: خب برویم برای ناهار. سوار لندرور شدیم و به انرژی اتمی آمدیم و با چند نفر از دوستان نشستیم و غذا خوردیم. گفت : دکتر همین جا باش من دفتر کاری دارم. انجام می دهم و بر می گردم با هم برویم. نشستم ، پنج دقیقه ، ده دقیقه ، یک ربع ، نیم ساعت ، نیامد. رفتم پیش منشی اش گفتم: فلانی چه شد. گفت: رفت به پدافند. فهمیدم اینکه می گفت: گزارشت را دوباره بخوان تا ببینم سلیس می خوانی یا نه ، می خواست خودش یاد بگیرد و گزارش را بدهد.
نحل منفرد: گزارش شما را گرفت ، تغییر داد و به نام خودش ارائه کرد؟
نعمت الله شهرستانی: گزارش من را گرفت و برد ارائه کرد و برگشت و من جیک هم نزدم. می دانستم که اگر حرفی بزنم نتیجه اش پنج سال زندان است. چون دستش به این کارها می رسید. بعد از یکی دو هفته دیدم شاه یک بنز آخرین سیستم به اش هدیه کرده است.
نحل منفرد: عحب به خاطر نتیجه تحقیقات شما.
نعمت الله شهرستانی: بله ، جیک هم نزدم. البته این انسانیت را داشت که هر جا من را می خواست بفرستد با همان ماشین بنز می فرستاد. با دیگران این کار را نمی کرد اما با من این طور بود.
در آنجا بودم تا انقلاب شد. من دیدم هیچ کاری در سازمان نیست. دیدم می آییم می نشینیم گپ می زنیم و می رویم خانه. کارها همه خوابیده بود. رئیس دانشگاه زاهدان آمده بود آنجا و با یکی از همکاران صحبت می کرد. ضمن صحبت ها او به من گفت: ایشان رئیس دانشگاه سیستان و بلوچستان هستند. از من پرسید: میل دارید به دانشگاه زاهدان بیایید؟ گفتم: کار هست؟ می شود آنجا کار خاصی انجام داد؟ گفت: خیلی زیاد. دانشجو داریم و می توانید کار کنید. گفتم : بسیار خوب حاضرم ، بله. اگر کار باشد حاضرم. کار را درست کرد و من رفتم آنجا. رئیس دانشکده کشاورزی شدم.
آنجا چه کار کردم؟ روزی یکی از دوستانم که خودش اهل زابل بود گفت: دکتر برویم زابل و اطراف دریاچه هامون دوری بزنیم. خب رفتن به اطراف دریاچه هم که خوب است. گفتم: برویم. روز جمعه با ماشین به زابل رفتیم و گشتی زدیم. در زابل قبرستان شهر را که می دیدی از انسانیت ات خجالت می کشیدی. وسعت قبرستان پنج ، شش برابر شهر بود! گفتم: چرا این طور است. گفت: بر اساس آماری که اداره آمار داده است سن متوسط در ایران 69 سال است، اینجا سن متوسط 23 سال است.
نحل منفرد: عجب
نعمت الله شهرستانی: گفتم: آخر چرا؟ گفت: مالاریا. گفتم: مالاریا دارند؟ گفت: خیلی زیاد همه دارند! با هم که قدم می زدیم شخصی را نشان داد و گفت: این صیاد اینجاست اینجا فقط همین یک صیاد را دارد. صدا زد: علی ، علی.  علی آمد و نشستیم و کمی حرف زدیم. گفتم: اینجا زندگیت خوب هست؟ گفت: اینکه می بینید زندگی من است. یک چادری بود که در قسمت بالا سه چهارم آن پاره شده بود و رفته بود. این نشسته بود آنجا با دو تا بچۀ سه چهار ساله. یک دختر و یک پسر. پسر کاملاً لخت ، دختر هم فقط یک شورت پوشیده بود. گفت: این زندگی من است. گفتم: ماهی می گیری. گفت: ده بیست تا ماهی در هفته می توانم بگیرم. حدود چهارده تایش را که بایستی بخوریم. پنج شش تایش را می فروشم و با پول آن باید زندگی کنم. رفتیم تا سوار قایقی که از نی درست می کنند بشویم. نام این قایق ها توتن است. سوار شدم. فقط شاید چند متری توتن را حرکت داده بود که فریاد کردم: برگرد ، برگرد ، برگرد. من تا ده دقیقه سرفه می کردم و از دهان و بینی ام پشه بیرون می آمد. اینقدر آنجا پشه داشت. گفتم: اینها شما را اذیت نمی کند؟ گفتند: مالاریا همین است دیگر.  ما پشه بند می زنیم. اینها وقتی می آیند گرسنه اند و بدنشان باریک است. از توری پشه بند عبور می کنند. نمی گذارند تا صبح بخوابیم. بعد ما را نیش می زنند و چاق می شوند. و دیگر نمی توانند بیرون بروند. روی توری آنها را می کشیم . تعدادشان آنقدر زیاد است که هفته ای یک بار باید پشه بند را بشوییم.
گفتم: اینجا شیشه دارید. گفتند: چه کار می خواهید کنید. گفتم: از آب می خواهم نمونه بردارم. دوستم گفت: اینجا که نیست بیا برویم زابل یک نوشابه بخوریم و شیشه اش را بیاوریم. همین کار را کردیم و از آب نمونه گرفتم. بعد رفتم به استانداری پیش استاندار سیستان و بلوچستان. گفتم: در هامون می شود ماهی تولید کرد. اگر به من امکانات بدهید من این کار را می کنم. گفت: چهارصد هزار تومان بودجه دارم این را می توانم به شما بدهم. گفتم: همین را بدهید. با چهارصد هزار تومان توانستم دو تا استخر بکنم  به طول 25 متر و عرض 8 متر. چهارصد هزار تومان تمام شد. رفتم دوباره پول بگیرم دیدم استاندار عوض شده است. به استاندار جدید گفتم ، گفت: کار خیر است ، پول می دهیم. فقط بگذارید بودجه ما از تهران بیاید. گفتم کی می آید. گفتند: اواخر همین هفته باید بیاید. چندین هفته گذشت و بودجه نیامد. دیگر من باید به سوئد می رفتم. همسرم سوئدی بود و باید به او سر می زدم.

 


 

 رفتم به سوئد و آن آب را هم با خودم بردم. آنجا دادم تجزیه کردند و نتیجه اش را دیدم. با استاد آلمانی که نزد او تخصص پرورش ماهی را گذرانده بودم تلفنی صحبت کردم. اوضاع را برایش شرح دادم. گفت: اینطور نمی شود بیا اینجا تا مفصل با هم صحبت کنیم. به آلمان رفتم. به او گفتم: یک ماهی می خواهم که رشدش سریع باشد ، گوشتش خوش مزه باشد و تخم پشه را هم بخورد. می دانید که پشه روی آب تخم می گذارد. گفت: این یکی از همان ماهی هایی است که تو با آن کار کرده ای. گفتم کدام و اسمش را گفت که البته اسم آن را الآن فراموش کرده ام. ماهی ای بود که اصلش از چین بود. از کشور چین آن را آورده بودند. پول 20 هزار ماهی یک روزه را به اش دادم. گفتم: هر وقت من تلفن کردم آن را به ایران بفرست. کمی هم غذای ماهی که برای سنین اولیه رشد آن بود هم گرفتم ، پول اضافه بار آن را دادم و با خودم آوردم. آمدم و استخر ها را آب انداختم. بعد تلفن کردم که آنها را بفرست. فرستاد به مهرآباد. طوری فرستادند که پنج شنبه به مهرآباد برسد. چرا که هواپیما به زابل فقط جمعه ها می رفت. زاهدان همه روزه پرواز داشت اما زابل فقط جمعه ها پرواز داشت. فرستاد و من آنها را آوردم و تغذیه کردم و بزرگ کردم تا به اندازه یک کف دست رسید. آنها را ریختم در هامون.
هرکس شاید بتواند ماهی را پرورش دهد و در محیط طبیعی رها کند ، اما همیشه نمی تواند موفق باشد. این کار نیاز به روش های خاصی دارد تا ماهی بتواند خودش را با محیط جدید تطبیق دهد. این کار مصادف بود با زمانی که خودم گرفتار خون ریزی شده بودم. از بینی ام مرتب خون می آمد.
نحل منفرد: مالاریا گرفته بودید؟
نعمت الله شهرستانی: خیر فقط خون ریزی بود. خیلی وقت ها موقع خواب دچار خون ریزی می شدم و دشک و بالش ، همه خونی می شد. به دکتر مراجعه کردم. یکی دو بار دارو داد. بعد از من پرسید تو اهل کجا هستی؟ گفتم اهل گیلان. گفت: این داروها به کار تو نمی خورد. باید برگردی! گفتم: چرا باید بازگردم؟ گفت: شما آنجا صد در صد هوای اشباع شده دارید. اینجا رطوبت هوا 5 تا 6 درصد است. اگر این اتفاق برای بدن تو نیافتد عجیب است. گفتم: یک همشهری در اینجا دارم چرا او این مشکل را ندارد؟ گفت: شخص با شخص فرق دارد جدار بینی شما نازک است و نمی توانید این وضع را تحمل کنید. راه نجاتت این است که به رشت برگردی. دکتر نوشت و من خود را به رشت منتقل کردم.
نحل منفرد: آقای دکتر این دوران چقدر طول کشید؟
نعمت الله شهرستانی: چهار پنج سالی بود.
نحل منفرد: پس چهار پنج سال رئیس دانشکده کشاورزی دانشگاه زاهدان بودید.
نعمت الله شهرستانی: بله ، بعد از چند سال یکی از اشخاصی که با هم روی ماهی ها کار می کردیم را در تهران دیدم. گفتم: وضع ماهی ها چطور شد. گفت: امسال دویست تن ماهی به مشهد فرستادیم. دویست تن هم به زاهدان فرستادیم و همین مقدار هم مردم روستاهای اطراف صید کرده اند و خورده اند.
نحل منفرد: از همان ماهی هایی که شما وارد کردید و پرورش دادی؟
نعمت الله شهرستانی: بله در آنجا از قبل هم ماهی وجود داشت ولی خیلی کم. بعد هم چند سالی قبل از آن یک مقدار از آن ماهی ها را آورده بودند به تهران و به عنوان ماهی سفید فروخته بودند و هر کس خورده بود مسموم شده بود.
نحل منفرد: پس احتمالاً مشکل مالاریا هم در آنجا حل شد؟
نعمت الله شهرستانی: گفتند که دیگر بدون پشه بند می خوابیدند و همان ماهی ها تخم پشه ها را خورده بودند.
نحل منفرد: البته آقای دکتر چند سالی است که دیگر هامون از بین رفته است.
نعمت الله شهرستانی: این ماهی ها از بین نمی روند.
نحل منفرد: دیگر آبی نیست آنجا کویر شده است.
نعمت الله شهرستانی: با وجود این آنها از بین نمی روند. این ماهی ها تا سرشاخه های رود هیرمند تا بالای کابل رفته و در آنجا هنوز زنده اند. اگر روزی آب به دریاچه هیرمند بیاید تعدادی از این ماهی ها با آب خواهند آمد. کافی است تنها پنجاه تا از آنها بیایند. ضریب ازدیاد این ماهی خیلی بالا معادل 400 هزار است. یعنی یک ماهی وقتی تخم می گذارد حداکثر تا 400 هزار تخم می گذارد. بنا بر این این ماهی با ضریب ازدیاد بالایی که دارد برای همیشه هست.
نحل منفرد: آقای دکتر در آن سالها خودتان هم زنبورداری می کردید؟
نعمت الله شهرستانی: بله خودم هم زنبور داشتم.
نحل منفرد: در کجا ، چه کار می کردید؟
نعمت الله شهرستانی: یک محلی هست به نام ایلیکا در جاده کرج-چالوس . در سمت راست از جاده باید خارج شوید و چند کیلومتری را طی کنید تا به آنجا برسید. آنجا آب و هوای خوبی دارد. زنبوردارها فهمیدند که من به آنجا می روم. یک دفعه آمدم دیدم که اوه ، شاید دو هزار کندو در اطراف زنبورهای من مستقر شده بودند. زنبوردارها بین خودشان گفته بودند: شهرستانی کندوهایش را جای بد نمی برد. هرجا که هست بهتر است ما هم به همانجا برویم. خلاصه من را تعقیب کرده بودند و جای زنبورها را یاد گرفته بودند.
نحل منفرد: آقای دکتر به گیلان که آمدید به چه کار مشغول شدید؟
نعمت الله شهرستانی: تدریس در دانشکده کشاورزی. مدتی هم رئیس گروه و معاون دانشکده بودم. همین جا هم زنبورها را آوردم و دانشجو ها را آموزش می دادم.
نحل منفرد: چه سالی بازنشست شدید؟
نعمت الله شهرستانی: سال 1375 بازنشست شدم.

 


 
عکس از دانشگاه گیلان


نحل منفرد: آقای دکتر چه شد که به سوئد رفتید؟
نعمت الله شهرستانی: والا ، زنی گرفتم ، زن سوئدی.
نحل منفرد: در همان سالها که آلمان بودید ازدواج کردید؟
نعمت الله شهرستانی: نه ، آمدم ایران و اینجا اذیتم کردند. یک مدیر کلی در دامپروری آمد که رفتار موهنی با من کرد. من گفتم: مردشور پولی را ببرد که برای به دست آوردنش باید زیر دست این طرز آدم بود. ماجرا این بود: زمانی که من استخدام شدم بعد از یک ماه شخص دیگری با مدرک شبیه به من استخدام شد. من با 1000 تومان حقوق ماهانه و او با 2500 تومان. رفتم پیش رئیس گزینش و گفتم: من دکتر هستم و او هم دکتر است چرا من را با هزار تومان استخدام کرده اید و او را با دو هزار و پانصد تومان؟ گفت: برای او سه تا سناتور تلفن کرده اند ، تو یکی بیاور تا حقوق تو را مثل او کنم. گفتم: نداشته باشم چی؟ گفت: همین است که هست و ضمناً چیزی را به شما بگویم آقای دکتر: آسان ترین کاری که ما اینجا می توانیم انجام دهیم این است که حکم کسی را باطل کنیم. هیچ کس هم نمی تواند به ما بگوید بالای چشمت ابرو.
همین آقای نورچشمی رئیس مرکز حیدر آباد شد که من آنجا بودم. شبها تا صبح به آنجا می آمدند و می نشستند و قمار بازی می کردند. صبح هم با چشمان خواب آلود می آمد و با همه دعوا می کرد. بودجه آنجا را هم می دزدید و به زنش داد تا به حسابش در آمریکا واریز کند. آن زن هم در آخر پول ها را برداشت و برایش از آمریکا طلاق نامه را فرستاد. آخر من برای شاه نامه نوشتم . حکم آمد و او از خدمت دولت برای همیشه اخراج شد. بعد از انقلاب یک بار من را در تهران دید. عینک زد تا من او را نشناسم ، اما شناختم. گفتم: احوال آقای دکتر ؟ دست و پایش را گم کرد. گفت: خیلی ممنون. من آن زن را طلاق دادم ها!
نحل منفرد: خب این ماجرا با همسر سوئدی گرفتن شما چه ارتباطی داشت؟
نعمت الله شهرستانی: من این خانم را از قبل می شناختم. در دانمارک او را دیده بودم. نامه ای نوشته بود و من را به آنجا دعوت کرده بود. این هم زمان با ماجرای این مدیر کل بود که بسیار من را آزرده بود. وقتی دیدم وضعیت اینطور است با خود گفتم به آنجا بروم. خلاصه رفتم و ازدواج کردیم .در بهترین دانشگاه آنجا در قسمت ژنتیک کار پیدا کردم. سوئد در زمینه ژنتیک در دنیا اول است. " لینه " کسی است که کار ژنتیک را دویست سال پیش شروع کرده است. اما نتوانستم از ایران دل بکنم. شعری هم در این زمینه گفته ام که برایتان می خوانم:
مرشد به بنده گفت: برو ترک عشق کن
این جای زور نیست برادر ، نمی کنم
دانم کنار پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی کشور نمی کنم
باغ بهشت و پرچم طاووس و قصر و حور
با سبزی زیبای شهر رشت برابر نمی کنم
نحل منفرد: احسنت. پس شما زندگی خیلی سختی داشته اید در ایران کار می کردید و همسرتان در سوئد بودند؟
نعمت الله شهرستانی: بله در اینجا کار می کردم و در تعطیلات به آنجا می رفتم.
نحل منفرد: همسرتان هیچ وقت به ایران نیامدند؟
نعمت الله شهرستانی: خیر مشغله ی کاری زیادی داشت و نیامد.
نحل منفرد: اسم همسرتان چه بود؟
نعمت الله شهرستانی: شارلوت یونگ تل.
نحل منفرد: الآن هم در سوئد زندگی می کنید؟
نعمت الله شهرستانی: بله من در سوئد زندگی می کنم و ایشان سوم ژانویه 2013 فوت شدند.
نحل منفرد: خدا ایشان را رحمت کند.
نعمت الله شهرستانی: اما چرا در سوئد زندگی می کنم؟ من دوبار سکته مغزی کردم. یک بار در سوئد و یک بار در ایران. در سوئد وقتی به هوش آمدم پنج نفر پزشک متخصص بالای سرم بودند تا من را به هوش بیاورند. هیچ پولی هم از من نگرفتند. خدمات درمانی آنجا مجانی است. این مال سوئد . اینجا که بیدار شدم. در همین اتاق افتاده بودم. چشمم را که باز کردم دیدم یک پسر بچه بالای سرم ایستاده و یک گوشی هم دور گردنش است. گفتم: شما پزشک هستید؟ گفت: نه من کارمند اداره بهداری هستم. من را فرستاده اند تا شما را به حال بیاورم. گفتم: به حال آوردی!؟ ببینید این ، با آن. مقایسه نمی شود کرد. آنجا برای انسان ارزش قائلند. آن رئیس بهداری ای که چنین کسی را فرستاده واقعاً باید از شغلش برکنار شود.
نحل منفرد: آقای دکتر غیر از کتاب " زنبور عسل و پرورش آن " کتاب های دیگری هم نوشته اید؟
نعمت الله شهرستانی: نه تا کتاب نوشته ام.

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

داوود پناهی: در آمریکا دولت هزینه های انجمن های زنبورداران را می پردازد!

نحل منفرد: داوود پناهی یک زنبوردار ایرانی الاصل ساکن ایالت میسوری آمریکا است. در یک گفت و گوی تلفنی با ایشان در خصوص حمایت دولت از صنعت پرورش زنبور عسل ، نقش و روش تشکیل و اداره انجمن های زنبورداران آن کشور و استفاده ی وی از کندوهای کف باز صحبت کردیم.

داوود پناهی

 

نحل منفرد: آقای پناهی چه شد که زنبوردار شدید؟

داوود پناهی: همیشه آرزو داشتم که زنبورداری را شروع کنم. من آذری هستم .  در کنار رود ارس بزرگ شده ام. این مربوط می شود به سال های پایانی جنگ جهانی دوم. وقتی که روس ها زنبورداری می کردند و عسل برداشت می کردند آنها را تماشا می کردم. همین برای من انگیزه شد که یک روزی زنبورداری را شروع  کنم. بعد ها بزرگ شدم و به تهران رفتیم و از آنجا به کالیفرنیای آمریکا مهاجرت کردم. در هیچ جا فرصت نشد تا هشت سال پیش به میسوری آمدم. در میسوری امکاناتش را خداوند به وجود آورد و من کار را شروع کردم.

نحل منفرد: خب آقای پناهی بگذارید سؤالاتم را از اینجا شروع کنم. من دیدم که شما عضو یک انجمن زنبورداری هستید. ( Beekeepers association of the Ozarks ) گویا در آمریکا چنین انجمن هایی زیاد هستند اما در ایران حضورشان کم رنگ است. فایده حضور در این انجمن ها چیست؟

انجمن زنبورداران - نحل منفرد

داوود پناهی: این سؤال خیلی زیبایی است. در اینجا برای هر منطقه مثلاً مجموعه ای از ده شهر کوچک یک محلی را برای انجمن زنبورداری اختصاص داده اند. زنبوردارهای منطقه عضو این انجمن می شوند. در این انجمن ها زنبورداران با تجربه حضور دارند. همچنین در این محل ها کتب و مجلات تخصصی زنبورداری وجود دارند که ما را با آخرین پیشرفت ها در این حوزه آشنا می کنند. ما ماهی یک بار در آنجا جمع می شویم. در جلسات مطرح می شود که مثلاً پناهی با کنه واروآ چنین مشکلی داشته است. زنبورداران معتبر و با تجربه ای داریم که در خصوص حل این مشکل نظراتشان را می دهند. در انجمنی که من عضو آن هستم حدود صد نفر زنبورداران تازه وارد و صد و پنجاه نفر از زنبورداران قدیمی عضو هستند.

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

زنبورستان ها هم به گرفتن کد IR مکلف می شوند
رییس سازمان دامپزشکی کشور در همایش بهداشت و بیماری های زنبور عسل از فراهم کردن مقدمات صادر کردن کد IR برای تولید کنندگان انبوه عسل، اعم از پرورش دهندگان زنبور یا کارگاه های بسته بندی عسل خبر داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کشاورزی ایران(ایانا)، مهدی خلج، رییس سازمان دامپزشکی کشور در آیین همایش بهداشت و بیماری های زنبور عسل که در واپسین روز کاری هفته در سالن کوثر سازمان صدا و سیما برگزار شد؛ پیش از آن که به مبحث اصلی مد نظرش ورود کند، مستندات دینی و تاریخی زنبور عسل و عسل را یادآور شد و گفت: با مروری بر این مستندات آن چه همواره به اذهان خطور می کرد، غذایی شیرین تر از عسل بود که ذائقه همگان، این اهمیت را تایید می کرد.

وی با مرور آیه های 68 و 69 سوره نحل گفت: در این آیه ها خداوند می فرماید پروردگار تو به زنبورعسل وحى [الهام غريزى] كرد كه از پاره‏اى كوه ها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى‏كنند، خانه‏ هايى براى خود درست كن؛ سپس از همه ميوه‏ ها بخور و راه هاى پروردگارت را فرمان بردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگ هاى گوناگون است بيرون مى‏آيد، در آن براى مردم درمانى است. راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى] است.

رییس سازمان دامپزشکی کشور در ادامه با اشاره به هفته وحدت، به دو حدیث از پیامبر(ص) نیز اشاره کرد؛ یکی آن که می فرماید عسل و قرآن را برای درمان شما توصیه می کنم و دیگر آن که که بدن به واسطه 3 چیز شاداب می شود؛ "بوی خوش، لباس نرم و نوشیدن عسل."

خلج در ادامه اما به رنگ باختن این سابقه شیرین تر از عسل در سال های اخیر اشاره کرد و گفت: مجموعه ای ازعوامل؛ اعم از تغییرات آب وهوایی، خشکسالی، استفاده از سموم به صورت بی رویه، صنعتی شدن و گسترش امواج مغناطیسی و...در کاستن از جمعیت این موجود ارزشمند و مخاطره جان آن ها تاثیر گذار بوده است.

زنبور بیمار است

رییس سازمان دامپزشکی کشور در ادامه تاکید برحساسیت زنبور عسل در مباحث امروز دامپزشکی، به خاطره ماموریت اخیرش به اجلاس مجمع عمومی بهداشت دام اشاره کرد که به صورتی پیوسته و در بنر های متحرک پشت سخنرانان هشدار می داده است: "زنبور بیمار است."

وی در همین راستا پیشنهاد کرد تا هر چه سریع تر کمیته ای متشکل از زنبورداران، معاونت دام وزارت جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقاتی ذی ربط، نمایندگان دانشگاه ها و سازمان دامپزشکی کشور که مسوول اجرای باید ها و نبایدهای مصوب مراجع علمی است، ایجاد شود و به تصمیم گیری های راهگشا در این زمینه مبادرت ورزند.

خلج که می کوشید به نوعی زمینه لزوم تسریع مقرراتی نظارتی مانند برخورداری کد IR نزد واحدهای زنبورداری را نیز به خوبی برای آن ها تبیین کند، به پرسش چرایی اجباری نشدن این کد از سوی گزارشگر یک رسانه تخصصی (خبرگزاری کشاورزی ایران) برای زنبورداران و پیش از آغاز رسمی همایش اشاره کرد و افزود: اینجانب به نماینده خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) خاطره دوران مسوولیت خودم را در سال 69 در اداره کل دامپزشکی استان تهران یادآور شدم که بر خلاف دوران امروز که بیش از 270 کشتارگاه صنعتی طیور فعال شده اند، در گوشه و کنار شهر 4 کارگر افغانی با یک کپسول گاز و چند ابزار ابتدایی مرغ های مصرفی مردم را کشتار و روانه بازار می کردند.

منبع:سایت اتحادیه سراسری زنبورداران ایران زمین

ادامه مطلب