مروری بر پزوهشهای علمی زنبور عسل

موضوعات : اخبار

مروری بر پزوهشهای علمی زنبور عسل

در نظام طبیعت همیشه برای بررسی دقیق تر و راحت تر موجودات زنده را طبقه بندی می کنند.با توجه به این که در سلسله جانوری حشرات سه چهارم گونه های جانوری را تشکیل داده است و قسمت اعظم این سلسله را تشکیل داده است پس طبقه بندی در این سلسله بسیار لازم و ضروری به نظر می رسد.در گذشته طبقه بندی بر اساس تیپ بوده ولی امروزه گونه را ثابت نمی دانند و معتقدند که نسبت به تیپ اولیه خود مدام در حال تغییر است پس نظریه ی تیپ جای خود را به نظریه ی جمعیت داده است. در شناسایی نژادها امروزه تنها به مرفولوژی خارجی اکتفا نمی کنند بلکه از علومی مثل فیزیولوژی، بیولوژی،اکولوژی، ژنتیک، سیتولوژی ، تشریح مقایسه ای، رفتارشناسی و چینه شناسی نیز استفاده می شود.
بدلیل موقعیت خاص زنبور عسل امروزه بیشترین بررسی روی این حشره انجام می گیرد. 
از قدیم الایام اعتقاد بر این بوده است که زنبور عسل دارای چهار گونه است ولی الکساندر (1991) با تحقیقات خود اثبات کرد که زنبور عسل حداقل دارای شش گونه و طبق تحقیقات افرادی مثل ورما هفت گونه از جنس آپیس در دنیا شناسایی شد.مطالعات اتیس و همکاران نیز نشان داد که 9 گونه از جنسApisدر دنیاوجود دارد و گونه هایA.nigrocinctaوA.spرا به گونه های قبلی اضافه کرد.الکساندر در مطالعات خود صفات متعددی را بکار بست وبا ترکیب صفات یک ماتریس تشکیل داده و سپس امتیازات مربوط به هر گونه را مشخص کرده است. طبق نظر الکساندر گروه درساتا شامل چهار جمعیتdorsata breviligula- laboriosa -binghamiمی باشد ولی از نظر ورما تفاوت نژادdorsataوlaboriosaدر حدی است که می توان آن را به عنوان یک گونه محسوب کرد و نام زنبور هیمالیایی را بر آن نهاد.
24 نژاد مختلف از گونه ی زنبور عسل معمولی در دنیا شناخته شده است و در حال حاضر در دنیا برای تفکیک نژادهای زنبور عسل از خصوصیات ژنتیکی وDNAنگاری نیزاستفاده می شود.
ووان رو و همکارانش (1987) طبق بررسی های خود صفات مختلفی برای جدا کردن گونه های زنبور عسل کوچولوApis andreniformisبکار بستند ولی شاخص ترین صفت مربوط به کنار پنجه اول است که در جنس نر هر گونه زنبور عسل کوچولو این زائده کوچکتر است. 
ورما و همکارانش (1994) در بررسی های خود روی جمعیت های مختلف گونه زنبور عسل هندی نتیجه گرفتند که دو گروه کاملا مجزا در منطقه کشمیر و هیمالیا وجود دارد و زنبورهای معمولی در مناطق مرتفع تر بزرگتر و تیره ترند.ریندرر و همکارانش (1995) در مطالعات مرفولوژِکی خود روی دو گونه زنبور عسل کوچولوApis florae, A.andreniformisیافتند که اختلالات ناشی از لحاظ رنگ سپرچه دارند.رنگ زنبور عسل کوچولو قهوه ای مایل به قرمز و گونه دوم سیاه است. اما سپرچه زنبور عسل کوچولو سیاه ولی در گونه ی دوم زرد است و در ضمن زنبور عسل کوچولو از گونه ی دیگر بزرگتر است.
بدلیل انتشار وسیع زنبور عسل معمولی در سطح جهان باتلر وریپن (1906) با سه اسمی کردن این تیپ ها را به طور معمول سازماندهی کنند که از جنس گونه و نژاد جغرافیایی (واریته) را پشت سر هم بکار میبرد مثل نژاد زنبور عسل ایتالیایی یاApis mellifera ligusticaبا این کار زنبور عسل نیز بر اساس قانون عمومی نامگذاری در علوم بیولوژی نامگذاری شد. البته در دنیای امروز برای تقسیم بندی زیر گونه های زنبور عسل از سه روش خصوصیات مرفولوژیکی بیوشیمیایی و ژنتیکی زنبور عسل است.

صفات ظاهری زنبور عسل 
آلپاتوف و گوتسه (1925-1940) اندازه گیری دقیق صفات مرفولوژیکی را برای توصیف نژادهای زنبور عسل در دنیا را پایه گذاری کردند و نهایتا کتابهای نژادهای زنبور عسل و استفاده از آن در کشاورزی توسط آلپاتف (1948) و نیز بهترین زنبور و انتخاب طبیعی و مصنوعی در زنبور عسل توسط گوتسه (1964) منتشر شد. 
برای انجام این اندازه گیری از هر کندو 20 زنبور که می توان کمتر هم انتخاب کرد . در برخی موارد برای شناسایی نژادها بطور همزمان از طرق مختلف استفاده می شود در نتیجه به نمونه بیشتری نیاز هست.مثل زنبور آفریقایی شده که باید حد اقل 50 زنبور کارگر از هر کلنی برداشته شود.
برای حفظ خصوصیات مرفولوژیکی زنبورها از محلول های مختلفی استفاده می شود مثل محلول آدام که محلول ابتدایی از 10 قسمت اسید استیک و 20 قسمت فرمالدئید 30 قسمت اتانول و 100 قسمت آب مقطر تشکیل شده بود که غلظت بالای اسید استیک کتین حشرات را نرم می کرد که جدا کردن قطعات بدن بسیار مشکل بود. سپس اسید استیک 70 درصد را پیشنهاد کرد که باز رنگ زنبورها در زمان طولانی ثابت نمی ماند.محلول آدام بدون اسید استیک هم استفاده شد. 
امروزه محلول پامپل یا محلول کارل پیشنهاد میشود.محلول پامپل حاوی 30 قسمت آب مقطر 15 قسمت الکل اتیلیک 95 درجه 6 قسمت فرمالدئید 40-38 درصد و 2 قسمت اسید استیک و محلول کارل حاوی 28 قسمت آب مقطر 17 قسمت اسید اتیلیک 95 درجه 6 قسمت فرمالدئید 40-38 درصد و 1 قسمت اسید استیک می باشد.
در زمان بی هوشی در اتر یا کلروفرم یا حتی آب داغ باعث می شود خرطوم زنبوران کشیده و صاف شود و اندازه گیری آنها آسان تر شود. 
امروزه 39 صفت برای تفکیک نژادهای دنیا بکار می رود.(جدول 2-3) اولین صفات مرفولوژیکی برای تفکیک نژاد توسط گوتسه و آلپاتوف بکار برده شد که عبارتند از رنگ کوبیتال ایندکس و اندازه ی موهای ترژیت ها که برای تفکیک نژادهای اروپایی کافی بود و برای دیگر نژادها کافی نبود. در برخی موارد استفاده از یک صفت برای تفکیک نژادها امکان پذیر است. مثلا عرض پنجه ی اول در نژاد توسطA.m.remipesریپن . در هر منطقه تعداد خاصی از صفات ظاهری بکار می رود.مثلا در افریقا 19 صفت توسط دیلی بکار رفت که بعدها به 25 صفت رسید.یا در مقایسه ی نژادهای بومی اروپا 4 صفت کافیست.  
کارلسون (1988) برای شناسایی زنبوران آفریقایی از خصوصیات مرفولوژیکی اندازه ی سلول ها و خصوصیات رفتاری توام استفاده کرد.از مقایسات رفتاری خصوصیاتی مثل فعالیت پروازی و رفتار تهاجمی استفاده کرد. برای اندازه گیری قطر سلول ها یک قاب در وسط کندو گذاشت تا زنبوران آن را ببافند.سپس در قسمت وسطی شان در سه محل و در هر محل 10 سلول در کنار هم بطوریکه مرکز سه خط یک سلول باشد اندازه گیری می شود و میانگین اندازه های بدست آمده ملاک قرار می گیرد. اینکارهردوهفته یکبار و حداقل 5 بار انجام شد. در این بررسی ها سلول های پر از گرده و عسل سلولهای نر و سلولهای متمایل به قسمت کناری پرورش نوزادان که بزرگتراز اندازه ی واقعی هستند مورد اندازه گیری قرار نمی گیرند



  • نویسنده : mellifera
  • تاریخ : پنجشنبه 2 دي ماه 1389
  • 3515 بازدید
  • 2 نظر