موم بافی

موضوعات : بیولوژی

دستگاه گردش خون زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل مانند ساير حشرات از يك سيستم باز و لوله طويلي تشكيل يافته است.اين لوله در قسمت پشتي بدن قرار داشته  و از حلقه ششم  شكم شروع شده  و ضمن عبور از محوطه سينه وارد سر و زير مغز حشره مي شود.بخشي از لوله طويل در قسمت شكم را قلب و ادامه ان را در سينه ائورت ميگويند.در طرفين قلب پنج جفت روزنه وجود دارد كه از اين روزنه ها خون وارد قلب شده و سپس در اثر حركت موجي ديواره قلب به قسمت جلو بدن يعني طرف سر مي رود.خون ضمن پخش شدن در كليه ارگانها و اعضاء بدن در نهايت به قلب برگشته و دوره كامل مي شود.در درون قلب دريچه هايي وجود دارد كه از حركت خون به طرف عقب بدن جلوگيري مي كند.قلب در داخل شكم توسط پنج جفت ماهيچه مثلثي شكل به جدار پشتي شكم متصل مي شود.در داخل خون حشره سلولهايي به نام اجسام چربي ،انوسيت و نفروسيت وجود دارند.وظيفه اصلي خون حمل مواد غذايي گرفته شده از دستگاه گوارش به ساير دستگاههاي بدن و همچنين گرفتن مواد زائد بدن و انتقال انها به لوله هاي مالپيگي جهت تصفيه مي باشد.بنابر اين خون درزنبورعسل وظيفه انتقال اكسيژن را نداده و رنگ ان قرمز نيست،بلكه رنگ خون در زنبورعسل زرد كهربايي مايل به بي رنگي است.

قلب و دستگاه گردش خون زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل

 

دستگاه گردش خون زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : تجهیزات

كاردك وسيله مفيدي براي زنبوردار است كه با ان مومها،بره موم ها و مواد خارجي چسبيده با اطراف كندو و قابها را تراشيده و پاك ميكند.و در مواقع عسل گيري نيز پولكهاي سطح قاب عسل را برداشته و انها را براي عسل گيري اماده مي سازد.كاردكها به اشكال مختلف و براي كارهاي متفاوت ساخته شده اند كه زنبوردار در كليه مواقع بازديد از كندو همراه خود دارد و از ان براي تميز كردن كندو،قابها و وسايل زنبورداري استفاده مي كند.بعضي از كاردكها به وسيله برق يا بخار گرم ميشوند تا تراشيدن موم و ساير مواد به وسيله انها اسانتر شود.

 

كاردك پولك تراش ساده

كاردك پولك تراش ساده

كاردك پولك تراش برقي

كاردك پولك بردار برقي ساده

ادامه مطلب
موضوعات : تجهیزات

لباس كار در زنبورداري(كلاه توري،لباس كامل،دستكش،ساعدبند و....)

 

كلاه توري

 

كلاه توري پوششي است كه كليهنواحي سر،گردن و صورت زنبوردار را از نيش زدن زنبورعسل محفوظ ميكند ودر من از تابش مستقيم خورشيد و گرماي زياد جلوگيري ميكند.هر زنبوردار به تناسب اگاهي از رفتار زنبور عسل،سليقه شخصي و امكانات خود يك نوع كلاه توري مخصوص مي سازد.يك كلاه توري خوب بايد خنك،سبك،سايه دار و از همه مهمتر مانع نفوذ زنبورهاي كارگرعصباني و مهاجم باشد تا زنبوردار در مدت كار خسته و عصباني نشود و به راحتي به كار خود ادامه دهد.گرچه تعدادي از زنبوردارهاي مجرب و با سابقه در جريان كار در زنبورستان از كلاه توري و دستكش استفاده نمي كنند و كمتر هم نيش ميخورند!ولي به كساني كه مبتدي هستند و حتي زنبوردارهاي مجرب نيز توصيه ميشود كه از كلاه توري استفاده نمايند.چرا كه گاهي اتفاقات پيش بيني مانند ضربه هاي شديد به كندوها،موجب عصبانيت و حمله زنبورهاي كارگر شده و عواقب خطرناكي به بار مي ايد كه بعضا جلوگيري از انها غير ممكن است.و درضمن كلاه توري طوري باشد كه به گردن و صورت زنبوردار نچسبد.

 

 لباس كارزنبورداري

 

لباس كار زنبورداري به طور معمولبايد به صورت تكه تكه و يا دو تكه باشد.در انتخاب نوع پارچه و رنگ لباس كار بايد دقت كافي به عمل ايد.چون زنبورهاي مهاجم از پارچه هاي مشكي  و تيره رنگ و پشمي خوششان نمي ايد و به شخصي كه لباسهاي تيره رنگ و پشمي پوشيده باشد حمله كرده و حتي اجازه كار در زنبورستان را به او نميدهند.بنابر اين براي لباس كار بهتر است پارچه هاي كتاني يا پنبه اي با رنگهاي روشن مانند سفيد،ابي و طوسي روشن استفاده شود.بعضي از زنبوردارها از لباس كار دو تكه استفاده ميكنند و برخي ديگر كلاه توري را با لباس كار به صورت يك تكه دوختهو سر استينها و كمر بلوزرا كش ميدوزند،ولي شلوار را جداكانه دوخته و كمر و پايين شلوار را كش مي اندازند.

 

 دستكش زنبورداري

 

دستكش،پوششي براي محافظت دست زنبوردار از ورود زنبور مهاجم و نيش زدن است و معمولا از چرم،لاستيك و يا پارچه تهيه ميشود.استفاده از دستكش لاستيكي مانند بنايي(نوع استادكار)و يا نوع چرمي نازك ان مناسبتر و راحتر است.زنبوردارهاي مجرب به تناسب طولاني شدن مدت زنبورداري از دستكش استفاده نمي كنند.به زنبوردارهاي مبتدي توصيه ميشود كه در ابتداي شروع كار زنبورداري حتما از دستكش با استين پارچه اي استفاده كنند.

 

 ساعد بند زنبورداري

 

معمولا استين پيراهن و بلوز شخص زنبوردار در موقع كار به بالا كشيده و بين مچ دستكش و استين او فاصله ايجاد ميشود.در اين حالت زنبورهاي مهاجم از ان ناخيه وارد استين زنبوردار شده و او را نيش ميزنند و در نتيجه زنبوردار از ادامه كار خسته و عصباني ميشود.از اين رو توصيه ميشود كه يك جفت ساعد بند از نوع پارچه هاي روشن و پنبه اي يا كتاني تهيه كرده و دو سر انتهاي استين را با كش گره زده يا با كش دوخته شود.در موقع پوشيدن دستكش ساعد بند،را بر روي دستكش و ساعد هاي خود بپوشانيد تا خطر باز شدن روزنه و ورود زنبورعسل به داخل استين جلوگيري شود.

لباس سر هم زنبورداري

دستكش و ساعد بند زنبورداري

كلاه زنبوداري

ادامه مطلب
موضوعات : تجهیزات

دودي و نحوه اماده سازي و استفاده ازان در زنبورداري

  ميدانيد كه زنبورعسل موجود صد در صد وحشي بوده و مطيع انسان نشده است.يكي از وسيله هاي مهار كردن و يا دور كرند جمهيت هاي زنبورعسل از محل استقرار انها دود است چون انها از دود و گاز حاصل از سوختن مواد چوبي و پارچه اي ناخوشايند بوده و ميترسند.بنابر اين هنگام دود دادن محل خود را ترك كرده وبه نقاط كم دود كندو ميروند و حتي منطقه پرورش نوزادان را نيز ترك ميكنند.رنبوردارها نيز از اين رفتار زنبور استفاده كرده و دستگاههاي مختلفي را كه توليد دود ميكنند را ساخته اند و اجسام نيم سوخته را كه در حال دود كردن هستند در داخل انها قرار داده و در هنگام بازديد از كندوها و يا انتقال دادن كندوها به نقاط ديگر از انها استفاده ميكنند.دستگاه هاي دودي بر حسب سليقه افراد و كشورهاي مختلف به اشكال مختلف ساخته شده اند ولي همه انها يك هدف را دنبال ميكنند.دور كردن جمعيت زنبورعسل از محلي كه انسان تصميم به بازديد و يا جابجايي قابها و يا كندوها دارد در مواقعي شامل موارد زير صورت ميگيرد:

بازديد بهاري،تغذيه كمكي زنبورها،ذخيره غذاي زمستانه،تغذيه پائيزي،بچه گيري،درمان بيماريها،تعويض ملكه،تهيه زنبور پاكتي،تهيه زهر زنبورعسل،تهيه كندوهاي جفتگيري و...

مواد سوختي مناسب براي دودي معمولا از گياهان و يا از پارچه هاي نوع كتاني،پنبه اي ويا كود خشك حيوانات،توتون يا تنباكو انتخاب ميشوند.شايان ذكر است كه هنگام بازديد كندوها مقدار كمي دود از دريچه پرواز وارد كندو كرده و كمي در بالاي سطح كندو دود مي دهند.بايد دقت شود كه هرگز نبايد دود را در عمق كندو و داخل ناحيه نوزادان فرستاد،چون ممكن است به انها صدمه رسيده و ملكه نيز از كندو خارج شود و زنبورها بيشتر عصباني شده و به زنبوردار حمله ميكنند.

دودي ادوات زنبورداري

دودي ادوات زنبورداري

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

غدد بزاقي زنبورعسل

دو جفت غدد بزاقي در زنبورعسل وجود دارد،يك جفت غده بزاقي سينه اي و يك جفت غده بزاقي سري.به طوري كه مجراي سينه اي و سري در داخل سر حشره يكي شده و لوله واحدي را تشكيل ميدهند.ترشحات غدد بزاقي در پايه خرطوم  مي ريزد.

غدد بزاقي زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

دستگاه تناسلي حشره نر

 دستگاه تناسلي حشره نر از سه قسمت عامل نرينه(بيضه ها)،مجاري تناسلي و غدد ضميمه تشكيل شده است.

عامل نرينه كه يك جفت مي باشد در طرفين شكم قرار دارند.در داخل هر بيضه تعدادي لوله هاي سازنده اسپرماتوزوئيد وجود دارد كه اسپرم از انها حاصل ميشود.اسپرم هاي ساخته شده از طريق لوله هاي سازنده اسپرم وارد مجاري ذخيره اسپرم گشته و در انجا نگهداري مي شوند تا در موقع لزوم با مواد غدد ضميمه مخلوط گرديده و به خارج از بدن هدايت مي شوند.شكل ظاهري دستگاه توليد مثل نر با سن زنبور تغير ميكند.در زنبوران نر جوان بيضه ها اندامهاي لزج بزرگي هستند كه نيمه قدامي شكم را پر ميكنند.اين بيضه ها در زنبوران نر بالغ به تدريج كوچك شده و به رنگ خاكستري زرد يا زرد مايل به سبز در مي ايند.

قسمتهاي اصلي دستگاه تناسلي حشره نر به اين ترتيب مي باشد:

قسمتهاي زوج:

 

1-   بيضه ها(testes)

 

2-   لوله هاي مني بر(vasa deferantia)

 

3-   كيسه هاي ذخيره مني(seminal vesicles)

 

4-   غدد مخاطي(mucous glands)

 

قسمتهاي فرد:

 

1-   مجراي انزال((ejaculatory duct

 

2-  الت تناسلي نر(penis):الت تناسلي نر،كيسه غشايي(membranous)نرمي است با تعداد زوائد مخصوص و صفحات كتيني(chitinous plates)و قسمتهايي كه داراي مو است و در انتهاي قدامي خود حجم ان زياد شده و پياز تناسلي را تشكيل مي دهد(bulb).

دستگاه تناسلي زنبورعسل نر


دستگاه تناسلي زنبورعسل نر
 
 
دستگاه تناسلي زنبورعسل نر
 
زنبورعسل نر

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

 زنبور عسل مانند ساير حشرات داراي اسكلت خارجي مي باشد.اين اسكلت از قطعات و حلقه هاي سخت كتيني ساخته شده كه تمام اعضاء داخلي بدن را محافظت و احاطه مي كند.كيتين ماده شيميايي پيچيده و غير فعالي است كه توسط لايه زاينده پوست ترشح شده و دستگاههاي داخلي  بدن را در مقابل صدمات مكانيكي و از دادن رطوبت حفظ ميكند.زنبور عسل حشره اي است تقريبا استوانه اي كه تقارن دو طرفي دارد بدين معني كه ضماييم و زوايد بدن در قسمتهاي چپ و راست بدن با هم شبيه ميباشند.بدن زنبور عسل مانند ساير حشرات حلقه حلقه بوده و اين حلقه ها طوري كنار يكديگر قرار گرفته اند كه بدن زنبور را به طور مشخص به قسمت سر،سينه،شكم تقسيم ميكند.

1) سر: شامل شاخک يا آنتن، خرطوم ، دوچشم ساده وسه چشم مرکب

2) سينه: شامل دوجفت بال، سه جفت پا، ودوسوراخ هوا بنام ايستيک مارت ودوريه

3) شکم: شامل دستگاه گوارشی، دستگاه توليد تخمک ( تخمدان درملکه ( دستگاه تناسلی درنرها، دستگاه تنفسي دستگاه خون،دستگاه عصبی، وغده نازانف ميباشد.

سطح بدن را موهاي كوتاه و نرمي پوشانده كه از انبار شدن گرد و غبار جلوگيري مي كند و علاوه بر ان در تلقيح گلها موثر است.

شكل شناسي و مورفولوژي خارجي زنبورعسل

دستگاه گردش خون زنبورعسل

 

دستگاه گردش خون زنبورعسل

اناتومي زنبورعسل

 

اناتومي زنبورعسل و غدد زنبورعسل



 

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

به وجود امدن كارگران تخمگذار

اغلب پس از انكه يك كلنب بدون ملكه ميشود كارگران شروع به ساختن سلول ملكه زنبورعسل ميكنند.حتي اگر در كندو تخم يا لارو هاي جوان وجود نداشته باشد،كارگران نسبت به ساخت سلول اقدام ميكنند.در مورد اخير كلني يائسه(يتيم و نازا)به شمار ميرود و محكوم به فنا است.در اين كلني ها كارگران بيشتر مهاجم ميشوند و زنبورداران با تجربه وقتي درب كندو را براي بازديد ميگشايند به فوريت اين پديده را در مي يابند.

كارگران زنبورعسل به طور عادي تمايل دارند دور هم جمع شوند(حتي كلني هاي بدون ملكه).به طور معمول حتي تعدادي از كارگران دور ملكه جمع مي شوند.اما در يك كلني بدون ملكه تجمع كارگران تا وقتي امكان پذير است كه جمعيت انها به حد بحراني نرسيده باشد.اگر تعداد زنبوران75عدد يا بيشتر باشد و به خصوص اگر درجه حرارت كندو كم باشد،انها يك مجتمع تشكيل ميدهند.اگر تعداد انها 50عدد يا كمتر باشد در اين صورت مجتمع تشكيل نمي شود ولي ممكن است هر سه يا چهار زنبور در يك نقطه جمع شوند.

اگر جمعيت كلني زياد باشد در بين انها تقسيم كار از جمله:ساختن شان،جمع اوري گرده و شهد و ساير فعاليتها در مقياس بسيار كوچك ادامه خواهد داشت.مقداري نوش گل در قسمت پايين ناحيه پرورش نوزادان ذخيره ميشود كه برعكس كلني هاي عادي است،زيرا عسل در مورد اخير در قسمت بالاي ناحيه پرورش نوزادان ذخيره مي شود.حضور ملكه و لاروهاي در حال رشد در يك كلني موجب جلوگيري از رشد تخمدانها در كارگران ميگردد،از اين رو به وجود امدن كارگران تخمگذار در كلني هاي بي ملكه غير عادي نيست.

گاهي اوقات به خصوص در موقع تقسيم كلني در كندوهاي داراي ملكه نيز ممكن است كارگران تخمگذار پيدا شود.تخمهاي كارگران تخمگذار تبديل به زنبور نر مي شود.كارگران تخمگذار بعضي از رفتارهاي ملكه زنبورعسل را تقليد مي كنند،ولي در بيشتر مواقع حالات كارگري خود را حفظ مي كنند.به طور مثال مانند كارگران عسل و گرده ميخورند و مانند انها به خارج كندو پروراز ميكنند. مانند ملكه زنبورعسل قبل از تخمريزي سلولها را بازرسي ميكند. ولي اگر سلول اماده نباشد خودشان شروع به تميز كردن سلول مي كنند.در موقع تخمگذاري كارگران تخمگذار به جاي انكه سطح زيرين شكم خود را به طرف كف سلول نگاه دارند ان را به سمت ديواره سلول متمايل ميكنند.

زنبور كارگر تخمگذار دقت ملكه را ندارد.تعدادي از زنبورهاي پرستار دور او حلقه مي زنند ولي اين حلقه منظم نيست و مانند ملكه ملايمت ندارد.در يك كندوي بي ملكه چندين كارگر تخمگذار پشت سر هم به وجود مي ايند.در عين اينكه هر كارگر تخمگذار يك تخم درهر سلول قرار مي دهد اين عمل مانع نخواهد شد كه ساير كارگران تخمگذار نيز در همان سلول ها تخمگذاري نكنند؛اذا در منطقه پرورش نوزادان سلولهاي بسياري ديده ميشوند كه در انها چندين تخم گذاشته شده است.به محض اينكه تخمها شروع به باز شدن ميكنند زنبوران پرستار نسبت به كارگران تخمگذار حالت تهاجمي پيدا كرده و انها را از كندو مي رانند.

كارگر تخمگذار زنبورعسل

كارگر تخمگذار

ادامه مطلب