صفحه اصلي سايت جستجوگر سايت قوانين سايت تبليغات در سايت كار با تالار گفتمان كار با تالار گفتمان

زندگی اسرار آمیز زنبور عسل

مطالب و مقالات ارسالی در مورد زنبورعسل و زنبورداری که توسط دوستان و کاربران ارسال شده است.
پرورش ملکه زنبورعسل,اصلاح نژاد,اصلاح نژاد,بيماريها وافات زنبورعسل,بازديد كندو و نگهداري,تجهيزات زنبورداري,لغات انگليسي زنبورعسل,اخبار و متفرقه,
شكل شناسي و فيزيولوژي,تغذيه زنبورعسل وزمستان گذراني

مدير انجمن: mellifera

زندگی اسرار آمیز زنبور عسل

پستتوسط panel123 » 4 تير ماه 1397 23:10

خداوند در سوره نحل می فرماید:

پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد (در طبیعت وی قرار داد) که از کوه ها و درختان و از داربست هایی که می زنند، خانه هایی فراگیر. سپس از همة میوه ها (و شیرة درختان و گیاهان) بخور، آن گاه راه های (غریزی) پروردگارت را (در تبدیل مواد اولیه به عسل) به رامی و انقیاد بپیما. از درون شکم آن ها مواد قابل آشامیدنِ رنگارنگی بیرون می آید که در آن برای مردم شفا است. در حقیقت در این نشانه ای است، برای گروهی که می اندیشند .(1 )

باتوجه به این آیات، خداوند در مرحله نخست به زنبور عسل مأموریت داد تا در کوه ها، در لابلای شاخه های درختان و گاهی در کندوهایی که انسان ها برفراز داربست ها در اختیارشان می گذارند، خانه سازی کند که این لازمه زندگی و فعالیت های دیگر است و امتثال امر خداوند سبحان و رام بودن در این امتثال(2 )، وظیفه و مأموریت دوم زنبور عسل می باشد. سرانجام آخرین مرحله مأموریت آن ها، تولید عسل به رنگ های مختلف است که نوشیدنی ای حلال، دارویی شفابخش و مهم برای انسان می باشد.

زمانی انسان به عظمت پروردگار پی می برد که در حقیقت اهل تفکر و اندیشه باشد. این آیات در سرزمین مکه جایی که نه گل و گیاهی و نه زنبور عسلی وجود داشت، با این ظرافت بر پیامبر (ص) نازل شد.(3 )

در این مقاله به جنبه علمی این مأموریت ها به طور مختصر اشاره شده است و به این وسیله، گامی کوچک به جهان پر از اسرار زندگی این حشره گذاشته، تا به ذره ای از عظمت خالق این مخلوق پر رمز و راز پی ببریم.

بحث:
شگفت آورترین برنامه زندگی زنبور عسل، ساخت خانه های شش ضلعی با ظرافت و مهندسی خاص می باشد. خانه هایی که نقشة آن بسیار حساب شده و زوایای آن دقیق است. برای استفاده از یک سطح، به گونه ای که هیچ قسمتی از آن هدر نرود و یا زوایای تنگ و تاریکی پیدا نشود، بهترین راه، ساختِ خانه های شش ضلعی با زوایای مساوی است تا مأوایی مطمئن برای زندگی و پرورش نسل و ذخیره گرده گل، شهد و عسل باشد.

مترلینگ دانشمند معروف بلژیکی در کتاب زنبور عسل از یکی از دانشمندان، به نام رایت نقل می کند: تنها سه روش علمی در هندسه برای تقسیم فاصله های منظم و ارتباط آن ها و ایجاد اشکال بزرگ و کوچک در دست است؛ این سه شکل عبارت است از مثلث قائم الزاویه، مربع و شش ضلعی. در ساختمان حجره های زنبور عسل از روش سوم استفاده شده است و این شکل برای استحکام بنا مناسب تر است (؛زیرا اگر کمی دقت کنیم، می بینیم که شکل شش ضلعی از هر طرف مانند طاق های ضربی است که در برابر فشار حداکثر مقاومت را دارد، در حالی که مثلث و مربع در مقابل فشار بسیار آسیب پذیر هستند). از این گذشته حجم بدن زنبور، به طور تقریبی استوانه ای شکل است و برای ورود و خروج در چنین خانه ای مناسب است. (4 )

پروردگار متعال در ابتدای آیه 69 سوره نحل به زنبور الهام می کند که از تمام ثمرات بهره ببرد و راه هایی را که برای زنبور عسل تعیین شده به راحتی بپیماید.

مأموریت اول
چگونه این حشره جهت جمع آوری گرده گل و شهد، مسیرهای طولانی را طی می کند و دوباره به کندوی خود باز می گردد؟ و این شهد و گرده در کجا و به چه طریقی جمع آوری و حمل می شود؟

زنبورعسل کارگر، با توجه به شرایط آب و هوایی و نیاز کلنی(کندو)، معمول 21 روز پس از تولد، قادر به جمع آوری شهد، گرده گل و آب است. وقتی زنبورعسل کارگر، شروع به جمع آوری گرده کند، ممکن است فقط به مدت چند روز یک نوع گل را ملاقات نماید. 25 درصد از زنبورهای کارگر، گرده و 17 درصد از آنان شهد و گرده و سایر زنبوران فقط شهد جمع آوری می کنند. از زنبوران کارگر جمع کننده گرده، فقط 3 تا 10درصد از زنبوران مخلوطی از گردة گل های مختلف را جمع آوری و به کندو حمل می کنند. زنبورکارگر فعالیت خود را در یک منطقه خاص جغرافیایی متمرکز می کند که می تواند با توجه به میزان دسترسی به گیاهان، جریان باد و موانع دیگر مانند درختان جنگل تغییر کند. هنگام برگشت به کلنی، زنبور کارگر به طور متوسط 24 کیلومتر در ساعت سرعت پرواز دارد، ولی هنگام خروج از کلنی دارای سرعت پرواز متغیری بین 10 تا 29 کیلومتر در ساعت است. برای جمع آوری گرده، زنبور کارگر درفاصله 1تا4 کیلومتری از کندو پرواز می نماید. یک سفر رفت و برگشت به منظور جمع آوری نوش یا گرده بین 6 دقیقه تا 3ساعت متغیر است. هر کارگر بین 8 تا 100گل راملاقات می کند و بین 12تا 29میلی گرم گرده به همراه می آورد و هر زنبور بین 6 تا 47 بار برای جمع آوری گرده به خارج از کندو پرواز می کند.( 5)

زنبور گرده آور، منابع گرده را شناسایی می نماید. برای جمع آوری دانه گرده، بر روی پرچم گل قرار می گیرد و با حرکات آرواره ها و پاهای جلو، دانه های گرده را از بساک پرچم بیرون می برد؛ سپس آن ها را با سرعت به زیر بدن خود برده و با کمی عسل، مرطوب و چسبنده می کند تا ذرات گرده که به صورت پودر می باشند، به یکدیگر بچسبند. با این کار به تدریج تودهای بزرگ از دانه های گرده را به وجود می آورد. این توده ها با حرکاتی منظم در اندامی به نام سبد گرده ، بسته بندی می شوند و به صورت دو برجستگی به نام بار گرده ، در دوطرف پاهای زنبورجمع آوری شده و به کندو حمل می شوند. در مکانیسم جمع آوری دانه های گرده، وضعیت ساختمانی پاهای سوم زنبور عسل کارگر، از اهمیت زیادی برخودار است؛ زیرا ساق و اولین بند پنجه پاهای عقب زنبور عسل به دلیل پهن و بزرگ بودن با سایر پاها فرق می کند. در زنبوران کارگر، اولین بند پنجه پاهای عقب دارای موهای ردیفی شانه مانندی است که در زنبوران نر و ملکه وجود ندارد، که این قسمت را در زنبوران کارگر برس گرده می گویند. گرده های گل که توسط پاهای جلویی و میانی بر روی برس گرده، منتقل می شوند از حد فاصل بین پنجه و ساق پا حرکت داده شده و در روی قسمت فوقانی ساق پاهای عقب جمع می شوند که این قسمت را سبد گرده می نامند.

در زنبور عسل، پاها علاوه براینکه نقش دستگاه حرکتی را دارند، برای جمع آوری گرده نیز تغییر شکل یافته اند؛ به گونه ای که لبه داخلی ساق پاهای جلویی، دارای فرورفتگی عمیقی در انتهای قدامی بوده که در اصطلاح به تمیز کننده شاخک معروف می باشد و لبه خارجی آن از یک ردیف موهای ظریف، مانند دندانه شانه پوشیده شده است. وقتی اطراف شاخک آکنده از دانه های گرده شد، زنبورهای کارگر آن ها را پاک کرده و در داخل این فرورفتگی جمع می نمایند (اندام تمیزکننده شاخک در زنبور ملکه نیز وجود دارد). برس ها در سطح داخلی بند اول پاهای جلویی و میانی قرار دارند. به وسیله پاهای اول، دانه های گرده و سایر ذرات سر، چشم، قطعات دهانی و قسمت های جلوی بدن به پاهای دوم منتقل می گردند؛ پاهای دوم، گرده روی قفسه سینه و به ویژه سطح زیرین آن را جمع آوری و با گرده های دریافتی از پاهای جلویی به پاهای سوم منتقل می کنند. ساق پاهای سوم دارای سبد گرده می باشد که از یک فرورفتگی در سطح و چند ردیف موهای ظریف و بلند در اطراف آن به وجود آمده است. زنبور کارگر با حرکات منظم و ویژه ای قادر است دانه های گرده را که توسط برس ها جمع آوری کرده است، در سبد گرده قرار دهد و سپس به وسیله شهد، آن ها را مرطوب نموده و به قرص های فشرده ای تبدیل نماید. پس از پر شدن سبد گرده، زنبور به کندو مراجعت می کند و توده گرده را در اطراف منطقه پرورش لاروها ذخیره می نماید. سپس زنبورهای کارگر دیگر این سلول ها را بازدید نموده و قطعات گرده را به وسیلة آرواره ها و سر کوبیدن در ته سلول، فشرده می کنند تا ذرات هوا از آن ها خارج گردد و همچنین به وسیله بزاق آن را مرطوب کرده و مقداری عسل یا شهد به آن اضافه می نمایند.پس از اینکه دو سوم ظرفیت یک سلول با گرده پر شد، سطح آن را با قشر نازکی از عسل می پوشانند تا به طور مستقیم با هوا تماس نداشته باشد و فاسد نگردد. زنبورهای عسل سلول های ذخیره گرده را هرگز مملو از گرده نمی کنند و روی آن ها را فقط به وسیله عسل می پوشانند؛ این در حالی است که سطح سلول های ذخیره عسل را فقط با موم می پوشانند.(6 )

جمع آوری نوش، تفاوت چندانی با جمع آوری گرده ندارند و در بعضی موارد،زنبور کارگر ناگزیر است که خرطوم خود را به داخل گل فرو ببرد تا معلوم شود در آن نوش وجود دارد یا نه. در بعضی موارد دیگر، برای مشخص کردن محل نوش از حس دیدن استفاده می کنند(7 ). اگر با یک دوربین عکاسی فرابنفش به گل ها نگاه کنیم، منظره ای از دید زنبور عسل مشاهده می شود که در آن طرح های چشمگیری ظاهر می گردد. خطوط روشنی که دیده می شود، به غدد شهد در پایه گلبرگ می رسد که در ظاهر زنبور را به منبع غذایی هدایت می کند. این علائم فرابنفش همچنین به زنبور کمک می کند که انواع گل ها را که در نور مرئی مشابه می باشند، از هم تشخیص دهد.(8 )

زنبورهای جمع آوری نوش و گردة گل، در ظاهر هنگام ملاقات گل ها، بویی از خود به جا می گذارند؛ زیرا زنبوران به سمت گل هایی که به تازگی مورد ملاقات کارگران دیگر قرار گرفته اند، نمی روند. وقتی زنبور بارآور به کندو باز می گردد، محمولة نوش را بین 3 تا 4 زنبور کارگر دیگر تقسیم می کند و با شاخک و پاهای جلویی خود با آن ها تماس بر قرار می نماید. این زنبور، نوش را به صورت قطره ای به قاعدة خرطوم، بین آرواره های بالا از دهان خودبر می گرداند. زنبورهای کارگر با خرطوم خود بدون آنکه قطره ای فرو بیفتد، آن را به درون عسل دان(چینه دان) خود فرو می برند. زنبور بارآور، سپس با پاها خرطوم خود را تمیز می کنند و برای آوردن محمولة دیگر به خارج پرواز می نمایند و به محض آنکه نوش به اندازه کافی دریافت کردند، به یک محل خلوت تر در کندو حرکت می کنند و در حالی که سر خود را بالا نگه داشته، به کمک خرطوم و آرواره های خود، یک سری عملیات برای تبخیر نوش و مخلوط کردن آن با آنزیم دیازستاز و انورتاز انجام می دهند. آنزیم انورتاز، ساکاروز را به گلوکز و فروکتوز(قند میوه) تجزیه می کند. محتویات عسل دان به آرامی به دهان بر می گردد. زنبور، نوش را در این حالت به صورت قطره های کوچک و پهن بین آرواره های بالا و قاعدة خرطوم نگه می دارد و خرطوم را پایین می برد تا قطره در مجاورت هوا قرار گیرد و به این ترتیب رطوبت نوش را تبخیر می کند. وقتی این زنبور آماده ریختن نوش به داخل سلول گردید، زیر شکم خود رابالا نگاه می دارد، داخل سلول می شود و نوش را به داخل دیوارة سلول پخش می کند. این مواد از دیوارة سلول به سمت پایین سرازیر و در ته سلول جمع می شوند. مقداری از رطوبت نوش در هنگام نقل و انتقال در داخل کندو تبخیر می شود و بقیه در داخل سلول و به وسیلة جریان هوا بخار می شود. هر چه سرعت انتقال نوش به داخل کندو بیشتر باشد، به همان نسبت عملیات تبخیر قبل از ذخیره در داخل سلول کمتر می شود. در صورتی که در کندو فضای کافی وجود نداشته باشد، نوش در سلول های بیشتری که نیمه پر و در بسته نیستند، پخش می گردد و به محض اینکه مقدار رطوبت عسل به کمتر از 20 درصد رسید، کارگران درِ آن را با ورقة نازکی از موم می پوشانند و آن را در برابر ورود هوا غیر قابل نفوذ می کنند.(9 )

زنبور عسل دارای حواس هفتگانه است که هر کدام از این حواس در زندگی پرتلاش این حشره نقشی اساسی دارند. بینایی زنبور عسل به وسیله دو چشم مرکب و سه چشم ساده و بسیار ریز که بین دو چشم مرکب و در وسط پیشانی قرار دارند، انجام می گیرد. در مورد این سه چشم و طرز فعالیت آن ها، هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست، اما آنچه تاکنون از فعالیت آن ها به دست آمده، این است که به زنبور می فهمانند که نور از کدام سمت می آید و یا خورشید در کدام سمت قرار دارد. کار اصلی بینایی، به عهدة دو چشم مرکب است. هر چشم ملکه و کارگر از 5000 و زنبور نر از 10000 چشم منفرد تشکیل شده است که هر چشم منفرد، فقط مقدار بسیار کوچکی از محیط خود را ضبط و تجسم می نماید و همه چشم ها با هم، محیط های کوچک را موزائیک وار در مغز زنبور کنار هم گذاشته و وی را قادر به دیدن یک محیط به نسبت وسیع می نمایند. چشم زنبور عسل فاصله های نزدیک را خیلی دقیق تشخیص می دهد و هر حرکت مختصری مورد توجه آن قرار می گیرد، با این حال چشم های انسان اجسام را در حدود 80 بار دقیق تر از چشم های زنبور عسل می بیند.

زنبور عسل قادر نیست رنگ قرمز را تشخیص دهد، اما رنگ های فرابنفش که برای انسان فقط یک رنگ خیالی است و چشم هایش قدرت دید و جذب آن را ندارد، امواجش به وسیله چشم های زنبور عسل جذب شده و برای آن یک رنگ و یا حتی یک سلسله از رنگ های واقعی است. رنگ هایی را که چشم های زنبور عسل قادر به تشخیص آن ها می باشد، عبارتند از نارنجی، زرد، سبز، آبی، سبزآبی، آبی بنفش و فرابنفش. از بین این رنگ ها زنبور رنگ نارنجی و سبز را به زحمت از یکدیگر می تواند تشخیص دهد؛ برعکس رنگ های فرابنفش را خیلی راحت از همه رنگ ها تمیز می دهد. از بین گل ها، آن هایی که رنگ های آبی و زرد دارند، برای زنبور عسل خیلی واضح بوده و وی را جذب می کنند، در صورتی که به گل های قرمزرنگ توجهی ندارد و به طور معمول هم روی آن ها نمی نشیند. گل شبدر قرمز گرچه به چشم ما قرمز است، ولی در حقیقت مخلوطی از رنگ های قرمز و آبی است. چشم های ما رنگ قرمز و چشم های زنبور عسل آن را آبی می بیند. در همین رابطه، گل خشخاش قرمز یا شقایق،باعث تعجب دانشمندان زنبور شناس شده است؛ زیرا ملاحظه کردند، با وجود اینکه زنبور، قادر به تشخیص رنگ قرمز نیست و به طور معمول آن را خاکستری و اگر قرمز تیره باشد، سیاه می بیند و به همین دلیل روی گل های قرمز رنگ نمی نشیند، اما روی گل خشخاش با وجود رنگ قرمز تندش نشسته و از آن، گرده گل بسیاری جمع آوری و به کندو حمل می نماید. این امر باعث شد که دانشمندان به تحقیق بپردازند. آن ها با استفاده از طیف نما متوجه شدند، نوری که از خورشید بر روی گلبرگ های قرمز رنگ خشخاش می تابد، مقدار زیادی اشعه فرابنفش از خود منعکس می کند و چشم های زنبور که در مقابل رنگ های فرابنفش حساسند، آن ها را دریافت و جذب می کنند. بدین طریق همان گل خشخاش که رنگش در چشم ما قرمز تیره است، زنبور آن را به رنگ فرابنفش می بیند. گرچه قدرت بینایی زنبور عسل، ضعیف است، اما قدرت تشخیص رنگی قوی ای دارد و اگر در جمع آوری شهد، نقصی وجود داشته باشد، حس بینایی رنگی و حس بویایی، این نقص و کمبود را جبران می کنند؛ و به وسیلة بوییدن، زنبور عسل قادر به تشخیص انواع گل ها و شهدشان از یکدیگر است.

حس بویایی در زندگی زنبور عسل نقش بسیار مهمی دارد. مسئولیت بوییدن به عهده شاخک های زنبور عسل است. قسمت اصلی هر شاخک از هشت قطعه متصل به هم درست شده است که در زیر میکروسکوپ، بر روی هر قطعه تعدادی برآمدگی و فرورفتگی دیده می شود. از یک سو زیر هر کدام از آن ها اعصابی وجود دارد که وظیفة آن ها دریافت اثرات بو و انتقال آن به مغز، به منظور تشخیص و ایجاد عکس العمل است. برآمدگی ها بوها را خیلی سریع دریافت نموده و باعث می شود که زنبور خیلی سریع عکس العمل نشان دهد. در حالی که فرو رفتگی ها بوها را کمی دیرتر دریافت می نمایند، اما در عوض مدت زیادی آن ها را داخل خود نگهداشته و از وضع، نوع و مقدارش به طور دقیق آگاه شده و زنبور عسل را در جریان می گذارد. قدرت بویایی زنبور عسل کمی قوی تر از قدرت بویایی انسان است؛ پس بنابر این باور عامیانه که زنبور عسل قادر است، بوی گل ها را از چند کیلومتری تشخیص داده و به سمتش پرواز کند، صحیح نمی باشد.

کار غده بویایی زنبور که در پشت او وجود دارد، تشخیص بوی جمعیت خودش است و به کمک آن فقط قادر است پس از پایان پرواز و به هنگام بازگشت، کندوی خود را از بین سایر کندوهای زنبورستان پیدا کرده و اشتباهی به کندوی دیگری وارد نشود.

از سوی دیگر، در بین فرورفتگی ها و برآمدگی های شاخک ها، تعداد زیادی مو دیده می شود که به کمک آن ها زنبور عسل اجسام مختلف را لمس می کند. همین موهای لامسه، در تعامل با حس بویایی، باعث آن می شوند که زنبور قادر گردد اجسام را سه بعدی ببوید؛ یعنی بتواند فقط با بوییدن، شکل اجسام را تشخیص دهد، بدون اینکه جسم را دیده باشد. در بینی ما و سایر پستانداران بین بویی که از یک تکه موم کروی یا مکعبی می آید کوچک ترین فرقی حس نمی شود، هر دو بوی موم می دهند، اما زنبور عسل بویی را که از یک تکه موم کروی شکل دریافت می دارد، با بویی که از یک قطعه موم مکعب شکل دریافت می نماید، با هم بسیار تفاوت دارند؛ زیرا نزدیک بودن سلول های حس بویایی با موهای لامسه این وضع خاص را در زنبور عسل ایجاد کرده که دارای اهمیت است؛ زیرا زنبور به کمک آن در داخل کندوی باریک و بی نور، در لابلای قاب ها و شانه ها می تواند، محتویات هر یک از سلول های مومی را تشخیص دهد و بفهمد داخل هر یک از آن ها تخم وجود دارد یا لارو و حتی بزرگی لاروها را دریابد، تا در صورت لزوم غذای مورد احتیاج همان سن از لاروها را در اختیارشان بگذارد و غذای لاروهای جوان با مسن ترها اشتباه نشود.

حس چشایی زنبور عسل طوری است که مزه های شیرین، ترش، تلخ و شور را تشخیص می دهد، اما حس چشایی شیرینی وی، از انسان ضعیف تر است و این خود دارای حکمتی است؛ زیرا این وضع سبب می شود که زنبورعسل دنبال شهدهایی که کمتر مواد قندی دارند، نرفته و تنها در جستجوی شهدهای غلیظ باشد؛ در نتیجه انرژی ای که وی برای حمل هر کیلو شهد به کندو صرف می نماید، خیلی کمتر می شود و نیز تبدیل نمودن شهد غلیظ به عسل به زمان و انرژی کمتری نیاز دارد که این به نفع زنبور عسل است. بدین طریق وی قادر است در واحد زمان، مقدار بیشتری عسل در کندو تهیه نماید.

قندهای موجود در شهد گل هایی که مورد استفاده زنبور عسل هستند، همگی از انواعی تشکیل شده اند که از نظر وی شیرین اند. مقدار قند در شهد گل ها بین 25 تا 75 درصد می باشد. هرچه مقدار درصد قند شهد زیادتر باشد، زنبور عسل زودتر به سمت آن جلب می شود.

حس سنجش گرما در زنبور عسل بسیار قوی و دقیق کار می کند؛ اگر آن را با قدرت گرماسنجی انسان مقایسه نماییم، باید بپذیریم که این حس در انسان ضعیف و ناقص است. در حالی که بدن ما قادر به تشخیص پایین و بالا رفتن دما تا 2 درجه سانتی گراد در طبیعت نیست و نمی تواند آن را حس کند، زنبور عسل می تواند حتی تغییرات 2 /0 درجه سانتی گراد گرما را به طور دقیق تشخیص دهد. وجود حس گرماسنجی برای آن است که گرمای داخلی کندو و گرمای مورد نیاز نوزادانش تنظیم شود تا به آن ها آسیبی نرسد. پائین آمدن گرمای داخل کندو از مقدار 5/34 تا 5/ 35 درجه سانتی گراد، باعث طولانی تر شدن دوره رشد نوزادان گشته و زنبورها با شکل های غیر طبیعی و یا ناقص به دنیا می آیند و بالا رفتن حرارت داخلی کندو نیز باعث مرگ فوری لاروها و نوزادان می گردد. زنبوران عسل این مشکل را چگونه حل می کنند؟

مأموریت دوم
هرگاه هوای داخل کندو سرد شود، زنبور ها نخست مقداری عسل می خورند و آن گاه پهلو به پهلو کنار یکدیگر چسبیده و روی لاروها جمع می شوند؛ سپس هر زنبور با لرزاندن عضلات خود مقدار کمی گرما تولید می نماید که در مجموع، گرمای ایجاد شده برای برقراری تعادل گرمایی در کندو و گرم نمودن لاروها و نوزادان مناسب است. هرگاه هوای داخل کندو دمایی بالاتر از 5/35 درجه داشته باشد، زنبورها روی قاب ها ایستاده و با حرکت دادن سریع بال هایشان، هوای داخلی را به جریان انداخته و آن را به خارج از کندو می فرستند تا هوای خنک بیرون، به داخل کندو بیاید و دمای محیط داخلی را حدود 35 درجه سانتی گراد پایین آورد. اگر این کار کافی نبود، تعدادی از زنبوران به خارج از کندو پرواز کرده، مقداری آب با خود به داخل کندو حمل می کنند و شروع به پاشیدن یا فوت کردن آب با فشار زیاد به صورت ریز در داخل کندو نموده و در همان حال روی موم ها می ایستند و با به هم زدن بال های خود، گرمای داخل کندو را پایین می آورند.

مرکز اصلی حس گرماسنجی زنبورها سلول های ویژه ای هستند که در شاخک هایشان قرار دارند و به وسیله تعدادی عصب، با مغز در ارتباطند؛ بدین وسیله مغز، دائم از مقدار و وضع گرما در داخل کندو و به خصوص در نزدیک لاروها و نوزادان آگاه گشته و جهت ثابت نگه داشتن دما، دستورات لازم را صادر می کند. در مورد حس شنوایی زنبور عسل باید بدانیم که زنبور فقط طول موج های خیلی بلند را دریافت و در مقابل آن ها واکنش نشان می دهد و این به کمک شاخک ها که باید به محل تولید صدا خیلی نزدیک باشد میسر می گردد.

حس دیگری که در زندگی زنبور عسل اثرات مهمی دارد حس وقت شناسی اوست. گیاهانی وجود دارند که گل هایشان در ساعات معینی از روز باز بوده و زنبور با استفاده از حس زمان شناسی در ساعاتی که این گل باز است، به سمت آن پرواز می کند و با این کار انرژی شان را هدر نمی دهند. دسته دیگری از گل ها در ساعات به خصوصی از روز (در اواسط صبح و ابتدای بعد از ظهر) بیشترین مقدار شهد و گرده را ترشح می نمایند. زنبور با کمک حس وقت شناسی خود، هنگامی به سمت آن ها پرواز می کند که بتواند بیشترین مقدار شهد و گرده را در کوتاه ترین زمان با خود به کندو حمل نماید(10 ).

وقتی زنبوری برای نخستین بار شهد و یا گرده گلی را در جایی کشف می کند، به مقداری که لازم باشد از آن شهد یا گرده برداشته به کندو بر می گردد. چند دقیقه بعد تعدادی زنبور عسل به آنجا رفته و از آن پس، مرتب تعدادشان زیاد و زیادتر می گردد، بدون اینکه زنبور اول (زنبور کاشف) دوباره به محل عسل برگشته و زنبورهای دیگر را به آنجا راهنمایی کرده باشد. حال چگونه ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟

زنبوران کارگر که جمع آوری شهد یا گرده را به عهده دارند، بعد از مراجعت به کمک حرکاتی مخصوص، سایر زنبوران را از محل و مقدار گرده مطلع می نمایند(11 ). اگر فاصله کندو تا محل شهد کم باشد، زنبور عسل، روی قاب شروع به حرکت دایره ای نموده و مرتب روی یک دایره حرکت می کند. به محض اینکه به آخر دایره رسید، ناگاه برگشته و از سمت مقابل باز روی همان دایره پرواز کرده و این کار را بار ها و به سرعت تکرار می کند. تعدادی از زنبوران متوجه این حرکت دایره ای شده، دنبالش می روند و با شاخک ها پشت سر هم با بدن او تماس می گیرند و طرز حرکات او را خوب بررسی می نمایند. آن گاه بدون استفاده از کمک دیگری مستقیم و بدون اشتباه به همان مکان می روند. حرکت دایره ای معنایش این است که فاصله کندو تا محل شهد، کم است. اگر شهد طبیعی باشد در این حال مقداری از بوی گل مزبور را نیز با خود به کندو می آورد تا کمی از آن را بین زنبورهایی که تصمیم به رفتن به محل شهد را خواهند گرفت، پخش نماید و بدین وسیله آن ها راحت تر گل و گل های مورد نظر را پیدا کنند. اگر فاصله محل شهد تا کندو زیاد باشد، وضع این حرکات عوض می شود که به نام رقص نیم دایره معروف است. در این حالت، زنبور نخست فاصله ای را مستقیم رفته، آن گاه به سمت چپ یک نیم دایره را طی می نماید تا به اول خط مستقیم برسد، بعد دوباره همان خط مستقیم را طی نموده، سپس نیم دایره دیگری، اما این بار برعکس دفعه پیش به سمت راست ترسیم می کند که این دو نیم دایره با هم تقریباً یک دایره را به وجود می آورند. سرعت حرکات، رابطه معکوس با فاصله کندو تا محل شهد دارد؛ هرچه حرکات آرام تر باشد، فاصله کندو تا محل شهد بیشتر است.

مأموریت سوم
ساخت عسل در کجا صورت می گیرد؟ با بررسی ساختمان داخلی بدن (دستگاه گوارش) زنبور عسل می توان پاسخ این سؤال را یافت. زنبور عسل پس از مکیدن شهد گل به وسیله خرطوم، آن را از راه مری به داخل کیسه عسلی می فرستد. در آنجا مقداری از آب آن از راه جدار کیسه، جذب خون شده و شهد کمی غلیظ تر می گردد. از طریق جدار کیسة عسلی، مقداری آنزیم دیاستاز به داخل شهد غلیظ شده، ریخته می شود. همین دیاستازها هستند که تمام خواص خوب و سلامتی آور را به عسل می دهند. کیسه عسلی که محل ذخیرة عسل و شهد است، به وسیله یک کانال قیفی شکل با روده میانی ارتباط دارد. هر زمان زنبور گرسنه شد، به کیسه عسلی به وسیله ماهیچه های اطرافش، فشاری وارد می آورد که در نتیجه آن، کانال قیفی شکل باز شده و مقداری عسل یا شهد به روده میانی رانده می شود و در آنجا جذب بدن زنبور گشته و باعث رفع گرسنگی اش می گردد. زنبور بقیه شهد را به کندویش حمل می کند. روده میانی به روده کوچک و روده کوچک به مخزن وصل است. در مخزن سه غده به نام غدد مخزنی وجود دارد که کار آن ها ضد عفونی دائمی مدفوع هایی است که در آنجا ذخیره شده اند. در نقاط سرد سیر کشور، در روزهای سرد زمستانی که زنبورها گاهی بیش از یک ماه قادر به پرواز نمی باشند و ناچارند مدفوعشان را در تمام این مدت در داخل بدنشان نگه دارند، ترشحات این غدد مانع پوسیدگی مدفوع و در نتیجه مانع پوسیدگی روده و مرگ زنبور می گردد. زنبور عسل فقط در حال پرواز و در خارج از کندو قادر به دفع مدفوع است (تنها ملکه از این قاعده مستثنا است و کارگران مدفوعش رابه خارج از کندو حمل می کنند). با توجه به مطالب گفته شده، این باور که در بین عوام معروف است: عسل مدفوع زنبورعسل می باشد ، غلط بوده و هیچ رابطه ای بین عسل و مدفوع زنبور عسل وجود ندارد.( 12) این حشره تمیز، مادة مغذی و دارویی شفابخش می سازد که دارای خواص ویژه است:

هر ترکیب آلی طبیعی بکر که در محیط آزاد وجود دارد، سریع به وسیله موجودات زندة ذره بینی کشف می گردد و مورد استفاده قرار گرفته و فاسد می شود، اما درعسل و شهد، وجود سه عامل قدرت اسیدی ، فشار اسمزی و خاصیت ضدمیکروبی بخش عمده فعالیت ضد میکروبی را بر عهده دارند.

قدرت اسیدی عسل بین2 /3 تا5/4 می باشد؛ این میزان، به تنهایی قادر به جلوگیری از رشد بسیاری از باکتری ها خواهد بود. از بین اسیدهای یافت شده در عسل، گلوکونیک اسید، بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است.

عسل، محلولی فوق اشباع از کربوهیدرات هاست. چنین حالتی، عسل را به صورت محیطی با فشار اسمزی(13 ) بالا در آورده است. هنگامی که یک موجود تک سلولی وارد چنین محیطی شود، اختلاف فشار اسمزی، به حدی بالاست که موجود تک سلولی به سبب خاصیت اسمزی، آب خود را از دست می دهد و ادامة آبگیری، در نهایت موجود زنده را خواهد کشت.

برخی محققان بر این عقیده اند که آزاد شدن و تجمع هیدروژن پروکسید از طریق سیستم آنزیمی گلوکز اکسیداز موجود در عسل، منشأ خاصیت ضد میکروبی عسل است. ماده گلوکز اکسیداز در غدد زیر حلقی زنبور موجود است. این غدد در زنبورهای جوان پرستار که فعالانه به لاروها غذا می دهند، بیشترین توسعه را یافته اند. بعد از اینکه زنبور پرستار وظیفة خود را انجام داد، این غدد تحلیل می رود و تولید ژله سلطنتی (ژله رویال) (14 ) متوقف می شود، اما ترشح آنزیم گلوکز اکسیداز ادامه دارد.( 15)

عسل ویژگی های کمیاب و خاصی دارد: مزه اش گواراست. دارویی مؤثر و محصول غذایی بسیار عالی است. دارویی که جوانان و پیران همیشه آن را با کمال میل می خورند. می توان آن را همان طور که هست یا آمیخته با سایر غذاهایی که ارزش آن را بالا می برد، مصرف کرد. از نظر دارویی، بهتر است که به صورت محلول در آید. استنشاق عسل بر مخاط بینی و گلو و همچنین روی شش ها اثر می گذارد و از آنجا به خون می رود. بدین ترتیب، به نظر می رسد بخور عسل، موجب از بین رفتن باکتری های موضعی و به طور کلی تقویت بدن می شود و در درمان زکام، ورم حلق و ورم حنجره مؤثر است.

در بیماری های کبد که سوخت و ساز کلی، مختل شده، عسل دارای اهمیت عمده ای است: اثر عسل مربوط به ترکیب شیمیایی و زیست شناختی آن و به ویژه مقدار زیاد گلوکز آن است؛ گلوکز، ذخیره گلیکوژن را در کبد افزایش می دهد. کبد مانند یک صافی مواد سمی را از بدن بیرون می کند و وجود گلیکوژن این کنش را نیرو می بخشد.

عسل پوست را نرم و به بافت های پوششی و همچنین انشعابات عصبی زیر پوستی غذا می رساند، ترشحات پوستی راجذب می کند و نقش ضد عفونی کننده دارد و در بهبود سریع تر زخم های عمیق، بسیار مفید است. عسل همچنین در بیماری های قلبی، عصبی و دستگاه گوارش مؤثر است.(16 )

ترکیب شیمیایی عسل(17 )
اجزای اصلی درصد اجزای فرعی

آب 2/17 به صورت رطوبت طبیعی

قند ها 59/70 فروکتوز،گلوکز،ساکاروز،مالتوز و...

پروتئین 26/0 اسید آمینه های مختلف، کلین، استیل کلین

مواد معدنی 17/0 نمک های سدیم،پتاسیم، کلسیم، آهن، منگنز، مس، منیزیم و فسفات ها

ویتامین ها

دیاستازها و سایر مواد دیگر 21 /1 ب1،ب2،ب3، ب5،ب6،ای،کا،سی

آمیلاز، کاتالاز، فسفتاز،گلوکز اکسیداز و...

مواد اسیدی 57/0 گلوکونیک،استیک، بوتریک،سیتریک فرمیک، لاکتیک،مالتیک، اگزالیک، تاتریک،پیروویک، سوکسینیک،تارتریک،آلفایا بتا گلسیروفسفات و.....

رنگ عسل گیاهان مختلف(18 )
نام گیاه رنگ عسل

اقاقیا روشن مثل آب

افرا لیمویی

اسپرس زرد طلایی

انواع میوه ها زرد متمایل به قهوه ای

شبدر سرخ زرد قرمز

زیرفون زرد متمایل به سبز

گل قاصدک زرد تیره

نارون قهوه ای

صنوبر، زبان گنجشک سبز تیره تا سیاه

پی نوشت:
1. نحل (16) : 68 و 69 .

2. ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 424.

3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11.

4. علم الهدی، حمید، بهار نور.

5. اسماعیلی، مرتضی، زنبور عسل.

6. سعادتمند، جواد، گرده زنبور عسل.

7. ترابی زاده، علی، اصول پرورش زنبور عسل.

8. مجتهدی، مسعود، زندگی سبز.

9. ترابی زاده، علی، همان.

10. شهرستانی، نعمت الله، زنبور عسل و پرورش آن.

11. محمدی، جعفر، دوستان عسل ساز.

12. شهرستانی، نعمت الله، همان.

13. فشار اسمزی، فشار وارد بر یک پردة نیمه تراوا است که بین یک محلول و حلال خالص گذارده می شود. این فشار از طریق مولکول های محلول، در عبور از غشای نیمه تراوا به طرف حلال خالص ایجاد می شود؛ هاشمی، مسعود، فرهنگ کشاورزی و منابع.

14. ژله رویال ماده ای است که به وسیله یک جفت غده زنبور کارگر، در سنین اول زندگی ترشح شده و به کار تغذیه نوزادان می آید. قسمت اعظم آن را مواد پروتئینی و قندها و چربی ها تشکیل می دهند. ژله شاهانه غذای مخصوص ملکه و تنها غذای وی از اولین روز تولد تا آخر عمرش می باشد. رشد و تکامل و به خصوص فعالیت های ملکه تنها به وجود آن بستگی کامل دارد؛ شهرستانی، نعمت الله، همان.

15. وثوقی، غلام حسین، زنبور عسل.

16. حداد کاوه، صادق، داروسازان بالدار.

17. اسماعیلی، مرتضی، همان و حداد کاوه، صادق، همان.

18. شهرستانی، نعمت الله، همان.

منبع : حوزه
نماد کاربر
panel123
کاربر فعال سایت زنبورعسل
کاربر فعال سایت زنبورعسل
 
پست ها : 15
تاريخ عضويت: 10 دي ماه 1396 21:03
نام واقعی: احمد معینی
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 2 بار
امتياز: 880


مباحث مشابه


بازگشت به مطالب و مقالات ارسالی پرورش زنبورعسل

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان


سلام مهمان گرامي؛

مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد