خانواده فاگاسه

موضوعات : بیماریها

بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها-خانواده فاگاسه

خانواده فاگاسه

گونه هایی از خانواده بلوط از خانواده فاقاسه در شرایط خاصی سبب مسمومیت  زنبورها میشوند و گمان میرود این موضوع با میزان زیاد اهک در خاک ارتباط داشته باشد.برگهای چسبناک بلوت همراه با عسلک به عنوان محل مناسبی برای رشد اسپرژیلوس کالیتپراتوس است که این قارچ سمی خطر ویژه ای برای زنبور دارد.

ادامه مطلب

سندروم کاهش جمعیت زنبورهای عسل

موضوعات : بیماریها

سندروم کاهش جمعیت زنبورهای عسل

در سندروم کاهش جمعیت زنبوران عسل (Honey Bee depopulation syndrome) که به آن اختلال ریزش کلنی زنبوران عسل (CCD) (Colony Collapse Disorder) نیز گفته می شود، زنبوران کارگر کلنیهای زنبور عسل به طور ناگهانی ناپدید می شوند. گفته می شود که این زنبوران جهت انجام فعالیتهای روزانه خود از کندو خارج شده و دیگر به کندو باز نمی گردند. در این کندوها آنچه باقی می ماند زنبور ملکه، شفیره ها، تعدادی زنبور که به تازگی هچ شده اند و ذخیره نسبتا خوبی از مواد غذایی است.

 تاریخچه

این اختلال برای اولین بار هنگامی که در اواخر سال 2006، مواردی از ناپدید شدن ناگهانی زنبوران عسل در آمریکای شمالی مشاهده شد، به این نام خوانده شد. پس از آن موارد مشابهی از چندین کشور اروپایی توسط زنبورداران آن کشورها گزارش شد. گزارش شده که این سندروم تنها در ایرلند شمالی موجب کاهش بیش از 50 درصد زنبوران شده است. در اوایل سال 2007 نیز مواردی از وقوع این اختلال در برخی از کشورهای آسیایی از جمله در تایوان نیز مشاهده شد.

عنوان می شود که به تنهایی در ایالت متحده آمریکا، در طول دو سال گذشته در اثر این اختلال نزدیک به دو میلیون کلنی زنبور عسل نابود شده است.

 اهمیت CCD

زنبور عسل علاوه بر تولید عسل که یکی از مواد غذایی مهم مورد مصرف انسان است، موجب اشتغال بسیاری در ارتباط با فعالیتهای مربوط به پرورش زنبور عسل و تولیدات آن در سطح جهان شده است. این حشره همچنین نقش موثری در گرده افشانی و باروری گیاهان و تولیدات کشاورزی ایفا می کند که بر این اساس برآورد می شود زنبور عسل در تهیه و تولید یک سوم غذای بشر سهیم باشد و در صورت حذف زنبور، چه بسا که در بسیاری از اوقات باروری گیاهان امکان پذیر نمی شد. بنابراین نابودی زنبورستانها و کاهش جمعیت زنبوران عسل به دنبال این اختلال، قطعا صدمات زیادی بر اقتصاد جامعه، کشاورزی و محیط زیست وارد خواهد کرد.

 علایم CCD

کلنیهایی که مشکوک به وقوع CCD هستند عموما دارای مشخصات و نشانه هایی هستند که این نشانه ها به طور همزمان در کلنیهای مشکوک مشاهده می شود:

- غیاب کامل زنبوران بالغ در کلنی به همراه مشاهده تعدادی زنبور تلف شده در اطراف کندوها

- وجود شفیره های سرپوشیده. (زنبورها به طور طبیعی هیچگاه کندو را تا هنگامی که همه شفیره ها هچ نشده اند، ترک نمی کنند)

- وجود ذخایر غذایی کافی شامل عسل و گرده که در CCD، غارت این ذخایر توسط زنبوران دیگر و یا آفاتی مانند پروانه موم خوار و یا سوسکهای آفت کندو با تاخیر غیر منتظره ای صورت می گیرد.

در کلنیهایی که دچار CCD شده اند ممکن است قبل از اینکه کاهش جمعیت روی دهد، پیش نشانه هایی در کندو مشاهده شد:

- عدم کفایت توانایی زنبوران کارگر از نگهداری از شفیره های موجود در کندو

- به نظر می رسد که نیروی کاری کلنی از زنبوران بالغ جدید تشکیل شده است.

- ملکه در کلنی حضور دارد. (عدم وجود ملکه در کلنی به مرگ کندو منجر خواهد شد که در این صورت به آن CCD اطلاق نخواهد شد)

- زنبوران نسبت به تغذیه با غذای موجود در کندو مانند شربت شکر و یا مکملهای پروتئینی بی میل هستند.

 سبب شناسی

علت و یا علل این سندروم هنوز کاملا شناخته نشده است ولی شواهد بسیاری حاکی از آن است که بروز این مشکل با عوامل بیماریزایی مانند مایتهای واروا و برخی بیماریهای زنبور عسل از جمله نوزما و فلجی ویروسی حاد ارتباط دارد. علاوه بر این علل دیگری مانند استرسهای ناشی از تغییرات محیطی و آب و هوایی، کمبود مواذ غذایی، استفاده از آفتکشهای کشاورزی و استرس حاصل از تغییر مکان زنبورداران نیز در ایجاد این سندروم مطرح هستند. برخی از صاحب نظران نیز امکان تاثر اشعه تلفنهای همراه بر زنبور و همینطور وقوع برخی تغییرات ژنتیک به وجود آمده در ژنوم این حشره را در بروز این مشکل دخیل می دانند. هرچند کارشناسان اظهار می کنند که مدرکی دال بر تایید این تئوریها وجود ندارد. بعضی نیز امکان دخالت ترکیبی از این علل را در بوجود آمدن این سندروم عنوان می کنند.

جیم باب، محقق و رییس انجمن زنبورداران ایالت پنسیلوانیا طی مقاله ای که در این زمینه ارایه کرده است، تئوری خود را بیان کرده است: تحقیقاتی در مورد دزهای غیر کشنده سموم آفت کشی که زنبوران به همراه گرده گل به کندو وارد می کنند، در جریان است. بر خلاف انسان، زنبوران عسل دارای سیستم ایمنی پیشرفته ای نیستند و در صورتی که یکی از زنبوران احساس بیماری و کسالت کند، جهت جلوگیری از گسترش عفونت به بقیه زنبوران، کلنی را ترک می کند و هنگامی که گروهی از زنبوران دچار این احساس شوند، به طور گروهی کندو را ترک می کنند.

احتمال دیگری که در این مورد می تواند مطرح باشد عدم تنوع منابع غذایی زنبوران به علت عدم تنوع پوشش گیاهی محیط زیست آنها است که باعث می شود مواد غذایی کافی در اختیار زنبوران قرار نگیرد. این عدم کفایت مواد غذایی مورد نیاز زنبوران می تواند منجر به ضعف و بیماری و نهایتا ترک کلنی شود.

فرضیه دیگری که مطرح شده است تاثیرات امواج الکترومغناطیس است. زنبوران عسل نسبت به تغییرات میدان مغناطیسی حساس هستند. این حشره میدانهای مغناطیسی عمودی و افقی زمین را تشخیص داده و از آنها در جهتیابی خود بهره می برد. امروزه میدان مغناطیسی که توسط فرستنده های این نوع امواج ایجاد می شود، 340 بار قوی تر از آن میزانی است که زنبور نسبت به آن حساس است. البته این بدون در نظر گرفتن اثرات امواج فرستنده هایی مثل تلفنهای همراه و آنتنهای WiFi است که در مجاورت کلنیها وجود دارند.

با وجود فرضیه های مختلفی که در مورد علت این سندروم وجود دارد، پاسخ اصلی این معما می تواند ترکیبی از چند نظریه مطرح شده باشد.

امواج میدان مغناطیسی زمین، میدانی نسبتا ساکن است در حالی که فرستنده ها از میدانهای مغناطیسی نوسان دار استفاده می کنند. بر اساس این تئوری اشعه مایکروویو که توسط تجهیزات و فرستنده های مختلف الکترومغناطیسی تولید می شود، می تواند بر توانایی جهتیابی زنبور عسل تاثیر نامطلوب گذاشته و موجب شود که زنبورها در شناسایی مسیرها دچار مشکل شوند.

برخی از محققان نقش تعدادی از بیماریهای عفونی و دخالت مکانیسمی که باعث سرکوب سیستم ایمنی زنبوران می شود را در ایجاد این سندروم مطرح می کنند. تحقیقات صورت پذیرفته در این زمینه به ارتباط بین عفونت جرب Varroa destructor و CCD اشاره داشتند. در این بررسیها اظهار شد که ترکیبی از بیماری ناشی از این جرب و ویروس بدشکلی بالها (DWV) که توسط جرب واروا منتقل می شود و برخی باکترها بصورت مشترک در وقوع سرکوب سیستم ایمنی و نهایتا بروز CCD دخالت دارند. در ایالات متحده آمریکا در سپتامبر 2007 نتایج حاصل از مطالعه ای آماری که بر روی کلنیهای سالم و مبتلا به CCD انجام شده بود انتشار یافت. بر اساس این مطالعه، تمامی کلنیهای مورد بررسی به تعدادی از عوامل بیماریزا آلوده بودند اما تنها در کلنیهایی که در آنها ویروس فلجی حاد اسرائیلی جدا شد بود ارتباطی با CCD مشاهده شد.

برخی محققین معتقدند که ممکن است علت این سندروم بیماریهایی مانند لوک اروپایی و یا نوزما باشد که زنبورداران در تشخیص آنها دچار اشتباه می شوند. اما آزمایشات تشخیصی بر روی نمونه های بدست آمده از کلنیهای درگیر با سندروم تا این زمان این احتمال را نامحتمل نشان داده اند. اگرچه علایم مشخص این بیماریها، آنها را از موارد CCD کلاسیک متمایز می کند.

البته میزان قابل توجه ای از عفونت نوزما در نمونه های بدست آمده از موارد CCD در ایالت پنسیلوانیا گزارش شده است اما این الگو در موارد دیگری در سایر ایالات وجود ندارد.

ماریانو هیگس (Mariano Higes) دانشمندی که تیمی تحقیقاتی را در مرکز دولتی زنبورداری اسپانیا هدایت می کند. این تیم کندوهای زنبوران نژاد اروپایی را که توسط نوزما سرانه (Nosema ceranae) عفونی شده بودند را مورد بررسی قرار دادند که به دنبال آن هیگس گزارش کرد که کلنیهای مورد مطالعه هشت روز پس از آلودگی به این عامل بیماریزا از بین رفتند. نتیجه این تحقیق نشان داد که نوزما سرانه میتواند علت وقوع CCD در زنبورستانهای آلوده به این تک یاخته باشد. با این وجود هیگس و تیمش به تحقیقات بیشتری در این زمینه ادامه داند و نهایتا اعلام کردند که علل بالقوه دیگری نیز ممکن است منشاء بروز CCD باشد.

تیم هیگس و محققین دیگری در آلمان از داروی فوماژیلین به منظور کاهش جمعیت میکروسپوریدیاها در کلنیهای مبتلا به نوزما استفاده کردند که استفاده از این دارو را در درمان نوزما و در نتیجه CCD موفقیت آمیز دانستند.

مقاله ای در مجله نیچر (Nature) نتایج به دست آمده از این تحقیقات را محتمل و امید بخش قلمداد می کند اما همچنین هشدار می دهد که ممکن است که نوزما سرانه عامل همه موارد CCD نباشد چرا که از مناطق دیگری در اروپا وجود نوزما سرانه گزارش شده است در حالی که ارتباط مستقیمی بین این تک یاخته و CCD یافت نشده است.

گزارش شده است که اکثر زنبوردارانی که زنبورستان آنها درگیر CCD بوده است، سابقه استفاده از آنتی بیوتیکها و ضد کنه ها را در زنبورستان خود داشته اند. اگرچه بر اساس این گزارشات، داروها و مواد شیمیایی مورد استفاده آنها در تمامی زنبورستانهای درگیر ، یکسان نبوده است که این خود صحت این نظریه را که استفاده از نوعی داروی آنتی بیوتیک و یا ضد کنه مسبب این اختلال بوده است را نامحتمل می سازد. با وجود این لازم است که این داروها از نظر احتمال دخالت آنها در عارضه CCD مورد بررسی و آزمایشات بیشتری قرار گیرند.

بعضی از محققان این نظریه را مطرح می کنند که استفاده از حشره کشهای طبیعی که محصول دستکاریهای ژنتیک هستند مانند توکسین باکتری (Bt) Bacillus thuringiensis ممکن است بر زنبوران عسل تاثیرات نامطلوبی بگذارند. البته در بررسیهای به عمل آمده تاکنون مدرکی مبنی بر اثر منفی این سموم بر جمعیتهای زنبور عسل به دست نیامده است ولی همچنان تحقیق بر روی این محصولات ژنتیک و ارتباط آنها با CCD ادامه دارد.

بسیاری از دانشمندان معتقدند که CCD محصول ترکیبی از عواملی است که در بالا به آنها پرداخته شد.

از بدن برخی زنبوران که علایم CCD را نشان داده اند میزان بالایی از عوامل پاتوژن جدا شده است که می تواند با بروز این عارضه ارتباط داشته باشد. از نظر تئوری هر استرس و یا ترکیبی از عوامل استرس زا (مانند تغییرات آب و هوایی، تغذیه ای، مواد شیمیایی و بیماریها) می تواند باعث سرکوب سیستم ایمنی شود.

با در نظر گرفتن تاثیر برخی عوامل کمکی به عنوان علل بالقوه CCD، مطالعه این عارضه بسیار مشکل و پیچیده به نظر می رسد.

 درمان:

به دلیل پیچیدگی مشکل و حضور عوامل موثر متعدد احتمالی در بروز این عارضه تاکنون روش درمانی قطعی برای این سندروم پیشنهاد نشده است. در مارس 2007 کنسرسیوم تحقیقات و توسعه زنبورداری آتلانتیک میانی (MAAREC) توصیه هایی عملی را جهت آگاهی زنبورداران به منظور مقابله با عارضه CCD به شرح ذیل منتشر کرد:

1- کلنیهایی را که دچار CCD شده را با کلنیهای سالم و قوی ادغام نکنید.

2- هنگامیکه یک کلنی مبتلا به CCD شناسایی می شود جهت انجام اقدامات پیشگیری کننده، کندو و تمامی وسایل مربوط به آنرا در انباری محصور قرار داده تا سایر زنبوران به آنها دسترسی نداشته باشند.


نویسنده / مولف: دکتر فرزین حسینی

ادامه مطلب

بیم محققان از تحقق نظریه اینشتین

موضوعات : اخبار

نابودی گسترده زنبورهای عسل،بیم محققان از تحقق نظریه اینشتین

گروه فناوریهای نوین: آلبرت اینشتین در زمان خود معتقد بود در صورتی که زنبورهااز صحنه حیات زمین محو شوند انسان تنها 4 سال برای ادامه حیات فرصت خواهدداشت و اکنون زنبورها در شرف نابودی هستند!



تعدادانبوهی از زنبورهای عسل در سراسر جهان در حال نابودی هستند و همین امرباعث گردهمایی دانشمندان به منظور کشف دلیل این نابودی شده است.

اینگونهبه نظر می رسد که تنها یک دلیل باعث بروز این فاجعه نشده و نمی شود.بیماری، کمبود غذا، آفت ها و تولید مثل در کنار هم می توانند بر روی جمعیتجهانی این حشرات سودمند تاثیر گذار باشند و حیات آنها را به خطر بیندازند.
یک سوم غذای بشر به دلیل فعالیتهای گرده افشانی زنبورها به این جاندارانوابسته است. دو کشور آمریکا و انگلستان اعلام کردند که طی سال گذشته یکسوم از زنبورهای خود را از دست داده اند. دیگر کشورهای اروپایی نیز بافقدان تعداد زیادی از زنبورها مواجه شده اند. برای مثال ایتالیا اعلامکرده است که در سال گذشته نیمی از جمعیت زنبورهای این کشور نابود شده اند.و بر اساس گزارشهای به دست آمده از هند این مرگ و میر راه خود را به آسیانیز باز کرده است.
اما درحالی که دلایل انفرادی مانند بیماری و آفتمی تواند درگیر این واقعه باشند اطلاعات بشر از چگونگی ترکیب این عواملکشنده با یکدیگر و بروز این فاجعه جهانی بسیار اندک است. چنین بینشی طیچند سال آینده باید شفاف شود و در همین راستا دولت آمریکا، اتحادیه اروپاو دیگر کشورها درحال صرف هزینه های گزاف برای تحقیقات بر روی زنبورهاهستند. برای مثال دولت انگلستان با دو برابر کردن بودجه سالانه تحقیقات دراین زمینه سالانه 400 هزار پوند را برای تحقیق بر روی زنبورها طی 5 سالآینده اختصاص داده است.
در عین حال اتحادیه ملی زنبور در انگلستانبه منظور تهیه نقشه ای جامع از میزان مرگ و میر این حشرات و تحقیق بر رویپراکندگی آنها 2.3 میلیون پوند را به خود اختصاص داده است. به گفتهمتخصصان صرف چنین هزینه هایی بسیار حیاتی خواهد بود زیرا بدون در نظرگرفتن کل جهان، متخصصان هنوز اطلاعات کافی از دلیل شکل گیری این فاجعه دراروپا را نیز در دست ندارند.
یکی از مهمترین عوامل کشتار زنبورهاآفتی است به نام واروآ که از سیبری شیوع یافته و تمامی کشورها به جزاسترالیا را تحت تاثیر قرار داده است. آلوده شدن به این آفت به تدریجمقاومت زنبورها را در برابر بیماریهای ویروسی کاهش خواهد داد و مهمتر ازآن این آفتها در برابر سمومی که به منظور کنترل آنها تولید شده اند مقاومشده و از بین نمی روند.
در آمریکا نیز ویروسها منجر به بروزاختلالی به نام اختلال فروپاشی کلونی می شوند. طی این اختلال زنبورهایبالغ کندوهای خود را ترک کرده و ملکه و زنبورهای جوان را تنها باقی میگذارند که این پدیده به مرور باعث مرگ این اعضا از کلونی خواهد شد.
براساس گزارش تلگراف، در مقایسه با دیگر عوامل نابودگر زنبورها، تولیدمثل دراین حشرات تاثیر قابل توجهی در از بین رفتن آنها داشته است زیرا انتخابتولید زنبورهایی با قابلیت صرف آرام و اهلی بودن و تولید عسل دیگرقابلیتهای مفید این زنبورها را از بین برده است.

منبع : خبرگزاری مهر

ادامه مطلب

کنه واروآ انگل ویرانگر کلنیهای عسل

موضوعات : بیماریها

کنه واروآ انگل ویرانگر کلنیهای عسل

کنه واروآ به عنوان انگل زنبورعسل در صنعت زنبورداری جهان بسیار مهم محسوب شده و در زمان حاضر این کنه در تمام قاره های جهان به جز استرالیا وجود دا شته و در حال گسترش و استقرار است.

 کنه واروآ در جهان دارای سه شکل مرفولوژیکی متفاوت است که به عنوان سه گونه معرفی شده اند. در حال حاضر این کنه در تمام قاره های جهان به جز استرالیا وجود دارد و در حال گسترش و استقرار  است.سیدمهدی موسوی فخر افزود: کنه های ماده بالغ تخم و مرغی شکل و مسطح هستند و به طول 1/1 تا 2/1 میلیمتر و به عرض 5/1 تا 6/1 میلیمتر و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز بوده و با چشم غیرمسلح قابل رویت هستند.کنه های نر از کنه های ماده کوچکتر بوده (76/0 میلیمتر طول و 71/1 میلیمتر عرض) به رنگ زرد روشن تا خاکستری روشن هستند. صفحه پشتی بدن کنه تقریبا سطح بدن را پوشانده و قطعات دهانی زیر آن مخفی بوده و انتهای پنجه پاهای کنه به شکل بادکش درآمده به طوری که می توان به راحتی خود را به بدن زنبورعسل بچسباند. به علاوه موهای سطح شکمی آن نیز سخت و محکم شده و قادرند به موهای بدن زنبورعسل چسبیده، بطوریکه زنبور قادر به جدا کردن آن از بدن خود نیست.

 نحوه زندگی کنه واروآ:

 کنه واروآ برای تغذیه از خون زنبورعسل جاهای نرم بدن را انتخاب می کند (بین حلقه های بدن بخصوص حلقه اول بین سر و سینه و بین شکم و سینه) و با فرو کردن قطعات دهان خود از خون زنبور تغذیه می کند. کنه به مقدار کم و به دفعات از خون زنبور تغذیه می کند. بیشتر خسارت کنه به لاروهای مسن و شفیره زنبورعسل بخصوص لاروهای نر است. زنبور کامل نقش میزبان واسطه را بازی کرده و کنه را در روی خود حمل می کند. کنه ماده قبل از بسته شدن سر سلولها وارد سلول شده پس از اینکه لاروها تنیدن پیله را تمام کردند شروع به تخمگذاری می کند. کنه واروآ انگل لاروهای زنبورعسل جوان است. مسیر زندگیش را در داخل حجرات مهر و موم شده سپری می کند و کنه واروآ در دوران بلوغ از حجرات بیرون می آید. زمانی که آلودگی شدید باشد لاروهای زنبوران می میرند و یا زنبوران ناقص الخلقه به دنیا می آید. کنه واروآ لاروهای نر را به لاروهای ماده ترجیح می دهند.کنه های ماده بالغ به روی زنبوران چسبیده از آنها به عنوان عامل انتقال استفاده می کنند در ضمن از قسمتهای نرم بدن زنبور بخصوص در حد فاصل قصعات کیتینی شکم آنها خون می مکند. طول زندگی کنه واروآ  در تابستان دو ماه و در زمستان در کلنیهای بدون لارو و شفیره حدود هشت ماه است.

 طرز تشخیص کنه واروآ:

طرز تشخیص آلوده بودن یک کلنی به این انگل ساده است. اگر نتوان کنه ها را روی بدن زنبورها مشاهده کرد معمولا وجود زنبوران ناقص الخلقه در کلنیها به تشخیص وجود این نوع کنه کمک می کند.در این هنگام که با مشاهده آثار خسارت به وجود کنه در کندو مشکوک می شویم می توانیم تعدادی از حجرات لارو نر را سر زده و کنه های موجود در کلنی پی برد.

 راههای انتشار کنه:

 کنه ها از راههای مختلف در بین کندوهای یک زنبورستان و نیز از یک زنبورستان به زنبورستان دیگر منتشر می شوند که این راهها عبارتند ازحمل و نقل از نقطه ای به نقطه دیگر، پرواز زنبورهای کارگر و نر در مناطق زنبور داری، زنبوران نر که کنه ها علاه خاصی به آنها دارند به راحتی توسط آنها به کندوهای مختلف برده می شوند، ورود اشتباهی یا در هنگام غارت زنبوران کارگر از کندوهای آلوده به سالم و بالعکس، بچه کندوهای آلوده به کنه که ممکن است چندین کیلومتر از زنبورستان اصلی دور شده و کنه های موجود در مناطق دیگر را آلوده کنند، خرید و فروش ملکه زنبورعسل و کلنیهای زنبورعسل و انتقال آنها بین زنبوردارن.

 روشهای مبارزه:

 برای مبارزه موثر با کنه واروآ بهتر است این کار در منطقه ای گسترده و بین زنبورستانهای مختلف و بطور همزمان صورت گیرد. بهترین زمان مبارزه اوایل پاییز پس از برداشت عسل از کندوهاست. زیرا در این زمان تخمریزی در حداقل است و نوزادان زیادی نیز در کندو یافت نمی شود. کنه واروآ می تواند در کندو  تکثیر و تولید مثل کند که در کندو لارو وجود داشته باشد. بهترین زمان مبارزه با استفاده از سموم شیمیایی در هنگام غروب یا صبح زود است یعنی زمانیکه تمام زنبورها داخل کندو  هستند.داروی کنه کشی که انتخاب و خریداری می شود باید ضمن اینکه به زنبورعسل صدمه نمی زند قادر باشد بیشترین تعداد کنه را نابود کند و بقایای سمی از خود به جای نگذارد. داروهای تدخینی که به صورت گاز یا دود درمی آیند از این نظر موثرتر و کم ضررترند زیرا در زمان کوتاهی در کندو و روی کنه ها اثر گذاشته و سپس اثر آنها از بین می رود. قبل از شروع مبارزه حتما باید عسل مازاد بر مصرف زنبورها را برداشت تا مبارزه شیمیایی اثری بر محصول عسل نگذارد. در زیر برخی از مواد یا داروها شرح داده می شود. در ضمن مقدار مصرف دارو برای هر کلنی به میزان جمعیت آن کلنی  است.

 فولبکس:

 این دارو بصورت پودر و نوارهای دودزا به مقدار دو تا سه نوار در هر کلنی مصرف می شود. مصرف نوارها دو تا سه بار به فاصله هفت تا 10 روز توصیه می شود. در بهار مبارزه در چهار نوبت و به فاصله دو تا سه روز انجام می شود. برای بچه کندوهای ضعیف نصف نوار و برای کندوهای هفت تا 9 قاب یک نوار و برای کندوهای قویتر سه نوار در هر نوبت لازم است.نوار را باید به یک قاب خالی با سیم آویزان کرد و با یک چراغ الکلی روشن کرد. پس از بستن درب کندو، پس از بستن درب کندو، تمام سوراخها و درزهای کندو را باید گرفت تا دود حاصله هدر نرود. پس از یک ساعت درب کندو را باز می کنیم و صبح روز بعد کف کندو را تمیز می کنیم.

 پریزین:

 این دارو به شکل مایع است. کنه کشی سیستمیکی که به صورت امولسیون وارد بازار شده است. امولسیون پریزین را به نسبت یک به پنجاه در آب حل کرده و 50 سانتیمتر مکعب از محلول رقیق شده جهت یک کندو مورد استفاده قرار می گیرد. برای گرفتن نتیجه بهتر از مصرف پریزین باید تمام لاروها از کندو خارج کرده و در دو نوبت به فاصله چهار روز در روی توده زنبور عسل در داخل کندو پاشیده می شود.

 آپیتول:

 کنه کشی است سیستمیکی که به صورت پودر به بازار عرضه شده است.وی افزود: آپیتول را به دو روش برای کنترل کنه واروآ به کار می برند. یکی از طریق خوراندن شربت به زنبوران است که بسته های 10 گرمی آپیتول را در سه قاشق غذا خوری آب ولرم کرده و با 5/2 لیتر شربت مخلوط می کنند. این شربت را به مقدار نیم تا یک لیتر ( بسته به اندازه کلنی) به زنبوران کندو می خوارنند.روش دیگر پاشیدن روی زنبوران کندو است. برای این کار 150 گرم شکر را در نیم لیتر آب ولرم حل کرده و سپس بسته 10 گرمی آپیتول را در آن حل می کنند. از محلول تهیه شده 50 تا 100 میلیلیتر (بسته به اندازه کلنی) به طور یکنواخت در بین شانها و روی زنبورهای کندو می پاشند. یک هفته بعد همین عملیات را تکرار می کنیم.

 بایوارول:

 این ماده از طریق تماس باعث مرگ کنه ها می شود . این دارو بصورت نوار جهت کاربرد در کندو به بازار عرضه می شود. برای هر کلنی متوسط (10 قاب جمعیت) چهار نوار در یک نوبت توصیه شده است. نوارها را باید به مدت چهار تا هشت هفته بین قابهای کندو آویزان کرد و سپس از کندو خارج و معدوم کرد.

 آپیسان:

 آپیسان نیز از طریق تماس باعث مرگ کنه ها می شود. این دارو را به صورت نوارهای پلاستیکی با ماده موثر فلو والینات آغشته کرده اند و به بازار عرضه کردند. معمولا برای کنترل کنه واروآ دو نوار آپیسان در یک کندوی متوسط بین قابهای سه و چهار تا هفت و هشت قرار می دهند و پس از شش تا هشت هفته آنها را از کندو خارج و معدوم کنند.

 اسید فرمیک:

اسید فرمیک را در داخل کندو قرار می دهند تا بتدریج تدخین شده و باعث مرگ کنه ها شود. برای یک کلنی متوسط درمجموع 80 تا 120 میلیلیتر اسید فرمیک 65 درصد مصرف می شود. بدین منظور 20 تا 30 میلیلیتر اسید فرمیک 65 درصد را در یک ظرف، بطری شیشه ای یا پلاستیکی  یا فنجان کوچک ریخته و در مدخل آن یک گلوله پنبه قرار می دهند یا با یک لایه پارچه تنظیف می بندند و در کف کندو قرار می دهند تا بتدریج تدخین شود این کار را چهار مرتبه و به فاصله چهار روز تکرار می کنند. یکی از مزیتهای اسید فرمیک این است که بخار آن می تواند به داخل سلولهای دربسته نوزادان نفوذ کند و باعث مرگ کنه ها شود. اسید فرمیک را باید در روزهای مناسب که هوا آفتابی و دما از 15 درجه سانتیگراد بالاتر باشد استفاده کرد.استفاده از سموم باید توجه داشت که دارو روی کلنیهای زنبورعسل به گونه ای باید بکار رود که این مواد به داخل عسل را پیدا نکند چون باقیمانده آنها در عسل برای مصرف کننده خطرناک است.لذا بهترین زمان مصرف آنها در اواخر تابستان و اوایل پاییز است یعنی وقتی که عسل مازاد کلنیها برداشت شده و برای زمستان گذرانی آماده می شوند.

منبع - خبرگزاری کشاورزی ایران

ادامه مطلب

حشرات و عنکبوتیان -بالغشائیان

موضوعات : بیماریها

آفات و غارتگران زنبور عسل - حشرات و عنکبوتیان -بالغشائیان

بالغشائیان

 بالغشائیان شامل زنبوران عسل  و زنبورهای انفرادی یا نیمه اجتماعی و مورجه ها و زنبورهای سرخ و زرد هستند.عده بسیاری از این حشرات می توانند از اغات مهمی برای زنبوران تلقی شوند که ذیلا به شرح برخی از انها پرداخته می شود.

ادامه مطلب

مسمومیت با سموم دفع افات نباتی

موضوعات : بیماریها

بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها-مسمومیت با سموم دفع افات نباتی

مسمومیت با سموم دفع افات نباتی

 بسیاری از افت کشها و علف هرزکشهای اختصاصی واجد اثرات مضر و مهلکی بر روی زنبوران عسل می باشند.عموما افت کشها دارای اثرات مختلفی مانند:حشره کشی و جرب کشی و کرم کشی و...هستند و همچنین مکانیسم اثر این سموم با یکدیگر کاملا متفاوت است.برخی از سموم تماسی هستند یعنی از طریق جلد جذب می شوند.برخی به طور سیستمیک و برخی از طریق گوارشی جذب میشوند.عده ای از انها سریع الاثر و عدهای دیگر در مدت زمان طولانی تاثیر خود را میگزارند.همچنین این سموم از نظر ترکیبا ت شیمیایی نیز با یکدیگر متفاوتند که می توانند از گروه سموم فسفره و کلره و کاراباماته و...باشند.از نظر تاثیر این سموم بر روی زنبور عسل میتوان انان را به سه گروه تقسیم نمود:                                                                                     

 1- ترکیبات بسیار سمی و خطرناک                                                                                       

2-ترکیبات متوسط                                                                                                  

 3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر                                                                                     

 1-ترکیبات بسیار سمی و خطرناک

که برخی از این مواد شامل امینو کارب/ازینفوس/مالاتیون/پرمترین/فسفامیدون و پروپوکسور می باشند.

2-ترکیبات متوسط

ترکیباتی مانند د.د.ت :نیکوتین/دیوکساکارب و... در این گروه می باشند.

3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر

از حشره کشهای این گروه می توان به امیتراز/تمفوس و دیوکساتیون اشاره نمود.

 گفته میشود که خطرناکترین سموم برای زنبور عسل ترکیبات ارسنیکی هستند ولی به هر حال چنانکه اشاره شد ترکیبات فسفره و جیوه دار و همچنین ترکیبات کلره نیز از سموم قوی و خطرناک محسوب میشوند.ترکیبات ارسنیکی را زنبور عسل همراه با گرده گل به کندو وارد کرده و باعث مسمومیت زنبورهای جوان یعنی پرستارها حتی لاروها می گردد.سموم حشره کش تماسی حداقل این مذیت را دارد که به محض تماس با بدن زنبورها بالهایشان فلج شده و از این رو زنبور روی درخت میمیرد و فرصت برگشتن به کندو و الوده و مسموم نمودن سایر زنبورها و لاروها را ندارد.

ادامه مطلب

خانواده بادنجانیان

موضوعات : بیماریها

بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها-خانواده بادنجانیان

خانواده بادنجانیان

گیاه بذرالنبع یا بنک دانه به عنوان گیاهی دارویی مورد استفاده قرار میگیرد.این گیاه حاوی الکالوئیدهای اتروپی می باشد که سبب مرگ زنبوران بالغ و لاروهای انها میشود.گاهی زنبوران بعد از مصرف این دارو شرور میشوند.توتون معمولی نیز گیاه دیگری از این خانواده است که دارای مواد حشره کش مانند نیکوتین می باشد.گفته میشود مصرف زنبورها از گلهای توتون موجب تلف شدن انها میشود.  

ادامه مطلب

خانواده زیتونیان

موضوعات : بیماریها

بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها-خانواده زیتونیان

خانواده زیتونیان

 یاس درختی و یاس بنفش از خانواده زیتونیان است که میتواند سبب تلفات زنبورها در بهار و تابستان شود.تلفات به هنگام کمبود گرده افزایش می یابد.  

ادامه مطلب