آناتومی زنب

موضوعات : ملکه

ايجاد كندوي پدري در ايستگاه پرورش ملكه زنبورعسل

براي تامين شرايط مناسب جفتگيري ملكه توليد زنبورهاي نر از نژاد خوب و به تعداد مورد نياز اهميت زيادي دارد.همان طور كه عسل براي زنبوردار اهميت دارد وجود زنبور نر براي پرورش دهنده ملكه ضروري و مهم است.از اين رو برنامه ريزي دقيق براي توليد زنبورهاي نر مناسب امر مهمي به شمار ميرود.دوره دگرديسيزنبورهاي نر طولاني تر از زنبورهاي كارگر و ملكه ست و فاصله بلوغ انها با ملكه نيز بسيار زياد است.اولا به دليل اينكه ملكه 16 روزه و نرها24 روزه متولد ميشوندبايد اختلاف زماني 8 روزه مورد توجه قرار گيرد.ثانيا بلوغ جنسي نرها طولاني تر از ملكه است زيرا ملكه بين 10-4 روزه ونرها14-10روزه بالغ ميشوند،بنابر اين براي تطبيق زمان جفتگيري انها بايد مسائل مذكور مورد بررسي قرار گيرد.

به طور كلي 8 عدد زنبور نر بالغ براي جفتگيري با ملكه مورد نياز است.يك قاب كه دو طرف ان توسط ملكه تخم نر ريخته شده باشد حاوي حدود 3000عدد تخم است كه از اين تعداد2000سلول تولد يافته و بقيه تلف ميشوند.از يك سو از 2000زنبور نر باقي مانده تا زمان بلوغ جنسي حدود 20درصد انها از بين ميروند و از سوي ديگر همه انها همزان به بلوغ جنسي نمي رسند.

معمولا 50درصد كل نرها به طور كامل بالغ شده و اماده جفتگيري با ملكه هستند.يك توليد كننده ملكه بايد به ازاء هر ملكه حدود 40زنبور در نظر بگيرد.

روش كار

همان طور كه براي پرورش ملكه مادري(كندوي مادري)روش مخصوصي وجود دارد در مورد توليد نرها نيز به كندوي پدري نياز است.بايد كلني پدري را با صفات معيني مانند توليد بالا و ارامش و مقاومت برتر انتخاب كرد.اين كندوها بايد حدود يك ماه قبل از شروع اولين پيوند سلول ملكه زنبورعسل سازماندهي و تغذيه وانتخاب شوند.تغذيه كلني هاي پدري با استفاده از خمير كمكي و شربت قند يا عسل بايد حدود 5/1ماه قبل از شروع پيوند صورت گيرد.

روز46=12روز+24روز+10روز=مدت تغذيه كلني پدري(قبل از پيوند)

12(بلوغ جنسي نرها)24(از تخم تا تولد نرها)10(قبل از تخمريزي ملكه)

به ازاء هر 200 كندوي جفتگيري ملكه زنبورعسل بايد يك كندوي پدري سازماندهي نمود.بيشتر توليد كننده ها كلني پدري را به تناسب ظرفيت توليد ملكه  خود تهيه مي كنند.روشهاي پرورش زنبورهاي نر متفاوت بوده و هر كدام شرايط و ويژگيهاي خاص خود را دارا مي باشند كه ذيلا هر كدام توضيح داده مي شوند.

 روش اول- در كلني هاي پدري شانهاي عسل روباز را در طرفين كندو قرار داده و سپس بقيه شانهاي شفيره مسن را مي چينند و يك شان گرده گل در وسط و مجاور پوكه حاوي تخمهاي نر قرار مي دهند و بقيه فضا را به قابهاي شفيره كارگران مسن اختصاص مي دهند.در صورت فقدان عسل كندو را با شربت و غذاي كمكي تقويت مي كنند.هر 10الي15 روز يك قاب پوكه مخصوص تخمريزي نر ها  توسط ملكه در كندو قرارداده مي شود.كلني بعد از مدتي پر جمعيت شده  و با كمبود جا مواجه مي شود.در اين حالت بايد يك نيم طبقه در زير كندو قرار داده شود تا زنبورهاي صحرايي در طبقه پايين تردد كنند.شفيره هاي طبقه بالا  پس از تولد عسل را از پايين به بالا مي برند و در پوكه ها قرار مي دهند.هميشه بايد جاي پوكه هاي پايين را با عسلهاي بالا تعويض كرد.

روش دوم- در اين روش بعضي از توليد كنندگان از يك ملكه چندين ملكه توليد كرده و تعداد زيادي از ملكه هاي توليد شده را گاز كربنيك مي دهند تا در شروع تخمريزي انها تسرسع شود.استفاده از گاز كربنيك مدت15 روزه تخمريزي را به 4-3روز تقليل مي دهد. گاز كربنيك محرك هورمون G.H (Gournol horemone) يا هورمون جواني است.

روش سوم- استفاده از نر هاي توليد شده توسط كارگرهاي تخمگذار است.گرچه تعداد اين نرها در كلني كم است اما نرهاي  خوبي خواهند شد.با خروج ملكه و يتيم كردن كردن كلني كارگرها نر زا شده  ودر داخل پوكه تخمگذلري مي كنند.البته اين كار بسيار طولاني بوده و دير صورت ميگيرد.براي يك توليد كننده حدود 200-100عدد زنبور نر به طور كافي در زنبورستان وجود دارد اما براي توليد كنندگان ملكه هاي تجارتي و در سطح فراوان لازم است كه حتما كلني هاي پدري تشكيل شود.متاسفانه در ايران هيچ سازماني فاصله و ظرفيت زنبورستانها را كنترل نمي كند و زنبورداران نيز اين مسئله را رعايت نمي كنند.در چنين وضعيتي كه كنترلي وجود ندارد بايد توليد كنندگان ملكه خود به فكر توليد و افزايش تعداد زيادي زنبور نر از كندوهاي خوب باشند تا اثرات سوء و نامطلوب حاصل از نرهاي غريبه و ناخواسته را خنثي كنند.در غير اين صورت بايد از تلقيح مصنوعي استفاده نمايند.از اين رو بايد هميشه يك ماه قبل از شروع پيوند پوكه مخصوص نرها در كلني هاي پدري قرار گيرد تا ملكه زنبورعسل در انها تخمريزي كند.يك كلني متوسط ده قابي پدري مي تواند حداكثر 4 تا5 هزار زنبور نر را نگهداري كند و اگر اين كلنيخوب تغذيه نشود زنبورهاي نر حاصله اسپرم خوب توليد نخواهند كرد.

كندئوچه جفتگيري ملكه زنبورعسل

www.mellifera.ir

ادامه مطلب
موضوعات : ملکه

كمي بعد از اينكه ملكه جفتگيري كرد توجه كارگران نسبت به ملكه بيشتر مي شود.در هر جا كه ملكه قرار گيرد حلقه اي از كارگران كه اعضاء ان مرتب تغيير مي كند تشكيل مي گردد.اين كارگران همچنين در مواقع لزوم تخمهايي را كه ملكه مي گذارد جا به جا مي كنند.ملكه ها هنگام تخمگذاري در روي شانها روي قاعده مشخصي حركت مي كند.ابتدا سر خود را وارد تك تك سلولها نموده انها را ازمايش مي كند و در صورت تميز و پاك بودن سلول يك تخم در هر سلول قرار مي دهد.براي اين منظور شكم خود را خم كرده انتهاي ان را داخل سلول نموده و يك عدد تخم به حالت عمودي در سلول مي گذارد.تخمگذاري ملكه در اوايل بهار يا ابتداي شروع به كار زنبورهاي هر منطقه از كادرهاي مركزي كندو شروع شده و همچنين از مركز هر كادر نيزبه طرفين كادر گسترش مي يابد.يك ملكه خوب ممكن است1500 تا2000تخم در روز بگذارد.در يك ملكه خوب وضع استقرار تخمها و لاروها منظم و به هم فشرده است و سلولهاي خالي در بين ان كمتر ديده مي شود.

میزان تخمگذاری ملکه زنبورعسل و نحوه ان

ملكه تخمگذار

 www.mellifera.ir

ادامه مطلب
موضوعات : ملکه

تمام خصوصيات توليدي،رفتاري و بيولوژيكي زنبورستان مانند رفتار كندو،ارامش هنگام بازديد كندو،نيش زدن زنبورها،مقاومت در برابر بيماريها،توليد عسل،توليد موم و بره موم،توليد بچه كندو،قدرت گرده افشاني،دفاع از كندو،زمستان گذراني و ساير فعاليتهاي جمعيت كندو از خصوصيات ملكه ان سرچشمه ميگيرند.به طور مثال اگر زنبورهاي يك كندو عصباني هستند و در هنگام بازديد حمله ور شده و بازديد كننده را نيش مي زنند،زنبوردار با تعويض ملكه و تغذيه مناسب ان در سال بعد كندويي ارامو پر توليد خواهد داشت.

پرورش زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : سالنامه

کارهای زنبور داری در ماه اردیبهشت


در زنبور داری اردیبهشت ماه معمولا بهترین ماه سال می باشد چون جمعیت در این ماه به حداكثر قدرت سالیانه اش رسیده است. البته به شرط اینكه اولا هوای بد ماههای پیش مانع رشد طبیعی آنها نشده و ثانیا زنبور دار تمام نیازهای جمعیت را هر یك به موقع خود و به حد كافی برآورده باشد.

در صورت خوب و صحیح كنار آمدن با زنبورها ممكن است جمعیت حتی در اواخر فروردین به حداكثر قدرت سالیانه اش برسد و هر دو طرف همه 10 قابهای كندو پر از زنبور عسل گردد و به قول معروف ( جای سوزن انداختن برایشان باقی نماند ) .در این وقت زمان گرفتن مهمترین تصمیم در زندگی جمعیت فرا رسیده است و آن اینكه اطاق عسل را روی كندو بگذارد و به اصطلاح به آن طبقه دوم بدهد.

اطاق عسل اگر نیم طبقه باشد می توان آن را با شانهای نیم طبقه پر كرد. برای این كار نخست روی هر قاب مقداری شربت كه از مخلوط كردن 2 لیتر آب گرم و یك كیلو گرم شكر و یك كیلو عسل تهیه شده پاشیده در نیم طبقه آویزان و نیم طبقه را فوری روی كندو گذاشت. اگر پنجره ملكه در اختیار باشد آن را بین طبقه پایین و اطاق عسل می گذارند تا ملكه نتواند به اطاق عسل راه یابد.

هرگاه اطاق عسل یك طبقه باشد در این حال به طریق دیگر عمل می شود و آن اینكه: سه قاب با لاروهای سرپوشیده و همه زنبورهایی كه رویشان نشسته اند ولی بدون ملكه به اطاق عسل یعنی طبقه بالا و درست بالای همان شانهائی كه در طبقه پایین شانهای پر از لارو قرار دارند انتقال می یابند. آنگاه همه شانهای طبقه پایین را به یك سمت فشار داده و جای خالی را با دیواره پر نموده و پنجره ملكه بین دو طبقه گذاشته می شود. به كندو  چه نیم طبقه داده شود و چه یك طبقه كامل روی قابهای بالا یا زیر سقف همیشه یك پارچه كتانی دولا پهن می نمایند تا به زنبورها در گرم كردن كندویشان كمك شود.

زود گذاشتن اطاق عسل یعنی زمانی كه هنوز جمعیت به اندازه كافی قوی نشده باشد به زنبورها صدمه می زند چون :

اولا: گرم كردن تمام دو طبقه كندو برایشان مشكل است و باعث كمتر شدن تعداد تخمهائی كه ملكه در روز می گذارد می گردد.

ثانیا: در صورت سرد شدن غیر منتظره و ناگهانی هوا زنبورها دوباره به خوشه می روند. در نتیجه تمام لاروئی كه خارج از خوشه قرار دارند از سرما می میرند و متعفن می شوند.

دیر گذاشتن آن نیز خود خطائی دیگر می باشد چه جمعیت به دلیل تنگ شدن جا و زیاد بودن نسبی تعداد زنبورها خود را برای بچه دادن آماده می نماید و بچه دادن همیشه نتیجه اش ضعیف شدن جمعیت است زیرا در این كار یك جمعیت قوی و بار آور تبدیل به دو یا چند جمعیت ضعیف می گردد كه وظیفه اصلی هر یك از آنها تقویت داخلی خودشان می باشد و تمام شهد و عسلی را كه می آورند به ناچار باید صرف تغذیه خود و لاروهایشان كنند تا قوی گردند و معمولا زمانی قوی می شوند كه دیگر گلی در طبیعت وجود ندارد تا شهدش را به صورت عسل تحویل زنبور دار دهند. بدین طریق ملاحظه می گردد كه جمعیتی كه بچه داد آن سال عسلی نمی تواند بیاورد و اگر هم بیاورد مقدارش ناچیز خواهد بود.

هنگام دادن اطاق عسل به كندو ممكن است با شانهائی كه از طبقه پایین به اطاق عسل منتقل شده برحسب اتفاق ملكه نیز به آنجا انتقال یافته باشد. كنترل دقیق در این زمان كار مشكلی است بخصوص اگر تعداد كندوها مثلا 100 عدد و یا بیشتر باشد كه به وقت خیلی زیادی نیاز دارد. برای رفع این اشكال یك كنترل اطاق عسل 15 روز پس از گذاشتن آن توصیه می شود. وجود لاروهای سرپوشیده در این تاریخ در اطاق عسل دلیل بر بودن ملكه در اطاق عسل است كه باید آن را پیدا و به طبقه پایین انتقال داد. در اغلب استانهای مركزی و شمالی كشور ما اردیبهشت ماه زمان بچه دادن جمعیت ها هم هست. زنبور دار باید ازدیاد جمعیت هایش را به همان تعدادی كه در پاییز و زمستان از دست داده محدود كند مگر آنكه خود تصمیم به ازدیاد جمعیت های زنبورستان گرفته باشد.

در بررسی داخلی كندوها اگر به جمعیتی برخورد كه روی شانهایش چند سلول ملكه با لارو و یا سلولهای ملكه سربسته وجود داشت در این حال برای جلوگیری از بچه دادن آن جمعیت دیر شده و حتما بچه خواهد داد. بهتر است هر چه زودتر از آن یك بچه مصنوعی بگیرد. هرگاه جمعیت را به حال خودش بگذارد پس از چند روز بچه طبیعی خواهد داد. در اینجا بدی كار در این است كه معلوم نیست آیا بچه طبیعی در زمین یا باغ یا خانه خودش فرود خواهد آمد یا در باغ همسایه كه اغلب همسایه ها حاضر به پس دادن بچه نخواهند شد. با گرفتن بچه مصنوعی این خطر كاملا رفع می گردد. وجود سلول های سر باز ملكه تنها زمانی معرف میل جمعیت به بچه دادن است كه داخل آنها لارو هم باشد. ساختن سلول های خالی ملكه در روی شانها به هیچ وجه نشان دهنده علاقه اشان به بچه دادن نیست چون اغلب زنبورها به طور غریزی این كار را می كنند حتی زمانیكه جمعیت خیلی ضعیف است و كوچكترین استعدادی برای بچه دادن هم ندارند. اگر بچه طبیعی تولید و در نزدیكی زنبورستان روی شاخه ای آویزان شده چیزی را كه زنبور دار باید بداند و به آن عمل كند اینست كه پس از گرفتن آن در سه روز اول به آن نه عسل بدهند و نه اینكه آن را تغذیه كند. زنبورها هنگام بچه دادن و قبل از خروج از كندو تمام كیسه ذخیره شان را پر از عسل می نمایند. و این مقدار عسل برای تغذیه سه روز اولشان كافی است. هرگاه پس از گرفتن بچه به خیال خوش خدمتی و جلب زنبورها فوری شربت یا عسل در اختیار جمعیت گذاشته شود خیلی از مواقع بچه كندو را ترك و فرار می كند و این كار خطا است.

یبوست در این ماه بین زنبورهای جوان زیاد است. بیماری های دیگری وجود دارند كه علائمی شبیه یبوست دارند ولی در فروردین و اردیبهشت و اوایل خرداد به محض دیدن علائم مذكور زنبور دار باید اول به فكر یبوست بیفتد. یبوست بیماری نیست تنها یك عارضه است كه در زنبورهای جوانی كه قادر به پرواز و تهیه آب نیستند. بدلیل زیاده روی در خوردن گرده های گل بوجود می آید و باید با همان روشی كه در فصل بیماری ها گفته شد مبارزه كرد. در صورت ضعیف بودن جمعیت و یا فراموشی كه ملكه بعضی از جمعیت ها تا كنون عوض نشده باشند. هنوز هم موقیعت برای این كار خوب است مشروط بر این كه در طبیعت به اندازه كافی شكوفه و گل باشد.

چكیده کار های زنبور داری در ماه اردیبهشت:

1- در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد جمعیت معمولا به حداكثر قدرت سالیانه اش می رسد.

2- اردیبهشت ماه زمان بچه دادن جمعیت ها در اغلب نقاط كشور است. جمعیت ها معمولا پس از پایان گل درختان اقاقیا بچه دادن را شروع می نمایند. از تمام عواملی كه مانع بچه دادن بی رویه می گردند استفاده باید كرد.

3- بدلیل فراوانی گرده گل در این ماه زنبورهای جوان می تواند گرفتار یبوست گردند.

4- در صورت نیاز ملكه را عوض كنید.

5- روی كندوهائی كه جمعیت آنها قوی هستند ( 9 الی 10 قاب پر از زنبور دارند ) اطاق عسل یا طبقه دوم ( یك طبقه یا نیم طبقه ) بگذارید.

6- با گذاشتن یك پارچه كتانی دو لا به جمعیت در گرم كردن كندویشان كمك كنید.



زنبورداري در ارديبهشت ماه


منبع : کتاب زنبور عسل و پرورش آن از دکتر شهرستانی, پدر زنبور داری ایران

ادامه مطلب
موضوعات : سالنامه

کارهای زنبور داری در ماه فروردین

 

زنبورعسل نر شروع زنبورداري



فروردین ماه زمانی است كه معمولا هم جمعیت نسبتا قوی است و هم اینكه تعداد كارگران به سرعت در حال افزایش می باشند. زیاد بودن تعداد كارگران در این ماه به جمعیت امكان می دهد كه از گل های درختان میوه یك محصول عسل جالب توجه تحویل زنبور دار دهند. جمعیت ضعیف این شهد را تنها صرف تقویت داخلی خودش می كند تا تعداد كارگرانش زیاد شود و عسلی تحویل زنبور دار نمی تواند بدهد. در نتیجه زنبور دار از یك محصول عسل نسبتا زیاد و معطر عقب می ماند. از اینجا اهمیت تغذیه جمعیت ( در مرداد و شهریور ) و تغذیه زمستانی آنها معلوم می گردد. چون همین دو تغذیه اگر به موقع و به مقدار كافی انجام گیرند جمعیت هنگام باز شدن شكوفه های درختان میوه در فروردین ماه حتما قوی خواهد بود. البته مشروط به اینكه ملكه اش پیر یا ناقص و یا ضعیف نباشد. جوان و با استعداد بودن ملكه از شرایط لازم این كار است. در مناطق معتدل تر كشور ما مثل گیلان و مازندران اغلب شكوفه های درختان میوه حتی از نیمه دوم اسفند ماه باز می شوند. اوایل اردیبهشت ماه معمولا درختان مركبات گل می دهند. در فاصله بین این دو گل در خیلی از نقاط گل جالب توجهی در طبیعت وجود ندارد كه زنبورها از آن شهد جمع كنند. در نتیجه امكان فعالیتی برایشان وجود ندارد و بیكار می مانند.

در چنین وضعی زنبور دار نباید جمعیت ها را به حال خودشان رها كند. بهتر است آنها را وسیله مخلوطی از شكر و عسل و آب یا خمیر شیرین هر شب تغذیه نماید تا نه تنها بی غذا نمانند و از گرسنگی و بیكاری صدمه ببینند بلكه مانع آن گردد كه ملكه كم شدن شهد آوردن كارگران را حس كرده و تخمگذاریش را كم و در صورت طویل بودن مدت آن حتی قطع كند.

ازدیاد تدریجی و مرتب تعداد زنبورها در جمعیت و كندو و اغلب كار را به جایی می رساند كه سطح همه شانهای موجوده پر از زنبور عسل گردد و زنبور دار باید جای تازه برای زیست آنها و ملكه برای تخمگذاریش بدهد تا به فكر بچه دادن نیفتند. چون بچه دادن همیشه باعث كم شدن محصول عسل سالیانه جمعیت می گردد. بهتر است به كندو دیواره بدهد تا زنبورها مشغول فعالیت شوند و از بچه دادن صرف نظر نمایند بیكاری در بهار همیشه جمعیت را به فكر بچه دادن می اندازد. یكباره آویزان كردن چندین دیواره یا شان در داخل كندو اشتباه است. هر چند روز 1 الی 2 دیواره یا شان بعد از آخرین قابی كه لارو سرپوشیده دارد باید آویزان نمود. به طور مثال هرگاه جمعیت در پاییز روی 6 قاب تنگ شده بود می توان به وی 2 دیواره یا 2 شان بافته شده خالی و یا 2 شان بافته شده كه داخلش هم كمی عسل از پاییز باقی مانده باشد داد. اگر روی دیواره ها كمی شربت پاشیده و فورا داخل كندو آویزان شوند اثرش خیلی بهتر خواهد بود زنبور عسل ها آنها را زودتر قبول كرده و فعالیت را رویشان فوری شروع می نمایند. پس از یك هفته همین كار را می توان تكرار كرد.

شانهایی را كه زنبورها در سال قبل بافته اند ولی ملكه حتی یك بار هم داخل سلولهایش تخم ریزی نكرده است را ملكه در فروردین ماه با زحمت و اكراه قبول كرده داخلشان تخم می گذارد. بهتر است آنها را در ماه های بعد داخل كندو آویزان كرد. دیواره ها را تنها زمانی داخل كندو آویزان می كنند كه جمعیت موم سازی را بطور جدی شروع كرده باشد و این تقریبا هنگامی است كه شكوفه های آلبالو ریخته باشد و به دنبال هم انتظار شكفتن مقدار زیادی گل در بین باشد و گرنه آنها را نخواهند بافت.

باز كردن كندو برای دیدن ملكه یا وضع تخمگذاریش در فروردین ماه به جمعیت صدمه می زند. چون باعث از دست رفتن گرمای داخلی و سرد شدن كندو گشته و پس از بستن آن زنبورها باید كلی عسل مصرف كرده و زحمت بكشند تا گرمای داخلی را دوباره به 35 درجه برسانند و لاروها تلف نگردند. زنبور دار با تجربه تقریبا تمام اوضاع داخلی كندویش را با نگاه و دقت كردن به سوراخ پرواز كندو طرز رفت و آمد زنبورها تشخیص می دهد. حمل گرده گل به وسیله زنبورها به داخل كندو برایش دلیل كافی بر وجود تخم و لارو و همچنین زنده بودن ملكه می باشد. بنابراین باز كردن كندو برای مطمئن شدن از بودن ملكه دیگر برایش لزومی ندارد.

اوایل بهار جمعیت حساسیت زیادی نسبت به ملكه از خود نشان می دهد. بطوری كه در صورت باز كردن كندو اغلب از ترس از دست دادن ملكه و یا تلف شدنش زنبورها دور ملكه گلوله مانند جمع شده و ملكه را سخت در وسط گلوله می گیرند تا خطری متوجه اش نشود و درست در همین وضع ملكه را در وسط گلوله خفه می كنند.  یعنی از شدت محبت آن را می كشند. نتیجه می گیریم كه در فروردین ماه ضرر باز كردن كندو خیلی بیشتر از نفع آن است و این كار را تنها برای آویزان كردن شانهای خالی و یا دیوارها به داخل كندو باید محدود كرد.

بررسی هایی كه زنبور دار در ماه های پیش با استفاده از شناسنامه های تك تك جمعیت ها انجام داده تعداد جمعیت هایی را كه در سال گذشته كمتر از حد متوسط زنبورستان عسل آورده اند را معلوم می كند. ملكه های آنها باید در فروردین ماه عوض شوند. اگر ممكن باشد نیمه اول فروردین ماه برای این كار بهتر است تا نیمه دوم آن. ملكه های جمعیت های نیش زن و ناراحت هم در همین ماه عوض می شوند كه حداكثر تا دو ماه بعدش آرام شده و دیگر نیش نخواهند زد. اگر پس از این مدت باز هم به نیش زدن ادامه دهند دلیلش این خواهد بود كه ملكه داده شده را كشته و از لاروهای خودشان ملكه تازه ای تولید نموده اند. در این صورت باید همه شان هایی كه لاروهای سرباز دارند را بیرون آورده در كندوهای دیگر آویزان نمود و از سایر كندوها لاروهای سربسته ولی بدون زنبور عسل داخل كندو آویزان و آن وقت ملكه را عوض كرده و به آن یك ملكه جفتگیری كرده داد. ازدیاد نرهای پر قدرت در صورت تولید ملكه لازم است.

توجه دقیقی به غذای موجوده در كندو داشته باشید. وزن كردن هر 15روز یكبار كمك خوبی به دانستن مقدار تقریبی غذای موجود در كندو است و زنبور دار را از باز كردن كندو  بی نیاز می كند ولی هرگاه هوا نسبتا گرم بود می توان كندو را باز كرده و به سرعت یك بررسی از وضع غذای جمعیت انجام داد و در صورت كمبود، جمعیت را وسیله شربت یا قابهای پر از عسل و یا بالاخره خمیر شیرین تغذیه نمود. جمعیت ضعیف را در اولین فرصت با یك جمعیت قوی متحد نمائید ولی به شرط این كه بیمار نباشد چون در این حال جمعیت قوی را هم بیمار كرده و باعث تلف شدنش می گردد. در بهار جمعیت ها متحد شدن را راحت تر قبول می كنند تا پاییز.

سمپاشی درختان میوه كه معمولا بیش از همه در این ماه اجرا می گردد می تواند صدمات زیادی به زنبورها و زنبور داران بزند. بیشترین سمپاشی در ایران بین همه درختان میوه فعلا در مورد مركبات اجراء شده و اغلب باعث مرگ و میر زنبورها و حتی تمام زنبورهای یك جمعیت در اثر مسمومیت می گردد و بطوریكه در حال حاضر زنبور داران از بردن كندوهایشان به باغ های مركبات اكراه دارند. در این كار همیشه باغدار خیلی بیشتر از زنبور دار زیان می بیند. چون مقدار محصول باغش نصف می شود. درست است كه ساختمان گل های عده ای از مركبات به طریقی است كه تخمدانشان به وسیله گرده های خودشان بارور می گردند و به اصطلاح خودگشن می باشند. در نتیجه نباید برای گرده افشانی به زنبور عسل نیازی داشته باشند ولی بررسی های انجام شده باغ ها اطراف بارسلن ( اسپانیا )  و جزیره سیسیل ( ایتالیا ) نشان می دهند كه باغ هائی كه در آن كندوی زنبور عسل گذاشته شده عملا همیشه محصول خیلی زیادتری داده و به ویژه میوه هایشان بزرگتر و خوشمزه تر بوده اند تا باغ های مركبات بی زنبور. عده ای دیگر از مركبات مثل انواع و اقسام نارنگی های خودگشن نیستند و وجود زنبور عسل در چنین باغ هائی الزامی است تا بتوانند محصول كافی بدهند.

با برنامه ریزی صحیح می توان كار را طوری تنظیم كرد كه نه باغ دار صدمه ای ببیند و نه زنبور دار بدین طریق كه: می دانیم كه دوره گل دادن درختان میوه حدود 15روز است. رعایت زندگی پر ارزش زنبور عسل با سمپاشی نكردن در همین مدت كوتاه هیچ صدمه ای به درختان میوه و میوه ها و باغ دار نمی تواند بزند ولی از طرفی جلو مسمومیت و مرگ و میر زنبورها را می گیرد و از طرف دیگر به آنها امكان گرده افشانی و بالا بردن مقدار محصول باغ را می دهد.

سمپاشی در شكوفه های درختان چه از نظر زنبور داری و چه از نظر باغ داری غلط است و باید قبل از باز شدن گل ها و یا پس از ریختن آنها و تشكیل میوه انجام گیرد. در این حال هم سمپاشی انجام گردیده و هم زنبورها صدمه ندیده اند. زنبورها فقط با گل ها و شكوفه ها سر و كار دارند و از آنها شهد و گرده گل جمع آوری كرده و به كندو می آورند. پس از ریختن گل ها و تشكیل میوه همه روابط بین زنبورها و درختان قطع می گردد.

راه دیگر سمپاشی پس از غروب آفتاب و شبها است كه برایش نمی تواند ایجاد خطری نماید.

آخرین راه قابل توصیه استفاده از سمومی است كه آفات را نابود می كند ولی به زنبور عسل صدمه ای نمی زند. این عده از سموم را هر زمان كه مایل باشید می توانید روی درختان و میوه ها بپاشید و در بازارها به فراوانی وجود دارند. تیودان یكی از آنهاست.

چكیده کارهای زنبور داری در ماه فروردین:

1- فاصله زمانی بین شكوفه 2 نوع از میوه های منطقه اگر زیاد باشد و در این فاصله هیچ نوع گل شهد زائی در منطقه وجود نداشته باشد، باید تنها در همین فاصله زمانی جمعیت ها را با شربت و یا بهتر مخلوطی از شكر و عسل و آب به نسبت مساوی تغذیه نمود تا ملكه از فعالیت تخمگذاری روزانه اش نكاهد و جمعیت ها به دلیل بیكاری به فكر بچه دادن نیفتند.

2- دیواره ها را داخل كندوهای قوی آویزان كنید تا زنبورها آنها را ببافند.

3- از باز كردن بی جهت كندوها خودداری نمائید. تنها زمانی كندو را باز كنید كه واقعا لازم باشد.

4- با دقت در سوراخ پرواز می توانید از وضع داخلی كندو آگاه شوید. مثلا هرگاه زنبورها شهد و به ویژه گرده گل به كندو حمل نمایند در این حال جمعیت هم ملكه دارد و هم تخم و لارو. بنابراین همه چیز در داخل كندو حالت عادی دارد و جای نگرانی نیست.

5- فروردین ماه بهترین زمان برای تعویض ملكه است و زنبورها ملكه تازه را تقریبا بدون درد سر قبول می كنند.

6- در صورت كمبود عسل در كندو جمعیت باید حتما تغذیه شود.

7- مواظب سمپاشی نا بهنگام شكوفه های درختان میوه باشید. از باغ داران بخواهند كه تنها در 10 الی 15 روزی كه درختان میوه شكوفه دارند سمپاشی نكنند و یا اقلا قواعد سمپاشی را رعایت نمایند.

8- روی كندوهائی كه جمعیت آنها فوق العاده قوی هستند یك نیم طبقه یا یك طبقه كامل بگذارید.

منبع : کتاب زنبور عسل و پرورش آن از دکتر شهرستانی, پدر زنبور داری ایران

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

دستگاه گردش خون زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل مانند ساير حشرات از يك سيستم باز و لوله طويلي تشكيل يافته است.اين لوله در قسمت پشتي بدن قرار داشته  و از حلقه ششم  شكم شروع شده  و ضمن عبور از محوطه سينه وارد سر و زير مغز حشره مي شود.بخشي از لوله طويل در قسمت شكم را قلب و ادامه ان را در سينه ائورت ميگويند.در طرفين قلب پنج جفت روزنه وجود دارد كه از اين روزنه ها خون وارد قلب شده و سپس در اثر حركت موجي ديواره قلب به قسمت جلو بدن يعني طرف سر مي رود.خون ضمن پخش شدن در كليه ارگانها و اعضاء بدن در نهايت به قلب برگشته و دوره كامل مي شود.در درون قلب دريچه هايي وجود دارد كه از حركت خون به طرف عقب بدن جلوگيري مي كند.قلب در داخل شكم توسط پنج جفت ماهيچه مثلثي شكل به جدار پشتي شكم متصل مي شود.در داخل خون حشره سلولهايي به نام اجسام چربي ،انوسيت و نفروسيت وجود دارند.وظيفه اصلي خون حمل مواد غذايي گرفته شده از دستگاه گوارش به ساير دستگاههاي بدن و همچنين گرفتن مواد زائد بدن و انتقال انها به لوله هاي مالپيگي جهت تصفيه مي باشد.بنابر اين خون درزنبورعسل وظيفه انتقال اكسيژن را نداده و رنگ ان قرمز نيست،بلكه رنگ خون در زنبورعسل زرد كهربايي مايل به بي رنگي است.

قلب و دستگاه گردش خون زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل

 

دستگاه گردش خون زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

غدد بزاقي زنبورعسل

دو جفت غدد بزاقي در زنبورعسل وجود دارد،يك جفت غده بزاقي سينه اي و يك جفت غده بزاقي سري.به طوري كه مجراي سينه اي و سري در داخل سر حشره يكي شده و لوله واحدي را تشكيل ميدهند.ترشحات غدد بزاقي در پايه خرطوم  مي ريزد.

غدد بزاقي زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

دستگاه تناسلي حشره نر

 دستگاه تناسلي حشره نر از سه قسمت عامل نرينه(بيضه ها)،مجاري تناسلي و غدد ضميمه تشكيل شده است.

عامل نرينه كه يك جفت مي باشد در طرفين شكم قرار دارند.در داخل هر بيضه تعدادي لوله هاي سازنده اسپرماتوزوئيد وجود دارد كه اسپرم از انها حاصل ميشود.اسپرم هاي ساخته شده از طريق لوله هاي سازنده اسپرم وارد مجاري ذخيره اسپرم گشته و در انجا نگهداري مي شوند تا در موقع لزوم با مواد غدد ضميمه مخلوط گرديده و به خارج از بدن هدايت مي شوند.شكل ظاهري دستگاه توليد مثل نر با سن زنبور تغير ميكند.در زنبوران نر جوان بيضه ها اندامهاي لزج بزرگي هستند كه نيمه قدامي شكم را پر ميكنند.اين بيضه ها در زنبوران نر بالغ به تدريج كوچك شده و به رنگ خاكستري زرد يا زرد مايل به سبز در مي ايند.

قسمتهاي اصلي دستگاه تناسلي حشره نر به اين ترتيب مي باشد:

قسمتهاي زوج:

 

1-   بيضه ها(testes)

 

2-   لوله هاي مني بر(vasa deferantia)

 

3-   كيسه هاي ذخيره مني(seminal vesicles)

 

4-   غدد مخاطي(mucous glands)

 

قسمتهاي فرد:

 

1-   مجراي انزال((ejaculatory duct

 

2-  الت تناسلي نر(penis):الت تناسلي نر،كيسه غشايي(membranous)نرمي است با تعداد زوائد مخصوص و صفحات كتيني(chitinous plates)و قسمتهايي كه داراي مو است و در انتهاي قدامي خود حجم ان زياد شده و پياز تناسلي را تشكيل مي دهد(bulb).

دستگاه تناسلي زنبورعسل نر


دستگاه تناسلي زنبورعسل نر
 
 
دستگاه تناسلي زنبورعسل نر
 
زنبورعسل نر

ادامه مطلب