موضوعات : تغذیه

برداشت عسل از کندو:
یکی از اساسی ترین هدف بشر از زنبور داری برداشت محصول می باشد . یک کندو محصولات مختلفی از قبیل عسل ، ژل رویال، گرده، بره موم،‌زهروموم  می باشد.
زمان برداشت عسل از کندو زمانی است که هر کندو (بسته به تعداد طبق که دارد) حداقل یک قاب عسل داشته باشد .
شرایط یک قاب عسل برای برداشت :
۱ – داخل قاب سلولهای عسل سر بسته  وجود داشته باشد . اگر سلولهایی سر باز بودند احتمال ان دارد که عسل آن نارس باشد . ۲– در روی قاب تخم روز یا کرم حلقوی یا سلولهای سربسته بچه زنبور (کارگر،نر و ملکه)‌نباشد . زیرا در هنگام استراکتور کردن بچه ها تلف می سوند و یا با عسل مخلوط شده و از استراکتور خارج می شوند.
نحوه برداشت قاب عسل از کندو به این شکل است که قاب را در روی کندو یه تکان می دهیم تا زنبور های آن در داخل کندو بریزد . با استفاده از یک برس و یا مقداری علف زنبور هایی که در روی قاب باقی مانده اند را به روی کندو جارو می کنیم وحتی یک زنبور نباید بر روی  قاب باقی بماند سپس قاب را داخل کندوی خالی دیگر که کنار دستمان است  و مخصوص حمل قابهای عسل می باشد کذاشته و بلافاصله درب کندو را بسته تا زنبور ها اجازه پیدا نکنند بر روی قاب بنشینند در ضمن دریچه پرواز کندو باید بسته باشد. بعد از بررسی تک تک قابهای کندو های زنبورستان کندو و یا کندو هایی که از قاب عسل پر شده اند به محلی که از زنبورستان دور باشد و یا یک اتاقی برده که زمان برداشت عسل  زنبور ها نتوانند به داخل اتاق بیایند می بریم .

 لازم جهت برداشت عسل :
 -  یک سینی بزرگ که وقتی سر خانه های بسته شده را باز می کنیم عسلی که از خانه ها خارج می شوند بر روی سینی ریخه شود.
–چنگال جهت باز کردن سر سلولها .
 – استراکتور جهت خارج کردن عسل از داخل سلول ها . روش کار استراکتور ها بسته به دستی یا برقی بودن و یا4 ،6، 8 قابی بودن به این شکل است که با ستفاده از نیروی گریز از مرکز عسل از سلول بیرون آمده و به دیواره داخلی آن برخورد می نماید و نیروی جاذبه زمین عسل را از دیواره به  ته استراکتور کشیده و آنجا  جمع می شود . و با گذاشتن ظرفی در زیر شیر تخلیه استراکتور می توان عسل را داخل ظرف جمع نمود.
 – تور ی : برای صاف نمودن عسل از ذرات  ریز موم و مواد دیگری که مخلوط در عسل می باشند .
 – ظرف عسل :‌ برای ذخیره و حمل عسل استفاده می شود. که نباید فلزی باشد چرا که عسل خاصیت خورندگی دارد .  
مراحل عسل گیری :
قاب را بر روی سینی با یک دست گرفته و با دست دیگر با استفاده از چنگال سر خانه هایی که بسته هستند را برمیداریم . باید توجه داشت که اگر سر خانه ها را از عمق بیشتری برداریم باعث خارج شدن عسل شده و سرز خانه ها هم خراب می شود.وقتی دو طرف قاب به طور کامل سر خانه ها باز شد قاب را داخا استراکتور برده و زمانی که ظرفیت دستگاه تکمیل شد با کرداندن دسته دستگاه و یا روشن کردن دستگاه عسل از خانه ها خارج می شود این عمل را تا زمانی ادامه می دهیم که
عسل داخل خانه ها بطور کامل خارج شود.
بعد قابها را بیرون آورده و از روی دیگر داخل دستگاه می کنیم و دوباره عمل قیل را انجام می دهیم تا عسل قاب بطور کامل خارج شود .
عسلی که در ته دستگاه جمع شده با گذاشتن ظرفی همراه با صافی در زیر شیر تخلیه استراکتور و باز نمودن شیر آن  را تخلیه می نماییم .
 قابهایی که عسل آنها گرفته شده در  داخل کندوی حمل  می گذاریم و به زنبورستان برده و بعد از کمی آب پاشی کردن روی قاب ( بخاطر نچسبیدن زنبور ها به عسل ) آن را داخل کندو هایی که از آنها عسل برداشت نموده ایم می کنیم .

برداشت عسل از كندو

برداشت عسل از كندوي زنبورعسل توسط كاردك پولك بردار

 

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

نظر به اینکه بروز بیماری ها خود به خود نبوده و برای وقوع آن بایستی شرایط لازم فراهم شود و استرسها (گرما و سرما)می تواند سرآغاز آن باشد به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بیماری ها و حفظ سرمایه و کسب درآمد نگهداری کلنی ها در شرایط مطلوب از اصول مهم بوده که نیاز به مقدمات دارد و زمستان گذرانی مهم ترین آن است .

اولین اصل:

وجود مقدار کافی و مناسب ذخیره غدا در کندو است .که باید حداقل برای هر کندو با ۵ قاب متوسط زنبور ۵کیلو عسل باشد. عسل مذکور بایستی به صورت قاب و با پولک سربسته باشد تا در زمان نیاز زنبوران نسبت به باز نمودن حجرات عسل و مصرف آن اقدام نمایند(در مناطق با طول زمستان متوسط).در صورتی که دستی در برنامه قرار داشته باشد می توان در رژیم غذایی دستی مقداری (شربت عسل)همراه نمود . (مقدار غذا با طول دوره سرما بستگی دارد )البته وجود گرده در قابها الزامی است .

دومین اصل 

ترتیب چیده شدن قابهاست یک قاب پوکه یا یک طرف خالی و طرف دیگر عسل از سمت خالی بایستی در جوار دیواره کندو قرار گیرد. قابهای مناسب تخم ریزی یا حاوی تخم ، لارو و شفیره کنار قاب مذکور قرار گرفته و سپس قاب حاوی غذا در قسمت کنار این قابها(به سمت مرکز کندو) قرار گرفته و سپس یک قاب خالی (پوکه) قرار گرفته کنار آن در هر طرف کندو یک میخ کوچک برای ثابت نمودن قابها به کندو زده و یا بقیه فضا را با قاب بدون موم به جهت ثابت نمودن قابها پر نموده و درب کندو را می بندیم (قرار دان گونی پلاستیک یا برزنت روی قابها و بستن سوراخ تهویه پشت کندو ، مغایر اصول بهداشتی است ) ولی استفاده از پوشش تخته سه لا یا فیبری دارای منفذ مناسب توصیه می شود در صورت لزوم می توان در یک جعبه کندو دو کلنی را مستقر کرد و دو سوراخ پرواز در ان تعبیع نموده و بین هر دو کندوی مستقل را به قرار دادن یک صفحه فیبری تا زیر سقف کندو به موازات قابها از کف تا زیر درب کندو آنها را از هم جدا نمود. سوراخهای تهویه درب و بدنه کندو نبایستی مسدود گردد.

سومین اصل:

ترکیب جمعیتی و میزان آن و مدیریت بیماریها می باشد.

الف) ترکیب جمعیتی: به این منظور در هر کلونی بایستی مقدار مناسبی تخم روز ، لارو و شفیره به انضمام تعداد مناسبی زنبور کارگر جوان وجود داشته باشد. و بهتر است هر ساله حدود ثلث تا نصف قابهای حجره دار نو شود.

ب) در مورد بیماریها نکات بسیاری باید قید شود. لیکن بدلیل اینکه در هر منطقه ای به علت بیماریهای خاص و شرایط ویژه نکات بهداشتی و درمانی همان منطقه باید رعایت شود و شرایط خاص را کارشناس هر منطقه بایستی بررسی و اعما نماید. لذا به ذکر نکات کلی و بطور اجماع اکنتفا می شود.

بنابراین فعلا مبارزه و کنترل آفات و انگلهای زنبور عسل (واروا ، نوزما آکارا پیس و ...) که از اهمیت بسیاری برخوردار است مختصرا بیان می شود.

در مورد واروا تا ۲% میانگین آلودگی زنبوران بدون اهمیت و میانگین تا ۵% قابل درمان و یا برنامه ریزی برای درمان در فصل بعدی می باشد. آلودگی بیش از ۵% بایست برنامه ریزی قاطع اعمال شود ( حذف کندوهای ضعیف یا ادغام آنها و مصرف دارو یا اقدامات بیولوژیک ضروری است.( میانگین آلودگی = معدل درصد آلودگی تعداد کندوهای نمونه گیری شده است ) (درصد آلودگی = تعداد کنه * ۱۰۰ تقسیم بر تعداد زنبور نمونه)

در مورد نوزما در صورت رویت علایم و شدت آلودگی باید تصمیم گیری و درمان مناسب انجام شود ابتدا اگر تعداد کندوهای آلوده کم بود (یک کندو) حذف آن و جدا سازی کندوهای مشکوک و درمان آنها و پیش گیری در بقیه کندو ها ضرورت دارد. ( ظهور علایم در بیش از یک کندو با توجه به رطوبت منطقه و یا کوچ به منطقه مرطوب درمان کلیه کندوها ضروری است) در صورت وجود سابقه قبلی بیماری مثلا در فصل بهار قبلی نیز بایستی نمونه گیری و آزمایش شود. اگر وجود بیماری به صورت مزمن یا مخفی تایید شد(بیش از ۶۰ عدد عامل بیماری در یک شان میکروسکوپی از محلول حاصل از سلایه شکم ۲۰ زنبور ) در صورت لزوم با توجه به وجود علایم و درصد آلودگی کندوها ( بیش از ۱% ) اقدام به مبارزه نمود.

در مورد آکاراپیس وودی در صورتیکه کوچ به مناطق خشک تر از محل استقرار قبلی در برنامه باشد نیاز به اقدام دارویی نمی باشد ضمنا اگر داروهای تدخینی و یا سیستمیک ضد واروا یا اسید اگزالیک و یا اسید فرمیک در مبارزه مصرف شود. از شدت وفور اکاراپیس ودی می کاهد و کنترل زنبورستان در فصل زاد و ولد بعدی ضروری است . اصولا این بیماری به رطوبت منطقه بستگی شدید دارد و در مناطق خشک دیده نمی شود.

در مورد لوک نیز بایستی با دقت و شدت عمل شود و عاری بودن کندوها از علایم بیماری قطعی گردد. و در صورت نیاز اقدام درمانی مناسب انجام شود( حذف کلیه کندوهای دارای علامت و تجویز دارو به هر کندو ۴ بار به فاصله یک هفته هر بار ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلی گرم اکسی تتراسیکلین ۲۰% ) به ویژه در مبارزه با لوک آمریکای که درمان بلند مدت و نابودی هاگها پس از تبدیل هاگ به باسیل میسر و از اهمیت زیاد برخوردار است اصوالا تا هنگامی که هاگها در کندو باشد و با نوزادان تماس یابد. هاگها به باسیل تبدیل و سپس باسیلها هر کدام هزاران هاگ ایجاد و هاگها مجددا به باسیل تبدیل و باعث بروز بیماری می شود. حذف کلیه قابهای دارای علایم بیماری و جابجایی زنبورستان سرلوحه کار است.

(ضمنا سایر بیماریها نیز مهم است و باید مد نظز باشد ولی در درجه بعدی اهمیت است و حسب مورد بایستی اقدام شود)

توضیح اینکه رابطه میزان جمعیت کندو و حجم آن با طول دوره سرما و شدت سرما بایستی رعایت گردد. یعنی اگر طول دوره سرما یا شدت آن کم باشد جمعیت کمتری نیاز است و برعکس و به همین مبنا جمعیت بیشتر غذای بیشتری نیاز دار. بنابراین صلاح در این است که همیشه مقدار غذا بیش از نیاز کندو برای زمستان گذرانی در نظر گرفته شود که اگر سرما و عدم دسترسی به گل و تامین غذا بروز نمود جمعیت کندو از بی غذایی نابود نشود و تمام زحمات و هزینه مربوطه هدر نرود. البته مکان استقرار کندوها و تاثیر سرمای محیط استقرار بر مصرف عسل تاثیر داشته و سرمای قابل تحمل در کاهش مصرف عسل موثر است که باعث کاهش تحرک و کاهش تخم ریزی و جمعیت نیز می شود که جبران جمعیت در شروع گرما بایستی در اولویت باشد و بدین منظور می توان کوچ کوتاه یا لزوما بلند و تغذیه دستی تحریکی دو ماه قبل از نیاز به جمعیت فراوان اجرا گردد. و افزایش جمعیت با شروع وفور گل در طبیعت بایستی تطابق داشته و در واقع پیشواز فصل گل رفتن و جلوتر از صحرا و طبیعت بودن بایستی هدف اصلی در کسب عسل باشد.

استراتژی درمان

نظر به اینکه مصرف سموم (دارو)از نظر هزینه اقتصادی ونیروی کارگر و تاثیر منفی آن برروی ساختار بدنی زنبور (ژنها) به وبژه ملکه و باقی مانده دارویی در عسل و سلامت مصرف کننده عسل و عواقب ناشی از اثرات سوء سموم روی نسل های بعدی زنبور واجد اهمیت است و با توجه به اینکه بیماری های انگلی پیشگیری ندارد و برای تصمیم به درمان هم بایستی آلودگی در حد منطقی باشد تا اقدام به دارو درمانی سنجیده باشد .

بنابراین در استراتزی مبارزه و درمان واروا مصلحت در آن است که :

۱) برنامه مراقبت از این بیماری به ویژه در کندوهای با آلودگی قبلی از نظر اقتصادی – سلامت عسل و کندو – و هزینه نیروی کار مهم بوده و باید مد نظر باشد و در صورتی که آلودگی ثابت مانده با توجه به شرایط و فصل اقدام شود یا اگر رو به ازدیاد است تصمیم مناسب اتخاذ (درمان شود). در صورتیکه اگر الودگی رو به تنزل است از درمان دارویی پرهیز نمود .و به اقدامات حمایمی و بیولوژیک به منظور حصول نتیجه بهتر و سریع تر روی آورد .بدین سان با اعمال ادغام کندوهای مقاوم و تغذیه دستی و دادن قاب شفیره و زنبور جوان بالغ به مقاومت بیولوژیک زنبورها رسید .

۲) با توجه به ویژگی های زنبور عسل (خسلت نظافت گری + زنهای R,U و پدیده گرومینگ و خصلت اموزش پذیری عمل گرومینگ ، زنبوران تازه متولد یا منتقل به کندوی جدید عمل گرومینگ را فرا میگیرند)ذاز همین ویژگیها در جهت حذف درمان داروی ناخواسته باید استفاده نمود.

روش برخورداری با بیماری (استراتژی مبارزه با وآروآ)

گر معدل آلودگی در حد کمتر از ۲% بود کلا نیاز به درمان نیست و برنامه مرافبت سالی یکبار دو ماه بعد از شروع اولین تخم ریزی عمده یا ابتدای هر فصل کوچ به گرمسیر، بایستی انجام شود و اگر معدل آلودگی تا ۵% بود بایستی ابتلاء مشکوک قلمداد و شرایط کوچ و فصل راهنمای مراقبت بیماری در زنبورستان باشد و بر این اساس استراتژی درمان برگزیده شود. در صورتی که معدل آلودگی بیش از ۵% بود با توجه به فصل اگر ابتدای فصل زاد و ولد بود اقدام به درمان باید صبر نمود. در غیر این صورت حسب شرایط بایستی اقدام شود.

۱) نکته مهم : در صورت عدم استفاده از سموم مجاز (مصرف سموم غیر مجار بسیار خطرناک است)با حذف کندوهای ضعیف و غیر مقاوم به واروا و برنامه حمایت غذایی جمعیت و کمک بیولوژیک (استفاده از گونه های مقاوم ) پس از چند سال کندوها به نحو محسوسی قدرت مقابله و دفاع از خود علیه واروا را کسب می کند .

۲) نکته مهم : اصولا هر دارو در صورتی که وارد سیستم بدن زنبور شود از جنبه های مختلف تاثیرات متفاوتی در زنبورها دارد که بعضی سوء بوده و بهتر از حداقل مصرف داروها و حداکثر اعمال مدیریت و اقدامات حمایتی جهت مفقیت بلند مدت انجام شود (حتی الامکان اقدام دارویی دارویی و حمایت بیولوژیک توام باشد ).

۳) سموم مجاز بایستی طبق تناوب و دقیقا طبق توصیه سازنده و دامپزشک متخصص مصرف شود تا ضمن اجتناب از ظهور نسل مقاوم کنه به سم از تجمع و اثرات سوء یک نوع سم در کندو(در موم و زنبور و عسل )پرهیز نمود .

خلاصه: داروها به ویژه سموم ضد واروا بایستی بسیار اگاهانه مصرف شود تا از بروز نسل مقاوم کنه –انباشت سم و به ویژه یک نوع سم که ممکن است به حد خطرناک در موم و بدن زنبورها به خصوص ملکه و عسل برسد پرهیز شود و از اصول بیولوژیک و اقدامات حمایتی و تغذیه ای مناسب در کندوها بهره برد و ز توان مقابله طبیعی زنبوران با واروا استفاده شود تا علاوه بر پرهیز از مشکلات عدیده (مالی , بهداشتی ,ضعف کلی زنبوران و عدم تولید عسل و غیره ) عسل سالم تر و بیشتر و کار توام با موفقیت اقتصادی که هدف هر کسی است حاصل شود . قطعا به گزینی می تواند در این مورد نقش عمده ای داشته باشد و توصیه می شود این سموم نه کمتر و نه بیشتر از دستور سازنده یا دامپزشک متخصص استفاده شود .

 

نویسنده : دکتر سیروس کوشا -کارشناس سازمان دامپزشکی کشور

زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

تعيين مقدار ذخيره زمستاني لازم براي هر كندو و مقدار غذايي كه بايد به كندو داده شود

مقدار عسلي را كه روزانه يك زنبورعسل در زمستان مصرف مي كند تقريبا01/0گرم  بايد در نظر گرفت.بنابر اين مصرف روزانه يك كندوي 10-8 قاب جمعيت در زمستان كه تقريبا بين 12000تا15000عدد زنبور دارد حدود 120تا 140 گرم عسل در روز است.دليل اين مصرف كم اينست كه در هواي سرد زمستان وقتي كه هوا كمتر از 8 درجه بالاي صفر باشد زنبورها تمام وقت به صورت گلوله دور هم جمع مي شوند و گرمايي را كه بدنشان با خوردن عسل توليد ميكند داخل ان گلوله حبس مي كنند و در نتيجه مصرف عسل كم مي شود.اما با فرا رسيدن اواخر زمستان و شروع فصل تخمگذاري ملكه مصرف عسل زياد مي شود.

امروزه جمعيتهاي قوي زمستاني به جمعيتهايي گفته مي شود كه در اواسط تا اواخر پاييز علاوه بر 10قاب كندو حداقل تعدادي از قابهاي طبقه را نيز پر كند و اكثر كندوهاي زنبورداران موفق زمستان را به صورت دو طبقه سپري مي كنند.

مقدار ذخيره زمستاني بايد متناسب جمعيت كندو باشد.براي هر قاب زنبور مقدار5/1كيلو ذخيره زمستاني توصيه مي شود.بنابر اين كندويي كه داراي 10قاب جمعيت است ذخيره غذايي لازم براي زمستان گذراني ان15 كيلو عسل مي باشد.اگر كندويي احتياج به 12كيلو ذخيره زمستاني داشته باشد در مهرماه يا ابان ماه داخل ان 8كيلو عسل موجود باشد به چنين كندويي بايد 4كيلو شكر كه معادل 6ليتر شربت مي باشد نيز رسانيد تا موجودي ان به 12كيلو برسد.چون شربت غليظ پاييزه بايد دو قسمت شكر و يك قسمت اب باشد.

مقدار عسلي را كه يك كندوي داراي 8 قاب جمعيت به طور متوسط تا باز شدن شكوفه هاي بهاري مصرف مي كند به قرار زير است:در ماههاي مهر و ابان و اذر و دي،ماهي 500گرم،در بهمن ماه به علت شروع تخمگذاري يك كيلو گرم،در اسفند ماه دو كيلوگرم و در فروردين ماه پنج كيلوگرم خواهد بود كه جمعا ده كيلوگرم عسل را شامل مي شود.

مقدار ذخيره كندو براي زمستانگذراني

 

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

بازديد كندوها براي اماده كردن كلنيها براي زمستان گذراني به شرايط اب و هوايي مناطق مختلف بستگي دارد.اماده سازي كلني ها براي زمستان گذراني بايد بلافاصله بعد از برداشت عسل در اواخر تابستان يا اوايل پاييز اغاز شود.در اين بازديد بايد سه عامل مورد توجه قرار گيرد.اول:وجود ملكه جوان و شايسته در كندوو وضعيت تخمگذاري ان.دوم:وضعيت جمعيت كندو.سوم:وضعيت ذخيره زمستاني كندو.در صورتي كه كندويي داراي ملكه پير و از كار افتاده بوده و يا كندويي بدون ملكه باشد در صورتي كه زنبوردار ملكه جوان تخمگذار در اختيار داشته باشد بايد ملكه پير را حذف كرده و ملكه جوان را به ان كندو معرفي كند.و در صورت نداشتن ملكه جوان چنين كندويي را در ليست كندوهاي ادغامي قرار دهد.در مورد وضعيت جمعيت كندو هر گاه كندويي در اواخر تابستان كمتر از چهار قاب جمعيت داشته باشد چنين كندويي را بايد ادغام كرد.با توجه به ذخيره زمستاني نحوه تغذيه بايد طوري باشد كه هر كندو براي يك قاب جمعيت حداقل دو كيلو عسل در اختيار داشته باشد.به عبارت ديگر يك كندوي ده قاب جمعيت بايد حدود 20كيلو عسل جهت زمستان گذراني داشته باشد.

بازديد كندوها براي زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

جایگزینهای گرده :

اگر در طبیعت گرده گل نداشته باشیم مجبوریم با مواد دیگر آن را جایگزین کنیم. ولیهیچ موادی نمی تواند صد درصد جایگزین گرده تازه باشد. لذا محققین درصدد یافتن موادیبودند تا بتوانند جایگزین گرده کنند. برای این منظور بعضی مواد پروتئینی را با مقداری گرده گل مخلوط می کنند و بعنوان مکمل به کار می برند. به عبارت دیگر هر ماده پروتئینی که با مقداری گرده گل مخلوط شود مکمل (Pollen supplement) نام دارد. گاهی گرده گل وجود ندارد که با آن ماده پروتئینی مخلوط کنیم و لذا ماده پروتئینی به تنهایی به کار می رود در این حالت به آن جانشین گرده (Pollen substitutes) (فاقد گرده) اطلاق می گردد. به طور کلی در جایگزینی گرده ، مکمل ها بهتر از جانشین ها می باشند چون مقداری گرده دارند. آزمایشات نشان داده درصورتیکه گرده کافی ، مکمل و یا جانشین گرده به صورت کیکهای پروتئینی حدود 8 هفته قبل از پیدا شدن گرده تازه در طبیعت درکندو وجود داشته باشد، جمعیت کلنی توسعه یافته و می تواند با جمعیت زیاد به جمع آوری گرده تازه پرداخته و بدون وقفه به توسعه جمعیت خود بپردازد. چنانکه بتوان در فصول کمبود گرده یعنی پاییز و زمستان و اوایل بهار و ایام خشکسالی وفقدان پوشش گیاهی مناسب این مواد را به طور مصنوعی به صورت کیکهای شیرین دراختیار کلنی قرارداد و احتیاجات پروتئینی و غیره آنها را تأمین نمود شکی نیست که این کار تأثیر مهمی در داشتن کلنی های قوی و پر محصول خواهد داشت. بدیهی است کلنی های قوی و پرجمعیت کمتر مورد حمله آفات و عوامل بیماری زا قرارگرفته و زمستانهای سرد و طولانی را به راحتی پشت سر خواهند گذاشت، همچنین جمعیتهای قوی نقش مهمی در انجام عمل گرده افشانی داشته و نهایتاً راندمان بهتری درتولیدعسل و سایرفرآورده های کندو نشان می دهند. باتوجه به اینکه گرده تجارتی گران بوده و دارای ارزش غذایی کمتری نسبت به گرده تازه می باشد و همچنین ممکن است عامل انتقال بیماری باشد به این علت زنبورداران استفاده ازجانشین های پروتئینی را ترجیح می دهند.

جانشين گرده زنبورعسل

Pollen substitutes

جايگزين گرده

جانشين گرده

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

 نحوه استقرارکندو ها در زمستان

 

1- کندو ها را پشت به باد قرار دهید .

2- کندوها را بالاتراز سطح زمین قرار دهید ( برروی بلوک یا آجر ) تا در اثر باران و رطوبت کندوها نپوسند و زنبوران به بیماری ، بالاخص نوزما مبتلا نشوند .

3-  کندوها در جای آفتابگیر قرار داشته باشند .

4-  حدالمقدور سعی شود کندو ها درجای بادگیر قرار نداشته باشند .

5-  تمام قابهای اضافی را از کندو خارج کرده و سعی کنید زنبورها فشرده شوند .

6-  فضای خالی کندو را با یک گونی یا پارچه برزنت از فضایی که زنبوران قرار دارند جدا کنید و بدین طریق کندو را کوچک کنید . زیرا زنبوران فضای کوچک را زودتر گرم می کنند و عسل کمتری هم برای گرم کردن مصرف می نمایند و در نتیجه زمستان را بدون اینکه از سرما تلف شوند طی می کنند .

7-  در زمستان بدون دلیل درب کندو را باز نکنید .

8-  به محض اینکه زنبوران را تغذیه نمودید درب کندو را فوراً ببندید .

9-  تغذیه را غروب انجام دهید تا غارتگری کمتری انجام گیرد .

10-  برای تنگ کردن کندو به هیچ عنوان از پلاستیک (نایلون) استفاده ننمائید .

11- دریچه پرواز را درزمستان برای کندوهای ضعیف به اندازة ورود و خروج یک زنبور و برای کندوهای قوی به اندازة مناسب باز گذارید.

 

تغذیه زنبوران

1- درون کندوها ظروف غذا خوری آویزان نمائید .

2- درون ظروف غذاخوری چوبهایی قرار دهید تا زنبوران درون ظرف غرق نشوند زیرا لاشه زنبوران غرق شده باعث آلوده نمودن ظرف و سپس آلوده شدن شربت و زنبوران می شود .

3- نسبت شکر به آب در این فصل حداقل2 به 1 است یعنی 2 قسمت شکر و 1 قسمت آب .

 4- آبی که برای شربت مصرف می نمائید باید ولرم باشد .

5- می توانید داروهای خوراکی را با شربت به زنبوران بدهید .

 ارسال شده توسط کاربر nikkhah

استقرار کندوها در زمستان

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

در هنگام زمستان كه درجه حرارت محيط پايين است زنبورها به صورت توده در امده و دماي وسط توده زنبور كه ملكه در انها قرار ميگيرد در حدود35 درجه سانتيگراد ثابت نگه داشته ميشود.اين امر به خاطر فعاليت ماهيچه اي بدن زنبورها در سطح خارجي  توده است كه گرما را به طرف داخل توده مي فرستند و بدن انها به صورت عايقي مانع خارج شدن گرما از وسط  توده مي گردد.براي انجام اين فعاليت زنبورهاي سطح خارجي توده مرتبا با زنبورهاي داخل توده تعويض جا مي كنند و با خوردن عسل و انجام حركات ماهيچه اي قادر به توليد گرما مي باشند.در هنگام زمستان زنبورها ابتدا در قسمت پايين كندو و نزديك سوراخ پرواز متمركز مي شوند ولي به تدريج با پيشرفت زمستان به طرف عقب و بالا نقل مكان مي كنند.در صورتي كه كندو دو طبقه باشد به تدريج و در پايان زمستان توده زنبور به طبقه فوقاني و قسمت عقب ان منتقل مي گردد.در مواقعي كه هوا خيلي سرد باشد زنبورهاي سطح خارجي توده زمستاني سر و قفسه سينه خود را به داخل توده فرو برده و فقط شكمشان در سطح توده واقع مي شود.ولي با گرم شدن هوا مجددا توده از هم باز شده و فضاي بيشتري را اشغال مي كنند و با اين عمل درجه حرارت داخل كندو را تنظيم مي كنند.

زمستانگذراني زنبوران عسل

نحوخ زمستان گذراني كندوها در زمستان

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

حسین حکمت : اگر کندوی کابینی را تجربه کنید دیگر حاضر به کار با کندوی لانگستروت نخواهید بود.

نحل منفرد : زنبورداری کابینی یکی از شیوه های رایج زنبورداری در برخی از کشورهای اروپایی است. استفاده از این شیوه باعث کاهش سختی های زنبورداری و مدیریت بهتر کندوها می شود. در کشورمان ایران نیز از چندی قبل این ایده مطرح شد. کسی که در عمل آن را پیگیری کرد تا به موفقیت هایی در اجرای آن رسید حسین حکمت یکی از زنبورداران جوان کشورمان بود . با وی گفتگو کردیم تا با ویژگی های این شیوه دقیق تر آشنا شویم.

نحل منفرد :  بسم الله الرحمن الرحیم ، لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت :  حسین حکمت هستم. هفت سالی است که جسته گریخته به زنبورداری، کندو سازی، تحقیقات و تجربیات در این زمینه مشغولم. تحصیلات آکادمیک من محدود می شود به کارشناسی در رشته حقوق و دیپلم پرورش زنبور عسل از سازمان فنی و حرفه ای. باقی، تحقیقات و تجربیات میدانی و کارگاهی بوده که شخصاً پیگیری کرده ام.

 

نحل منفرد :  با زنبورداری از کجا آشنا شدید ؟ آشنایی شما از طریق سازمان فنی و حرفه ای بود ؟

حسین حکمت :  سال  ۱۳۸۸بعد از فارغ التحصیلی به پیشنهاد یکی از دوستان که از علاقه ی من به طبیعت و حیوانات مطلع بود، شروع به مطالعه در این زمینه کردم . تحصیلات فنی و حرفه ای بعد از شروع مطالعه ی شخصی بود که با خرید تعدادی کندو دنبال شد.

نحل منفرد :  چطور با موضوع زنبورداری کابینی آشنا شدید؟

حسین حکمت : در ابتدا به همان شیوه ای که در غالب نقاط ایران و جهان زنبورداری می شود، کار را شروع کردم و خیلی زود به این نتیجه رسیدم که این حرفه دارای دردها و کاستی های زیادی است . در عمل هم درحال تجربه این مشکلات بودم. این بود که به تحقیقات در مورد روش های مختلف زنبورداری ، انواع کندوها ، فنون جدید حمل و نقل و سازه ها پرداختم. یکی از این الگوها که با فضای ذهنی و راه حل هایی که دنبالش بودم، مطابقت داشت ، زنبورداری کابینی بود که در قسمتی از اروپا پایه گذاری و تجربه شده است.

 

کابین های چرخدار و پایه دار با کندوهای کابینی

نحل منفرد :  آیا تحقیقات شما ، از طریق مطالعه ی سایت های اینترنتی انجام می شد؟

حسین حکمت :  بله، به دلیل نداشتن منابع مرتبط در زبان فارسی و گستردگی موضوعات، مطالعات بیشتر در فضای اینترنت انجام می شد. شما می توانید در اینترنت به کتاب ها، مقالات، تجربه زنبورداران نقاط مختلف دنیا و همچنین تاریخچه و تصاویر این موضوع به زبان های مختلف دسترسی داشته باشید.

نحل منفرد : اگر ممکن است چند مرجع را در این رابطه به خوانندگان گرامی معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت : متأسفانه در مورد زنبورداری کابینی در دنیا، اطلاعات بسیار پراکنده و ناقصی وجود دارد و انگلیسی زبان نبودن کشورهای مرجع، به این مسئله دامن زده و انتقال تجربه را سخت می کند. به ناچار بسیاری از مطالعات من از منابعی با زبان های اسلوونیایی و آلمانی بوده و گمان نمی کنم که مورد استفاده مخاطبان قرار گیرد. علاقه مندان می توانند با جستجوی کلید واژه هایی مانند AZ Hive  یا pcele kontejner  که به معنای کانتینر زنبورداری است، به اطلاعاتی در این زمینه دسترسی پیدا کنند.

برای حل مشکل دسترسی به اطلاعات و آشنایی با مطالب جدیدی که در این زمینه وجود دارد، به فکر انتشار کتابی در این باره بودم. اما قالب کتاب، کند تر از پیشرفت هایی است که در این زمینه خواهیم داشت لذا تصمیم گرفتم که تمامی مطالب را جمع آوری کرده و به انضمام تجربه های جدیدی که انجام می شود از طریق فضای مجازی به اطلاع همکاران برسانم که از سه سال پیش این کار در حال انجام است.( اطلاعات مربوط به آدرس صفحات اینترنتی در پایان متن موجود است)

نحل منفرد :  قبل از ورود به بحث بفرمایید شیوه ی زنبورداری کابینی قرار است کدام یک از مشکلات زنبورداران را حل کند ؟ فایده ی این شیوه چیست؟

حسین حکمت : زنبورداری به شیوه ی کابینی، تلاشی است برای طراحی بهتر کندو و استفاده از فنون و لوازم مدرن برای جابه جایی راحت تر زنبورستان.  با استفاده از کندوی کابینی، مدیریت کندوها و با استفاده از سازه ی کابین ،  جابه جایی کندوها آسان تر خواهد شد.

برخی از مزیت های این شیوه موارد زیر است :

-  سرقت کندوها دشوارتر خواهد شد.

 - عمر کندوها در کنار هم و در محافظت سازه، از پنج سال به سی سال می رسد.

-  مشکل چسبیدن قاب ها به یکدیگر و بدنه کندو و سختی مدیریت و حمل طبقات کندو حل خواهد شد.

-  مشکلات کوچ و استفاده از کارگر به کمترین حد خواهد رسید.

-  زنبورستان جای کمتری اشغال کرده و زنبوردار تمرکز بیشتری خواهد داشت.

-  کار در هوای نامساعد مثل آفتاب شدید، وزش باد یا حتی هوای بارانی ممکن خواهد شد.

-  رطوبت، حیوانات مزاحم و خطرات طبیعی کمتر به کندوها صدمه خواهند رساند.

 - فضای کاری زنبوردار و وسایلش دلچسب تر خواهد بود و عملیات یادداشت برداری، رکوردگیری و پیوند در فضای کابین با تسلط بیشتر انجام می شود.

 - در طولانی مدت هزینه و زحمت کوچ و استهلاک کندوها کمتر می شود.

 - استفاده ی بیشتر از پوشش گیاهی مناطق مختلف، ممکن می شود.

-  به علت عایق بندی کابین، تلفات و مصرف عسل زنبورها در زمستان کمتر می شود.

-  توانایی کنترل دمای کندوها و کابین در زمستان که برای شروع بهاره ی بهتر و تولید ملکه، کاربرد دارد.

-   از همه مهمتر استفاده از این روش باعث حفظ سلامت جسمی و روانی زنبوردار می شود.

نحل منفرد : به طور مشخص بفرمایید در کدام بخش از اروپا زنبورداری به روش کابینی گسترش دارد ،  آیا در همه ی آن مناطق این کار به یک شیوه انجام می شود یا سبک های متفاوتی دارد؟

حسین حکمت : استفاده از این شیوه به ترتیب در کشورهای اسلوونی، رومانی، شبه جزیره ی بالکان، اتریش و آلمان متداول است . کمتر از نیم قرن است تعداد قابل توجهی از زنبورداران این مناطق از اشکال مختلف این شیوه استفاده می کنند . آنها در زمینه ی مدل های سازه ، حمل و نقل و نوع کندویی که به کار می گیرند ، متفاوت و دارای تنوع هستند.  مثلاً در اسلوونی بیشتر از کندوی کابینی استفاده  می شود و در رومانی مدل هایی از کندوی دادانت نیز در کابین مورد استفاده قرار می گیرد.

نحل منفرد :  آیا منظور از کندوی کابینی کندوهای پشت باز هستند؟

حسین حکمت : بله، در زبان انگلیسی به کندوهایی که بر خلاف استاندارد دادانت و لانگستروت از دیواره های کناری باز می شوند، Side Opened گفته می شود که می توان در فارسی به آنها " کندوهای در جانبی"  لقب داد. کندویی که ما از آن به عنوان " کندوی کابینی " نام می بریم، نوعی کندوی در جانبی است که در آن از پشت باز می شود.  قاب ها پس از باز شدن این در ، به صورت کشویی در کندو قرار می گیرند. انتخاب این نام در فارسی ، به خاطر استعداد این کندو برای چیده شدن روی همدیگر و ایجاد دیواره های اتاقک یا کابین است .

علت نام گذاری اتاقک زنبورداری با عنوان کابین هم به این خاطر بود که اشاره داشته باشد به یک فضای کوچک که در آن عملیات خاصی انجام شده و حالت متحرک آن به ذهن متبادر شود.  این واژه در انگلیسی به معنای اتاقک و کلبه است اما برای اتاق هدایت قطار، هواپیما و غیره هم از آن استفاده می شود.

نحل منفرد : لطفاً در مورد اجزاء کندوی کابینی و کاربرد هر یک از آنها بیشتر توضیح دهید ؟

حسین حکمت : کندوی کابینی مدلی اصلاح شده از " کندوی آ-زی " کشور اسلوونی است که با اندازه های استاندارد لانگستروت سازگاری دارد و مزایای دیگری هم به آن اضافه شده.  این کندو دارای مدلهای دو و سه طبقه است که به ترتیب حجمی معادل ۲۶ و ۳۹ قاب لانگستروت را در خود جای می دهند.  بین طبقات این کندو می شود از جداکننده ی فضای دو طبقه یا شبکه ی محدود کننده ی ملکه استفاده کرد. این کندو قابلیت استفاده از شربت خوری چهار لیتری برای هر طبقه و شربت خوری قابی را دارد و طرح های ابتکاری جالبی راجع به استفاده از شربت خوری با بطری هم در آن قابل اجرا است.

در قسمت پایین هر طبقه ی کندو ، بین دیواره های راست و چپ ، سه لوله با فاصله کار گذاشته شده که وزن قاب ها روی این لوله ها قرار می گیرد . قاب ها از چهار نقطه در جلو و عقب کندو ، به بدنه و در داخلی محکم شده و هنگام بازدید به صورت کشویی بیرون کشیده می شوند.

درهای داخلی کندو ، بعد از فضای خالی پشت در اصلی قرار گرفته و دارای یک چهارچوب چوبی و توری میانی است ، در حالی که در بیرونی از جنس فوم است. این کندوها در قسمت کف مجهز به توری ضد واروآ هستند و جلوی در پرواز ، سکوی پرواز جدا شونده دارند.

 

کندوی کابینی ابداع شده توسط حسین حکمت

نحل منفرد :  خب کشورهایی که در آنها زنبورداران از شیوه ی کابینی استفاده می کنند را نام بردید ، آیا هر یک از کشورها مدل مخصوص به خود را دارد یا مثلاً یکی دو شیوه در کل این کشورها مرسوم است؟

حسین حکمت :  در همه ی این کشورها از انواع کندو نظیر کندوهای کابینی، لانگستروت، دادانت و طرح های کشویی در کابین استفاده می شود. کابین ها هم اندازه و طرح های متنوعی دارند ، اما همانطور که گفتم ، در اسلوونی ، کندوی کابینی بیشتر مرسوم است و در رومانی کندوهای استاندارد دادانت . در باقی کشورها، از هر دو نوع استفاده می شود.

نحل منفرد :  بیایید کمی این دوشیوه را بررسی کنیم. فکر می کنم شما روش اسلوونیایی را ترجیح داده اید ؟ در حالی که روش رومانیایی هم مزایای مخصوص به خود را دارد.  تفاوت های این دو شیوه را بیشتر توضیح دهید و بفرمایید چرا شما روش اسلوونیایی را برگزیده اید؟

حسین حکمت :  بله ، درست است ، بنده برای کندو و سازه های کابینی که در اسلوونی انجام شده ، اصالت قائلم و آن را راهگشای مشکلات حرفه ی زنبورداری می دانم.

نحل منفرد :  لطف کنید اول روش رومانیایی و بعد اسلوونیایی را به تفکیک توضیح دهید و بعد آنها را مقایسه بفرمایید.

حسین حکمت :  بگذارید به جای روش اسلوونیایی و رومانیایی، از مسئله ای صحبت کنیم که اساساً باعث این تفاوت شده و آن مسئله ای نیست جز تفاوت بنیادین طراحی کندو در دنیا.  رومانیایی ها بیشتر از کندوهای استاندارد دادانت در کابین بهره می برند که معمولاً بیست قابه و کشویی هستند.  البته با همین حدود اندازه کندوهای متنوعی نیز ابداع کرده اند و در سطح وسیعی با آن کار می کنند.  در مقابل کشور اسلوونی سابقه ای قریب به ۲۰۰ سال در استفاده از کندوی کابینی دارد که شالوده ی این شیوه از زنبورداری با کیفیت را شکل می دهد.

از نظر تاریخچه ، در دنیا دو نوع کندو داریم که یکی کمتر شناخته شده است . می توان گفت هر دو نوع نشأت گرفته از کشورهای اتریش و آلمان هستند که بعدها در نقاط دیگری از دنیا نظیر آمریکا و اسلوونی بهینه ، ثبت و ترویج شده اند. در یک سوی ماجرا استانداردهای دادانت و لانگستروت قرار دارد و در سمت مغفول مانده ی دیگر، کندوهای در جانبی .

تقریباً در همان دوره ای که آقای لانگستروت در آمریکا و آقای دادانت در فرانسه و سپس آمریکا در حال ثبت و ارائه ی استاندارد های خود بودند ، فردی به نام آگوست وون برلپش (August von Berlepsch) در آلمان استانداردی از کندوی در جانبی ارائه داد که در آن منطقه از اروپا رایج شد و پنجاه سال بعد در اسلوونی اصلاح و متداول شد و استفاده از آن در نقاط دیگر جهان نیز در حال افزایش است.

 

کندوی برلپش

 

همه ی این استاندارد ها در حوالی سال ۱۸۵۲ میلادی ارائه شدند و علت اینکه از اصطلاح " ارائه ی استاندارد"  به جای اختراع استفاده می کنم، این است که پیش از آنکه آنها این نوع کندو را ثبت کنند ، استفاده از اندازه ها و اشکال متفاوتی از آن کندوها مرسوم بوده است. هنر بی مثال این افراد، کشف مجموعه ای از کاربردی ترین اندازه ها و تکنیک های خاص بوده است که به شکل واحد ارائه داده اند و عمرشان را برای ترویج و تداول آن صرف کرده اند . می دانیم که اگر این استانداردها از کیفیت لازم برخوردار نبود پس از مدتی، شامل تحول می شد.

نحل منفرد :  سرنوشت کندوهای در جانبی بعد از برلپش چه شد؟

حسین حکمت :  در واقع کندویی که برلپش معرفی کرد ، مثل یک کمد ایستاده بود که قاب ها در طبقاتش چیده می شدند ، البته نه به شکل قفسه های کتاب و کشویی.  این کندو در اتریش و آلمان مرسوم شد تا اینکه پنجاه سال بعد یعنی در سال ۱۹۰۲ میلادی ، فردی به نام آنتونا نیدرسیچ Antona Znidersic  طرحی هوشمندانه و بهینه از کندوی برلپش ارائه داد که امروز دنیا آن را با حروف اول نام او می شناسد. کندوی آ-زی. ( AZ Hive )  کشور اسلوونی به خاطر داشتن این کندو و سازنده اش مفتخر است ، اگر چه تلاش خاصی برای ترویج آن در نقاط دیگر دنیا نشده است.

 

 کندوی آ-زی

این نوع کندو هم مانند یک کمد دو یا سه طبقه است که قابها مثل کتاب و به صورت کشویی درون آن جای می گیرند . در طراحی این کندو برای بسیاری از مشکلات و مسائل زنبورداران راه حل های خوبی در نظر گرفته شده و در حال تحول است. اساساً می توان وجود شیوه ی کابینی به شکل اتاقک متحرک و یا ثابت (Bee House) را مرهون ابداع این نوع کندو دانست.

نحل منفرد :  پس ابداع این نوع کندو مقدمه ی ابداع شیوه ی زنبورداری کابینی شد. درست است؟

حسین حکمت :  بله، مشخصاً تاریخ نشان دهنده ی این روایت است. ریشه ی زنبورداری کابینی بر می گردد به اتاقک های زنبورداری ثابت که در مهد زنبورداری دنیا یعنی کشورهای اتریش، آلمان، اسلوونی و همسایگانشان مرسوم بوده و هست. این اتاقک ها از چند قرن پیش در این منطقه مرسوم است. در ابتدا از کندوی حصیری و گلی در قفسه ها ی این اتاقک ها  استفاده می شد و از حدود ۱۵۰ سال پیش، استفاده از کندوهای " در جانبی"  شروع و سیر تحول آنها در این اتاقک ها سپری شد. در سده ی اخیر، تلاش هایی برای متحرک کردن اتاقک ها صورت گرفت که به زنبورداری کابینی منتهی شد.

نحل منفرد :  فرمودید از کندوهای متداول از جمله دادانت هم به صورت کندوهای کشویی در زنبورداری کابینی استفاده می شود . لطفاً به تفاوت های استفاده از کندوهای اسلوونیایی و کندوهای متداول در زنبورداری کابینی اشاره بفرمایید.

حسین حکمت : بله، تقریبا به همان اندازه که ما کابین و اتاقک ثابت زنبورداری با کندوهای کابینی داریم، از کندوهای دادانت و لانگستروت هم در سازه ی کابین استفاده شده است. تفاوت کار با این دو بیش از آنکه مربوط به حمل و نقل کندوها باشد ، معطوف به شیوه ی استفاده و کار با کندوهاست.

در کابین هایی که از کندوهای کشویی استفاده می کنند ، معمولاً زحمت بیرون کشیدن کندوها به روی میز کار یا سختی طراحی کشوها آزاردهنده است. از طرف دیگر با استفاده از کندوی لانگستروت و دادانت ، شما مجبور به حمل طبق هستید و سختی بازدید این نوع کندوها مثل چسبندگی ، نوع دسترسی به قابها ، تغذیه و غیره هنوز وجود دارد.

 در واقع همان قدر که کابین در کوچ مکانیزه به شما کمک می کند ، کندوی کابینی  باعث سلامت شما و مدیریت آسان تر زنبورستان می شود.  به همین علت فکر می کنم که داشتن کابین با کندوی لانگستروت و دادانت اگرچه حرکتی رو به جلو در زمینه ی کوچ است اما استفاده از کندوی کابینی است که رنج های زنبورداری را به حداقل خواهد رساند.

نحل منفرد :  اجازه بدهید نکته ای را توضیح دهم.  از بررسی تصاویری که پیش از این شما از زنبورداری کابینی انتشار داده اید بحثی باقی نمی ماند که استفاده از کندوهای دادانت و لانگستروت در اندازه های معمولی که نیاز به استفاده از طبقه دارند زحمات و مشکلات زیادی را در کابین ایجاد می کند ، بحث بنده مبنی بر مقایسه ی کندوهای افقی دادانت با کندوی کابینی است. کندوهای افقی دادانت دارای حدود 20 قاب هستند و هر قاب آنها یک و نیم برابر کندوهای لانگستروت مرسوم ما مساحت دارد ، یعنی این کندوها چیزی معادل یک کندوی لانگستروت سه طبقه گنجایش زنبور دارند. این کندوها طبیعتاً دیگر نیازی به استفاده از طبقه ندارند.  به نظر می رسد این نوع کندو رقیب قابلی برای کندوی کابینی اسلوونیایی باشد. آیا اینطور نیست؟

 

 کندوهای افقی دادانت

حسین حکمت :  بگذارید یک محاسبه سریع و تقریبی از فضایی که ۲۰ قاب دادانت می دهد در مقایسه با کندوی کابینی بکنیم  و بعد ادامه دهیم تا ارقاممان دقیق تر باشد. کندوی بیست قابه افقی دادانت حدود ۲۵۰۰۰ سانتی متر مربع، فضا در اختیار زنبورها قرار می دهد و کندوی ۲۴ قابه کابینی سازگار با لانگستروت ۲۳۰۰۰ سانتی متر مربع . هر طبقه ی ده قابه از لانگستروت نیز حدود ۹۰۰۰ سانتی متر مربع.

نحل منفرد :  و این در حالی است که کندوی افقی دادانت سطح کمتری از کناره کابین را اشغال می کند و در نتیجه می توان از تعداد بیشتری از آن در یک کابین استفاده کرد.

حسین حکمت :  مسئله ی اشغال فضا و محدودیت وزن بسیار پیچیده است . این کندوها از طول و عرض تفاوت عمده ای ندارند اما در ارتفاع دارند. حدود ده تا پانزده سانت ارتفاع کابینی بیشتر است که اگر شربت خوری را هم در نظر بگیرید ، چون قاب اشغال می شود یا یک شربت خوری نیم طبقه با ده سانت ارتفاع می آید روی کندوی افقی، تفاوتی نخواهند داشت.
نحل منفرد :  برای حل این مشکل می توان از همان شربت خوری قابی یا بهتر از آن از سیستم های جدید تغذیه مبتنی بر شلنگ کشی بین مخزن تا کندوها برای تغذیه استفاده کرد که هیچ فضایی را از کندو اشغال نکند. البته بنده معتقد به استفاده از کندوهای افقی به تنهایی نیستم چون تا سقف کابین را نمی توان به آنها اختصاص داد. می توان از یک سیستم ترکیبی استفاده کرد که در پایین کندوهای افقی و در بالا کندوهای کابینی استفاده شوند.
حسین حکمت :  راستش قضیه مثل ورزش کشتی نیست که یکی به برتری مطلق برسد. در واقع هر کدام مزایایی دارد و معایبی که توضیحشان کمی وقت و نکته سنجی می خواهد ، کندوهای کابینی در ارتفاع راحت تر اند و کندوهای لانگستروت و دادانت در قسمت پایین کابین کارایی بیشتر دارند. به طور کلی ورود استاندارد دادانت با کندوهای افقی به ایران کار را پیچیده می کند ولی شاید نیاز باشد. از طرف دیگر تبادل قاب بین کندوهای کابینی و افقی، دشوار خواهد بود. نکته دیگر هم محدودیت وزن کابین است که اجازه نمی دهد شما از تمام فضا برای کندو استفاده کنید و نهایتا تا سه ردیف از هر نوع کندو، عملی خواهد بود.

نحل منفرد :  در کندوهای لانگستروت وقتی کندوی ما ده قاب جمعیت دارد و ما می خواهیم یک قاب را برای بازدید بیرون بکشیم خیلی وقت ها کار با دشواری همراه است و تعدادی زنبور کشته می شوند. حالا در کندوی کابینی می خواهیم این قاب را در طول به بیرون بکشیم که سطح اصطکاک بیشتری دارد . آیا در کندوی کابینی این مشکل تشدید نمی شود؟

حسین حکمت : خیر، تسهیل می شود، به این صورت که در کندویی که پر از قاب است، ابتدا شما قابهای دوم تا چهارم را کمی به سمت وسط می کشید و قاب اول بدون تلفات و استرس زنبور بیرون می آید. این امکان در مورد هر قابی که اراده کنید، در این کندو شدنی ست.

نحل منفرد :  نکته دیگر اینکه الآن کندوهای کف باز رایج شده اند ، در کندوی کابینی اگر آن را کف باز بسازیم در عقبی اش امکان فرار هوا را به شدت دارد ، آیا امکان ساخت کندوهای کابینی به صورت کف باز وجود دارد؟

حسین حکمت :  ببینید، اهداف عمده در کف باز کردن کندوهای لانگستروت نکاتی است از قبیل تهویه مناسب، امکان کوچ در روز و خروج زباله و کنه از کف کندوها . این در حالی است که تمامی این اهداف در کندوی کابینی به شکلی دیگر اما موفق پیگیری می شود.

در مورد تهویه ، کندوی کابینی از دیرباز یکی از بهترین تهویه ها را داشته و این به علت قرارگیری کندوها کنارهم و نفوذ کمتر رطوبت ، کشیدن رطوبت کندو به وسیله ابر در قسمت پشتی و امکان تنظیم آن است. تحقیقاتی که در کشور اسلوونی انجام شده نشان می دهد که عسل به دست آمده از این نوع کندو ، به نسبت انواع دیگر ، دو درصد رطوبت کمتری دارد.

 از سوی دیگر در کف کندوی کابینی برای مبارزه با کنه ی واروآ و دفع زباله، توری مجزایی تعبیه شده است.  در مورد کوچ در روز هم با باز گذاشتن در پشتی و تهویه کندوها از توری در داخلی، حمل امکان پذیر است.

نحل منفرد :  در کندوهای کف باز ، در واقع ما به زنبور اجازه می دهیم میزان تهویه را خودش تنظیم کند در حالی که وقتی کندو در جانبی دارد این مهم محقق نمی شود چرا که هوا خود به خود از منافذ کناره های در جریان خواهد داشت.  ویژگی دیگر کندوهای کف باز این است که کنه از کف کندو بیرون می افتد و از سیستم خارج می شود اما در اینجا هر وقت زنبوردار بخواهد سینی کف را تمیز کند شاید تعدادی از آنها خارج شوند و بقیه این فرصت را دارند که روی بدن زنبورها بازگردند.

حسین حکمت : در مورد عملکرد زنبور برای تهویه در کندوهای کف باز هنوز اطلاعات دقیق و عملی ندارم .  در مورد کندوی کابینی هم مطالعات مدونی در این زمینه ی خاص ندیده ام ، البته انجامش لازم و جالب است. اما چند نکته به ذهنم می رسد :

 در هر نوع کندویی، زنبورها با توجه به ساختار کندو ، رفتارهایی را برای تهویه ی بهتر از خود بروز می دهند، مانند جمع شدن در گوشه ای از کندو یا بیرون دریچه ی پرواز ، بال زدن روی قابها یا سکوی پرواز و ... . البته وظیفه ی ما است که کندو را به شکلی طراحی کنیم که تهویه تسهیل شود.

در کندوی کابینی هم ، نباید هوا جریان سریع داشته باشد، چون زنبور نسبت به جریان سریع هوا بسیار حساس است. اما این کندو قابلیت کنترل جریان هوا از کف را دارد. حتی در مواقع اضطراری مثل گرمای شدید ، کوچ یا حبس زنبورها در روز به دلیل سم پاشی، امکان تهویه کامل از طریق باز گذاشتن در پشتی و استفاده از توری ها وجود دارد.

در مورد سیستم کف باز درست می گویید. باز بودن کف کندو باید کنه را از محیط فعالیت زنبورها حذف نماید به گونه ای که نتواند دوباره بازگردد. البته در بسیاری از کندوی های کف باز جدید، زیر توری بسته است ، خالی نیست تا کنه به زمین بیفتد. سینی دارند یا از تخته های دارای نمودار در آنها استفاده شده.

به هر حال در کندوی کابینی محفظه ای بین توری و کف کندو وجود دارد که زنبور به آن راه ندارد . می توانید کف آن از کاغذ روغنی و چرب استفاده کنید تا کنه ها بعد از افتادن به آن بچسبند و نتوانند روی بدن زنبورها بازگردند.

مسئله ی زباله های کندو که عنوان کردم نیز، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده. این موضوع به خاطر استفاده از کیک های پروتئینی و پوره های به جامانده از آنها اهمیت پیدا می کند. در این نوع کندو امکان دفع زباله ها بدون جابه جایی قاب ها وجود دارد . دفع این زباله ها از آسیب به زنبور و هدر رفتن وقت و انرژی جمعیت جلوگیری می کند.

نحل منفرد : آیا زمانی که از فوم به عنوان در پشتی استفاده می شود کندو غیر از دریچه ی پرواز منفذ دیگری نخواهد داشت؟

حسین حکمت : خیر، نخواهد داشت. البته در مواردی می توان با دادن حالت به فوم ، بخصوص در قسمت پایینش، تهویه کندو از قسمت توری کف را شدت داد که این اقدامات اضطراری بوده و مدت کمی در سال نیاز می شود.

نحل منفرد :  نکته ی دیگری که شما اشاره کردید این بود که زحمت کار با کندوی کابینی کمتر است؟ چه تفاوتی از نظر میزان یا سختی کار بین کندوهای معمولی با کندوی کابینی وجود دارد؟

حسین حکمت :  در یک جمله می توانم بگویم: اگر افراد با کندوی کابینی تجربه کار داشته باشند ، دیگر حاضر نخواهند بود با کندوی لانگستروت کار کنند. البته این ادعا به این معنی نیست که زحمات مدیریت کندو حذف شده است بلکه جزییات آزاردهنده ی کندوی لانگستروت و ماهیت خشن و مردانه ی کار با آن  مانند بلند کردن تک تک قاب ها و طبقات برای بازدید حذف شده . البته کمی زحمت در این کار اجتناب ناپذیر است.

به هر حال تفاوت های ملموسی بین این دو نوع کندو وجود دارد :

چسبندگی قاب به بدنه کندو و نیاز به اهرم حذف شده و زنبور نیز از مشغله ی چسباندن قاب ها به بدنه ی کندو و قاب های دیگر برای ثابت کردن آنها خلاص می شود.

در کندوهای لانگستروت، زنبور ها بره موم را دقیقاً در نقاطی قرار می دهند که زنبوردار می خواهد از آنجا قاب را در دست بگیرد . این باعث سختی کار می شود. هنگام کار با کندوی کابینی این مشکل وجود ندارد.

ماهیت کارهایی نظیر برداشتن در فوقانی کندو ، شربت خوری روی قابی یا طبق های سنگین کندوهای لانگستروت با کارهایی  مانند برداشتن فوم یا ابر اسفنجی پشت کندو یا بازکردن در داخلی کندوی کابینی عوض می شود.

در استفاده از کندوی کابینی، اغلب حتی نیاز به بلند کردن قابها برای بازدید ندارید . همانطور که به شکل کشویی، قاب را بیرون می کشید، پس از دیدن دو طرف قاب، آن را به جای اول بر می گردانید.

در مورد تلفات زنبورها طی بازدید ،  شاید این بیشتر بستگی به شیوه ی کار زنبوردار داشته باشد و تفاوت عمده ای در این دو نوع کندو، ندیده ام.

نکته ی ظریف دیگری که در این نوع کندو هست، این است که شاخون زدن زنبورها ، به علت امکان استفاده از تکنیک چرخاندن قاب ها کمتر می شود. این به دلیل حذف حالت حلالی  شان در پایین قابها است که جای مناسبی برای درست کردن شاخون توسط زنبورهای کارگر است.

ادامه مطلب