کارهای زنبور داری در ماه دی

موضوعات : سالنامه

کارهای زنبور داری در ماه دی
دی ماه هم مثل ماه آذر كم كارترین ماه سال برای زنبور دار است. دست به تركیب كندوها و جمعیت ها نباید زد. تنها به خاطر بازدید و بررسی وضع آنها از راه سوراخ پرواز می توان به كندوها نزدیك شده و آنهایی كه ناراحتی نشان می دهند و یا مشكوك به نظر می رساند شماره هایشان را یادداشت نموده ولی باز هم تا مساعد شدن موقتی هوا كاری به كارشان نداشت. دی و بهمن سردترین ماه های سالند. اسفند هم در بعضی از سال ها و یا در برخی از نقاط سرد است. جمعیت های سالم در داخل كندو و از آرامش كامل زمستانی برخوردارند به هیچ وجه نباید آرامش آنها را بهم زد.
زنبور عسل میلیون ها سال است كه روی زمین فعالیت می كند. زمانی كه از انسان نه خبری بود و نه اثری تمام این مدت را بدون دخالت و كمك انسان زمستان های سرد را داخل سوراخ های درختان در جنگل ها و حفره های سنگ ها گذرانده است. برای اینكه از هوای سرد زمستانی آسیبی نبیند در داخل سوراخ ها و حفره ها به همدیگر سخت چسبیده گلوله و یا خوشه ای را تشكیل دادند كه داخل آن گرمای مورد نیاز زمستانیشان را تولید و تامین می كردند بطوری كه عوامل خارجی نتوانند آنها را از بین ببرند. به زبان دیگر با سختی ها و ناراحتی های طبیعت توانستند بدون دخالت انسان كنار آمده و از زمستان های سرد و حتی یخبندان در تمام میلیون ها سال گذشته جان سالم بدر برند. بررسی همین وضع نشان می دهد كه در زمستان بهتر است كاری بكار زنبورها نداشته و آنها را به حال خودشان گذاشت.
این درس را انسان از طرز طبیعی زمستانگذرانی زنبورها در حالت وحشی یاد گرفته و همان طور هم باید با وی رفتار كند. كنترل هفتگی سوراخ های پرواز را باید بدون دست زدن به كندوها انجام داد و هنگام بررسی وضع داخلی آنها در هوای گرم و آفتابی تا آنجا كه ممكن باشد از ایجاد سر و صدا و یا رفتار خشن با زنبورها احتراز نمود.
سوراخ پرواز بهتر است سراسری و متحرك با ارتفاعی كمتر از 7 میلیمتر باشد تا بتواند مانع ورود موش های خیلی كوچك به داخل كندو گردد. متاسفانه در كندوهای ساخته شده در ایران این موضوع نه تنها رعایت نمی گردد بلكه تاكنون اصلا ناشناخته است. استفاده از آن به ویژه در نقاط مرطوب یكی از راه های نجات از قارچ زدگی زمستانی شان ها در داخل كندو است و به علاوه اگر به دلیلی مرگ و میر زمستانی زنبورها در كندوهایی كه سوراخ پرواز متحرك سراسری دارند آنقدر زیاد باشد كه كف آن را پوشانده و از راه خروج و ورود زنبورها را مسدود نماید. تنها با یك میله سر كج می توان زنبورهای مرده را بیرون كشیده تا هوای كافی به زنبورها برسد و خفه نشوند و یا با قرار دادن یك صفحه نایلونی و یا تخته سه لا در كف كندو در مهر ماه همین كار راحت تر انجام می گیرد. بدین طریق كه با برداشتن كامل تخته ای كه سوراخ پرواز را تشكیل می دهد. نایلون یا تخته سه لا را براحتی بیرون كشیده از طرز محل ریخته شدن زنبورهای مرده وضع جمعیت را حدس زد و یا با دیده شدن جسد ملكه بین آنها از بی ملكه بودنشان مطلع شد. سپس صفحه نایلونی و یا تخته سه لا را تمیز كرده به آرامی دوباره در كف كندو گذاشته و تخته پرواز متحرك را به محل اولیه اش برگرداند و این كار را هر هفته و یا هر چند هفته یكبار تكرار كرد. البته همه اینها باید بدون ایجاد سر و صدا و با آرامی و ملایمت كامل انجام گیرد. تا زنبورها ناراحت نشده و خوشه زمستانی را ترك نكنند كه در این حال تلف خواهند شد. هر زنبور كه در سرمای زمستانی خوشه را ترك كند محكوم به مرگ است.
در روزهای نسبتا گرم این ماه اگر جلوی سوراخ پرواز فعالیتی ندیدید و خواستید از زنده بودن جمعیت آن مطمئن شوید 2 كار می توانید بكنید.
1- یك لوله لاستیكی یا پلاستیكی را از راه سوراخ پرواز به داخل كندو فرستاده سر دیگرش را به گوشتان نزدیك كنید. اگر جمعیت زنده بود صدایش را خواهید شنید.
2- گوشتان را به یكی از دیواره های كندو چسبانده و چند ضربه نسبتا ملایم با پشت انگشت ها به دیواره دیگر آن وارد كنید. از جمعیت زنده در مقابل هر ضربه صدائی واضح ولی كوتاه شنیده خواهند شد.
موم های تصفیه شده و قالب زده را تحویل كارخانه قالب زنی موم كه خوشبختانه امروزه چند عدد از آنها در ایران مشغول كار می باشند داده و باید به اندازه نیاز سالیانه ورقه های موم قالب زده برای استفاده در بهار سال آینده تحویل گرفت. در بهار و گرما گرم فعالیت جمعیت ها زنبور دار وقت كافی برای تهیه آن ندارد بخصوص آنكه همه زنبور دارها هم در بهار به دنبال آن می روند در نتیجه تهیه اش مشكلتر می شود. با ورقه های موم پرچ شده ای كه تازه خریداری شده و یا از قبل در انبار بود باید به اندازه كافی دیواره درست كرده برای زمانی كه جمعیت ها در بهار در حال رشد و یا ازدیادند آماده داشت.
كندوهائی خالی و معیوب را تعمیر و آماده بهره برداری نموده، كندوهایی كه بعد از متحد كردن دو جمعیت خالی و یا زنبورهایشان تلف شده اند را تمیز و در صورت نیاز تعمیر كنید.
شناسنامه های كندوها را كه از اول فروردین قابل استفاده خواهند بود خط كشی و آماده باید كرد. با این شناسنامه ها می توان از اوضاع زندگی هر جمعیت آگاه شد بدون اینكه باز كردن كندویش لازم باشد. شناسنامه های سال پیش جمعیت ها را با دقت كامل و موشكافی مطالعه كرده و پس از مقایسه با سالنامه های سال پیشتر و نتیجه گیری از وضع فعالیت آنها 10 عدد از فعالترین و آرامترین جمعیت ها را انتخاب كرده و در ازدیاد جمعیت ها در سال آینده تنها از همین ها استفاده می كنند.
درباره مطالعه كتاب ها زنبور داری باز هم سفارش می كنم. بدون مطالعه ممكن است یك زنبوربان شد ولی زنبور دار شدن غیر ممكن است حتی اگر تعداد كندوهایتان 500 عدد و یا خیلی بیشتر باشد. مطالعه و عمل مثل دو پای یك انسانند و می دانید كه انسان با دو پا خیلی بهتر می تواند راه برود و حتی به سرعت بدود تا شخصی كه یك پایش را بریده باشند.
چكیده کارهای زنبور داری در ماه دی:

1- دست به تركیب جمعیت ها و كندوها نزنید. وضع داخلیشان را تنها از راه سوراخ پرواز هر هفته بررسی نمائید.
2- در صورت اجبار به باز كردن كندو در یك روز آفتابی دی ماه، از ایجاد سر و صدا احتراز نموده و این كار را در نهایت آرامش ولی سریع انجام دهید.
3- سوراخ پرواز متحرك و سراسری كمك بزرگی در زنبور داری است.
4- در روزهای گرم دی ماه اگر در سوراخ پرواز فعالیتی دیده نشد، كندو را كنترل نموده و از زنده بودن زنبورها مطمئن گردید.
5- موم های پرچ شده و قالب زده را خریداری و برای مصرف در بهار انبار كنید.
6- كندوهای خالی و معیوب را تعمیر نمائید.
7- همه ادوات و وسایل كار را برای استفاده در بهار آینده تمیز كنید.
8- شناسنامه های جمعیت ها را برای استفاده در سال آینده به منظور تولید و پر بارترین جمعیت ها را برای استفاده در سال آینده به منظور تولید ملكه های خوب و نرهای قوی تعیین نمائید.


منبع : کتاب زنبور عسل و پرورش آن از دکتر شهرستانی, پدر زنبور داری ایران

تلفات زنبورعسل

تلفات زنبورعسل در زمستان گذراني

 

ادامه مطلب

گفتگو با سید محمد رضویان 1

موضوعات : مقالات

گفتگو با سید محمد رضویان ؛ مهارت در صحراشناسی ، کلید موفقیت زنبورداری 1

نحل منفرد : ارتقاء کیفیت منابع انسانی از مهم ترین عوامل رشد یک صنعت و لازمه ی آن افزایش مهارت فعالین آن است . صحراشناسی و گیاه شناسی دو مهارت لازم برای موفقیت در حرفه ی زنبورداری هستند. با سید محمد رضویان از پیشکسوتان صنعت پرورش زنبور عسل کشور به گفتگو نشستیم تا از اطلاعات او در این زمینه بهره مند شویم.

توجه به برخی نکات قبل از مطالعه ی این مصاحبه مفید است. کشور ما وسعت بسیار زیادی دارد. اشراف کامل به همه ی مراتع و صحراهای آن شاید برای هیچ فردی ممکن نباشد. بیان اطلاعات مربوط به صحراها در این مطلب با هدف ایجاد تصویری کلی از موقعیت صحراهای مختلف در ذهن زنبورداران گرامی است. شاید هر زنبوردار به محدوده ی فعالیت خود اشراف بیشتری داشته باشد.

داشتن یک جلد نقشه ی راهیاب ایران که توسط مؤسسه ی گیتاشناسی (www.gitashenasi.com  ) منتشر می شود و از تصاویر آن در متن این مصاحبه استفاده شده از ابزارهای لازم برای زنبورداران گرامی است .

امیدواریم نهادهای مسئول به کمک ابزارهای سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای نقشه های مناسب تری با مقیاس بزرگ تر و حاوی اطلاعات جزئی نوع پوشش گیاهی ، موقعیت منابع آب ، شکل ارتفاعات و راه های دسترسی مخصوص زنبورداران منتشر نمایند. شاید هماهنگی بین سازمان نقشه برداری کشور ، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ، گیاه شناسان ، جغرافی دانان ، اساتید و پیشکسوتان زنبورداری در این راه مثمر ثمر باشد.

البته تا آن زمان استفاده از ابزارهایی نظیر Google Earth نیز می تواند برای پیدا کردن محل مناسب استقرار زنبورستان با توجه به شکل ارتفاعات صحرا راهگشا باشد.

 

فهرست مطالب مصاحبه :

( با کلیک روی هر یک از عناوین می توانید به همان قسمت از متن منتقل شوید)

اهمیت صحرا شناسی در زنبورداری

اهمیت دانستن مواقع گل دهی گیاهان و روش یادگیری آن

در صحرا یابی چه نکاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟

کشاورزی امروزی ، تهدید یا فرصت

نقش کیفیت منابع آب در رشد کلنی ها

اشاره به برخی از صحراهای مناطق مختلف کشور

خراسان شمالی

گلستان

مازندران

گیلان

تهران ، البرز و قزوین

قم

همدان

استان های غربی

اصفهان

زاگرس مرکزی

کویر مرکزی ایران

فارس

خوزستان

مناطق گرمسیر جنوب

جهرم

کلامی با زنبوردارها

 

نحل منفرد : لطفاً خود را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

سید محمد رضویان : بسم الله الرحمن الرحیم ، سید محمد رضویان  هستم ، با نزدیک به چهل و هشت سال سابقه ی زنبورداری و فعالیت در این صنعت.

 

اهمیت صحرا شناسی در زنبورداری

نحل منفرد : حاج آقا می خواهیم با شما در خصوص شناخت مراتع مناطق مختلف ایران و مهارت صحرا شناسی و صحرا یابی صحبت کنیم و تجربیات شما را در اختیار زنبوردارها قرار دهیم.

سید محمد رضویان :  از جهت مرتع شناسی وشناخت گیاهان و مراتع مقداری اطلاعات دارم اما نه کامل و عامل.  چون بسیاری از مناطق را نرفته ام و زنبور نبرده ام. اما اطلاعاتی نسبی هست که ان شاء الله خدمت شما ارائه خواهم داد.

نحل منفرد : به نظر شما اهمیت فن صحرا شناسی برای زنبوردار در چیست؟

سید محمد رضویان : زنبوردار موفق کسی است که گیاهان را بشناسد  ، با مراتع آشنا باشد و مواقع گل دهی گیاهان در مناطق مختلف را بداند ، اگر اینها را بداند می تواند در محل های مناسب مستقر شود و در کارش موفق باشد.  البته در مورد تغییرات جوی مناطق مختلف و درجه حرارت محیط در فصول متفاوت هم باید اطلاعات کافی را کسب کند . مثلاً در جنوب ایران امکان وقوع بادهای فصلی گرم موسوم به " تش باد " یا باران های سیل آسای ناگهانی در برخی مواقع سال وجود دارد.

 

اهمیت دانستن مواقع گل دهی گیاهان و روش یادگیری آن

نحل منفرد : دانستن مواقع گل دهی گیاهان چه اهمیتی دارد؟

سید محمد رضویان : پیشکسوتان ما می گفتند هر کجا می روید سعی کنید قبل از اینکه گل باز شده باشد در صحرا مستقر باشید. هر چه دیر تر از این زمان برسید به همان مقدار عمر گل تلف شده و زنبور نمی تواند کامل از آن استفاده کند . به قول خودشان باید به غوره گل برسید! به گلی که هنوز باز نشده غوره می گوییم. زنبوردار باید به موقع برسد که بتواند از فرصت استفاده کند.

نحل منفرد : این اطلاعات را یک زنبوردار از کجا می تواند کسب کند؟

سید محمد رضویان : بنابر فرمایش مولا علی (ع) که می فرماید شاگردی کنید تا به استادی برسید [خذ العلم من افواه الرجال ، دانش را از دهان مردان بزرگ بگیرید]  علم را باید نشست و کسب کرد ، انسان شاگردی کند پیش استاد. زنبوردارها یا باید اطلاعات را جد و آبادی به ارث برده باشند یعنی پدرو مادرشان زنبوردار باشند یا اینکه شاگردی کنند. حداقل یک سال در مجاورت زنبورداری که کوچ رو است ، چندین صحرا را عوض می کند و مراتع مختلف را انتخاب می کند قرار بگیرند و در عین حال جستجو و صحرا گردی کنند و از نزدیک گیاهان را بررسی کنند تا یاد بگیرند.

 

در صحرا یابی چه نکاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟

نحل منفرد : در این گشت و گذارها یی که زنبوردار برای صحرا یابی می رود چه نکاتی را باید در نظر بگیرد؟

سید محمد رضویان : ما بر اساس صحبت پیش کسوتها عمل می کردیم. خدا رحمتشان کند. بعضی شان معتقد بودند که هر جا می روید دشت و کوه را با هم انتخاب کنید. برکت کوه را خدا می داند . دشت را شما می بینید اما در کوه خدا می داند چه گیاهانی هست.  راست هم می گفتند. مثلاً من سالها می رفتم اطراف آباده و اقلید و سعی می کردم پای کوه باشم که اگر گاوپونه وضعش بد بود زنبور برود در کوه  و تغذیه خودش را از یک چیزی بیاورد. همین هم می شد.

یک زنبوردار موفق کسی است که وقتی مرتع را شناخت و زمان شروع گل شد سعی کند کوه و دشت را توأمان در نظر بگیرد تا اگر در دشت مشکل ایجاد شد ، کوه جبران مافات کند.

برکت در صحرایی است که تنوع گیاهی دارد و باران هم در آن باریده باشد. راستی که اعجاز می کند. باید در مورد میزان بارش باران در مرتع هم تحقیق کرد. اگر درست عمل کنیم گاهی شرایط به قدری خوب می شود که انسان زورش به زنبور نمی رسد. در برازجان یا در شمال زمانی شد که ما پنج نفر بودیم شب و روز موم می بافتیم و می گذاشتیم داخل کندو ، صبح می دیدیم که بافته است تا پایین . صحرای خوب این طوری است . حالا شما برو شکر بده ، مولتی ویتامین بده ، قربان یک روز صحرا ! قربان گرده ی طبیعت ! اینها هیچ جایگزینی ندارند.

 

دست نخورده و بکر بودن مرتع هم مهم است. مثلاً در حاشیه ی کویر به مناطقی مانند چووپانان ، مصر یا خور و بیابانک زنبورداران زیادی نمی روند اما صحرا عسل خوب و خوشمزه ای دارد. البته مشکل آب وجود دارد که زنبوردار آب را به زنبور می رساند.

نحل منفرد : نیاز هست که زنبوردار با تغییرات اقلیمی ای که در صحراها اتفاق می افتد نیز آشنا باشد . گاهی می شود که گلی در صحرا بوده اما دیگر در آن منطقه وجود ندارد ، این عاملش چیست؟

سید محمد رضویان : این دو عامل دارد یکی خشکسالی و یکی چرای بی رویه که گوسفند ها برخی از گیاهان شیرین را می خورند.

 

کشاورزی امروزی ، تهدید یا فرصت

نحل منفرد : با توجه به تغییر الگوی کشت در کشاورزی آیا فرصت های جدیدی هم برای استقرار زنبورستان ها به وجود آمده؟ مثلاً  اخیراً کلزا در مناطق مختلف کشور کشت می شود ، به نظر شما آیا می شود از این فرصت ها استفاده ی بهینه کرد؟

سید محمد رضویان : چیزی که در طبیعت هست سالم تر از کشاورزی مدرن است. چرا؟ چون طبیعت سم پاشی ندارد ، در طبیعت شته کم پیدا می شود ، اما شما ببینید کلزایی که وقتی آلوده می شود ، خطرناک ترین سم ها را به آن می زنند و زنبور هم غریضی روی گل اش می نشیند و مسموم می شود. حتی اگر روی گل مسموم نشد ، گرده ای که می آورد مسموم است. گرده ی مسموم هم افت جمعیت و بیماری را با خود دارد.

ما به نوع بومی کلزا ، کیکوج می گوییم. شیرازی ها آن را به نام کَرکِز می شناسند . واقعاً گیاه عالی ای است . سم پاشی هم ندارد. حالا چون مقدار روغن آن کمتر است ترجیح می دهند کلزا بکارند. کلزا به آفت نزدیک است. شته های بسیار خطرناکی دارد . هر جا سم پاشی شود و زنبور در کنارش باشد تا نصف جمعیت زنبور را نابود می کند. زنبورهایی  هم که زنده می مانند چون گرده ی مسموم در کندو وجود دارد نوزادان جدیدشان ناقص الخلقه بوجود می آیند البته اگر شفیره و لاروها در حجره ها نگندند.

 به هر حال گل کلزا چیز خوبی است. به شرطی که سم پاشی نشود یا سم هایی به آن بزنند که برای زنبور مضر نباشد. شته های کلزا خیلی بزرگ و مثل " سِن " هستند لذا بیشتر مواقع برای کلزا سم های قوی استفاده می کنند.

نحل منفرد : دیده می شود خیلی از گیاهان ، دیگر در صحراها نیستند یا شهد ندارند. به عنوان راهکار عملی زنبوردار امروز چه کند تا زندگی اش را بگذراند؟

ادامه مطلب

گفتگو با سید محمد رضویان 2

موضوعات : مقالات

گفتگو با سید محمد رضویان ؛ مهارت در صحراشناسی ، کلید موفقیت زنبورداری 2

اشاره به برخی از صحراهای مناطق مختلف کشور

خب اجازه دهید برگردیم به نقشه ، شما با زنبوردار های زیادی از سراسر کشور ارتباط دارید و روی صحراهای مناطق مختلف شناخت کلی دارید. لطفاً اینها را یک به یک برای خوانندگان ما نام برید . مثلاً بیایید از خراسان شمالی شروع کنیم.

 

خراسان شمالی

سید محمد رضویان : خراسان شمالی از نظر مرتع بسیار غنی است گون ها را دارد. مراتع غنی ای مثل کوه شاه جهان ، الله اکبر و کلات ها و ...

 

نحل منفرد : از روی نقشه کوه شاه جهان نزدیک منطقه ای به نام سرچشمه ، نزدیک اسفراین هست و از سمتی دیگر به قوچان نزدیک است ولی جاده دسترسی آن باید از سمت اسفراین باشد.

سید محمد رضویان : بله به اسفراین نزدیک است.

نحل منفرد : آنجا گون دارد؟

سید محمد رضویان : بله. مراتع غنی ای دارد که تنوع گیاهی آن کم نظیر است.

 

گلستان

نحل منفرد : شاه کوه کجاست؟ فکر می کنم ارتفاعاتی در نزدیکی گرگان بود.

 

سید محمد رضویان  : همانجاست. در مراتع دشتی آن دریایی از مریم نخودی وجود دارد. مریم نخودی از گیاهان عسل خیزی است که شهد زیادی دارد. در ضلع جنوبی شاه کوه هم فراوان است.

نحل منفرد : در ضلع شمالی این ارتفاعات احتمالاً گیاهان معطر تری هم داشته باشیم.

سید محمد رضویان : بله اتفاقاً از چند زنبورستان در آنجا بازدید داشته ام و جنگل هایشان هم تقریباً خوب است و هرگز بی گل نمی شود به دلیل اینکه رطوبت بالا است.  عیب دامنه های این منطقه این است که مه می گیرد . زنبور در مه کار نمی کند. ما هم چند بار می خواستیم برای مریم نخودی به آن منطقه برویم ولی از مه ترسیدیم.

نحل منفرد : جنگل های ارتفاعات گرگان چطور ؟

سید محمد رضویان : جنگل های گرگان همه چیز دارد.  همچنین منطقه ی گرگان دریای کلزا است. دشتی که بین گنبد تا مرز ترکمنستان است تا چشم کار می کند کلزا است. همه اش هم دیم کشت می شود و بسیار عالی است.

نحل منفرد : مثلاً منطقه آق قلا ؟

سید محمد رضویان : بله این محدوده تا قسمت مرز ایران و ترکمنستان کلزای دیمی فراوانی کشت می شود .

 

مازندران

نحل منفرد: خب بیایم به مازندران ، صحراهای آنجا چه دارد؟

 

سید محمد رضویان : ببینید در مازندران هم اولین گلی که زنبوردار می تواند استفاده کند گل کلزا است . در دشت ها درحد وسیعی آن را می کارند. مخصوصاً در اطراف بابلسر و بین آمل به بابل و در منطقه فریدونکنار. کلزا در آنجا عید گل می کند. دو عیب دارد. اگر بارندگی بیش از حد باشد زنبور رشد نمی کند و با رشد نوزما روبرو خواهیم شد و اگر بارندگی نشود شته می آید و باید سم پاشی کنند . اگر سم پاشی کنند زنبور دار باید زنبور را بار کند و امکان استفاده وجود نخواهد داشت.

کلزا زمانی گل می کند که زنبور کمی عاری از کنه شده یعنی اواخر تخم ریزی است . اگر در آن زمان زنبوردار با کنه مبارزه کند کمتر این مشکل را خواهد داشت. البته چون رطوبت منطقه بالاست مشکل نوزما جدی است. زمانی که کلزا تمام شد زنبوردارها می مانند برای گل های متفرقه . کسانی که نزدیک قائم شهر و ساری هستند می توانند از شکوفه ی درختهایی مثل آلوچه و زرد آلو استفاده کنند.

نحل منفرد : اینها بعد ازکلزا و قبل از بهارنارنج است؟

سید محمد رضویان : بله جاهایی مثل قائم شهر و ساری مرکبات هم دارند و زنبوردارها ماندگار می شوند. بعضی ها هم می آیند در اطراف چالوس و محمود آباد و رامسر که دریای مرکبات است . زنبور اینجا رشد بهتری دارد . البته از یک ماه قبل از عید باید پای کلزای مازندران رفت.  زودتر نباید رفت زیرا بعضی اوقات سرما به آن منطقه می زند که دیده اید چه طور می شود.

نحل منفرد : بعد از کلزا باید بیاورند پای مرکبات؟

سید محمد رضویان : خیر برای مرکبات زود است . گل مرکبات آنجا همیشه یک ماه تا چهل روز بعد از عید شروع می شود. در این فاصله یک گیاهی می خواهند که زنبورها از آن استفاده کنند که انواع درختان میوه مثل آلوچه ، هلو ، زرد آلو ، گیلاس ، آلبالو و ... آنجا هستند.

نحل منفرد : خلاء نمی افتد؟

سید محمد رضویان : نخیر خلاء نمی افتد . بعد هم می مانند چون مرکبات هست از گرگان گرفته تا چالوس و رامسر که دریای مرکبات است. همه ی این مناطق مرکبات را دارند همه نوعش را هم دارند.

 

نحل منفرد : بعد از مرکبات چه اتفاقی می افتد؟

سید محمد رضویان : مرکبات که تمام شد اول جنگل است یعنی درست از اواخراردیبهشت ماه صحرای پرتقال کم می شود و شروع جنگل است و آنهایی که حاشیه کوه هستند نیاز به جا به جایی ندارند. مثل دوسالی که خود من در محمود آباد نزدیک کوه بودم چند روز وقفه افتاد بعد زنبورها رفتند به سمت جنگل و از آنجا شهد کرات و نمدار را می آوردند.

نحل منفرد : یعنی ما در مازندران صحراهای ترکیبی داریم جایی که هم مرکبات هست هم جنگل ؟

سید محمد رضویان  : بله کسانی موفق هستند که در حاشیه ی کوه و جنگل باشند نه جاده ، بعضی هم جابه جا می کنند و می روند در دل جنگل .  آنجا دو مشکل وجود دارد یکی خرس ها  و یکی مه گرفتگی . در جنگل مه بیشتر از پایین می گیرد اما اگر یک روز هوا خوب باشد صحرا آنقدر قوی است که جبران مافات می کند. حدود نود روز بعد از عید آمدن شهد افت می کند . ترک ها به مراتع خود می روند و تهرانی ها به اطراف لواسان و دشت لار و حاشیه جاجرود و ارتفاعات البرز  بر می گردند.

مثل جنگل های مازندران را واقعا جای دیگر نداریم. جنگل های مازندران بعد از کرات و نمدار گیاهان درختی وحشی ای مثل خرمالوی وحشی ، آلوچه ی وحشی ، زالزالک وحشی ، تمشک و خیلی چیزهای دیگر دارند.  اینها وقتی به گل می نشینند خیلی می شود استفاده برد.

 

گیلان

نحل منفرد : این از مازندران،گیلان چطور؟ گیلان هم صحرا های خاصی دارد؟

سید محمد رضویان : من به گیلان اشراف ندارم اما در مهر ماه بچه ها برای گل چای به آنجا می روند. کسانی که زنبورشان ضعیف است می روند آنجا تغذیه می کنند.  از لاهیجان تا کلاچای و تا هر محدوده ای که چای کاری هست.

 رفتن آنجا سخت است. اذیتشان می کنند. جهاد مجوز نمی دهد ولی می روند خوراک می دهند و زنبور یک قاب تخم می ریزد و چهار قاب می شود .

 

نحل منفرد : پس فقط برای گرده ی چای می روند؟

سید محمد رضویان : بله گرده ی خیلی خوبی دارد . اما آنجا دو مشکل دارند. یکی کنه فراوان زیرا وقتی تخم ریزی باشد کنه هم هست و دیگری رشد نوزما . در بازگشت تازه باید با این آفات مبارزه کنند ولی زنبور به دلیل وجود گرده ی طبیعی تازه رشد می کند.

 

تهران ، البرز و قزوین

نحل منفرد : اطراف تهران چطور است؟

 

سید محمد رضویان : تهران جاهای بسیار خوبی دارد. از ابتدای فیروز کوه ، دماوند ، لواسان ، تا جاده قزوین – رشت ، کوئین ، طالقان ، ارنگه ، حاشیه ی سد کرج این مناطق خیلی غنی هستند.

نحل منفرد : این که می گویید خیلی غنی است منظور چیست؟

سید محمد رضویان : از نظر گیاه و مرتع و حتی اگر از نظر گل های درختی حساب کنید. مثلاً اول جاجرود امروز گل زرد آلو باز شده بیست روز دیگر نزدیک لواسان باز می شود ببینید هر چه بالاتر می رود خنک تر است و این تنوع گل هست و کم نمی شود.

نحل منفرد : بله آنجا می شود یکی دو بار هم جابجا کرد...

سید محمد رضویان : در برخی مناطق حتی نیاز به جا به جا کردن نیست. خود زنبور می رود. ما چند سال پیش که به باغ دوستمان در لواسان می رفتیم گل درختان باز نشده بود اما با فاصله دو کیلومتر به دلیل اختلاف ارتفاع درختان به گل نشسته بودند و خود زنبور می رفت و گرده می آورد. مراتع اطراف تهران و دامنه های البرز خیلی غنی است. باور کنید اگر کسی اسکان و جای خوبی داشته باشد بهترین زنبور داری را اطراف تهران می شود انجام داد.

سید محمد رضویان : تهران خودت کجا می رفتی بگو؟

نحل منفرد : رودبار قصران و لواسانات ، تا روستایی به نام گرمابدر .

سید محمد رضویان: همین گرمابدر که شما می رفتید هیچ چیز کم ندارد ولی دامنه کوه را شما نمی دانید چه خبر است این نعمت خدایی است . این غنایی است که خداوند در این طبیعت قرار داده.

نحل منفرد : یک مقدار که به شرق بیاییم گویا در منطقه هشتگرد هم کلزا هست؟

سید محمد رضویان : بله هست حتی تا غرب آن در تاکستان وقزوین هم کلزا می کارند . مناطقی مثل کرج ، هشتگرد ، شهریار ، رباط کریم تا بوئین زهرا هر جایی که آب دارند کلزا می کارند.

نحل منفرد : گل کلزای اینجا در چه فصلی است؟

سید محمد رضویان : کلزا در اطراف تهران و قم تقریبا از بیست روز بعد از عید بعد از اتمام گل های درختی گل می کند. مازندران قبل از عید و جنوب کشور نزدیک به عید.

نحل منفرد : یادم هست شما می گفتید که در بوئین زهرا در دشت ها آویشن هست؟

سید محمد رضویان : بله ، بین بوئین زهرا و قزوین و تاکستان به سمت همدان در محدوده ی آوج . دشت آوج تا ساوه غیر از گاوپونه و اروانه و شیرمال و قنقال ، آویشن هم دارد .

 

نحل منفرد : تاکستان چی دارد؟

سید محمد رضویان : پایین تاکستان به طرف کرج و بوئین زهرا در سال هایی که بارندگی خوب باشد یونجه و آفتابگردان  بسیار خوبی می کارند اما ظاهراً دیگر آبی برای کاشت یونجه ندارند و کمتر کاشته می شود.

نحل منفرد : دو روستا به نام های اک و اسفرورین آنجا هست که من زنبور برده ام . آنجا هم یونجه و آفتابگردان داشت. در آفتابگردان عسل خوبی می آید اما زنبور صدمه می بیند.

سید محمد رضویان : خیلی نظرات متفاوتی وجود دارد عده ای می گویند گرده اش خوب نیست و عده ای می گویند شهد آن شهد ترشحی است.

نحل منفرد : به هر حال شنیده ام در قدیم این اتفاق برای زنبور پیش نمی آمده . فصل یونجه و آفتابگردان کی هست؟

سید محمد رضویان : از اواسط خرداد ماه شروع می شود ، یونجه برای شهد دهی به گرما نیاز دارد. اما آفتابگردان مهم نیست هر چقدر خنک تر باشد بهتر است.

 

قم

نحل منفرد : خوب برویم به قم .

سید محمد رضویان : قم عمده اش یونجه است .

نحل منفرد : در چه فصلی؟

سید محمد رضویان : از اواخر اردیبهشت ماه شروع می شود.

نحل منفرد : من شنیده بودم در آنجا پنبه هم هست.

سید محمد رضویان  : بله از مسجد جمکران که رد می شویم به سمت کاشان ، اینها به غیر از درختان مو دو تا محصول عمده دارند یکی یونجه است که حرف اول را می زند و گلهای شلغم و قمری و تربچه که برای تولید بذر می کارند ، پنبه اواخر شهریور گل می کند که چیز جالبی هم نیست و شهد آن از غوزه ها بدست می آید. سه عدد غوزه زیر آن قرار دارد که ترشحی است و گرده آن بسیار زبر است و کم پروتئین . مثل آفتابگردان ، خیلی جالب نیست. هر دو هم گیاهان پاییزی هستند.

 

همدان

نحل منفرد : برویم به سمت همدان ، همدان چی دارد؟

 

سید محمد رضویان : در همدان همه چیز هست ، از همین آوج که جزو همدان است تا رزن ، کبودر آهنگ ، بهار ، نهاوند ،تویسرکان و ملایر تا اسد آباد مناطق بسیار غنی ای دارد. کوه هایش بسیار دست نخورده و عالی است چون بارندگی خوبی دارد و برف هم زیاد می آید تنوع درختی اش در اطراف همدان و خود همدان بسیار عالی است.  تنوع مرتعی آن در بهار و لاله جین و کبودر آهنگ بیا تا نزدیک قروه و غار علیصدر و تا مرز همدان و کردستان و کرمانشاه بسیار خوب است .

 

استان های غربی

نحل منفرد : کرمانشاه و کردستان چطور؟

سید محمد رضویان : کرمانشاه جنگل های بسیار خوبی دارد جنگل های بلوط و بنه و در سالهایی که بارندگی خوب باشد تنوع گیاهی بسیار عالی ای دارد و بعضی از دوستان که می روند هم زنبورشان ساخته می شود هم عسل می آورند. بعد از آنجا هم می روند سمت قم برای یونجه ، من خیلی نرفتم فقط بطور گذری دیده ام و اطلاعاتی که زنبورداران به من می دهند را می گویم . اطراف کرمانشاه کوه هایی مثل دالاهو که کوه بسیار مرتفعی است که تنوع گیاهی آن بسیار عالی است.

نحل منفرد : مناطقی مثل آذربایجان غربی چطور؟

سید محمد رضویان : امسال دو تا از زنبوردارهای ما یکی رفت سمت پیرانشهر و یکی هم رفت سمت جلفا .  معدل زنبوری که بردند پیرانشهر روی هم چهار قاب نبود ولی تقریباً بعد از یک ماه التماس می کرد و بدنه می خواست و تمام کندوهایش ده قاب شده بودند و بعد از مدتی بیست قاب شدند شاید صد کیلو گرده آورد. گرده هم شکر نیست که بگویید به زنبور داده است.

نحل منفرد : چند تا زنبور داشتند؟

سید محمد رضویان : حدودهشتصد کندو . اهل شکر و خلاف نبود عسلی که آورد بسیار عالی ، خوشبو و خوشمزه و معطر بود. حالا من اشراف گیاهی ندارم اما چون آنجا را گشتم می دانم مراتعی هست تقریبا بکر و دست نخورده . تنوع گیاهی شان بیشتر از ما نیست اما وفور گیاه بیشتر است.

نحل منفرد : به دلیل اینکه میانگین بارندگی آنجا بیشتر است.

سید محمد رضویان : احسنت! اصل صحبت همین است که آن حاشیه بارندگی دارد وبارندگی که باشد تمام گیاهان سبز می شوند و رشد زنبور آنجا است. البته در آن مناطق باید دقت کرد چون برخی جاها زنبورداران محلی زنبوردارهای غریبه را راه نمی دهند.

 

اصفهان

نحل منفرد : برگردیم به اطراف همین اصفهان، دشت موته کجاست؟

سید محمد رضویان : از میمه که خارج شویم به طرف دلیجان و تهران سمت چپ یک دشت حفاظت شده شکاربانی به نام موته است که گوزن و آهو و بز کوهی دارد و چون حفاظت شده است از نظر گاوپونه و سایر گیاهان غنای خاصی دارد .

نحل منفرد : آنجا آب هست؟

سید محمد رضویان : ما را در قسمت حفاظت شده ی آن راه نمی دهند ، حاشیه اش آب هست. در مجموع دو سالی که آنجا بودم خوب بود ولی بعد مشکلات خشکسالی پیش آمد ، گاوپونه رشد نکرد و آب برای تغذیه زنبور نبود ، متأسفانه در مناطقی که آب هست محیط زیست ما را راه نمی دهد.  چون بالاخره ما موجودات زنده مثل بز و میش و قوچ و اینها را اذیت می کنیم!

در هر صورت بعد از اینکه ما از جنوب به مراتع فارس و از آنجا به مناطق اطراف خودمان می آییم دیگر باید زنبور را بسازیم برای گون ها . در قدیم که وضعیت آب خوب بود می رفتیم پای اسپرس که در گویش محلی به آن گل اِنگار می گویند. گیاهی است شبیه به یونجه ی شهری اما گلی می کند شبیه به مخمل و وقتی باد می آید گویی مخمل در بیابان تاب می خورد  و زنبور با استفاده از این گل بسیار عالی ساخته می شود.

نحل منفرد : خود رو است؟

سید محمد رضویان : خیر کشت می شود ، سه چین جمع می کنند برای دام هایشان . حالا دیگر به دلیل خشکسالی و تفاوت راندمانش با یونجه این را هم نمی کارند . یونجه شهری که می کارند تقریباً پنج بار برداشت می کنند اما این را سه بار می توانند برداشت کنند .

نحل منفرد : یعنی راندمان یونجه بیشتر است؟

سید محمد رضویان  : بله ، البته حالا  هم کم و بیش در مناطق اطراف فریدون شهر ، داران و بویه  و میاندشت می کارند ولی یک صدم قدیم هم نیست و یونجه و مواردی مثل لوبیا ولوبیا سبز و خیار و... جایگزین اش شده اند . چیزی که به درد ما بخورد نمی کارند .

 

ادامه مطلب

زنبور، باکتری، آنتی بیوتیک و انسان:

موضوعات : مقالات

نوشتاری درباره ی اثرات مصرف آنتی بیوتیک در زنبورستان ها و راهکار مصرف صحیح آنها

 می خواستم در مورد اثرات منفی مصرف بی رویه ی آنتی بیوتیک ها در بدن زنبور بنویسم اما دیدم مقدمات زیادی لازمه تا به اصل مطلب برسیم! یکی از اون مقدمات دونستن نقش باکتری ها توی بدن زنبورهاست.

به باکتری ها و قارچ هایی که به طور طبیعی با بدن موجودات زنده همزیستی دارن "فلور طبیعی" یا "فلور نرمال" گفته میشه. مثلا توی روده ی انسان تعداد زیادی باکتری مفید یا بی ضرر زندگی میکنن که بخشی از فلور نرمال بدن ما هستن یا بعضی از گونه های قارچ "کاندیدا" که روی پوست ما پیدا میشن، خب چرا این میکروب ها توی بدن ما زندگی می کنن؟ در جواب باید بگم چون غذای کافی و شرایط مناسب توی محیط زندگیشون (مثلا روده) وجود داره.

بقیه ی موجودات هم از حضور این باکتری ها بی نصیب نیستن، بخش عمده ی فلور روده ی زنبورعسل از 8 تا 13 گونه باکتری تشکیل شده، جالبه که این باکتری ها فقط توی بدن زنبورهای عسل و تعدادی از زنبورهای مخملی پیدا شدن. خب حالا حضور این باکتری ها چه نقشی رو توی بدن زنبور داره؟

1- بدن زنبور نمی تونه همه ی ویتامین ها و اسید آمینه های مورد نیازش رو در داخل خودش بسازه (در واقع ده اسیدآمینه از بیست اسیدآمینه ی ضروری در بدن زنبور سنتز نمیشه) خب حالا زنبور اینا رو از کجا بدست میاره؟ جواب اینه که یا باید ویتامین ها و اسیدآمینه ها رو از طریق غذا به بدنش برسونه یا اینکه این وظیفه رو باکتری های همزیست داخل روده ش انجام بدن. پس تا اینجای مطلب یکی از نقش های باکتری های داخل روده ی زنبور، تولید (سنتز) مواد غذایی مورد نیاز بدن زنبوره.

2- باکتری های روده ی زنبورعسل نقش مهمی رو در تبدیل شهد به اجزای غذایی قابل مصرف توی بدن زنبور دارن (متابولیزه کردن قندهای داخل شهد) اگر بخوام خیلی کلی جمع بندیش کنم، باید بگم که باکتری های روده ی زنبور، یک بازوی مهم تولید انرژی توی بدن زنبور به شمار میرن.

3- باکتری های روده ی زنبور توی فرآیند هضم گرده هم نقش خیلی مهمی رو ایفا می کنن، مثلا توی دیواره ی دانه های گرده ماده ای وجود داره بنام "پکتین" که برای زنبورها سمیه، و طبق معمول این باکتری های قهرمان، پکتین رو می شکنن و گرده رو به یک ماده ی غذایی مفید برای زنبورها تبدیل می کنن. یه مثال دیگه هم انجام تخمیر لاکتیکی توی روده زنبوره (تخمیر لاکتیکی همون اتفاقیه که توی ماست و پنیر و خیار شور میافته)

4- تقویت سیستم ایمنی! بله، درست خوندید! همه ی باکتری ها که مضر نیستن، این باکتری های مفید داخل روده که تا الان در موردش صحبت شد، باعث ایجاد مقاومت در برابر بیماری ها میشن، خیلی وقت ها انقدر فضای روده رو اشغال می کنن که جایی برای رشد عوامل بیماری زا نمی مونه. با همین راهکار بسادگی زنبورها در برابر بیماری های مختلف واکسینه میشن! باکتری های پروبیوتیک داخل نان زنبور هم باعث بالا رفتن مقاومت زنبورها در برابر بیماری و حتی در خیلی مواقع درمان بیماری ها میشن (در این رابطه مقالاتی وجود داره که نان زنبور و باکتری های داخل اون، باعث درمان نوزما و لوک اروپایی بصورت طبیعی میشن)، یه مثال دیگه هم لاکتوباسیلی ها هستن که محیط روده رو اسیدی نگه میدارن و مانع رشد باکتری های عفونت زا میشن.

 این باکتری ها از کجا وارد بدن زنبورها میشن؟

حشرات غیراجتماعی (مث مانتیس، خیلی از پروانه ها) میکروب های مفید روده (میکروبیوتای روده) رو از محیط و طبیعت دریافت می کنن در حالی که زنبورهای عسل این میکروب ها رو از طریق رفتارهای اجتماعی بدست میارن، یعنی زنبوری که تازه متولد شده هیچ نوع باکتری داخل بدنش وجود نداره و اونا رو از خواهرهای خودش در داخل کندو می گیره، می پرسید چطوری؟!

1- از طریق رفتار نظافتی (Grooming) یا همون جوریدن (مث پرنده ها که با نوک پرهای خودشون رو تمیز می کنن)، وقتی زنبور متولد شد، وظیفه ش تمیز کردن کندو و قاب ها و صیقل دادن سلول هاییه که نوزاد داخلش به تازگی متولد شده، زنبور جوان روی قاب ها حرکت می کنه، و با لمس شان ها از طریق آرواره هاش مقدار زیادی از باکتری های مورد نیازش رو دریافت می کنه. (خیلی عالیه! چقدر قشنگه هماهنگی تقسیم وظایف، نیازهای هر زنبور، نیازهای کلنی و توانمدی های موجود در کندو، الان که این رو می نویسم، شعله ی عشق به زنبورها در قلبم پرفروزتر میشه!)

2- از طریق انتقال غذا بین کارگرها یا تروفالاکسی (Trophallaxis)، وقتی شهد داخل کندو میشه، زنبورها اون رو از طریق این رفتار بین همدیگه تقسیم می کنن (کلا تک خوری توی مرامشون نیست) و از این طریق باکتری های مفید بصورت دهان به دهان انتقال پیدا می کنه.

3- یه بخشی هم از این باکتری ها از طریق نان زنبور وارد بدنشون میشه. توی نان زنبور مقادیر زیادی باکتری های اسید لاکتیک و ... وجود داره که یه بخشی از اونا مث لاکتوباسیلوس کونیکی رو خود زنبورا بهش اضافه کردن.

خانم نانسی موران ،یکی از محققین در این باره یه حرف جالب و قابل تاملی میزنه:

"ما وقتی روی این باکتری ها تحقیق می کنیم، گویا این باکتری ها بخشی از بدن زنبور است."

 خب تا الان تقریبا می دونیم که این باکتری ها چی هستن و چه نقشی دارن، حالا آنتی بیوتیک چکار می کنه؟

جواب رو با یک مثال میدم، دیدیم که روده ی زنبور یک لوله ی خالی و مارپیچ نیست، بلکه یک شهر بزرگ یا یک شهرک صنعتی فعال با کلی کارگر و خدمه س، حالا ما بدون دلیل یه بمب اتم میزنیم وسط این شهر، بله! این آنتی بیوتیک وارد روده میشه و بدون اینکه از کسی بپرسه که باکتری مفیدیه یا مضر، همه رو قتل عام می کنه، حالا ما دستی دستی روده ی زنبور رو تبدیل کردیم به همون لوله ی خالی و مارپیچ اول صحبت! اگر یه مخمر از طریق آب مصرفی داخل روده بره، چون فضا خالیه رشد می کنه، و شروع می کنه به تولید سم (مایکوتوکسین) و زنبورها رو ضعیف و بیچاره می کنن، ممکنه زنبور توی این گیر و دار عسل آلوده به اسپور نوزما مصرف کنه، خب دشمن ها میان داخل روده و چون دیگه کسی نیست تا جاشون رو تنگ کنه، رشد می کنن و کندو رو به نابودی می کشن. در بهترین حالت، اگر عامل بیماری زایی نباشه و آنتی بیوتیک مصرفی هم ضعیف باشه، آنتی بیوتیک فلور میکروبی نرمال رو به هم میریزه و بعد از یه مدت نه چندان طولانی شرایط دوباره عادی میشه.

پس درمان کور دارویی یا الکی آنتی بیوتیک دادن می تونه باعث سوء تغذیه (مورد 1و2و3)، مسمومیت (مورد3) و ضعیف شدن سیستم ایمنی (مورد 4) بشه، علاوه بر این چون زنبور سیستم دفاعی خودش رو از دست داده، محتاج تیمار و مراقبت ما میشه (شاید بهتره بگیم معتاد مراقبت ما).

 خب راهکار چیه؟ چطوری مصرف آنتی بیوتیک رو محدود بکنیم؟

با انجام آزمایش های دوره ای، رفقا! سازمان دامپزشکی نمونه های شما رو بصورت رایگان یا با هزینه ی خیلی کم آزمایش می کنه، پس چرا قبل از درمان، آزمایش انجام ندیم؟! مثلا اگر به نوزما مشکوک هستیم، چند نمکدان آماده کنیم، از تعدادی از کندوهای خودمون نمونه برداری کنیم. توی یک نمکدان زنبورهای پروازی رو بریزیم، توی یک نمکدان دیگه زنبورهای روی قاب، و توی یک نمکدان دیگه زنبورهایی که به تازگی جلوی کندو مرده اند یا در حال مردن هستن رو بریزیم. اگر به تعطیلی خوردیم نمونه ها رو داخل فریزر بزاریم، و در اولین فرصت نمونه ها رو به آزمایشگاه برسونیم تا سطح آلودگی (درمورد نوزما چهار سطح) و اینکه اصلا مشکل ما چیه مشخص بشه. بعد به فراخور مشکل درمان رو انجام بدیم، توی این مدتی که دوستان رو تشویق به انجام این کار می کنم، دیده م که خیلی وقتا دارو لزومی نداشته و زنبوردار الکی به زنبورها آنتی بیوتیک داده.

این رو هم بگم مصرف آنتی بیوتیک باید توی زمان مناسب باشه تا چیزی از اون وارد عسل نشه، اکیدا توصیه می کنم در مورد مصرف آنتی بیوتیک با دامپزشک های مطلع مشورت کنید (نگید وجود نداره! چون خودم چند نفری رو میشناسم، حتما خوب نگشتید)

اگر حرف من رو هم گوش نمی کنید و همینطوری آنتی بیوتیک مصرف می کنید، لااقل زنبورها رو بعد از این کار به مراتع دارای گرده ی غنی ببرید تا بتونن خودشون رو احیا کنن، اما لطفا برنامه ای بچینید تا توی طولانی مدت مصرف آنتی بیوتیک ها رو توی زنبورستانتون به حداقل برسونید.

و توصیه نهایی، این مطالب رو یه دفعه توی زنبورستانتون اجرایی نکنید، مطلب رو خوب بخونید، در موردش تحقیق کنید، در صورت امکان با یه زنبوردار حرفه ای مشورت کنید و بعد در مرحله ی آخر به تدریج اجراش کنید.

 حرف آخر:

نقش شما همکارای عزیز خیلی خیلی مهمه، نام تولید کننده، نام پرافتخاریه، مخصوصا توی این روزها که تولید آفت زیادی داره.

اما همیشه به یاد داشته باشیم، ما در قبال زنبورها، خودمان، مصرف کننده های عسل و طبیعت مسئولیم، پس با دقت از این امانت های خدادادی حفاظت و بهره برداری کنیم.

 

زیرنویس اول: آنتی بیوتیک های مورد مصرف که مورد تایید مراجع دامپزشکی هستند: اکسی تتراسایکلین، ترامایسین، اریترومایسین، استرپتومایسین، فوماژیلین (که روی جهش زایی و سرطان زاییش بحث زیادی وجود داره) لطفا بدون تجویز هیچکدوم رو مصرف نکنید.

زیرنویس دوم: بخش عمده ی فلور نرمال روده ی زنبورها رو باکتری های اسید لاکتیک (LAB)، باکتری های اسیدوفیل (اسید دوست) و باکتری های فروکتوفیل (باکتری هایی که از فروکتوز تغذیه می کنن) تشکیل میدن، توی این باکتری ها نقش لاکتوباسیلی ها از جمله لاکتوباسیلوس کونیکی و لاکتوباسیلوس اگزیلوسوس از همه پررنگ تره.

زیرنویس سوم: این باکتری ها توی بدن ما هم نقش مشابهی دارن، پس بیشتر مواظب خودمون باشیم.

تعریف: اصطلاح میکروبیوم وقتی برای اولین بار ابداع شد این معنی را در خود داشت: جامعه زیستی متشکل از میکروارگانیسم های هم غذا، همزیست و بیماری زا که به معنای واقعی کلمه در فضای بدن ما شریک اند ولی به عنوان عوامل مؤثر بر سلامت و بیماری نادیده گرفته شده اند.

براساس تعریف جاشوا لدربرگ، برنده جایزه نوبل (این رو هم از یه وبلاگی کپی کردم)

برگرفته از وبلاگ زنبورستان  - مهدی اخوان مقدم   http://zanboorestan.blogfa.com/

ادامه مطلب

برداشت عسل از کندو:

موضوعات : تغذیه

برداشت عسل از کندو:
یکی از اساسی ترین هدف بشر از زنبور داری برداشت محصول می باشد . یک کندو محصولات مختلفی از قبیل عسل ، ژل رویال، گرده، بره موم،‌زهروموم  می باشد.
زمان برداشت عسل از کندو زمانی است که هر کندو (بسته به تعداد طبق که دارد) حداقل یک قاب عسل داشته باشد .
شرایط یک قاب عسل برای برداشت :
۱ – داخل قاب سلولهای عسل سر بسته  وجود داشته باشد . اگر سلولهایی سر باز بودند احتمال ان دارد که عسل آن نارس باشد . ۲– در روی قاب تخم روز یا کرم حلقوی یا سلولهای سربسته بچه زنبور (کارگر،نر و ملکه)‌نباشد . زیرا در هنگام استراکتور کردن بچه ها تلف می سوند و یا با عسل مخلوط شده و از استراکتور خارج می شوند.
نحوه برداشت قاب عسل از کندو به این شکل است که قاب را در روی کندو یه تکان می دهیم تا زنبور های آن در داخل کندو بریزد . با استفاده از یک برس و یا مقداری علف زنبور هایی که در روی قاب باقی مانده اند را به روی کندو جارو می کنیم وحتی یک زنبور نباید بر روی  قاب باقی بماند سپس قاب را داخل کندوی خالی دیگر که کنار دستمان است  و مخصوص حمل قابهای عسل می باشد کذاشته و بلافاصله درب کندو را بسته تا زنبور ها اجازه پیدا نکنند بر روی قاب بنشینند در ضمن دریچه پرواز کندو باید بسته باشد. بعد از بررسی تک تک قابهای کندو های زنبورستان کندو و یا کندو هایی که از قاب عسل پر شده اند به محلی که از زنبورستان دور باشد و یا یک اتاقی برده که زمان برداشت عسل  زنبور ها نتوانند به داخل اتاق بیایند می بریم .

 لازم جهت برداشت عسل :
 -  یک سینی بزرگ که وقتی سر خانه های بسته شده را باز می کنیم عسلی که از خانه ها خارج می شوند بر روی سینی ریخه شود.
–چنگال جهت باز کردن سر سلولها .
 – استراکتور جهت خارج کردن عسل از داخل سلول ها . روش کار استراکتور ها بسته به دستی یا برقی بودن و یا4 ،6، 8 قابی بودن به این شکل است که با ستفاده از نیروی گریز از مرکز عسل از سلول بیرون آمده و به دیواره داخلی آن برخورد می نماید و نیروی جاذبه زمین عسل را از دیواره به  ته استراکتور کشیده و آنجا  جمع می شود . و با گذاشتن ظرفی در زیر شیر تخلیه استراکتور می توان عسل را داخل ظرف جمع نمود.
 – تور ی : برای صاف نمودن عسل از ذرات  ریز موم و مواد دیگری که مخلوط در عسل می باشند .
 – ظرف عسل :‌ برای ذخیره و حمل عسل استفاده می شود. که نباید فلزی باشد چرا که عسل خاصیت خورندگی دارد .  
مراحل عسل گیری :
قاب را بر روی سینی با یک دست گرفته و با دست دیگر با استفاده از چنگال سر خانه هایی که بسته هستند را برمیداریم . باید توجه داشت که اگر سر خانه ها را از عمق بیشتری برداریم باعث خارج شدن عسل شده و سرز خانه ها هم خراب می شود.وقتی دو طرف قاب به طور کامل سر خانه ها باز شد قاب را داخا استراکتور برده و زمانی که ظرفیت دستگاه تکمیل شد با کرداندن دسته دستگاه و یا روشن کردن دستگاه عسل از خانه ها خارج می شود این عمل را تا زمانی ادامه می دهیم که
عسل داخل خانه ها بطور کامل خارج شود.
بعد قابها را بیرون آورده و از روی دیگر داخل دستگاه می کنیم و دوباره عمل قیل را انجام می دهیم تا عسل قاب بطور کامل خارج شود .
عسلی که در ته دستگاه جمع شده با گذاشتن ظرفی همراه با صافی در زیر شیر تخلیه استراکتور و باز نمودن شیر آن  را تخلیه می نماییم .
 قابهایی که عسل آنها گرفته شده در  داخل کندوی حمل  می گذاریم و به زنبورستان برده و بعد از کمی آب پاشی کردن روی قاب ( بخاطر نچسبیدن زنبور ها به عسل ) آن را داخل کندو هایی که از آنها عسل برداشت نموده ایم می کنیم .

برداشت عسل از كندو

برداشت عسل از كندوي زنبورعسل توسط كاردك پولك بردار

 

ادامه مطلب

نکاتی مهم در زمستان گذرانی

موضوعات : تغذیه

نظر به اینکه بروز بیماری ها خود به خود نبوده و برای وقوع آن بایستی شرایط لازم فراهم شود و استرسها (گرما و سرما)می تواند سرآغاز آن باشد به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بیماری ها و حفظ سرمایه و کسب درآمد نگهداری کلنی ها در شرایط مطلوب از اصول مهم بوده که نیاز به مقدمات دارد و زمستان گذرانی مهم ترین آن است .

اولین اصل:

وجود مقدار کافی و مناسب ذخیره غدا در کندو است .که باید حداقل برای هر کندو با ۵ قاب متوسط زنبور ۵کیلو عسل باشد. عسل مذکور بایستی به صورت قاب و با پولک سربسته باشد تا در زمان نیاز زنبوران نسبت به باز نمودن حجرات عسل و مصرف آن اقدام نمایند(در مناطق با طول زمستان متوسط).در صورتی که دستی در برنامه قرار داشته باشد می توان در رژیم غذایی دستی مقداری (شربت عسل)همراه نمود . (مقدار غذا با طول دوره سرما بستگی دارد )البته وجود گرده در قابها الزامی است .

دومین اصل 

ترتیب چیده شدن قابهاست یک قاب پوکه یا یک طرف خالی و طرف دیگر عسل از سمت خالی بایستی در جوار دیواره کندو قرار گیرد. قابهای مناسب تخم ریزی یا حاوی تخم ، لارو و شفیره کنار قاب مذکور قرار گرفته و سپس قاب حاوی غذا در قسمت کنار این قابها(به سمت مرکز کندو) قرار گرفته و سپس یک قاب خالی (پوکه) قرار گرفته کنار آن در هر طرف کندو یک میخ کوچک برای ثابت نمودن قابها به کندو زده و یا بقیه فضا را با قاب بدون موم به جهت ثابت نمودن قابها پر نموده و درب کندو را می بندیم (قرار دان گونی پلاستیک یا برزنت روی قابها و بستن سوراخ تهویه پشت کندو ، مغایر اصول بهداشتی است ) ولی استفاده از پوشش تخته سه لا یا فیبری دارای منفذ مناسب توصیه می شود در صورت لزوم می توان در یک جعبه کندو دو کلنی را مستقر کرد و دو سوراخ پرواز در ان تعبیع نموده و بین هر دو کندوی مستقل را به قرار دادن یک صفحه فیبری تا زیر سقف کندو به موازات قابها از کف تا زیر درب کندو آنها را از هم جدا نمود. سوراخهای تهویه درب و بدنه کندو نبایستی مسدود گردد.

سومین اصل:

ترکیب جمعیتی و میزان آن و مدیریت بیماریها می باشد.

الف) ترکیب جمعیتی: به این منظور در هر کلونی بایستی مقدار مناسبی تخم روز ، لارو و شفیره به انضمام تعداد مناسبی زنبور کارگر جوان وجود داشته باشد. و بهتر است هر ساله حدود ثلث تا نصف قابهای حجره دار نو شود.

ب) در مورد بیماریها نکات بسیاری باید قید شود. لیکن بدلیل اینکه در هر منطقه ای به علت بیماریهای خاص و شرایط ویژه نکات بهداشتی و درمانی همان منطقه باید رعایت شود و شرایط خاص را کارشناس هر منطقه بایستی بررسی و اعما نماید. لذا به ذکر نکات کلی و بطور اجماع اکنتفا می شود.

بنابراین فعلا مبارزه و کنترل آفات و انگلهای زنبور عسل (واروا ، نوزما آکارا پیس و ...) که از اهمیت بسیاری برخوردار است مختصرا بیان می شود.

در مورد واروا تا ۲% میانگین آلودگی زنبوران بدون اهمیت و میانگین تا ۵% قابل درمان و یا برنامه ریزی برای درمان در فصل بعدی می باشد. آلودگی بیش از ۵% بایست برنامه ریزی قاطع اعمال شود ( حذف کندوهای ضعیف یا ادغام آنها و مصرف دارو یا اقدامات بیولوژیک ضروری است.( میانگین آلودگی = معدل درصد آلودگی تعداد کندوهای نمونه گیری شده است ) (درصد آلودگی = تعداد کنه * ۱۰۰ تقسیم بر تعداد زنبور نمونه)

در مورد نوزما در صورت رویت علایم و شدت آلودگی باید تصمیم گیری و درمان مناسب انجام شود ابتدا اگر تعداد کندوهای آلوده کم بود (یک کندو) حذف آن و جدا سازی کندوهای مشکوک و درمان آنها و پیش گیری در بقیه کندو ها ضرورت دارد. ( ظهور علایم در بیش از یک کندو با توجه به رطوبت منطقه و یا کوچ به منطقه مرطوب درمان کلیه کندوها ضروری است) در صورت وجود سابقه قبلی بیماری مثلا در فصل بهار قبلی نیز بایستی نمونه گیری و آزمایش شود. اگر وجود بیماری به صورت مزمن یا مخفی تایید شد(بیش از ۶۰ عدد عامل بیماری در یک شان میکروسکوپی از محلول حاصل از سلایه شکم ۲۰ زنبور ) در صورت لزوم با توجه به وجود علایم و درصد آلودگی کندوها ( بیش از ۱% ) اقدام به مبارزه نمود.

در مورد آکاراپیس وودی در صورتیکه کوچ به مناطق خشک تر از محل استقرار قبلی در برنامه باشد نیاز به اقدام دارویی نمی باشد ضمنا اگر داروهای تدخینی و یا سیستمیک ضد واروا یا اسید اگزالیک و یا اسید فرمیک در مبارزه مصرف شود. از شدت وفور اکاراپیس ودی می کاهد و کنترل زنبورستان در فصل زاد و ولد بعدی ضروری است . اصولا این بیماری به رطوبت منطقه بستگی شدید دارد و در مناطق خشک دیده نمی شود.

در مورد لوک نیز بایستی با دقت و شدت عمل شود و عاری بودن کندوها از علایم بیماری قطعی گردد. و در صورت نیاز اقدام درمانی مناسب انجام شود( حذف کلیه کندوهای دارای علامت و تجویز دارو به هر کندو ۴ بار به فاصله یک هفته هر بار ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلی گرم اکسی تتراسیکلین ۲۰% ) به ویژه در مبارزه با لوک آمریکای که درمان بلند مدت و نابودی هاگها پس از تبدیل هاگ به باسیل میسر و از اهمیت زیاد برخوردار است اصوالا تا هنگامی که هاگها در کندو باشد و با نوزادان تماس یابد. هاگها به باسیل تبدیل و سپس باسیلها هر کدام هزاران هاگ ایجاد و هاگها مجددا به باسیل تبدیل و باعث بروز بیماری می شود. حذف کلیه قابهای دارای علایم بیماری و جابجایی زنبورستان سرلوحه کار است.

(ضمنا سایر بیماریها نیز مهم است و باید مد نظز باشد ولی در درجه بعدی اهمیت است و حسب مورد بایستی اقدام شود)

توضیح اینکه رابطه میزان جمعیت کندو و حجم آن با طول دوره سرما و شدت سرما بایستی رعایت گردد. یعنی اگر طول دوره سرما یا شدت آن کم باشد جمعیت کمتری نیاز است و برعکس و به همین مبنا جمعیت بیشتر غذای بیشتری نیاز دار. بنابراین صلاح در این است که همیشه مقدار غذا بیش از نیاز کندو برای زمستان گذرانی در نظر گرفته شود که اگر سرما و عدم دسترسی به گل و تامین غذا بروز نمود جمعیت کندو از بی غذایی نابود نشود و تمام زحمات و هزینه مربوطه هدر نرود. البته مکان استقرار کندوها و تاثیر سرمای محیط استقرار بر مصرف عسل تاثیر داشته و سرمای قابل تحمل در کاهش مصرف عسل موثر است که باعث کاهش تحرک و کاهش تخم ریزی و جمعیت نیز می شود که جبران جمعیت در شروع گرما بایستی در اولویت باشد و بدین منظور می توان کوچ کوتاه یا لزوما بلند و تغذیه دستی تحریکی دو ماه قبل از نیاز به جمعیت فراوان اجرا گردد. و افزایش جمعیت با شروع وفور گل در طبیعت بایستی تطابق داشته و در واقع پیشواز فصل گل رفتن و جلوتر از صحرا و طبیعت بودن بایستی هدف اصلی در کسب عسل باشد.

استراتژی درمان

نظر به اینکه مصرف سموم (دارو)از نظر هزینه اقتصادی ونیروی کارگر و تاثیر منفی آن برروی ساختار بدنی زنبور (ژنها) به وبژه ملکه و باقی مانده دارویی در عسل و سلامت مصرف کننده عسل و عواقب ناشی از اثرات سوء سموم روی نسل های بعدی زنبور واجد اهمیت است و با توجه به اینکه بیماری های انگلی پیشگیری ندارد و برای تصمیم به درمان هم بایستی آلودگی در حد منطقی باشد تا اقدام به دارو درمانی سنجیده باشد .

بنابراین در استراتزی مبارزه و درمان واروا مصلحت در آن است که :

۱) برنامه مراقبت از این بیماری به ویژه در کندوهای با آلودگی قبلی از نظر اقتصادی – سلامت عسل و کندو – و هزینه نیروی کار مهم بوده و باید مد نظر باشد و در صورتی که آلودگی ثابت مانده با توجه به شرایط و فصل اقدام شود یا اگر رو به ازدیاد است تصمیم مناسب اتخاذ (درمان شود). در صورتیکه اگر الودگی رو به تنزل است از درمان دارویی پرهیز نمود .و به اقدامات حمایمی و بیولوژیک به منظور حصول نتیجه بهتر و سریع تر روی آورد .بدین سان با اعمال ادغام کندوهای مقاوم و تغذیه دستی و دادن قاب شفیره و زنبور جوان بالغ به مقاومت بیولوژیک زنبورها رسید .

۲) با توجه به ویژگی های زنبور عسل (خسلت نظافت گری + زنهای R,U و پدیده گرومینگ و خصلت اموزش پذیری عمل گرومینگ ، زنبوران تازه متولد یا منتقل به کندوی جدید عمل گرومینگ را فرا میگیرند)ذاز همین ویژگیها در جهت حذف درمان داروی ناخواسته باید استفاده نمود.

روش برخورداری با بیماری (استراتژی مبارزه با وآروآ)

گر معدل آلودگی در حد کمتر از ۲% بود کلا نیاز به درمان نیست و برنامه مرافبت سالی یکبار دو ماه بعد از شروع اولین تخم ریزی عمده یا ابتدای هر فصل کوچ به گرمسیر، بایستی انجام شود و اگر معدل آلودگی تا ۵% بود بایستی ابتلاء مشکوک قلمداد و شرایط کوچ و فصل راهنمای مراقبت بیماری در زنبورستان باشد و بر این اساس استراتژی درمان برگزیده شود. در صورتی که معدل آلودگی بیش از ۵% بود با توجه به فصل اگر ابتدای فصل زاد و ولد بود اقدام به درمان باید صبر نمود. در غیر این صورت حسب شرایط بایستی اقدام شود.

۱) نکته مهم : در صورت عدم استفاده از سموم مجاز (مصرف سموم غیر مجار بسیار خطرناک است)با حذف کندوهای ضعیف و غیر مقاوم به واروا و برنامه حمایت غذایی جمعیت و کمک بیولوژیک (استفاده از گونه های مقاوم ) پس از چند سال کندوها به نحو محسوسی قدرت مقابله و دفاع از خود علیه واروا را کسب می کند .

۲) نکته مهم : اصولا هر دارو در صورتی که وارد سیستم بدن زنبور شود از جنبه های مختلف تاثیرات متفاوتی در زنبورها دارد که بعضی سوء بوده و بهتر از حداقل مصرف داروها و حداکثر اعمال مدیریت و اقدامات حمایتی جهت مفقیت بلند مدت انجام شود (حتی الامکان اقدام دارویی دارویی و حمایت بیولوژیک توام باشد ).

۳) سموم مجاز بایستی طبق تناوب و دقیقا طبق توصیه سازنده و دامپزشک متخصص مصرف شود تا ضمن اجتناب از ظهور نسل مقاوم کنه به سم از تجمع و اثرات سوء یک نوع سم در کندو(در موم و زنبور و عسل )پرهیز نمود .

خلاصه: داروها به ویژه سموم ضد واروا بایستی بسیار اگاهانه مصرف شود تا از بروز نسل مقاوم کنه –انباشت سم و به ویژه یک نوع سم که ممکن است به حد خطرناک در موم و بدن زنبورها به خصوص ملکه و عسل برسد پرهیز شود و از اصول بیولوژیک و اقدامات حمایتی و تغذیه ای مناسب در کندوها بهره برد و ز توان مقابله طبیعی زنبوران با واروا استفاده شود تا علاوه بر پرهیز از مشکلات عدیده (مالی , بهداشتی ,ضعف کلی زنبوران و عدم تولید عسل و غیره ) عسل سالم تر و بیشتر و کار توام با موفقیت اقتصادی که هدف هر کسی است حاصل شود . قطعا به گزینی می تواند در این مورد نقش عمده ای داشته باشد و توصیه می شود این سموم نه کمتر و نه بیشتر از دستور سازنده یا دامپزشک متخصص استفاده شود .

 

نویسنده : دکتر سیروس کوشا -کارشناس سازمان دامپزشکی کشور

زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب

تعيين مقدار ذخيره زمستاني

موضوعات : تغذیه

تعيين مقدار ذخيره زمستاني لازم براي هر كندو و مقدار غذايي كه بايد به كندو داده شود

مقدار عسلي را كه روزانه يك زنبورعسل در زمستان مصرف مي كند تقريبا01/0گرم  بايد در نظر گرفت.بنابر اين مصرف روزانه يك كندوي 10-8 قاب جمعيت در زمستان كه تقريبا بين 12000تا15000عدد زنبور دارد حدود 120تا 140 گرم عسل در روز است.دليل اين مصرف كم اينست كه در هواي سرد زمستان وقتي كه هوا كمتر از 8 درجه بالاي صفر باشد زنبورها تمام وقت به صورت گلوله دور هم جمع مي شوند و گرمايي را كه بدنشان با خوردن عسل توليد ميكند داخل ان گلوله حبس مي كنند و در نتيجه مصرف عسل كم مي شود.اما با فرا رسيدن اواخر زمستان و شروع فصل تخمگذاري ملكه مصرف عسل زياد مي شود.

امروزه جمعيتهاي قوي زمستاني به جمعيتهايي گفته مي شود كه در اواسط تا اواخر پاييز علاوه بر 10قاب كندو حداقل تعدادي از قابهاي طبقه را نيز پر كند و اكثر كندوهاي زنبورداران موفق زمستان را به صورت دو طبقه سپري مي كنند.

مقدار ذخيره زمستاني بايد متناسب جمعيت كندو باشد.براي هر قاب زنبور مقدار5/1كيلو ذخيره زمستاني توصيه مي شود.بنابر اين كندويي كه داراي 10قاب جمعيت است ذخيره غذايي لازم براي زمستان گذراني ان15 كيلو عسل مي باشد.اگر كندويي احتياج به 12كيلو ذخيره زمستاني داشته باشد در مهرماه يا ابان ماه داخل ان 8كيلو عسل موجود باشد به چنين كندويي بايد 4كيلو شكر كه معادل 6ليتر شربت مي باشد نيز رسانيد تا موجودي ان به 12كيلو برسد.چون شربت غليظ پاييزه بايد دو قسمت شكر و يك قسمت اب باشد.

مقدار عسلي را كه يك كندوي داراي 8 قاب جمعيت به طور متوسط تا باز شدن شكوفه هاي بهاري مصرف مي كند به قرار زير است:در ماههاي مهر و ابان و اذر و دي،ماهي 500گرم،در بهمن ماه به علت شروع تخمگذاري يك كيلو گرم،در اسفند ماه دو كيلوگرم و در فروردين ماه پنج كيلوگرم خواهد بود كه جمعا ده كيلوگرم عسل را شامل مي شود.

مقدار ذخيره كندو براي زمستانگذراني

 

ادامه مطلب

بازديد كندوها براي زمستان گذراني زنبورعسل

موضوعات : تغذیه

بازديد كندوها براي اماده كردن كلنيها براي زمستان گذراني به شرايط اب و هوايي مناطق مختلف بستگي دارد.اماده سازي كلني ها براي زمستان گذراني بايد بلافاصله بعد از برداشت عسل در اواخر تابستان يا اوايل پاييز اغاز شود.در اين بازديد بايد سه عامل مورد توجه قرار گيرد.اول:وجود ملكه جوان و شايسته در كندوو وضعيت تخمگذاري ان.دوم:وضعيت جمعيت كندو.سوم:وضعيت ذخيره زمستاني كندو.در صورتي كه كندويي داراي ملكه پير و از كار افتاده بوده و يا كندويي بدون ملكه باشد در صورتي كه زنبوردار ملكه جوان تخمگذار در اختيار داشته باشد بايد ملكه پير را حذف كرده و ملكه جوان را به ان كندو معرفي كند.و در صورت نداشتن ملكه جوان چنين كندويي را در ليست كندوهاي ادغامي قرار دهد.در مورد وضعيت جمعيت كندو هر گاه كندويي در اواخر تابستان كمتر از چهار قاب جمعيت داشته باشد چنين كندويي را بايد ادغام كرد.با توجه به ذخيره زمستاني نحوه تغذيه بايد طوري باشد كه هر كندو براي يك قاب جمعيت حداقل دو كيلو عسل در اختيار داشته باشد.به عبارت ديگر يك كندوي ده قاب جمعيت بايد حدود 20كيلو عسل جهت زمستان گذراني داشته باشد.

بازديد كندوها براي زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب

جایگزینهای گرده :

موضوعات : تغذیه

جایگزینهای گرده :

اگر در طبیعت گرده گل نداشته باشیم مجبوریم با مواد دیگر آن را جایگزین کنیم. ولیهیچ موادی نمی تواند صد درصد جایگزین گرده تازه باشد. لذا محققین درصدد یافتن موادیبودند تا بتوانند جایگزین گرده کنند. برای این منظور بعضی مواد پروتئینی را با مقداری گرده گل مخلوط می کنند و بعنوان مکمل به کار می برند. به عبارت دیگر هر ماده پروتئینی که با مقداری گرده گل مخلوط شود مکمل (Pollen supplement) نام دارد. گاهی گرده گل وجود ندارد که با آن ماده پروتئینی مخلوط کنیم و لذا ماده پروتئینی به تنهایی به کار می رود در این حالت به آن جانشین گرده (Pollen substitutes) (فاقد گرده) اطلاق می گردد. به طور کلی در جایگزینی گرده ، مکمل ها بهتر از جانشین ها می باشند چون مقداری گرده دارند. آزمایشات نشان داده درصورتیکه گرده کافی ، مکمل و یا جانشین گرده به صورت کیکهای پروتئینی حدود 8 هفته قبل از پیدا شدن گرده تازه در طبیعت درکندو وجود داشته باشد، جمعیت کلنی توسعه یافته و می تواند با جمعیت زیاد به جمع آوری گرده تازه پرداخته و بدون وقفه به توسعه جمعیت خود بپردازد. چنانکه بتوان در فصول کمبود گرده یعنی پاییز و زمستان و اوایل بهار و ایام خشکسالی وفقدان پوشش گیاهی مناسب این مواد را به طور مصنوعی به صورت کیکهای شیرین دراختیار کلنی قرارداد و احتیاجات پروتئینی و غیره آنها را تأمین نمود شکی نیست که این کار تأثیر مهمی در داشتن کلنی های قوی و پر محصول خواهد داشت. بدیهی است کلنی های قوی و پرجمعیت کمتر مورد حمله آفات و عوامل بیماری زا قرارگرفته و زمستانهای سرد و طولانی را به راحتی پشت سر خواهند گذاشت، همچنین جمعیتهای قوی نقش مهمی در انجام عمل گرده افشانی داشته و نهایتاً راندمان بهتری درتولیدعسل و سایرفرآورده های کندو نشان می دهند. باتوجه به اینکه گرده تجارتی گران بوده و دارای ارزش غذایی کمتری نسبت به گرده تازه می باشد و همچنین ممکن است عامل انتقال بیماری باشد به این علت زنبورداران استفاده ازجانشین های پروتئینی را ترجیح می دهند.

جانشين گرده زنبورعسل

Pollen substitutes

جايگزين گرده

جانشين گرده

ادامه مطلب

نحوه استقرارکندو ها در زمستان

موضوعات : تغذیه

 نحوه استقرارکندو ها در زمستان

 

1- کندو ها را پشت به باد قرار دهید .

2- کندوها را بالاتراز سطح زمین قرار دهید ( برروی بلوک یا آجر ) تا در اثر باران و رطوبت کندوها نپوسند و زنبوران به بیماری ، بالاخص نوزما مبتلا نشوند .

3-  کندوها در جای آفتابگیر قرار داشته باشند .

4-  حدالمقدور سعی شود کندو ها درجای بادگیر قرار نداشته باشند .

5-  تمام قابهای اضافی را از کندو خارج کرده و سعی کنید زنبورها فشرده شوند .

6-  فضای خالی کندو را با یک گونی یا پارچه برزنت از فضایی که زنبوران قرار دارند جدا کنید و بدین طریق کندو را کوچک کنید . زیرا زنبوران فضای کوچک را زودتر گرم می کنند و عسل کمتری هم برای گرم کردن مصرف می نمایند و در نتیجه زمستان را بدون اینکه از سرما تلف شوند طی می کنند .

7-  در زمستان بدون دلیل درب کندو را باز نکنید .

8-  به محض اینکه زنبوران را تغذیه نمودید درب کندو را فوراً ببندید .

9-  تغذیه را غروب انجام دهید تا غارتگری کمتری انجام گیرد .

10-  برای تنگ کردن کندو به هیچ عنوان از پلاستیک (نایلون) استفاده ننمائید .

11- دریچه پرواز را درزمستان برای کندوهای ضعیف به اندازة ورود و خروج یک زنبور و برای کندوهای قوی به اندازة مناسب باز گذارید.

 

تغذیه زنبوران

1- درون کندوها ظروف غذا خوری آویزان نمائید .

2- درون ظروف غذاخوری چوبهایی قرار دهید تا زنبوران درون ظرف غرق نشوند زیرا لاشه زنبوران غرق شده باعث آلوده نمودن ظرف و سپس آلوده شدن شربت و زنبوران می شود .

3- نسبت شکر به آب در این فصل حداقل2 به 1 است یعنی 2 قسمت شکر و 1 قسمت آب .

 4- آبی که برای شربت مصرف می نمائید باید ولرم باشد .

5- می توانید داروهای خوراکی را با شربت به زنبوران بدهید .

 ارسال شده توسط کاربر nikkhah

استقرار کندوها در زمستان

ادامه مطلب