خوش آمدید
سایت زنبورعسل ایران: مقالات زنبورعسل

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

خلاصه ای از مطالب ارائه شده دکتر ریتر(1)

موضوعات : مقالات

چکیده ی مطالب ارائه شده در کارگاه های جانبی اولین کنگره ی بین المللی زنبورعسل (بخش اول):

خلاصه ای از مطالب ارائه شده توسط دکتر ولفگانگ ریتر:

این مطالب، خلاصه ای از مطالبیه که پروفسور ریتر توی کارگاه بیماری های زنبورعسل ارایه کردن. یه سری مطالب که توی پرانتز آورده شده، چیزهاییه که پروفسور ریتر بصورت شفاهی توضیح دادن و توی اسلایدها نبود یا اگر بود، نیاز به توضیح بیشتر داشت.

سخنرانی پروفسور ریتر

- سخنرانی با مقایسه ی دیدگاه اروپایی ها و آمریکایی ها درباره سی.سی.دی (CCD) شروع شد. از نظر ریتر، آمریکایی ها همه چیز رو خارق العاده جلوه میدن (خود پروفسور از واژه Miracle استفاده کرد) و بیشتر علاقه دارن تا منشا این عارضه رو نامعلوم جلوه بدن، این در حالیه که آلمانی ها معتقدن سی سی دی چند دلیل مشخص داره که وقتی با هم  رخ بدن، باعث بروز این ناهنجاری میشن.

- از نظر ریتر پنج عامل روی زنبور موثر هستن: کشاورزی، مدیریت، اصلاح نژاد، بیماری ها و محیط.

در واقع یکی از اثرات محیط روی زنبور، همون چیزیه که خیلی از ما از قبل باهاش آشنا هستیم. مثلا مرتعی که قبلا زیستگاه چندین گونه ی گیاهی بوده الان شده یک مزرعه و این مساله روی تغذیه ی زنبورهای عسل تاثیر سویی میزاره.

- مشکل اصلی کنه وارواست! دلیلش هم اینه که واروا بیماری جدیدی برای زنبورعسله. واروا قبل از اینکه برای زنبورعسل معمولی مشکل ساز بشه، توی کلنی های زنبورعسل هندی (آپیس سرانا) زندگی می کرده.

خب چرا توی آپیس سرانا مشکلی ایجاد نمی کرده؟ جوابش ساده س، چون انگل ها معمولا میزبان خودشون رو نمی کشن (اگر بکشن که نمی تونن زندگیشون رو ادامه بدن). اما وقتی به گونه ی جدیدی منتقل شدن، همه ی قواعد بهم ریخته و واروای کم خطر، تبدیل شده به خطرناک ترین آفت زنبورعسل.

- کنه (مایت) واروا توی اکثر نقاط دنیا به ماده ی فلووالینات مقاوم شدن.

- یک درمان بعد از شروع افت تخمریزی ملکه در اواسط سال زنبورداری نیاز است، لازم نیست توی این درمان درصد کنه صفر بشه، فقط کافیه که مقدار آلودگی کلنی به کنه رو کم کنیم.

- اسید فرمیک، کمترین باقیمانده رو بین داروهای مبارزه با واروا داره. اما سموم سیستمیک (مثل آمیتراز) امکان داره که داخل موم بقایایی رو از خودش جا بزاره.

- بجز اسید فرمیک، اسید اگزالیک و اسید لاکتیک هم برای مبارزه با کنه واروا استفاده میشن که فرمول استفاده ی اونها بستگی به منطقه و شیوه های مدیریت متفاوته (اسید فرمیک و اسید اگزالیک چند سالیه که جای خوبی رو بین زنبوردارای ایرانی پیدا کردن).

- زنبورداران آلمانی کندوهاشون رو از اوایل خرداد (ژوئن) تا اواسط آذر (نوامبر) با اسیدها درمان می کنن. بدلیل اینکه گهگاه هوا در زمان مصرف اسید های (مخصوصا فرمیک) سرد و بارانی میشه، اثر بخشی اون ها رو هم تحت تاثیر قرار میده.

- مایت واروا ناقل بسیاری از ویروس ها در زنبورعسل شناخته شده. چیزی که الان معلومه اینه که عمده ی تلفات کندوها، نه بخاطر واروا، بلکه بخاطر آلودگی زنبورا به ویروسهاست.

- بیماری های زنبورعسل هر کدوم به تنهایی نمی تونن صدمه ی جدی به کلنی بزنن، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرن. خیلی موثر عمل می کنن و می تونن یک کندو رو توی مدت کوتاهی از بین ببرن.

- نکته ی مهمی که توی مبارزه با واروا وجود داره اینه که، درمان باید سر زمان خودش انجام بشه. اما به چه دلیلی؟ گفته شد که واروا ناقل مهمی برای ویروس ها بشمار میره. با آلوده شدن بخشی از جمعیت کندو دیگه برای انتقال ویروس نیازی به کنه ها نیست و ویروس ها با سرعت زیادی از روش های مختلف از زنبوری به زنبور دیگه منتقل میشن. یعنی اگر ما برای مبارزه با کنه دیر بجنبیم دیگه فایده نداره و با اینکه جلوی کنه رو گرفتیم، اما نمی تونیم جلوی انتقال ویروس ها رو بگیریم.

- اگر دیر اقدام کردیم و کندوها از بین رفتن، مقصر تولید کننده ی دارو نیست، مقصر زنبورداره.

- در واقع هدف از مبارزه با واروا مبارزه با ویروس هاست.

دفعات مورد نیاز مبارزه با واروا از 1980 تا 2015

- توی اوایل ورود واروا به آلمان، فقط یک بار درمان (اون هم درمان زمستانه) کافی بود تا مشکل واروا تا سال بعد حل بشه، اما در حال حاضر برای درمان کامل، نیازه که درمان رو توی چهار مرحله انجام بدیم (درمان بهاره، درمان در وسط  فصل، درمان آخر تابستان و درمان زمستانه). توی درمان وسط فصل نیاز نیست که درصد آلودگی رو به صفر برسونیم، فقط کافیه که شدت آلودگی رو کم کنیم.

تعداد مایت لازم برای از بین بردن کلنی در سال 1985 و 2009

 - توی سال 1985 (دو سال قبل از اینکه من بدنیا بیام!) برای اینکه یک کندو از بین بره، باید جمعیت کنه های اون به 6000 عدد می رسید. این در حالیه که توی سال 2009 (وقتی من 22 ساله بودم!) این عدد به 3000، یعنی نصف، کاهش پیدا کرد! دلیلش هم تقریبا معلومه، هر بار که ما به کندو داروی کنه کش دادیم، فقط کنه های ضعیف از بین رفتن و کنه های قوی باقی موندن (در واقع ما در یک پروژه ی اصلاح نژاد کنه شرکت کردیم) و حالا جمعیت های کنه ی قوی تری نسبت به اون سال وجود داره! در اینباره خوندن این لینک خالی از لطف نیست.

- ریتر نتایج یک آزمایش رو هم ارائه داد، توی این آزمایش چند کلنی آلوده به کنه با مواد شیمیایی درمان شده بودن و نوزادان چند کلنی دیگه رو برای یک بار حذف کرده بودن (یعنی قاب های نوزاد رو از کندوها بیرون آورده بودن). جالب اینجاست که نتیجه ی هر دو کار یعنی درمان شیمیایی و حذف نوزادان یکی بود، یعنی توی آخر فصل کلنی هایی که با این روش ها درمان شده بودن، تولید عسل، جمعیت و آلودگی به کنه ی یکسانی داشتن. 

- تقریبا نیمی از زنبوردارهای آمریکا دیگه عسل تولید نمی کنن، در واقع درآمد اونا فقط از گرده افشانی تامین میشه.

- تلفات متوسط سالیانه در آمریکا بیست تا سی درصده.

- بچه های طبیعی توی انتخاب لانه ی جدید، سه خصوصیت دارن: ورودی کندو را به سمت جنوب انتخاب می کنن، محل هایی رو که ارتفاع بیش از دومتر دارن رو ترجیح میدن و از کندوی قبلی خود بیش از 850 متر فاصله می گیرن.

- نکته ی مهمی که ریتر بهش اشاره کرد این بود، وقتی کندو از زمین ارتفاع میگیره، زنبورهای مریض دیگه نمی تونن به کندو برگردن و این در حالیه که اگر کندو روی زمین باشه، زنبورها راه رفته و داخل کندوی خودشون یا کناری میرن. در واقع ارتفاع از سطح زمین به نوعی روش خوددرمانی برای زنبورا به شمار میره.

- وقتی زنبورا ردیفی چیده میشن تعداد زیادی از اونا اشتباهی به کندوهای کناری میرن (مخصوصا وقتی زنبورا مریض باشن)، توی یه آزمایش دیده شد که چهل درصد زنبورهای یک کندوی مریض، توی مدت 6 روز، اشتباها به کندوهای کناری خود رفتن (باخت دادن).

ورود اشتباهی زنبورهای یک کندوی مریض و آلوده شدن کندوهای کناری

- بهترین حالتی که می تونیم کندوها رو بچینیم، اینه که اون ها رو با فاصله از هم و دریچه پرواز هاشون رو با زوایای مختلفی قرار بدیم. اگر امکانش رو نداشتیم، می تونیم کندو ها رو دو تا دو تا و بصورت زیگزاگ روی زمین بچینیم.

- توی CCD زنبورا بیرون از کندو نمی میرن، بلکه برای نجات خودشون به کندوهای همجوار میرن و طبیعتا اونا رو هم آلوده می کنن.

- اگر توی یک زنبورستان، یک کندو آلوده بشه، ظرف چند روز بقیه رو هم آلوده می کنه. دقیقا مث دومینو!

- توی یه آزمایش سه کندو رو با فاصله ی یک کیلومتر از هم چیدن، یعنی کندوی شماره ی یک با کندوی شماره ی سه، دو کیلومتر فاصله داشت. کندوی شماره ی یک رو به کنه آلوده کردن، بعد از 25 روز کندوی شماره ی دو و بعد از 60 روز کندوی شماره ی سه توی (دو کیلومتر دورتر) آلوده شدن. این یعنی اولا توی درمان اول زنبورای همسایه رو درمان کنیم و ثانیا فاصله مون رو با زنبورستان های دیگه رعایت کنیم.

سرعت انتقال آلودگی بین دو زنبورستان

- زنبورها دریچه پرواز کوچک رو بیشتر دوس دارن، یعنی مساحت دریچه پرواز کندو بهتره کمتر از 50 سانتیمتر مربع باشه.

- در گذشته یکی از اهداف اصلاح نژاد زنبور، کاهش تولید بره موم کندوها بود.

این کار اشتباهه! چون مشاهدات اخیر نشون داده که بره موم توی درمان طبیعی بیماری های زنبورعسل (حتی ویروس ها) نقش مهمی رو داره.

- بهترین حجم کندو (توی طبیعت) چهل لیتره. یعنی زنبورا وقتی بچه دادن، تو جریان انتخاب محل جدید کندو، جایی رو انتخاب می کنن که 40 لیتر حجم داشته باشه (توضیح: یک کندو توی ایران 43 لیتر و یک کندو و نیم طبق 74 لیتر حجم داره).

- یکی از راه های مدیریت بیماری ها تنگ کردن کندو و فشرده کردن زنبورهاست. میشه برای این کار از یه تخته استفاده کرد.

- تراکم و فشردگی زیاد کندو باعث کشته شدن بیشتر کنه ها میشه.

- روند تولید بچه ی طبیعی، با ایجاد توقف توی تخمریزی کلنی مادر و بچه، باعث پایین آوردن سطح آلودگی به کنه میشه. (توضیح: در واقع توی روشی که ریتر ارائه کرد، که توی اون نوزادهای کندو حذف میشدن، از همین خصوصیت بچه طبیعی الهام گرفته شده).

بچه طبیعی، توقف تخمریزی و کنترل واروا

- بهتره توی زمان تقسیم کندوهامون از شاخون های مسن استفاده بکنیم، تا همون بلایی رو که بچه ی طبیعی سر کنه میاره، بیاریم. یعنی تا جفت رفتن ملکه ی بچه کندو، کندو عاری از شفیره بشه و کنه ها برای چند روز میزبان نداشته باشن.

- همه ی این مشکلات توی آفریقا هم وجود داره، مثلا کنه واروا داخل آفریقا هم پیدا میشه، اما چون هنوز زنبورداری صنعتی رواج پیدا نکرده و زنبورها بر اساس روش های سنتی نگهداری میشن، کار بیشتر به عهده ی زنبورهاست. در واقع طبیعت تونسته با مکانیزم هایی که در قبل اشاره شد از پس کنه بربیاد.

- سوسک کوچک کندو، آفت آینده ی ایرانه. این سوسک به هوای سرد (زیر ده درجه ی سانتیگراد) حساسه، پس یکی از راه های پیش گیری از ابتلا به سوسک کوچک کندو، کوچ به مناطق سردسیره.

- در آینده باید تلاش ها به سمت تقویت رفتار نظافتی زنبورها پیش بره. که این یعنی اصلاح نژاد با رویکرد کشاورزی پایدار...

بر گرفته از وبلاگ زنبورستان مهدی اخوان مقدم

ادامه مطلب

گفتگو با سید محمد رضویان 1

موضوعات : مقالات

گفتگو با سید محمد رضویان ؛ مهارت در صحراشناسی ، کلید موفقیت زنبورداری 1

نحل منفرد : ارتقاء کیفیت منابع انسانی از مهم ترین عوامل رشد یک صنعت و لازمه ی آن افزایش مهارت فعالین آن است . صحراشناسی و گیاه شناسی دو مهارت لازم برای موفقیت در حرفه ی زنبورداری هستند. با سید محمد رضویان از پیشکسوتان صنعت پرورش زنبور عسل کشور به گفتگو نشستیم تا از اطلاعات او در این زمینه بهره مند شویم.

توجه به برخی نکات قبل از مطالعه ی این مصاحبه مفید است. کشور ما وسعت بسیار زیادی دارد. اشراف کامل به همه ی مراتع و صحراهای آن شاید برای هیچ فردی ممکن نباشد. بیان اطلاعات مربوط به صحراها در این مطلب با هدف ایجاد تصویری کلی از موقعیت صحراهای مختلف در ذهن زنبورداران گرامی است. شاید هر زنبوردار به محدوده ی فعالیت خود اشراف بیشتری داشته باشد.

داشتن یک جلد نقشه ی راهیاب ایران که توسط مؤسسه ی گیتاشناسی (www.gitashenasi.com  ) منتشر می شود و از تصاویر آن در متن این مصاحبه استفاده شده از ابزارهای لازم برای زنبورداران گرامی است .

امیدواریم نهادهای مسئول به کمک ابزارهای سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای نقشه های مناسب تری با مقیاس بزرگ تر و حاوی اطلاعات جزئی نوع پوشش گیاهی ، موقعیت منابع آب ، شکل ارتفاعات و راه های دسترسی مخصوص زنبورداران منتشر نمایند. شاید هماهنگی بین سازمان نقشه برداری کشور ، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ، گیاه شناسان ، جغرافی دانان ، اساتید و پیشکسوتان زنبورداری در این راه مثمر ثمر باشد.

البته تا آن زمان استفاده از ابزارهایی نظیر Google Earth نیز می تواند برای پیدا کردن محل مناسب استقرار زنبورستان با توجه به شکل ارتفاعات صحرا راهگشا باشد.

 

فهرست مطالب مصاحبه :

( با کلیک روی هر یک از عناوین می توانید به همان قسمت از متن منتقل شوید)

اهمیت صحرا شناسی در زنبورداری

اهمیت دانستن مواقع گل دهی گیاهان و روش یادگیری آن

در صحرا یابی چه نکاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟

کشاورزی امروزی ، تهدید یا فرصت

نقش کیفیت منابع آب در رشد کلنی ها

اشاره به برخی از صحراهای مناطق مختلف کشور

خراسان شمالی

گلستان

مازندران

گیلان

تهران ، البرز و قزوین

قم

همدان

استان های غربی

اصفهان

زاگرس مرکزی

کویر مرکزی ایران

فارس

خوزستان

مناطق گرمسیر جنوب

جهرم

کلامی با زنبوردارها

 

نحل منفرد : لطفاً خود را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

سید محمد رضویان : بسم الله الرحمن الرحیم ، سید محمد رضویان  هستم ، با نزدیک به چهل و هشت سال سابقه ی زنبورداری و فعالیت در این صنعت.

 

اهمیت صحرا شناسی در زنبورداری

نحل منفرد : حاج آقا می خواهیم با شما در خصوص شناخت مراتع مناطق مختلف ایران و مهارت صحرا شناسی و صحرا یابی صحبت کنیم و تجربیات شما را در اختیار زنبوردارها قرار دهیم.

سید محمد رضویان :  از جهت مرتع شناسی وشناخت گیاهان و مراتع مقداری اطلاعات دارم اما نه کامل و عامل.  چون بسیاری از مناطق را نرفته ام و زنبور نبرده ام. اما اطلاعاتی نسبی هست که ان شاء الله خدمت شما ارائه خواهم داد.

نحل منفرد : به نظر شما اهمیت فن صحرا شناسی برای زنبوردار در چیست؟

سید محمد رضویان : زنبوردار موفق کسی است که گیاهان را بشناسد  ، با مراتع آشنا باشد و مواقع گل دهی گیاهان در مناطق مختلف را بداند ، اگر اینها را بداند می تواند در محل های مناسب مستقر شود و در کارش موفق باشد.  البته در مورد تغییرات جوی مناطق مختلف و درجه حرارت محیط در فصول متفاوت هم باید اطلاعات کافی را کسب کند . مثلاً در جنوب ایران امکان وقوع بادهای فصلی گرم موسوم به " تش باد " یا باران های سیل آسای ناگهانی در برخی مواقع سال وجود دارد.

 

اهمیت دانستن مواقع گل دهی گیاهان و روش یادگیری آن

نحل منفرد : دانستن مواقع گل دهی گیاهان چه اهمیتی دارد؟

سید محمد رضویان : پیشکسوتان ما می گفتند هر کجا می روید سعی کنید قبل از اینکه گل باز شده باشد در صحرا مستقر باشید. هر چه دیر تر از این زمان برسید به همان مقدار عمر گل تلف شده و زنبور نمی تواند کامل از آن استفاده کند . به قول خودشان باید به غوره گل برسید! به گلی که هنوز باز نشده غوره می گوییم. زنبوردار باید به موقع برسد که بتواند از فرصت استفاده کند.

نحل منفرد : این اطلاعات را یک زنبوردار از کجا می تواند کسب کند؟

سید محمد رضویان : بنابر فرمایش مولا علی (ع) که می فرماید شاگردی کنید تا به استادی برسید [خذ العلم من افواه الرجال ، دانش را از دهان مردان بزرگ بگیرید]  علم را باید نشست و کسب کرد ، انسان شاگردی کند پیش استاد. زنبوردارها یا باید اطلاعات را جد و آبادی به ارث برده باشند یعنی پدرو مادرشان زنبوردار باشند یا اینکه شاگردی کنند. حداقل یک سال در مجاورت زنبورداری که کوچ رو است ، چندین صحرا را عوض می کند و مراتع مختلف را انتخاب می کند قرار بگیرند و در عین حال جستجو و صحرا گردی کنند و از نزدیک گیاهان را بررسی کنند تا یاد بگیرند.

 

در صحرا یابی چه نکاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟

نحل منفرد : در این گشت و گذارها یی که زنبوردار برای صحرا یابی می رود چه نکاتی را باید در نظر بگیرد؟

سید محمد رضویان : ما بر اساس صحبت پیش کسوتها عمل می کردیم. خدا رحمتشان کند. بعضی شان معتقد بودند که هر جا می روید دشت و کوه را با هم انتخاب کنید. برکت کوه را خدا می داند . دشت را شما می بینید اما در کوه خدا می داند چه گیاهانی هست.  راست هم می گفتند. مثلاً من سالها می رفتم اطراف آباده و اقلید و سعی می کردم پای کوه باشم که اگر گاوپونه وضعش بد بود زنبور برود در کوه  و تغذیه خودش را از یک چیزی بیاورد. همین هم می شد.

یک زنبوردار موفق کسی است که وقتی مرتع را شناخت و زمان شروع گل شد سعی کند کوه و دشت را توأمان در نظر بگیرد تا اگر در دشت مشکل ایجاد شد ، کوه جبران مافات کند.

برکت در صحرایی است که تنوع گیاهی دارد و باران هم در آن باریده باشد. راستی که اعجاز می کند. باید در مورد میزان بارش باران در مرتع هم تحقیق کرد. اگر درست عمل کنیم گاهی شرایط به قدری خوب می شود که انسان زورش به زنبور نمی رسد. در برازجان یا در شمال زمانی شد که ما پنج نفر بودیم شب و روز موم می بافتیم و می گذاشتیم داخل کندو ، صبح می دیدیم که بافته است تا پایین . صحرای خوب این طوری است . حالا شما برو شکر بده ، مولتی ویتامین بده ، قربان یک روز صحرا ! قربان گرده ی طبیعت ! اینها هیچ جایگزینی ندارند.

 

دست نخورده و بکر بودن مرتع هم مهم است. مثلاً در حاشیه ی کویر به مناطقی مانند چووپانان ، مصر یا خور و بیابانک زنبورداران زیادی نمی روند اما صحرا عسل خوب و خوشمزه ای دارد. البته مشکل آب وجود دارد که زنبوردار آب را به زنبور می رساند.

نحل منفرد : نیاز هست که زنبوردار با تغییرات اقلیمی ای که در صحراها اتفاق می افتد نیز آشنا باشد . گاهی می شود که گلی در صحرا بوده اما دیگر در آن منطقه وجود ندارد ، این عاملش چیست؟

سید محمد رضویان : این دو عامل دارد یکی خشکسالی و یکی چرای بی رویه که گوسفند ها برخی از گیاهان شیرین را می خورند.

 

کشاورزی امروزی ، تهدید یا فرصت

نحل منفرد : با توجه به تغییر الگوی کشت در کشاورزی آیا فرصت های جدیدی هم برای استقرار زنبورستان ها به وجود آمده؟ مثلاً  اخیراً کلزا در مناطق مختلف کشور کشت می شود ، به نظر شما آیا می شود از این فرصت ها استفاده ی بهینه کرد؟

سید محمد رضویان : چیزی که در طبیعت هست سالم تر از کشاورزی مدرن است. چرا؟ چون طبیعت سم پاشی ندارد ، در طبیعت شته کم پیدا می شود ، اما شما ببینید کلزایی که وقتی آلوده می شود ، خطرناک ترین سم ها را به آن می زنند و زنبور هم غریضی روی گل اش می نشیند و مسموم می شود. حتی اگر روی گل مسموم نشد ، گرده ای که می آورد مسموم است. گرده ی مسموم هم افت جمعیت و بیماری را با خود دارد.

ما به نوع بومی کلزا ، کیکوج می گوییم. شیرازی ها آن را به نام کَرکِز می شناسند . واقعاً گیاه عالی ای است . سم پاشی هم ندارد. حالا چون مقدار روغن آن کمتر است ترجیح می دهند کلزا بکارند. کلزا به آفت نزدیک است. شته های بسیار خطرناکی دارد . هر جا سم پاشی شود و زنبور در کنارش باشد تا نصف جمعیت زنبور را نابود می کند. زنبورهایی  هم که زنده می مانند چون گرده ی مسموم در کندو وجود دارد نوزادان جدیدشان ناقص الخلقه بوجود می آیند البته اگر شفیره و لاروها در حجره ها نگندند.

 به هر حال گل کلزا چیز خوبی است. به شرطی که سم پاشی نشود یا سم هایی به آن بزنند که برای زنبور مضر نباشد. شته های کلزا خیلی بزرگ و مثل " سِن " هستند لذا بیشتر مواقع برای کلزا سم های قوی استفاده می کنند.

نحل منفرد : دیده می شود خیلی از گیاهان ، دیگر در صحراها نیستند یا شهد ندارند. به عنوان راهکار عملی زنبوردار امروز چه کند تا زندگی اش را بگذراند؟

ادامه مطلب

گفتگو با سید محمد رضویان 2

موضوعات : مقالات

گفتگو با سید محمد رضویان ؛ مهارت در صحراشناسی ، کلید موفقیت زنبورداری 2

اشاره به برخی از صحراهای مناطق مختلف کشور

خب اجازه دهید برگردیم به نقشه ، شما با زنبوردار های زیادی از سراسر کشور ارتباط دارید و روی صحراهای مناطق مختلف شناخت کلی دارید. لطفاً اینها را یک به یک برای خوانندگان ما نام برید . مثلاً بیایید از خراسان شمالی شروع کنیم.

 

خراسان شمالی

سید محمد رضویان : خراسان شمالی از نظر مرتع بسیار غنی است گون ها را دارد. مراتع غنی ای مثل کوه شاه جهان ، الله اکبر و کلات ها و ...

 

نحل منفرد : از روی نقشه کوه شاه جهان نزدیک منطقه ای به نام سرچشمه ، نزدیک اسفراین هست و از سمتی دیگر به قوچان نزدیک است ولی جاده دسترسی آن باید از سمت اسفراین باشد.

سید محمد رضویان : بله به اسفراین نزدیک است.

نحل منفرد : آنجا گون دارد؟

سید محمد رضویان : بله. مراتع غنی ای دارد که تنوع گیاهی آن کم نظیر است.

 

گلستان

نحل منفرد : شاه کوه کجاست؟ فکر می کنم ارتفاعاتی در نزدیکی گرگان بود.

 

سید محمد رضویان  : همانجاست. در مراتع دشتی آن دریایی از مریم نخودی وجود دارد. مریم نخودی از گیاهان عسل خیزی است که شهد زیادی دارد. در ضلع جنوبی شاه کوه هم فراوان است.

نحل منفرد : در ضلع شمالی این ارتفاعات احتمالاً گیاهان معطر تری هم داشته باشیم.

سید محمد رضویان : بله اتفاقاً از چند زنبورستان در آنجا بازدید داشته ام و جنگل هایشان هم تقریباً خوب است و هرگز بی گل نمی شود به دلیل اینکه رطوبت بالا است.  عیب دامنه های این منطقه این است که مه می گیرد . زنبور در مه کار نمی کند. ما هم چند بار می خواستیم برای مریم نخودی به آن منطقه برویم ولی از مه ترسیدیم.

نحل منفرد : جنگل های ارتفاعات گرگان چطور ؟

سید محمد رضویان : جنگل های گرگان همه چیز دارد.  همچنین منطقه ی گرگان دریای کلزا است. دشتی که بین گنبد تا مرز ترکمنستان است تا چشم کار می کند کلزا است. همه اش هم دیم کشت می شود و بسیار عالی است.

نحل منفرد : مثلاً منطقه آق قلا ؟

سید محمد رضویان : بله این محدوده تا قسمت مرز ایران و ترکمنستان کلزای دیمی فراوانی کشت می شود .

 

مازندران

نحل منفرد: خب بیایم به مازندران ، صحراهای آنجا چه دارد؟

 

سید محمد رضویان : ببینید در مازندران هم اولین گلی که زنبوردار می تواند استفاده کند گل کلزا است . در دشت ها درحد وسیعی آن را می کارند. مخصوصاً در اطراف بابلسر و بین آمل به بابل و در منطقه فریدونکنار. کلزا در آنجا عید گل می کند. دو عیب دارد. اگر بارندگی بیش از حد باشد زنبور رشد نمی کند و با رشد نوزما روبرو خواهیم شد و اگر بارندگی نشود شته می آید و باید سم پاشی کنند . اگر سم پاشی کنند زنبور دار باید زنبور را بار کند و امکان استفاده وجود نخواهد داشت.

کلزا زمانی گل می کند که زنبور کمی عاری از کنه شده یعنی اواخر تخم ریزی است . اگر در آن زمان زنبوردار با کنه مبارزه کند کمتر این مشکل را خواهد داشت. البته چون رطوبت منطقه بالاست مشکل نوزما جدی است. زمانی که کلزا تمام شد زنبوردارها می مانند برای گل های متفرقه . کسانی که نزدیک قائم شهر و ساری هستند می توانند از شکوفه ی درختهایی مثل آلوچه و زرد آلو استفاده کنند.

نحل منفرد : اینها بعد ازکلزا و قبل از بهارنارنج است؟

سید محمد رضویان : بله جاهایی مثل قائم شهر و ساری مرکبات هم دارند و زنبوردارها ماندگار می شوند. بعضی ها هم می آیند در اطراف چالوس و محمود آباد و رامسر که دریای مرکبات است . زنبور اینجا رشد بهتری دارد . البته از یک ماه قبل از عید باید پای کلزای مازندران رفت.  زودتر نباید رفت زیرا بعضی اوقات سرما به آن منطقه می زند که دیده اید چه طور می شود.

نحل منفرد : بعد از کلزا باید بیاورند پای مرکبات؟

سید محمد رضویان : خیر برای مرکبات زود است . گل مرکبات آنجا همیشه یک ماه تا چهل روز بعد از عید شروع می شود. در این فاصله یک گیاهی می خواهند که زنبورها از آن استفاده کنند که انواع درختان میوه مثل آلوچه ، هلو ، زرد آلو ، گیلاس ، آلبالو و ... آنجا هستند.

نحل منفرد : خلاء نمی افتد؟

سید محمد رضویان : نخیر خلاء نمی افتد . بعد هم می مانند چون مرکبات هست از گرگان گرفته تا چالوس و رامسر که دریای مرکبات است. همه ی این مناطق مرکبات را دارند همه نوعش را هم دارند.

 

نحل منفرد : بعد از مرکبات چه اتفاقی می افتد؟

سید محمد رضویان : مرکبات که تمام شد اول جنگل است یعنی درست از اواخراردیبهشت ماه صحرای پرتقال کم می شود و شروع جنگل است و آنهایی که حاشیه کوه هستند نیاز به جا به جایی ندارند. مثل دوسالی که خود من در محمود آباد نزدیک کوه بودم چند روز وقفه افتاد بعد زنبورها رفتند به سمت جنگل و از آنجا شهد کرات و نمدار را می آوردند.

نحل منفرد : یعنی ما در مازندران صحراهای ترکیبی داریم جایی که هم مرکبات هست هم جنگل ؟

سید محمد رضویان  : بله کسانی موفق هستند که در حاشیه ی کوه و جنگل باشند نه جاده ، بعضی هم جابه جا می کنند و می روند در دل جنگل .  آنجا دو مشکل وجود دارد یکی خرس ها  و یکی مه گرفتگی . در جنگل مه بیشتر از پایین می گیرد اما اگر یک روز هوا خوب باشد صحرا آنقدر قوی است که جبران مافات می کند. حدود نود روز بعد از عید آمدن شهد افت می کند . ترک ها به مراتع خود می روند و تهرانی ها به اطراف لواسان و دشت لار و حاشیه جاجرود و ارتفاعات البرز  بر می گردند.

مثل جنگل های مازندران را واقعا جای دیگر نداریم. جنگل های مازندران بعد از کرات و نمدار گیاهان درختی وحشی ای مثل خرمالوی وحشی ، آلوچه ی وحشی ، زالزالک وحشی ، تمشک و خیلی چیزهای دیگر دارند.  اینها وقتی به گل می نشینند خیلی می شود استفاده برد.

 

گیلان

نحل منفرد : این از مازندران،گیلان چطور؟ گیلان هم صحرا های خاصی دارد؟

سید محمد رضویان : من به گیلان اشراف ندارم اما در مهر ماه بچه ها برای گل چای به آنجا می روند. کسانی که زنبورشان ضعیف است می روند آنجا تغذیه می کنند.  از لاهیجان تا کلاچای و تا هر محدوده ای که چای کاری هست.

 رفتن آنجا سخت است. اذیتشان می کنند. جهاد مجوز نمی دهد ولی می روند خوراک می دهند و زنبور یک قاب تخم می ریزد و چهار قاب می شود .

 

نحل منفرد : پس فقط برای گرده ی چای می روند؟

سید محمد رضویان : بله گرده ی خیلی خوبی دارد . اما آنجا دو مشکل دارند. یکی کنه فراوان زیرا وقتی تخم ریزی باشد کنه هم هست و دیگری رشد نوزما . در بازگشت تازه باید با این آفات مبارزه کنند ولی زنبور به دلیل وجود گرده ی طبیعی تازه رشد می کند.

 

تهران ، البرز و قزوین

نحل منفرد : اطراف تهران چطور است؟

 

سید محمد رضویان : تهران جاهای بسیار خوبی دارد. از ابتدای فیروز کوه ، دماوند ، لواسان ، تا جاده قزوین – رشت ، کوئین ، طالقان ، ارنگه ، حاشیه ی سد کرج این مناطق خیلی غنی هستند.

نحل منفرد : این که می گویید خیلی غنی است منظور چیست؟

سید محمد رضویان : از نظر گیاه و مرتع و حتی اگر از نظر گل های درختی حساب کنید. مثلاً اول جاجرود امروز گل زرد آلو باز شده بیست روز دیگر نزدیک لواسان باز می شود ببینید هر چه بالاتر می رود خنک تر است و این تنوع گل هست و کم نمی شود.

نحل منفرد : بله آنجا می شود یکی دو بار هم جابجا کرد...

سید محمد رضویان : در برخی مناطق حتی نیاز به جا به جا کردن نیست. خود زنبور می رود. ما چند سال پیش که به باغ دوستمان در لواسان می رفتیم گل درختان باز نشده بود اما با فاصله دو کیلومتر به دلیل اختلاف ارتفاع درختان به گل نشسته بودند و خود زنبور می رفت و گرده می آورد. مراتع اطراف تهران و دامنه های البرز خیلی غنی است. باور کنید اگر کسی اسکان و جای خوبی داشته باشد بهترین زنبور داری را اطراف تهران می شود انجام داد.

سید محمد رضویان : تهران خودت کجا می رفتی بگو؟

نحل منفرد : رودبار قصران و لواسانات ، تا روستایی به نام گرمابدر .

سید محمد رضویان: همین گرمابدر که شما می رفتید هیچ چیز کم ندارد ولی دامنه کوه را شما نمی دانید چه خبر است این نعمت خدایی است . این غنایی است که خداوند در این طبیعت قرار داده.

نحل منفرد : یک مقدار که به شرق بیاییم گویا در منطقه هشتگرد هم کلزا هست؟

سید محمد رضویان : بله هست حتی تا غرب آن در تاکستان وقزوین هم کلزا می کارند . مناطقی مثل کرج ، هشتگرد ، شهریار ، رباط کریم تا بوئین زهرا هر جایی که آب دارند کلزا می کارند.

نحل منفرد : گل کلزای اینجا در چه فصلی است؟

سید محمد رضویان : کلزا در اطراف تهران و قم تقریبا از بیست روز بعد از عید بعد از اتمام گل های درختی گل می کند. مازندران قبل از عید و جنوب کشور نزدیک به عید.

نحل منفرد : یادم هست شما می گفتید که در بوئین زهرا در دشت ها آویشن هست؟

سید محمد رضویان : بله ، بین بوئین زهرا و قزوین و تاکستان به سمت همدان در محدوده ی آوج . دشت آوج تا ساوه غیر از گاوپونه و اروانه و شیرمال و قنقال ، آویشن هم دارد .

 

نحل منفرد : تاکستان چی دارد؟

سید محمد رضویان : پایین تاکستان به طرف کرج و بوئین زهرا در سال هایی که بارندگی خوب باشد یونجه و آفتابگردان  بسیار خوبی می کارند اما ظاهراً دیگر آبی برای کاشت یونجه ندارند و کمتر کاشته می شود.

نحل منفرد : دو روستا به نام های اک و اسفرورین آنجا هست که من زنبور برده ام . آنجا هم یونجه و آفتابگردان داشت. در آفتابگردان عسل خوبی می آید اما زنبور صدمه می بیند.

سید محمد رضویان : خیلی نظرات متفاوتی وجود دارد عده ای می گویند گرده اش خوب نیست و عده ای می گویند شهد آن شهد ترشحی است.

نحل منفرد : به هر حال شنیده ام در قدیم این اتفاق برای زنبور پیش نمی آمده . فصل یونجه و آفتابگردان کی هست؟

سید محمد رضویان : از اواسط خرداد ماه شروع می شود ، یونجه برای شهد دهی به گرما نیاز دارد. اما آفتابگردان مهم نیست هر چقدر خنک تر باشد بهتر است.

 

قم

نحل منفرد : خوب برویم به قم .

سید محمد رضویان : قم عمده اش یونجه است .

نحل منفرد : در چه فصلی؟

سید محمد رضویان : از اواخر اردیبهشت ماه شروع می شود.

نحل منفرد : من شنیده بودم در آنجا پنبه هم هست.

سید محمد رضویان  : بله از مسجد جمکران که رد می شویم به سمت کاشان ، اینها به غیر از درختان مو دو تا محصول عمده دارند یکی یونجه است که حرف اول را می زند و گلهای شلغم و قمری و تربچه که برای تولید بذر می کارند ، پنبه اواخر شهریور گل می کند که چیز جالبی هم نیست و شهد آن از غوزه ها بدست می آید. سه عدد غوزه زیر آن قرار دارد که ترشحی است و گرده آن بسیار زبر است و کم پروتئین . مثل آفتابگردان ، خیلی جالب نیست. هر دو هم گیاهان پاییزی هستند.

 

همدان

نحل منفرد : برویم به سمت همدان ، همدان چی دارد؟

 

سید محمد رضویان : در همدان همه چیز هست ، از همین آوج که جزو همدان است تا رزن ، کبودر آهنگ ، بهار ، نهاوند ،تویسرکان و ملایر تا اسد آباد مناطق بسیار غنی ای دارد. کوه هایش بسیار دست نخورده و عالی است چون بارندگی خوبی دارد و برف هم زیاد می آید تنوع درختی اش در اطراف همدان و خود همدان بسیار عالی است.  تنوع مرتعی آن در بهار و لاله جین و کبودر آهنگ بیا تا نزدیک قروه و غار علیصدر و تا مرز همدان و کردستان و کرمانشاه بسیار خوب است .

 

استان های غربی

نحل منفرد : کرمانشاه و کردستان چطور؟

سید محمد رضویان : کرمانشاه جنگل های بسیار خوبی دارد جنگل های بلوط و بنه و در سالهایی که بارندگی خوب باشد تنوع گیاهی بسیار عالی ای دارد و بعضی از دوستان که می روند هم زنبورشان ساخته می شود هم عسل می آورند. بعد از آنجا هم می روند سمت قم برای یونجه ، من خیلی نرفتم فقط بطور گذری دیده ام و اطلاعاتی که زنبورداران به من می دهند را می گویم . اطراف کرمانشاه کوه هایی مثل دالاهو که کوه بسیار مرتفعی است که تنوع گیاهی آن بسیار عالی است.

نحل منفرد : مناطقی مثل آذربایجان غربی چطور؟

سید محمد رضویان : امسال دو تا از زنبوردارهای ما یکی رفت سمت پیرانشهر و یکی هم رفت سمت جلفا .  معدل زنبوری که بردند پیرانشهر روی هم چهار قاب نبود ولی تقریباً بعد از یک ماه التماس می کرد و بدنه می خواست و تمام کندوهایش ده قاب شده بودند و بعد از مدتی بیست قاب شدند شاید صد کیلو گرده آورد. گرده هم شکر نیست که بگویید به زنبور داده است.

نحل منفرد : چند تا زنبور داشتند؟

سید محمد رضویان : حدودهشتصد کندو . اهل شکر و خلاف نبود عسلی که آورد بسیار عالی ، خوشبو و خوشمزه و معطر بود. حالا من اشراف گیاهی ندارم اما چون آنجا را گشتم می دانم مراتعی هست تقریبا بکر و دست نخورده . تنوع گیاهی شان بیشتر از ما نیست اما وفور گیاه بیشتر است.

نحل منفرد : به دلیل اینکه میانگین بارندگی آنجا بیشتر است.

سید محمد رضویان : احسنت! اصل صحبت همین است که آن حاشیه بارندگی دارد وبارندگی که باشد تمام گیاهان سبز می شوند و رشد زنبور آنجا است. البته در آن مناطق باید دقت کرد چون برخی جاها زنبورداران محلی زنبوردارهای غریبه را راه نمی دهند.

 

اصفهان

نحل منفرد : برگردیم به اطراف همین اصفهان، دشت موته کجاست؟

سید محمد رضویان : از میمه که خارج شویم به طرف دلیجان و تهران سمت چپ یک دشت حفاظت شده شکاربانی به نام موته است که گوزن و آهو و بز کوهی دارد و چون حفاظت شده است از نظر گاوپونه و سایر گیاهان غنای خاصی دارد .

نحل منفرد : آنجا آب هست؟

سید محمد رضویان : ما را در قسمت حفاظت شده ی آن راه نمی دهند ، حاشیه اش آب هست. در مجموع دو سالی که آنجا بودم خوب بود ولی بعد مشکلات خشکسالی پیش آمد ، گاوپونه رشد نکرد و آب برای تغذیه زنبور نبود ، متأسفانه در مناطقی که آب هست محیط زیست ما را راه نمی دهد.  چون بالاخره ما موجودات زنده مثل بز و میش و قوچ و اینها را اذیت می کنیم!

در هر صورت بعد از اینکه ما از جنوب به مراتع فارس و از آنجا به مناطق اطراف خودمان می آییم دیگر باید زنبور را بسازیم برای گون ها . در قدیم که وضعیت آب خوب بود می رفتیم پای اسپرس که در گویش محلی به آن گل اِنگار می گویند. گیاهی است شبیه به یونجه ی شهری اما گلی می کند شبیه به مخمل و وقتی باد می آید گویی مخمل در بیابان تاب می خورد  و زنبور با استفاده از این گل بسیار عالی ساخته می شود.

نحل منفرد : خود رو است؟

سید محمد رضویان : خیر کشت می شود ، سه چین جمع می کنند برای دام هایشان . حالا دیگر به دلیل خشکسالی و تفاوت راندمانش با یونجه این را هم نمی کارند . یونجه شهری که می کارند تقریباً پنج بار برداشت می کنند اما این را سه بار می توانند برداشت کنند .

نحل منفرد : یعنی راندمان یونجه بیشتر است؟

سید محمد رضویان  : بله ، البته حالا  هم کم و بیش در مناطق اطراف فریدون شهر ، داران و بویه  و میاندشت می کارند ولی یک صدم قدیم هم نیست و یونجه و مواردی مثل لوبیا ولوبیا سبز و خیار و... جایگزین اش شده اند . چیزی که به درد ما بخورد نمی کارند .

 

ادامه مطلب

زنبور، باکتری، آنتی بیوتیک و انسان:

موضوعات : مقالات

نوشتاری درباره ی اثرات مصرف آنتی بیوتیک در زنبورستان ها و راهکار مصرف صحیح آنها

 می خواستم در مورد اثرات منفی مصرف بی رویه ی آنتی بیوتیک ها در بدن زنبور بنویسم اما دیدم مقدمات زیادی لازمه تا به اصل مطلب برسیم! یکی از اون مقدمات دونستن نقش باکتری ها توی بدن زنبورهاست.

به باکتری ها و قارچ هایی که به طور طبیعی با بدن موجودات زنده همزیستی دارن "فلور طبیعی" یا "فلور نرمال" گفته میشه. مثلا توی روده ی انسان تعداد زیادی باکتری مفید یا بی ضرر زندگی میکنن که بخشی از فلور نرمال بدن ما هستن یا بعضی از گونه های قارچ "کاندیدا" که روی پوست ما پیدا میشن، خب چرا این میکروب ها توی بدن ما زندگی می کنن؟ در جواب باید بگم چون غذای کافی و شرایط مناسب توی محیط زندگیشون (مثلا روده) وجود داره.

بقیه ی موجودات هم از حضور این باکتری ها بی نصیب نیستن، بخش عمده ی فلور روده ی زنبورعسل از 8 تا 13 گونه باکتری تشکیل شده، جالبه که این باکتری ها فقط توی بدن زنبورهای عسل و تعدادی از زنبورهای مخملی پیدا شدن. خب حالا حضور این باکتری ها چه نقشی رو توی بدن زنبور داره؟

1- بدن زنبور نمی تونه همه ی ویتامین ها و اسید آمینه های مورد نیازش رو در داخل خودش بسازه (در واقع ده اسیدآمینه از بیست اسیدآمینه ی ضروری در بدن زنبور سنتز نمیشه) خب حالا زنبور اینا رو از کجا بدست میاره؟ جواب اینه که یا باید ویتامین ها و اسیدآمینه ها رو از طریق غذا به بدنش برسونه یا اینکه این وظیفه رو باکتری های همزیست داخل روده ش انجام بدن. پس تا اینجای مطلب یکی از نقش های باکتری های داخل روده ی زنبور، تولید (سنتز) مواد غذایی مورد نیاز بدن زنبوره.

2- باکتری های روده ی زنبورعسل نقش مهمی رو در تبدیل شهد به اجزای غذایی قابل مصرف توی بدن زنبور دارن (متابولیزه کردن قندهای داخل شهد) اگر بخوام خیلی کلی جمع بندیش کنم، باید بگم که باکتری های روده ی زنبور، یک بازوی مهم تولید انرژی توی بدن زنبور به شمار میرن.

3- باکتری های روده ی زنبور توی فرآیند هضم گرده هم نقش خیلی مهمی رو ایفا می کنن، مثلا توی دیواره ی دانه های گرده ماده ای وجود داره بنام "پکتین" که برای زنبورها سمیه، و طبق معمول این باکتری های قهرمان، پکتین رو می شکنن و گرده رو به یک ماده ی غذایی مفید برای زنبورها تبدیل می کنن. یه مثال دیگه هم انجام تخمیر لاکتیکی توی روده زنبوره (تخمیر لاکتیکی همون اتفاقیه که توی ماست و پنیر و خیار شور میافته)

4- تقویت سیستم ایمنی! بله، درست خوندید! همه ی باکتری ها که مضر نیستن، این باکتری های مفید داخل روده که تا الان در موردش صحبت شد، باعث ایجاد مقاومت در برابر بیماری ها میشن، خیلی وقت ها انقدر فضای روده رو اشغال می کنن که جایی برای رشد عوامل بیماری زا نمی مونه. با همین راهکار بسادگی زنبورها در برابر بیماری های مختلف واکسینه میشن! باکتری های پروبیوتیک داخل نان زنبور هم باعث بالا رفتن مقاومت زنبورها در برابر بیماری و حتی در خیلی مواقع درمان بیماری ها میشن (در این رابطه مقالاتی وجود داره که نان زنبور و باکتری های داخل اون، باعث درمان نوزما و لوک اروپایی بصورت طبیعی میشن)، یه مثال دیگه هم لاکتوباسیلی ها هستن که محیط روده رو اسیدی نگه میدارن و مانع رشد باکتری های عفونت زا میشن.

 این باکتری ها از کجا وارد بدن زنبورها میشن؟

حشرات غیراجتماعی (مث مانتیس، خیلی از پروانه ها) میکروب های مفید روده (میکروبیوتای روده) رو از محیط و طبیعت دریافت می کنن در حالی که زنبورهای عسل این میکروب ها رو از طریق رفتارهای اجتماعی بدست میارن، یعنی زنبوری که تازه متولد شده هیچ نوع باکتری داخل بدنش وجود نداره و اونا رو از خواهرهای خودش در داخل کندو می گیره، می پرسید چطوری؟!

1- از طریق رفتار نظافتی (Grooming) یا همون جوریدن (مث پرنده ها که با نوک پرهای خودشون رو تمیز می کنن)، وقتی زنبور متولد شد، وظیفه ش تمیز کردن کندو و قاب ها و صیقل دادن سلول هاییه که نوزاد داخلش به تازگی متولد شده، زنبور جوان روی قاب ها حرکت می کنه، و با لمس شان ها از طریق آرواره هاش مقدار زیادی از باکتری های مورد نیازش رو دریافت می کنه. (خیلی عالیه! چقدر قشنگه هماهنگی تقسیم وظایف، نیازهای هر زنبور، نیازهای کلنی و توانمدی های موجود در کندو، الان که این رو می نویسم، شعله ی عشق به زنبورها در قلبم پرفروزتر میشه!)

2- از طریق انتقال غذا بین کارگرها یا تروفالاکسی (Trophallaxis)، وقتی شهد داخل کندو میشه، زنبورها اون رو از طریق این رفتار بین همدیگه تقسیم می کنن (کلا تک خوری توی مرامشون نیست) و از این طریق باکتری های مفید بصورت دهان به دهان انتقال پیدا می کنه.

3- یه بخشی هم از این باکتری ها از طریق نان زنبور وارد بدنشون میشه. توی نان زنبور مقادیر زیادی باکتری های اسید لاکتیک و ... وجود داره که یه بخشی از اونا مث لاکتوباسیلوس کونیکی رو خود زنبورا بهش اضافه کردن.

خانم نانسی موران ،یکی از محققین در این باره یه حرف جالب و قابل تاملی میزنه:

"ما وقتی روی این باکتری ها تحقیق می کنیم، گویا این باکتری ها بخشی از بدن زنبور است."

 خب تا الان تقریبا می دونیم که این باکتری ها چی هستن و چه نقشی دارن، حالا آنتی بیوتیک چکار می کنه؟

جواب رو با یک مثال میدم، دیدیم که روده ی زنبور یک لوله ی خالی و مارپیچ نیست، بلکه یک شهر بزرگ یا یک شهرک صنعتی فعال با کلی کارگر و خدمه س، حالا ما بدون دلیل یه بمب اتم میزنیم وسط این شهر، بله! این آنتی بیوتیک وارد روده میشه و بدون اینکه از کسی بپرسه که باکتری مفیدیه یا مضر، همه رو قتل عام می کنه، حالا ما دستی دستی روده ی زنبور رو تبدیل کردیم به همون لوله ی خالی و مارپیچ اول صحبت! اگر یه مخمر از طریق آب مصرفی داخل روده بره، چون فضا خالیه رشد می کنه، و شروع می کنه به تولید سم (مایکوتوکسین) و زنبورها رو ضعیف و بیچاره می کنن، ممکنه زنبور توی این گیر و دار عسل آلوده به اسپور نوزما مصرف کنه، خب دشمن ها میان داخل روده و چون دیگه کسی نیست تا جاشون رو تنگ کنه، رشد می کنن و کندو رو به نابودی می کشن. در بهترین حالت، اگر عامل بیماری زایی نباشه و آنتی بیوتیک مصرفی هم ضعیف باشه، آنتی بیوتیک فلور میکروبی نرمال رو به هم میریزه و بعد از یه مدت نه چندان طولانی شرایط دوباره عادی میشه.

پس درمان کور دارویی یا الکی آنتی بیوتیک دادن می تونه باعث سوء تغذیه (مورد 1و2و3)، مسمومیت (مورد3) و ضعیف شدن سیستم ایمنی (مورد 4) بشه، علاوه بر این چون زنبور سیستم دفاعی خودش رو از دست داده، محتاج تیمار و مراقبت ما میشه (شاید بهتره بگیم معتاد مراقبت ما).

 خب راهکار چیه؟ چطوری مصرف آنتی بیوتیک رو محدود بکنیم؟

با انجام آزمایش های دوره ای، رفقا! سازمان دامپزشکی نمونه های شما رو بصورت رایگان یا با هزینه ی خیلی کم آزمایش می کنه، پس چرا قبل از درمان، آزمایش انجام ندیم؟! مثلا اگر به نوزما مشکوک هستیم، چند نمکدان آماده کنیم، از تعدادی از کندوهای خودمون نمونه برداری کنیم. توی یک نمکدان زنبورهای پروازی رو بریزیم، توی یک نمکدان دیگه زنبورهای روی قاب، و توی یک نمکدان دیگه زنبورهایی که به تازگی جلوی کندو مرده اند یا در حال مردن هستن رو بریزیم. اگر به تعطیلی خوردیم نمونه ها رو داخل فریزر بزاریم، و در اولین فرصت نمونه ها رو به آزمایشگاه برسونیم تا سطح آلودگی (درمورد نوزما چهار سطح) و اینکه اصلا مشکل ما چیه مشخص بشه. بعد به فراخور مشکل درمان رو انجام بدیم، توی این مدتی که دوستان رو تشویق به انجام این کار می کنم، دیده م که خیلی وقتا دارو لزومی نداشته و زنبوردار الکی به زنبورها آنتی بیوتیک داده.

این رو هم بگم مصرف آنتی بیوتیک باید توی زمان مناسب باشه تا چیزی از اون وارد عسل نشه، اکیدا توصیه می کنم در مورد مصرف آنتی بیوتیک با دامپزشک های مطلع مشورت کنید (نگید وجود نداره! چون خودم چند نفری رو میشناسم، حتما خوب نگشتید)

اگر حرف من رو هم گوش نمی کنید و همینطوری آنتی بیوتیک مصرف می کنید، لااقل زنبورها رو بعد از این کار به مراتع دارای گرده ی غنی ببرید تا بتونن خودشون رو احیا کنن، اما لطفا برنامه ای بچینید تا توی طولانی مدت مصرف آنتی بیوتیک ها رو توی زنبورستانتون به حداقل برسونید.

و توصیه نهایی، این مطالب رو یه دفعه توی زنبورستانتون اجرایی نکنید، مطلب رو خوب بخونید، در موردش تحقیق کنید، در صورت امکان با یه زنبوردار حرفه ای مشورت کنید و بعد در مرحله ی آخر به تدریج اجراش کنید.

 حرف آخر:

نقش شما همکارای عزیز خیلی خیلی مهمه، نام تولید کننده، نام پرافتخاریه، مخصوصا توی این روزها که تولید آفت زیادی داره.

اما همیشه به یاد داشته باشیم، ما در قبال زنبورها، خودمان، مصرف کننده های عسل و طبیعت مسئولیم، پس با دقت از این امانت های خدادادی حفاظت و بهره برداری کنیم.

 

زیرنویس اول: آنتی بیوتیک های مورد مصرف که مورد تایید مراجع دامپزشکی هستند: اکسی تتراسایکلین، ترامایسین، اریترومایسین، استرپتومایسین، فوماژیلین (که روی جهش زایی و سرطان زاییش بحث زیادی وجود داره) لطفا بدون تجویز هیچکدوم رو مصرف نکنید.

زیرنویس دوم: بخش عمده ی فلور نرمال روده ی زنبورها رو باکتری های اسید لاکتیک (LAB)، باکتری های اسیدوفیل (اسید دوست) و باکتری های فروکتوفیل (باکتری هایی که از فروکتوز تغذیه می کنن) تشکیل میدن، توی این باکتری ها نقش لاکتوباسیلی ها از جمله لاکتوباسیلوس کونیکی و لاکتوباسیلوس اگزیلوسوس از همه پررنگ تره.

زیرنویس سوم: این باکتری ها توی بدن ما هم نقش مشابهی دارن، پس بیشتر مواظب خودمون باشیم.

تعریف: اصطلاح میکروبیوم وقتی برای اولین بار ابداع شد این معنی را در خود داشت: جامعه زیستی متشکل از میکروارگانیسم های هم غذا، همزیست و بیماری زا که به معنای واقعی کلمه در فضای بدن ما شریک اند ولی به عنوان عوامل مؤثر بر سلامت و بیماری نادیده گرفته شده اند.

براساس تعریف جاشوا لدربرگ، برنده جایزه نوبل (این رو هم از یه وبلاگی کپی کردم)

برگرفته از وبلاگ زنبورستان  - مهدی اخوان مقدم   http://zanboorestan.blogfa.com/

ادامه مطلب

آشنایی با زنبوداری کابینی 1

موضوعات : مقالات

حسین حکمت : اگر کندوی کابینی را تجربه کنید دیگر حاضر به کار با کندوی لانگستروت نخواهید بود.

نحل منفرد : زنبورداری کابینی یکی از شیوه های رایج زنبورداری در برخی از کشورهای اروپایی است. استفاده از این شیوه باعث کاهش سختی های زنبورداری و مدیریت بهتر کندوها می شود. در کشورمان ایران نیز از چندی قبل این ایده مطرح شد. کسی که در عمل آن را پیگیری کرد تا به موفقیت هایی در اجرای آن رسید حسین حکمت یکی از زنبورداران جوان کشورمان بود . با وی گفتگو کردیم تا با ویژگی های این شیوه دقیق تر آشنا شویم.

نحل منفرد :  بسم الله الرحمن الرحیم ، لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت :  حسین حکمت هستم. هفت سالی است که جسته گریخته به زنبورداری، کندو سازی، تحقیقات و تجربیات در این زمینه مشغولم. تحصیلات آکادمیک من محدود می شود به کارشناسی در رشته حقوق و دیپلم پرورش زنبور عسل از سازمان فنی و حرفه ای. باقی، تحقیقات و تجربیات میدانی و کارگاهی بوده که شخصاً پیگیری کرده ام.

 

نحل منفرد :  با زنبورداری از کجا آشنا شدید ؟ آشنایی شما از طریق سازمان فنی و حرفه ای بود ؟

حسین حکمت :  سال  ۱۳۸۸بعد از فارغ التحصیلی به پیشنهاد یکی از دوستان که از علاقه ی من به طبیعت و حیوانات مطلع بود، شروع به مطالعه در این زمینه کردم . تحصیلات فنی و حرفه ای بعد از شروع مطالعه ی شخصی بود که با خرید تعدادی کندو دنبال شد.

نحل منفرد :  چطور با موضوع زنبورداری کابینی آشنا شدید؟

حسین حکمت : در ابتدا به همان شیوه ای که در غالب نقاط ایران و جهان زنبورداری می شود، کار را شروع کردم و خیلی زود به این نتیجه رسیدم که این حرفه دارای دردها و کاستی های زیادی است . در عمل هم درحال تجربه این مشکلات بودم. این بود که به تحقیقات در مورد روش های مختلف زنبورداری ، انواع کندوها ، فنون جدید حمل و نقل و سازه ها پرداختم. یکی از این الگوها که با فضای ذهنی و راه حل هایی که دنبالش بودم، مطابقت داشت ، زنبورداری کابینی بود که در قسمتی از اروپا پایه گذاری و تجربه شده است.

 

کابین های چرخدار و پایه دار با کندوهای کابینی

نحل منفرد :  آیا تحقیقات شما ، از طریق مطالعه ی سایت های اینترنتی انجام می شد؟

حسین حکمت :  بله، به دلیل نداشتن منابع مرتبط در زبان فارسی و گستردگی موضوعات، مطالعات بیشتر در فضای اینترنت انجام می شد. شما می توانید در اینترنت به کتاب ها، مقالات، تجربه زنبورداران نقاط مختلف دنیا و همچنین تاریخچه و تصاویر این موضوع به زبان های مختلف دسترسی داشته باشید.

نحل منفرد : اگر ممکن است چند مرجع را در این رابطه به خوانندگان گرامی معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت : متأسفانه در مورد زنبورداری کابینی در دنیا، اطلاعات بسیار پراکنده و ناقصی وجود دارد و انگلیسی زبان نبودن کشورهای مرجع، به این مسئله دامن زده و انتقال تجربه را سخت می کند. به ناچار بسیاری از مطالعات من از منابعی با زبان های اسلوونیایی و آلمانی بوده و گمان نمی کنم که مورد استفاده مخاطبان قرار گیرد. علاقه مندان می توانند با جستجوی کلید واژه هایی مانند AZ Hive  یا pcele kontejner  که به معنای کانتینر زنبورداری است، به اطلاعاتی در این زمینه دسترسی پیدا کنند.

برای حل مشکل دسترسی به اطلاعات و آشنایی با مطالب جدیدی که در این زمینه وجود دارد، به فکر انتشار کتابی در این باره بودم. اما قالب کتاب، کند تر از پیشرفت هایی است که در این زمینه خواهیم داشت لذا تصمیم گرفتم که تمامی مطالب را جمع آوری کرده و به انضمام تجربه های جدیدی که انجام می شود از طریق فضای مجازی به اطلاع همکاران برسانم که از سه سال پیش این کار در حال انجام است.( اطلاعات مربوط به آدرس صفحات اینترنتی در پایان متن موجود است)

نحل منفرد :  قبل از ورود به بحث بفرمایید شیوه ی زنبورداری کابینی قرار است کدام یک از مشکلات زنبورداران را حل کند ؟ فایده ی این شیوه چیست؟

حسین حکمت : زنبورداری به شیوه ی کابینی، تلاشی است برای طراحی بهتر کندو و استفاده از فنون و لوازم مدرن برای جابه جایی راحت تر زنبورستان.  با استفاده از کندوی کابینی، مدیریت کندوها و با استفاده از سازه ی کابین ،  جابه جایی کندوها آسان تر خواهد شد.

برخی از مزیت های این شیوه موارد زیر است :

-  سرقت کندوها دشوارتر خواهد شد.

 - عمر کندوها در کنار هم و در محافظت سازه، از پنج سال به سی سال می رسد.

-  مشکل چسبیدن قاب ها به یکدیگر و بدنه کندو و سختی مدیریت و حمل طبقات کندو حل خواهد شد.

-  مشکلات کوچ و استفاده از کارگر به کمترین حد خواهد رسید.

-  زنبورستان جای کمتری اشغال کرده و زنبوردار تمرکز بیشتری خواهد داشت.

-  کار در هوای نامساعد مثل آفتاب شدید، وزش باد یا حتی هوای بارانی ممکن خواهد شد.

-  رطوبت، حیوانات مزاحم و خطرات طبیعی کمتر به کندوها صدمه خواهند رساند.

 - فضای کاری زنبوردار و وسایلش دلچسب تر خواهد بود و عملیات یادداشت برداری، رکوردگیری و پیوند در فضای کابین با تسلط بیشتر انجام می شود.

 - در طولانی مدت هزینه و زحمت کوچ و استهلاک کندوها کمتر می شود.

 - استفاده ی بیشتر از پوشش گیاهی مناطق مختلف، ممکن می شود.

-  به علت عایق بندی کابین، تلفات و مصرف عسل زنبورها در زمستان کمتر می شود.

-  توانایی کنترل دمای کندوها و کابین در زمستان که برای شروع بهاره ی بهتر و تولید ملکه، کاربرد دارد.

-   از همه مهمتر استفاده از این روش باعث حفظ سلامت جسمی و روانی زنبوردار می شود.

نحل منفرد : به طور مشخص بفرمایید در کدام بخش از اروپا زنبورداری به روش کابینی گسترش دارد ،  آیا در همه ی آن مناطق این کار به یک شیوه انجام می شود یا سبک های متفاوتی دارد؟

حسین حکمت : استفاده از این شیوه به ترتیب در کشورهای اسلوونی، رومانی، شبه جزیره ی بالکان، اتریش و آلمان متداول است . کمتر از نیم قرن است تعداد قابل توجهی از زنبورداران این مناطق از اشکال مختلف این شیوه استفاده می کنند . آنها در زمینه ی مدل های سازه ، حمل و نقل و نوع کندویی که به کار می گیرند ، متفاوت و دارای تنوع هستند.  مثلاً در اسلوونی بیشتر از کندوی کابینی استفاده  می شود و در رومانی مدل هایی از کندوی دادانت نیز در کابین مورد استفاده قرار می گیرد.

نحل منفرد :  آیا منظور از کندوی کابینی کندوهای پشت باز هستند؟

حسین حکمت : بله، در زبان انگلیسی به کندوهایی که بر خلاف استاندارد دادانت و لانگستروت از دیواره های کناری باز می شوند، Side Opened گفته می شود که می توان در فارسی به آنها " کندوهای در جانبی"  لقب داد. کندویی که ما از آن به عنوان " کندوی کابینی " نام می بریم، نوعی کندوی در جانبی است که در آن از پشت باز می شود.  قاب ها پس از باز شدن این در ، به صورت کشویی در کندو قرار می گیرند. انتخاب این نام در فارسی ، به خاطر استعداد این کندو برای چیده شدن روی همدیگر و ایجاد دیواره های اتاقک یا کابین است .

علت نام گذاری اتاقک زنبورداری با عنوان کابین هم به این خاطر بود که اشاره داشته باشد به یک فضای کوچک که در آن عملیات خاصی انجام شده و حالت متحرک آن به ذهن متبادر شود.  این واژه در انگلیسی به معنای اتاقک و کلبه است اما برای اتاق هدایت قطار، هواپیما و غیره هم از آن استفاده می شود.

نحل منفرد : لطفاً در مورد اجزاء کندوی کابینی و کاربرد هر یک از آنها بیشتر توضیح دهید ؟

حسین حکمت : کندوی کابینی مدلی اصلاح شده از " کندوی آ-زی " کشور اسلوونی است که با اندازه های استاندارد لانگستروت سازگاری دارد و مزایای دیگری هم به آن اضافه شده.  این کندو دارای مدلهای دو و سه طبقه است که به ترتیب حجمی معادل ۲۶ و ۳۹ قاب لانگستروت را در خود جای می دهند.  بین طبقات این کندو می شود از جداکننده ی فضای دو طبقه یا شبکه ی محدود کننده ی ملکه استفاده کرد. این کندو قابلیت استفاده از شربت خوری چهار لیتری برای هر طبقه و شربت خوری قابی را دارد و طرح های ابتکاری جالبی راجع به استفاده از شربت خوری با بطری هم در آن قابل اجرا است.

در قسمت پایین هر طبقه ی کندو ، بین دیواره های راست و چپ ، سه لوله با فاصله کار گذاشته شده که وزن قاب ها روی این لوله ها قرار می گیرد . قاب ها از چهار نقطه در جلو و عقب کندو ، به بدنه و در داخلی محکم شده و هنگام بازدید به صورت کشویی بیرون کشیده می شوند.

درهای داخلی کندو ، بعد از فضای خالی پشت در اصلی قرار گرفته و دارای یک چهارچوب چوبی و توری میانی است ، در حالی که در بیرونی از جنس فوم است. این کندوها در قسمت کف مجهز به توری ضد واروآ هستند و جلوی در پرواز ، سکوی پرواز جدا شونده دارند.

 

کندوی کابینی ابداع شده توسط حسین حکمت

نحل منفرد :  خب کشورهایی که در آنها زنبورداران از شیوه ی کابینی استفاده می کنند را نام بردید ، آیا هر یک از کشورها مدل مخصوص به خود را دارد یا مثلاً یکی دو شیوه در کل این کشورها مرسوم است؟

حسین حکمت :  در همه ی این کشورها از انواع کندو نظیر کندوهای کابینی، لانگستروت، دادانت و طرح های کشویی در کابین استفاده می شود. کابین ها هم اندازه و طرح های متنوعی دارند ، اما همانطور که گفتم ، در اسلوونی ، کندوی کابینی بیشتر مرسوم است و در رومانی کندوهای استاندارد دادانت . در باقی کشورها، از هر دو نوع استفاده می شود.

نحل منفرد :  بیایید کمی این دوشیوه را بررسی کنیم. فکر می کنم شما روش اسلوونیایی را ترجیح داده اید ؟ در حالی که روش رومانیایی هم مزایای مخصوص به خود را دارد.  تفاوت های این دو شیوه را بیشتر توضیح دهید و بفرمایید چرا شما روش اسلوونیایی را برگزیده اید؟

حسین حکمت :  بله ، درست است ، بنده برای کندو و سازه های کابینی که در اسلوونی انجام شده ، اصالت قائلم و آن را راهگشای مشکلات حرفه ی زنبورداری می دانم.

نحل منفرد :  لطف کنید اول روش رومانیایی و بعد اسلوونیایی را به تفکیک توضیح دهید و بعد آنها را مقایسه بفرمایید.

حسین حکمت :  بگذارید به جای روش اسلوونیایی و رومانیایی، از مسئله ای صحبت کنیم که اساساً باعث این تفاوت شده و آن مسئله ای نیست جز تفاوت بنیادین طراحی کندو در دنیا.  رومانیایی ها بیشتر از کندوهای استاندارد دادانت در کابین بهره می برند که معمولاً بیست قابه و کشویی هستند.  البته با همین حدود اندازه کندوهای متنوعی نیز ابداع کرده اند و در سطح وسیعی با آن کار می کنند.  در مقابل کشور اسلوونی سابقه ای قریب به ۲۰۰ سال در استفاده از کندوی کابینی دارد که شالوده ی این شیوه از زنبورداری با کیفیت را شکل می دهد.

از نظر تاریخچه ، در دنیا دو نوع کندو داریم که یکی کمتر شناخته شده است . می توان گفت هر دو نوع نشأت گرفته از کشورهای اتریش و آلمان هستند که بعدها در نقاط دیگری از دنیا نظیر آمریکا و اسلوونی بهینه ، ثبت و ترویج شده اند. در یک سوی ماجرا استانداردهای دادانت و لانگستروت قرار دارد و در سمت مغفول مانده ی دیگر، کندوهای در جانبی .

تقریباً در همان دوره ای که آقای لانگستروت در آمریکا و آقای دادانت در فرانسه و سپس آمریکا در حال ثبت و ارائه ی استاندارد های خود بودند ، فردی به نام آگوست وون برلپش (August von Berlepsch) در آلمان استانداردی از کندوی در جانبی ارائه داد که در آن منطقه از اروپا رایج شد و پنجاه سال بعد در اسلوونی اصلاح و متداول شد و استفاده از آن در نقاط دیگر جهان نیز در حال افزایش است.

 

کندوی برلپش

 

همه ی این استاندارد ها در حوالی سال ۱۸۵۲ میلادی ارائه شدند و علت اینکه از اصطلاح " ارائه ی استاندارد"  به جای اختراع استفاده می کنم، این است که پیش از آنکه آنها این نوع کندو را ثبت کنند ، استفاده از اندازه ها و اشکال متفاوتی از آن کندوها مرسوم بوده است. هنر بی مثال این افراد، کشف مجموعه ای از کاربردی ترین اندازه ها و تکنیک های خاص بوده است که به شکل واحد ارائه داده اند و عمرشان را برای ترویج و تداول آن صرف کرده اند . می دانیم که اگر این استانداردها از کیفیت لازم برخوردار نبود پس از مدتی، شامل تحول می شد.

نحل منفرد :  سرنوشت کندوهای در جانبی بعد از برلپش چه شد؟

حسین حکمت :  در واقع کندویی که برلپش معرفی کرد ، مثل یک کمد ایستاده بود که قاب ها در طبقاتش چیده می شدند ، البته نه به شکل قفسه های کتاب و کشویی.  این کندو در اتریش و آلمان مرسوم شد تا اینکه پنجاه سال بعد یعنی در سال ۱۹۰۲ میلادی ، فردی به نام آنتونا نیدرسیچ Antona Znidersic  طرحی هوشمندانه و بهینه از کندوی برلپش ارائه داد که امروز دنیا آن را با حروف اول نام او می شناسد. کندوی آ-زی. ( AZ Hive )  کشور اسلوونی به خاطر داشتن این کندو و سازنده اش مفتخر است ، اگر چه تلاش خاصی برای ترویج آن در نقاط دیگر دنیا نشده است.

 

 کندوی آ-زی

این نوع کندو هم مانند یک کمد دو یا سه طبقه است که قابها مثل کتاب و به صورت کشویی درون آن جای می گیرند . در طراحی این کندو برای بسیاری از مشکلات و مسائل زنبورداران راه حل های خوبی در نظر گرفته شده و در حال تحول است. اساساً می توان وجود شیوه ی کابینی به شکل اتاقک متحرک و یا ثابت (Bee House) را مرهون ابداع این نوع کندو دانست.

نحل منفرد :  پس ابداع این نوع کندو مقدمه ی ابداع شیوه ی زنبورداری کابینی شد. درست است؟

حسین حکمت :  بله، مشخصاً تاریخ نشان دهنده ی این روایت است. ریشه ی زنبورداری کابینی بر می گردد به اتاقک های زنبورداری ثابت که در مهد زنبورداری دنیا یعنی کشورهای اتریش، آلمان، اسلوونی و همسایگانشان مرسوم بوده و هست. این اتاقک ها از چند قرن پیش در این منطقه مرسوم است. در ابتدا از کندوی حصیری و گلی در قفسه ها ی این اتاقک ها  استفاده می شد و از حدود ۱۵۰ سال پیش، استفاده از کندوهای " در جانبی"  شروع و سیر تحول آنها در این اتاقک ها سپری شد. در سده ی اخیر، تلاش هایی برای متحرک کردن اتاقک ها صورت گرفت که به زنبورداری کابینی منتهی شد.

نحل منفرد :  فرمودید از کندوهای متداول از جمله دادانت هم به صورت کندوهای کشویی در زنبورداری کابینی استفاده می شود . لطفاً به تفاوت های استفاده از کندوهای اسلوونیایی و کندوهای متداول در زنبورداری کابینی اشاره بفرمایید.

حسین حکمت : بله، تقریبا به همان اندازه که ما کابین و اتاقک ثابت زنبورداری با کندوهای کابینی داریم، از کندوهای دادانت و لانگستروت هم در سازه ی کابین استفاده شده است. تفاوت کار با این دو بیش از آنکه مربوط به حمل و نقل کندوها باشد ، معطوف به شیوه ی استفاده و کار با کندوهاست.

در کابین هایی که از کندوهای کشویی استفاده می کنند ، معمولاً زحمت بیرون کشیدن کندوها به روی میز کار یا سختی طراحی کشوها آزاردهنده است. از طرف دیگر با استفاده از کندوی لانگستروت و دادانت ، شما مجبور به حمل طبق هستید و سختی بازدید این نوع کندوها مثل چسبندگی ، نوع دسترسی به قابها ، تغذیه و غیره هنوز وجود دارد.

 در واقع همان قدر که کابین در کوچ مکانیزه به شما کمک می کند ، کندوی کابینی  باعث سلامت شما و مدیریت آسان تر زنبورستان می شود.  به همین علت فکر می کنم که داشتن کابین با کندوی لانگستروت و دادانت اگرچه حرکتی رو به جلو در زمینه ی کوچ است اما استفاده از کندوی کابینی است که رنج های زنبورداری را به حداقل خواهد رساند.

نحل منفرد :  اجازه بدهید نکته ای را توضیح دهم.  از بررسی تصاویری که پیش از این شما از زنبورداری کابینی انتشار داده اید بحثی باقی نمی ماند که استفاده از کندوهای دادانت و لانگستروت در اندازه های معمولی که نیاز به استفاده از طبقه دارند زحمات و مشکلات زیادی را در کابین ایجاد می کند ، بحث بنده مبنی بر مقایسه ی کندوهای افقی دادانت با کندوی کابینی است. کندوهای افقی دادانت دارای حدود 20 قاب هستند و هر قاب آنها یک و نیم برابر کندوهای لانگستروت مرسوم ما مساحت دارد ، یعنی این کندوها چیزی معادل یک کندوی لانگستروت سه طبقه گنجایش زنبور دارند. این کندوها طبیعتاً دیگر نیازی به استفاده از طبقه ندارند.  به نظر می رسد این نوع کندو رقیب قابلی برای کندوی کابینی اسلوونیایی باشد. آیا اینطور نیست؟

 

 کندوهای افقی دادانت

حسین حکمت :  بگذارید یک محاسبه سریع و تقریبی از فضایی که ۲۰ قاب دادانت می دهد در مقایسه با کندوی کابینی بکنیم  و بعد ادامه دهیم تا ارقاممان دقیق تر باشد. کندوی بیست قابه افقی دادانت حدود ۲۵۰۰۰ سانتی متر مربع، فضا در اختیار زنبورها قرار می دهد و کندوی ۲۴ قابه کابینی سازگار با لانگستروت ۲۳۰۰۰ سانتی متر مربع . هر طبقه ی ده قابه از لانگستروت نیز حدود ۹۰۰۰ سانتی متر مربع.

نحل منفرد :  و این در حالی است که کندوی افقی دادانت سطح کمتری از کناره کابین را اشغال می کند و در نتیجه می توان از تعداد بیشتری از آن در یک کابین استفاده کرد.

حسین حکمت :  مسئله ی اشغال فضا و محدودیت وزن بسیار پیچیده است . این کندوها از طول و عرض تفاوت عمده ای ندارند اما در ارتفاع دارند. حدود ده تا پانزده سانت ارتفاع کابینی بیشتر است که اگر شربت خوری را هم در نظر بگیرید ، چون قاب اشغال می شود یا یک شربت خوری نیم طبقه با ده سانت ارتفاع می آید روی کندوی افقی، تفاوتی نخواهند داشت.
نحل منفرد :  برای حل این مشکل می توان از همان شربت خوری قابی یا بهتر از آن از سیستم های جدید تغذیه مبتنی بر شلنگ کشی بین مخزن تا کندوها برای تغذیه استفاده کرد که هیچ فضایی را از کندو اشغال نکند. البته بنده معتقد به استفاده از کندوهای افقی به تنهایی نیستم چون تا سقف کابین را نمی توان به آنها اختصاص داد. می توان از یک سیستم ترکیبی استفاده کرد که در پایین کندوهای افقی و در بالا کندوهای کابینی استفاده شوند.
حسین حکمت :  راستش قضیه مثل ورزش کشتی نیست که یکی به برتری مطلق برسد. در واقع هر کدام مزایایی دارد و معایبی که توضیحشان کمی وقت و نکته سنجی می خواهد ، کندوهای کابینی در ارتفاع راحت تر اند و کندوهای لانگستروت و دادانت در قسمت پایین کابین کارایی بیشتر دارند. به طور کلی ورود استاندارد دادانت با کندوهای افقی به ایران کار را پیچیده می کند ولی شاید نیاز باشد. از طرف دیگر تبادل قاب بین کندوهای کابینی و افقی، دشوار خواهد بود. نکته دیگر هم محدودیت وزن کابین است که اجازه نمی دهد شما از تمام فضا برای کندو استفاده کنید و نهایتا تا سه ردیف از هر نوع کندو، عملی خواهد بود.

نحل منفرد :  در کندوهای لانگستروت وقتی کندوی ما ده قاب جمعیت دارد و ما می خواهیم یک قاب را برای بازدید بیرون بکشیم خیلی وقت ها کار با دشواری همراه است و تعدادی زنبور کشته می شوند. حالا در کندوی کابینی می خواهیم این قاب را در طول به بیرون بکشیم که سطح اصطکاک بیشتری دارد . آیا در کندوی کابینی این مشکل تشدید نمی شود؟

حسین حکمت : خیر، تسهیل می شود، به این صورت که در کندویی که پر از قاب است، ابتدا شما قابهای دوم تا چهارم را کمی به سمت وسط می کشید و قاب اول بدون تلفات و استرس زنبور بیرون می آید. این امکان در مورد هر قابی که اراده کنید، در این کندو شدنی ست.

نحل منفرد :  نکته دیگر اینکه الآن کندوهای کف باز رایج شده اند ، در کندوی کابینی اگر آن را کف باز بسازیم در عقبی اش امکان فرار هوا را به شدت دارد ، آیا امکان ساخت کندوهای کابینی به صورت کف باز وجود دارد؟

حسین حکمت :  ببینید، اهداف عمده در کف باز کردن کندوهای لانگستروت نکاتی است از قبیل تهویه مناسب، امکان کوچ در روز و خروج زباله و کنه از کف کندوها . این در حالی است که تمامی این اهداف در کندوی کابینی به شکلی دیگر اما موفق پیگیری می شود.

در مورد تهویه ، کندوی کابینی از دیرباز یکی از بهترین تهویه ها را داشته و این به علت قرارگیری کندوها کنارهم و نفوذ کمتر رطوبت ، کشیدن رطوبت کندو به وسیله ابر در قسمت پشتی و امکان تنظیم آن است. تحقیقاتی که در کشور اسلوونی انجام شده نشان می دهد که عسل به دست آمده از این نوع کندو ، به نسبت انواع دیگر ، دو درصد رطوبت کمتری دارد.

 از سوی دیگر در کف کندوی کابینی برای مبارزه با کنه ی واروآ و دفع زباله، توری مجزایی تعبیه شده است.  در مورد کوچ در روز هم با باز گذاشتن در پشتی و تهویه کندوها از توری در داخلی، حمل امکان پذیر است.

نحل منفرد :  در کندوهای کف باز ، در واقع ما به زنبور اجازه می دهیم میزان تهویه را خودش تنظیم کند در حالی که وقتی کندو در جانبی دارد این مهم محقق نمی شود چرا که هوا خود به خود از منافذ کناره های در جریان خواهد داشت.  ویژگی دیگر کندوهای کف باز این است که کنه از کف کندو بیرون می افتد و از سیستم خارج می شود اما در اینجا هر وقت زنبوردار بخواهد سینی کف را تمیز کند شاید تعدادی از آنها خارج شوند و بقیه این فرصت را دارند که روی بدن زنبورها بازگردند.

حسین حکمت : در مورد عملکرد زنبور برای تهویه در کندوهای کف باز هنوز اطلاعات دقیق و عملی ندارم .  در مورد کندوی کابینی هم مطالعات مدونی در این زمینه ی خاص ندیده ام ، البته انجامش لازم و جالب است. اما چند نکته به ذهنم می رسد :

 در هر نوع کندویی، زنبورها با توجه به ساختار کندو ، رفتارهایی را برای تهویه ی بهتر از خود بروز می دهند، مانند جمع شدن در گوشه ای از کندو یا بیرون دریچه ی پرواز ، بال زدن روی قابها یا سکوی پرواز و ... . البته وظیفه ی ما است که کندو را به شکلی طراحی کنیم که تهویه تسهیل شود.

در کندوی کابینی هم ، نباید هوا جریان سریع داشته باشد، چون زنبور نسبت به جریان سریع هوا بسیار حساس است. اما این کندو قابلیت کنترل جریان هوا از کف را دارد. حتی در مواقع اضطراری مثل گرمای شدید ، کوچ یا حبس زنبورها در روز به دلیل سم پاشی، امکان تهویه کامل از طریق باز گذاشتن در پشتی و استفاده از توری ها وجود دارد.

در مورد سیستم کف باز درست می گویید. باز بودن کف کندو باید کنه را از محیط فعالیت زنبورها حذف نماید به گونه ای که نتواند دوباره بازگردد. البته در بسیاری از کندوی های کف باز جدید، زیر توری بسته است ، خالی نیست تا کنه به زمین بیفتد. سینی دارند یا از تخته های دارای نمودار در آنها استفاده شده.

به هر حال در کندوی کابینی محفظه ای بین توری و کف کندو وجود دارد که زنبور به آن راه ندارد . می توانید کف آن از کاغذ روغنی و چرب استفاده کنید تا کنه ها بعد از افتادن به آن بچسبند و نتوانند روی بدن زنبورها بازگردند.

مسئله ی زباله های کندو که عنوان کردم نیز، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده. این موضوع به خاطر استفاده از کیک های پروتئینی و پوره های به جامانده از آنها اهمیت پیدا می کند. در این نوع کندو امکان دفع زباله ها بدون جابه جایی قاب ها وجود دارد . دفع این زباله ها از آسیب به زنبور و هدر رفتن وقت و انرژی جمعیت جلوگیری می کند.

نحل منفرد : آیا زمانی که از فوم به عنوان در پشتی استفاده می شود کندو غیر از دریچه ی پرواز منفذ دیگری نخواهد داشت؟

حسین حکمت : خیر، نخواهد داشت. البته در مواردی می توان با دادن حالت به فوم ، بخصوص در قسمت پایینش، تهویه کندو از قسمت توری کف را شدت داد که این اقدامات اضطراری بوده و مدت کمی در سال نیاز می شود.

نحل منفرد :  نکته ی دیگری که شما اشاره کردید این بود که زحمت کار با کندوی کابینی کمتر است؟ چه تفاوتی از نظر میزان یا سختی کار بین کندوهای معمولی با کندوی کابینی وجود دارد؟

حسین حکمت :  در یک جمله می توانم بگویم: اگر افراد با کندوی کابینی تجربه کار داشته باشند ، دیگر حاضر نخواهند بود با کندوی لانگستروت کار کنند. البته این ادعا به این معنی نیست که زحمات مدیریت کندو حذف شده است بلکه جزییات آزاردهنده ی کندوی لانگستروت و ماهیت خشن و مردانه ی کار با آن  مانند بلند کردن تک تک قاب ها و طبقات برای بازدید حذف شده . البته کمی زحمت در این کار اجتناب ناپذیر است.

به هر حال تفاوت های ملموسی بین این دو نوع کندو وجود دارد :

چسبندگی قاب به بدنه کندو و نیاز به اهرم حذف شده و زنبور نیز از مشغله ی چسباندن قاب ها به بدنه ی کندو و قاب های دیگر برای ثابت کردن آنها خلاص می شود.

در کندوهای لانگستروت، زنبور ها بره موم را دقیقاً در نقاطی قرار می دهند که زنبوردار می خواهد از آنجا قاب را در دست بگیرد . این باعث سختی کار می شود. هنگام کار با کندوی کابینی این مشکل وجود ندارد.

ماهیت کارهایی نظیر برداشتن در فوقانی کندو ، شربت خوری روی قابی یا طبق های سنگین کندوهای لانگستروت با کارهایی  مانند برداشتن فوم یا ابر اسفنجی پشت کندو یا بازکردن در داخلی کندوی کابینی عوض می شود.

در استفاده از کندوی کابینی، اغلب حتی نیاز به بلند کردن قابها برای بازدید ندارید . همانطور که به شکل کشویی، قاب را بیرون می کشید، پس از دیدن دو طرف قاب، آن را به جای اول بر می گردانید.

در مورد تلفات زنبورها طی بازدید ،  شاید این بیشتر بستگی به شیوه ی کار زنبوردار داشته باشد و تفاوت عمده ای در این دو نوع کندو، ندیده ام.

نکته ی ظریف دیگری که در این نوع کندو هست، این است که شاخون زدن زنبورها ، به علت امکان استفاده از تکنیک چرخاندن قاب ها کمتر می شود. این به دلیل حذف حالت حلالی  شان در پایین قابها است که جای مناسبی برای درست کردن شاخون توسط زنبورهای کارگر است.

ادامه مطلب

آشنایی با زنبوداری کابینی 2

موضوعات : مقالات

نحل منفرد :  اینکه ما یک قاب را بچرخانیم در چرخه ی زندگی زنبورها ، به خصوص لاروها یا شفیره ها اختلال ایجاد نمی کند ؟ آیا مطالعه ی دقیقی در این خصوص صورت گرفته است؟

حسین حکمت :  در مورد مطالعات دقیق، هنوز اطلاعی ندارم اما در آینده حتماً حرف های بیشتری در این زمینه و چند موضوع دیگر از عملکردهای این کندو خواهم داشت، در این مورد چند مسئله وجود دارد که می شود به آنها اشاره کرد :

اول اینکه به طور کلی به علت زاویه ی خاص سلول ها، ملکه و زنبورها از این مسئله استقبال نمی کنند اما به این معنی نیست که کار را متوقف یا کم کنند.

دوم اینکه در تجربه ی شخصی ام که در مورد تمامی کندوها انجام شد، با این کار خللی در رشد و تکامل نوزادان و غیره مشاهده نشد اگرچه احساس شخصی ام این بود که کمی باعث اکراه ملکه به طور موقت شده است.

سوم اینکه این تکنیک حدود صد سال است که توسط کاربران این نوع کندو در اسلوونی به کار گرفته می شود و اهداف و مزایایی دارد که خود شرح کاملی می طلبد.

نحل منفرد :  به هر حال زنبور از ایجاد آن زاویه ی رو به پایین حجره ها اهدافی دارد. مثلاً برای جاری نشدن عسل هنگام ذخیره ی آن مؤثر است یا با وجود این زاویه نوزادان در دوران شفیرگی توسط جاذبه به سمت انتهای بدنشان کشیده می شوند خب اگر ما قاب را برعکس کنیم ، به نظر بی تبعات نیست. اگر این کار را نکنیم آیا خللی در کار پیش می آید؟

حسین حکمت :  نخیر خلل جدی پیش نمی آید، همانطور که در انواع کندو این طور است. اما این تکنیک معمولاً برای وادار کردن زنبورها به کامل کردن قسمت پایین شان با هدف تولید شاخون کمتر و افزایش فضای تخم گذاری و ذخیره عسل و گرده در هر قاب است. البته بدون این تکنیک هم اگر جمعیت و محیط در شرایط ایده آل قرار بگیرد، زنبور مجبور به استفاده از تمام فضای قاب خواهد شد، اما این کمتر اتفاق می افتد.

نحل منفرد :  برای رسیدن به این نتیجه کار دیگری هم می توان کرد . اگر اندازه ی برگه ی موم را طوری انتخاب کنیم که کل مساحت داخل قاب را بپوشاند این هدف محقق خواهد شد ، البته اخیراً کارشناسان توصیه می کنند تنها از یک نوار سه سانتیمتری موم سرپولک استفاده نماییم.

حسین حکمت :  بنده گمان نمی کنم که لارو یا عسل از سلول خارج شود و این را نه به دلیل قواعد فیزیکی حاکم، بلکه به دلیل تجربه ی اسلوونیایی ها از این تکنیک و تجربه شخصی ام عرض می کنم. نکته ی ظریفی نیز وجود دارد و آن مدیریت زوایای سلول توسط زنبور و اصلاح آن است که در این مورد به تحقیقات بیشتری نیاز داریم.

نحل منفرد : به هر حال بنده در این مورد پیشنهاد پیشکسوت ها را مد نظر دارم که می گویند بهتر است در کار زنبور دخالت نکنیم ، شاید تبعات بسیاری از کارهایی را که انجام می دهیم را خودمان هم ندانیم.

حسین حکمت : با پوشاند تمامی قاب توسط برگه موم و استفاده از تمامی مساحت شان به دلایل مختلف، موافقم.

مسئله ی واگذاری کامل امر سلول بافی به زنبوران با استفاده از یک نوار سه سانتیمتری از برگه موم هم مسئله ی جدید و جالبی است و با توجه به نقش اندازه ی سلول ها در تکامل لارو و ویژگی های فیزیولوژیک هر نژاد ، بسیار منطقی به نظر می آید اگرچه کار زنبوردار سخت تر می شود. برای درک بهتر این مسئله مثالی هست: می گوییم تفاوت ملکه و کارگر تنها به علت تفاوت غذایشان است اما یک نکته ی مهم یعنی تفاوت اندازه سلول پرورش آنها را نادیده می گیریم. در مورد نرها نیز همینطور است.

در مورد ندانستن تبعات کارهای ما انسان ها، مسئله بسیار عمده تر از این حرف هاست و به نظر من هنر در امتحان نکردن روش های تازه نیست ، بلکه هنر در حفظ راه های برگشت به حالت اولیه به صورت همزمان است. این قاعده از تلقیح مصنوعی ملکه، تا تمامی دخل و تصرفات ما در عالم، جاری است.

نحل منفرد : منظور شما از جمله ی "حفظ راه های برگشت به حالت اولیه به صورت همزمان" چیست؟

حسین حکمت :  راه برگشت به حالت اولیه را می توان با یک مثال توضیح داد. مثلاً در کنار تلقیح مصنوعی، حتی به شکل محدود و آزمایشگاهی ، روی ارتقاء کیفیت باروری طبیعی کار کنیم تا اگر در علم تلقیح مصنوعی با فرض همه گیری اش در دنیا ، شکست خوردیم ، امکانی برای بازگشت به وضع اول یا بهتر از اول برای زنبوردار و زنبور در طبیعت وجود داشته باشد و این در مورد سایر تصرفات و راه های بی بازگشتی که در محیط زیست رفته ایم هم صادق است.

نحل منفرد :  فرض کنید می خواهیم عسل گیری کنیم ، چطور باید زنبورها را بتکانیم ، حجم زنبوری که در زمان تکاندن قابها به پرواز در می آیند در کابین با ما چه خواهند کرد؟

حسین حکمت : تکاندن قاب در این نوع کندو معمولاً نیازمند استفاده از قطعه ی « پیش بند » است. دلیل این نامگذاری این است که این قطعه در زمان تکاندن برای امنیت بیشتر جمعیت ، به جلوی کندو وصل شده و به راحتی جدا می شود. معمولاً در فضای نیمه بسته ی کابین زنبورها کمتر می توانند جولان و آزار دهند اما به هر حال میزانی از سرگردانی و معطلی زنبورها اجتناب ناپذیر است.

نحل منفرد :  در مورد کابین هم لطفاً توضیح دهید ، آیا کابین ها انواع متفاوتی دارند؟

حسین حکمت :  در کشورهای معدودی که نام برده شد، انواعی از اتاقک های ثابت و متحرک زنبورداری با اندازه و ویژگی های متنوع مورد استفاده قرار می گیرند. من تا به حال ندیده ام که دسته بندی دقیق و جامعی از انواع آنها در این کشورها منتشر شده باشد. به همین خاطر برای فهم بهتر مسئله خودم دسته بندی هایی را برای آنها درنظر گرفتم که امیدوارم به مرور و با کار بیشتر در عمل، اصلاح و کامل شود.

نحل منفرد : بسیار عالی ، خواهش می کنم این دسته بندی ها را ذکر بفرمایید.

حسین حکمت :  این دسته بندی ها به طور کلی، از نظر زنبورداری ثابت یا کوچ رو به دو گونه ی «اتاقک زنبورداری» برای زنبورداری ثابت و « کابین زنبورداری» برای سازه های اتاق دار متحرک، تقسیم می شود.

دسته بندی دیگری نیز وجود دارد که ناظر بر وجود یا عدم وجود اتاقک به همراه کندوهاست. به این معنی که، دو دیواره کندو که بینشان فضایی ایجاد شده باشد را «کابین» و دیواره هایی از کندو که فضای بسته ای ندارند را «مجموعه کندو» نامیده ام.

در هر دو مورد، یعنی کابین و مجموعه کندو، ما دو نوع طراحی و کاربرد در دنیا داریم که عبارتست از دسته بندی های «چرخدار» و «پایه دار». کابین و مجموعه کندوهای چرخدار برای جابه جایی به کشنده متصل شده و یدک کشیده می شوند و در مقابل، کابین و مجموعه کندوهای پایه دار روی سطح صاف تریلر، وانت، کامیونت کفی یا تریلی، بارگیری و حمل می شوند.

مجموعه کندوهای چرخدار و پایه دار

نکته اینکه در هیچکدام از این موارد شما نیاز به جرثقیل و یا بلند کردن اجسام سنگین ندارید . حتی در سیستم های پایه دار بارگیری و تخلیه با استفاده از جک های روغنی و به سرعت انجام می شود.

نحل منفرد : وقتی برای بلند کردن کابین های پایه دار، جک روغنی را در محل یکی از پایه ها قرار دهیم ، با توجه به وزن کابین آیا شاسی آن تاب بر نمی دارد؟

حسین حکمت : خیر، چند نکته وجود دارد، یکی اینکه برای هر کابین دو جک روغنی نیاز هست ، دوم اینکه پایه ها باید دو به دو بالا یا پایین بیایند تا فشار کمتری به شاسی وارد شود و این کار بین پایه های جلو و عقب کابین متناوب تکرار شود. سوم اینکه شاسی معمولاً تا بیست سانت اختلاف ارتفاع در دو سر کابین را تحمل می کند ولی برای بلند مدت ، بهتر است کابین تراز شود. به طور معمول بارگیری یا تخلیه کابین ها کمتر از یک ساعت طول می کشد و از نظر سنگینی کار با پنچرگیری شباهت دارد. در زمان بارگیری آخر کار ، پایه ها که کمی سنگین هستند، جدا شده و در مقصد دوباره کارگذاشته می شوند.

به طور کلی، طراحی کابین و کار با پایه ها نیازمند دقت و ملاحظاتی است که عدم توجه به آنها می تواند دردسرساز باشد. تجربه و محاسبات در این زمینه اهمیت خاصی دارد. خوشبختانه این کار در کشورمان هم تجربه شده و نتایج آن امید بخش بوده است.

نحل منفرد :  از بیان این دسته بندی ها متشکرم ، اما از همین ابتدا بیایید مشکل اساسی این کار را مد نظر قرار دهیم ، شاید علت اساسی اینکه تا به حال کسی در ایران سراغ این روش از زنبورداری نرفته است هزینه های بالای آن باشد ، یک زنبوردار چگونه باید هزینه های خرید یا ساخت چنین تجهیزاتی را تأمین نماید.

حسین حکمت : در مورد هزینه ها، در طولانی مدت و با رعایت روش های خاص، بنده معتقد نیستم که زنبورداری کابینی هزینه بیشتری از مدل موجود داشته باشد. بلکه به عکس. معتقد به صرفه و بازده بیشتر زنبورداری کابینی نسبت به زنبورداری متداول هستم.

نحل منفرد :  این صرفه و بازده بیشتر به چه دلیل است؟ در ظاهر هر طور حساب کنید هزینه ها چند برابر می شود؟

حسین حکمت :  ببینید، بهتر است ما هزینه ها را ابتدا به دو دسته تقسیم کنیم، هزینه های پنهان و هزینه های آشکار.

منظورم از هزنیه های پنهان، رنج های بی شمار یک زنبوردار هنگام کار با کندو ، کوچ، هزینه ی درمان کمر، زانو و فرصت هایی است که در زندگی به علت سختی کار، از دست می دهد. بخشی از این هزینه های پنهان متوجه ی خانواده و جامعه نیز هست. از سوی دیگر هزینه های آشکار، هزینه هایی هستند که با وجود  سرمایه گذاری اولیه، در تمام سال های اشتغال به زنبورداری برای مواردی نظیر نوسازی تجهیزات می پردازیم ، دخل و خرج در این کار یک مسئله دفعتی نیست و جریان دارد.

برای محاسبه ی منصفانه ی هزینه های آشکار، بهتر است هزینه های اولیه خرید کندو،‌ هزینه کارگر، کوچ، خسارت های احتمالی در اثر سرقت، سیل و همچنین هزینه های ثانویه از جمله استهلاک و تعویض کندوها را در یک بازه ی زمانی سی ساله در نظر بگیریم.

نحل منفرد :  آیا چنین محاسبه ای زنبورداری کابینی را به صرفه نشان می دهد؟

حسین حکمت : شاید بهتر باشد هر کسی با توجه به شرایطش این محاسبه را صادقانه انجام دهد. بنده به شکل مطلق فکر می کنم که از نظر محاسبات ریالی ، زنبورداری کابینی به صرفه خواهد بود. اگرچه همانطور که پیشتر گفتم، تمام مسائل ریالی نیست و موضوع ارتقاء کیفیت کار و زندگی قشری از جامعه در میان است.

اینکه می گویم هر فرد با توجه به شرایطش محاسبه کند ، به این دلیل است که مثلاً زنبورداری کابینی معمولاً برای کار با جمعیت های کوچک مناسب نیست اما به همان میزان کار با جمعیت های بزرگ را راحت می کند. همینطور زنبورداری را برای زنان و افراد مسن، آسان تر می کند.

 می دانیم که جمعیت های بزرگ، به شکل تصاعدی بازده بهتری نیز دارند. برای کمک به محاسبات هر فرد می توان گفت که در زنبورداری کابینی تعداد کندوها کمتر می شود و جمعیت ها قوی تر. کوچ دادن به کارگر نیاز نخواهد داشت و هزینه ی حمل، تفاوت زیادی با حالت فعلی ندارد . حتی در بعضی طرح ها می شود از هزینه های کوچ کاست. همچنین کندوها در شرایط کابینی، عمری بالغ بر سه دهه خواهند داشت که این را باید با تعویض زودهنگام کندو و طبق در روش رایج، به دلیل استهلاک مقایسه کرد.

در محاسبه ی هزینه ها بهتر است برای بعضی خطرات و تلفات نیز ارقامی قائل شد. این مسائل مقایسه را پیچیده می کند. شاید به شکل ساده بشود گفت، در زنبورداری کابینی، شما کندو و طبق را یک بار برای مدت سی سال می خرید و زحمات کوچ و زنبورداری را کم می کنید، در حالی که در روش معمول، شما هر ده سال باید هزینه اولیه را تکرار کنید و کل این سی سال مشمول سختی های فراوان باشید.

نحل منفرد : عزیزی می گفت: زنبورداری یعنی در زمان مناسب در مکان مناسب باش. اینکه این شیوه می تواند به زنبوردار قدرت تحرک بالا دهد شاید خودش عاملی باشد برای افزایش راندمان ، جبران هزینه ها و سودآوری بیشتر.

حسین حکمت : کاملاً درست است. پیش می آید که زنبوردارها از مراتع مستعد و حتی نزدیک به علت سختی جابه جایی کندوها صرف نظر می کنند، در صورتی که با داشتن کابین و هزینه ی کم می توانند قدرت مدیریت و تحرک بیشتری داشته باشند.

نحل منفرد : خب بیایید برگردیم به تقسیم بندی های شما ، فرمودید کابین ها دو نوع چرخدار و پایه دار دارند ، تفاوت اینها در چیست؟

حسین حکمت : کابین های پایه دار، دارای چهار پایه هستند که پایه ها به صورت کشویی درون هم حرکت کرده و امکان تنظیم ارتفاع و بارگیری را فراهم می کنند. اما در مورد کابین های چرخ دار، کافی ست که به کشنده متصل شده و جابه جا شوند.

هرکدام از این طرح ها دارای فواید و محدودیت هایی است و هر زنبوردار با توجه به شرایط منحصر به فردش، انتخاب می کند که کدام طرح جوابگوی نیازهای اوست. معمولاً از همکارانی که برای مشاوره اقدام می کنند ، ابتدا می پرسم که توانایی مدیریت چند کندو را دارند و با چه شکلی از جابه جایی راحت تر اند. با تریلر، سواری، وانت یا کامیونت و چند بار در سال و به چه نوع مناطقی کوچ می کنند، تا مشخص شود که چه طرحی برایشان مناسب است.

نحل منفرد : با این اوصاف شاید بهتر باشد در همین جا یک دسته بندی کنید و بفرمایید برای کدام دسته از زنبوردارها کدام یک از این طرح ها مناسب است؟

حسین حکمت : بله. به طور کلی برای افرادی که در نقاط مرتفع یا جنگلی، به شکل ثابت زنبورداری می کنند، اتاق های زنبورداری پیشنهاد می شود.

برای افرادی که وقت و تعداد کندوی کمی دارند، طرح های مجموعه کندوی پایه دار و چرخدار مناسب است که کوچ بسیار راحت و کم هزینه ای دارند اما با توجه به قابلیت کندوها، می توان بازده بسیار خوبی از همان تعداد داشت.

برای همکارانی که با تعدادی بین پنجاه تا دویست کندو کار می کنند هم، کابین های پایه دار مناسب است که با کامیونت و تریلی قابل حمل هستند.

نحل منفرد : فکر می کنم کابین های چرخدار را جا انداخته اید؟

حسین حکمت : در عمل طرح های چرخدار محدود خواهند شد به مجموعه کندوهایی که توسط سواری یا وانت کشیده شده و دارای پلاک و چراغ خطر هستند.

نحل منفرد : در مورد کابین های پایه دار باید گفت این طرح از نظر میزان کمتر هزینه خیلی مناسب است ، اما آیا می توان در زنبورداری حرفه ای از آن استفاده کرد ، مثلاً حداقل تعداد کندوی مورد نیاز برای زنبورداران حرفه ای شاید 200 کندو باشد ، آیا می توان چنین تعدادی از کندو ها را در کابین پایه دار جای داد.

حسین حکمت : اگر منظورتان از صفت حرفه ای برای زنبورداری، استفاده ازتعداد زیاد کندو باشد، به نظرم عبارت درستی نیست. در ایران معمولاً تعداد کندوها با میزان برداشت و کیفیت علمی کار، ارتباط مستقیمی نداشته و در این زمینه هم دچار مشکلات اساسی و نیازمند تغییر هستیم. نمی شود که ما بخواهیم سیستم مکانیزه حمل و کار با کندو داشته باشیم اما بازهم از هر کندو ۱۰ کیلو عسل بگیریم. به نظرم علاوه بر تغییر کندو و حمل آن ، همزمان باید روی نژاد و مدیریت دقیق کندو کار کنیم که خوشبختانه پیش از این، اساتید محترم این کار را شروع کرده اند.

البته در پاسخ سؤال شما این را هم باید بگویم که استفاده از کابین برای تعداد ۵۰ تا ۲۰۰ کندو، کاملاً شدنی و معقول است اما از نظر فیزیکی محدودیت هایی نیز وجود دارد. مثلاً کابین هایی که با کامیونت حمل می شوند محدودیت طولی چهار تا شش متر و وزن ۴ تا ۶ تن را دارند و برای طرح های بزرگتر، باید چند کابین داشت یا تریلی ۱۲ متری را به کابین زنبورداری تبدیل کرد. البته تریلی ها برای عبور و مرور در جاده های کوهستانی محدودیت دارند. دقت داشته باشیم که در کشورهای آمریکا، کانادا، استرالیا و اکثر کشورهای اروپایی میانگین برداشت عسل سالانه از هر کندو حدود ۴۰ تا ۵۰ کیلو است و این الزاماً به دلیل طبیعت بهتر نیست. پس ما هم به جای کار با شیوه های پر زحمت و تعداد زیاد کندو بهتر است با اصلاح نژاد و مکانیزه کردن کوچ ، با تعداد کمتر کندو ، بازده بهتر داشته باشیم.

نحل منفرد : کابین های 6 متری چه تعداد کندو را می توانند حمل کنند؟

حسین حکمت : بستگی به این خواهد داشت که از چه نوع کندویی بخواهید استفاده کنید و با چه تراکمی. به طور معمول، در یک کابین ۶ متری حدود ۷۸ کندوی دوطبقه ی کابینی جای می گیرد.

نحل منفرد : پس اگر مثلاً از کندوهای افقی دادانت یا از ترکیبی از این کندوها با کندوهای کابینی استفاده کنیم می توانیم تعداد بیشتری کندو را در کابین جای دهیم. صحیح است.

حسین حکمت : بله، با کاستن از کیفیت کار در مقایسه با کار با کندوهای کابینی، می توان تعداد زیادی کندوی لانگستروت در کابین جای داد البته این طرح نیز قدمی رو به جلو، در جابه جایی آسان تر خواهد بود.

استفاده از کندوهای لانگستروت و دادانت در کابین

نحل منفرد : چرا لانگستروت ، شما قبلا کندوهای افقی دادانت را معرفی کرده بودید ، فکر می کنم آن کندوها از این جهت که مساحت قابهایشان بیشتر است با تعداد کمتری از قابها فضای بیشتری را در اختیار زنبورها قرار می دهند ؟

حسین حکمت : بله، کار با کندوهای دادانت افقی ۲۰ قابه در کابین به نسبت کندوهای لانگستروت راحت تر است و کلاً استفاده از طبق ناسالم و دردسر ساز است. اما توجه داشته باشید که ما محدودیت های جدی در وزن کابین و فضای کار با کندوها بخصوص در رابطه با ارتفاع ردیف های کندو داریم.

گنجایش کابین هایی که از کندوهای لانگستروت استفاده می کنند معمولاً به  دو تا سه ردیف محدود می شود و کابین هایی که از کندوهای افقی استفاده می کنند به سه تا چهار ردیف. بیشتر از این مقدار، از نظر وزنی غیراستاندارد و خطرناک و از نظر کاری، دارای مشکلاتی در مدیریت کندوهاست.

از آنجایی که دو سالی روی کندوهای کشویی نیز تحقیق و طراحی داشته ام، باید بگویم استفاده از این کندو کمی در تبادل قاب و انتخاب استانداردی که در ایران مناسب باشد دچار پیچیدگی است. اما به هر حال این طرح سالها در کشور رومانی اجرا شده و مزایایی دارد. البته بنده پس از پی بردن به ساختار کندوهای کابینی، توجیهی برای استفاده از مدل های دیگر کندو در دنیا نیافتم که به همین دلیل چند سالی است که سعی در بومی سازی آن و ایجاد زمینه برای استفاده ی زنبورداران ایرانی از این نوع کندو را دارم.

نحل منفرد : به هر حال در زنبورداری متداول ما از کندوهای لانگستروت استفاده می شود ، برای انتقال جمعیت ها به کندوهای کابینی چه راهکاری وجود دارد؟

حسین حکمت : ابتدا باید بگویم استانداردی که من در ایران برای کندوی کابینی مطرح کرده ام با کندویی که در اسلوونی استفاده می شود تفاوت هایی در اجزاء و اندازه دارد. در واقع کندوی کابینی نمونه ای بهینه شده است تا بتواند با استاندارد لانگستروت سازگاری داشته باشد. علت استفاده از نامی متفاوت برای آن نیز همین است.

ابداع استاندارد جدید و ساخت کابین و کندوی کابینی توسط حسین حکمت

اخیراً در آمریکای شمالی هم عده ای به این نیاز پی برده اند و علاوه بر واردات کندوی آ-زی ( AZ hive ) از اسلوونی، در فکر استفاده از کندوی کابینی با اندازه های لانگستروت هستند. طی مکاتبه ای که با یکی از معروف ترین چهره های آکادمیک مربوط به این کندو داشتم (Dr. Janko Bozic)، متوجه شدم که حتی در خود اسلوونی نیز به دنبال آزمایش و استفاده از سایز لانگستروت برای این کندوها هم هستند.

برای انتقال جمعیت از کندوی لانگستروت به کابینی دو راه عمده وجود دارد، یکی اینکه قاب های کندوی لانگستروت را برای مدتی، با کمی سختی در کندوی کابینی جای دهید تا جمعیت به قاب های کندوی کابینی منتقل شود، بهتر است برای این کار قابهای لانگستروت را به صورت وارونه قرار دهید.

دومین راه این است که قاب های کندوی کابینی را با اضافه کردن زائده در دو سر قاب، در فصل بهار برای مدتی در کندوی لانگستروت بگذارید و پس از انتقال جمعیت و منابع روی آن، به کندوی کابینی انتقال دهید. البته راه های ابداعی دیگری هم وجود دارد، مانند ریختن جمعیت و ملکه در کندوی کابینی و تغذیه آنها. به هر حال انتقال جمعیت از لانگستروت به کابینی کمی تاخیر در کار ایجاد می کند، اما خوشبختانه عکس این فرایند، یعنی انتقال قاب از کابینی به لانگستروت، نسبتاً ساده و با اضافه کردن دو زائده به سر قاب ها انجام می شود.

نحل منفرد : آیا خودروهای کفی مناسب که بتوانند کابین های ما را حمل کنند در شبکه ی حمل و نقل کشور وجود دارند ، برای این کار از چه خودروهایی می توان استفاده کرد؟

حسین حکمت : هدف از توصیه بیشتر طرح های کوچک این است که زنبورداران بتوانند با سواری و وانت خود، مجموعه ها را به راحتی و با کمترین هزینه جابه جا کنند، اما در مورد کابین های بزرگ تقریباً در تمامی مناطق ایران خاور، کامیونت و تریلی های کفی وجود دارند و بهتر است که زنبورداران قبل از انتخاب اندازه کابینشان، فراوانی کامیون مورد نظر برای حمل آن را در منطقه شان چک کنند. در کل ، اندازه چهار متری و سپس شش متری، مناسب ترین اندازه ها از نظر پشتیبانی کامیونت ها هستند.

نحل منفرد : یادم هست شما در یکی از انجمن های گفتگوی سایت زنبور عسل ایران مباحث مربوط به زنبورداری کابینی را پیگیری می کردید و دوستان دیگری هم بودند که در مباحث شرکت داشتند. آیا افراد دیگری غیر از شما وارد کار عملی زنبورداری کابینی شدند؟ لطفاً اگر کسی هست ایشان را معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت : این گفتمان نوروز ۹۳ با هدف همفکری علاقه مندان به این شیوه ایجاد شد و از پشتیبانی و لطف مدیریت سایت و دوستان خلاق برخوردار بود و مطالب و تصاویر خوبی هنوز می توان در آن یافت. متأسفانه بنده هنوز ندیده ام که کسی به این شیوه در ایران زنبورداری کند و در مورد کندوی کابینی هم باید بگویم که این کندو نه تنها در ایران بلکه در دنیا، با این جزئیات و ویژگی ها، کار نویی است. البته طی مشاوره ها و مراجعه همکاران علاقه مند به این شیوه، به زودی در تمامی نقاط کشور زنبوردارانی خواهیم داشت که به این سبک کار کنند.

نحل منفرد : آیا هم اکنون نمونه ای عملی از زنبورداری کابینی در ایران وجود دارد تا بتوان به آن استناد کرد؟

حسین حکمت : فعلاً تنها نمونه ی عملی تجربه ی این شیوه از زنبورداری در ایران، طرح اجرا شده ی خودم هست. که البته به طور مرتب، تجربیات و مطالعاتم را با همکاران در نقاط مختلف جهان و ایران، به اشتراک می گذارم.

نحل منفرد : معمولاً کشورهایی که در آنها زنبورداری به شیوه ی کابینی انجام می شود نسبت به ایران دارای آب و هوای خنک تری هستند آیا می توان در مناطق کویری و گرم ایران نیز از این شیوه استفاده کرد؟ کابین ها بیش از حد گرم نمی شوند؟

حسین حکمت : این مسئله هنوز تجربه نشده است تا بتوان به طور قطع از کیفیت آن صحبت کرد، اما با شناخت محدودی که از زنبورداری، فیزیک و اقلیم ایران دارم، این مسئله را در تمامی نقاط ایران شدنی می دانم. به این صورت که برای مناطق کویری، در طراحی کابین باید لایه ی عایق زیر سقف و سایه بان های طرفین کابین جدی گرفته شوند و از رنگ های روشن برای رنگ آمیزی کابین استفاده شده و فاصله کندوهای ردیف بالا با سقف و تهویه درون کابین مدنظر قرار گیرد. به همین ترتیب، استفاده از عایق رطوبتی در مناطق مرطوب و عایق حرارتی در مناطق سرد، در ساخت کابین لازم است.

نحل منفرد : لطفاً در خصوص معرفی اجزاء کابین های پایه دار و کاربرد هریک از آنها نیز شرح دهید؟

حسین حکمت : سازه ی کابین های پایه دار تشکیل می شود از شاسی، که باید محکم بوده و جای پایه ها در آن تعبیه شود، ستون های دیواره و سقف. از طرفی سقف و قسمتی از دیواره ی کابین باید با حلب و فوم پوشانده شوند. درنظر گرفتن در، پنجره و سایه بان الزامی است. پایه ها از دو پروفیل تشکیل می شود که درون هم به شکل کشویی، تنظیم می شوند و تغییر ارتفاع را ممکن می سازند. ساخت این سازه ها متاسفانه در ایران ناشناخته است اما اصلاً سخت و پیچیده نیست. من کابینم را طی دو هفته و با همکاری یک جوشکار عادی در یک روستا ساختم. آنچه مهم است، طراحی و انتخاب صحیح مواد است.

نحل منفرد : فرض کنیم زنبورداری اراده کرد که روش کابینی را انتخاب کند ، برای ورود به این سیستم مشکلاتی از جمله تهیه کابین و کندوها و انتقال جمعیت ها وجود دارد ، برای شروع چه مراحلی را باید طی کند و این وسایل را چگونه می تواند تهیه کند؟

حسین حکمت : هر زنبوردار دو راه دارد، اول اینکه مبتنی بر تجربه شخصی و با طراحی و اجرای خودش، سازه و کندو ها را بسازد ، البته این راه برای همه به علت آزمون و خطا و هزینه های احتمالی پیشنهاد نمی شود.

راه دوم و مطمئن تر این است که برای مشاوره رایگان با ما اقدام کنند تا در مورد مناسب ترین طرح با شرایط ایشان راهنمایی های لازم انجام شود. مراحل بعدی هم طراحی و اجرای سازه و نهایتاً تهیه کندوهای لانگستروت یا کابینی است .

طراحی و اجرای سازه ی کابین نسبتاً کار ساده ای است و آنچه شاید مهمتر باشد، تجربه ای است که پیش از این، از ساخت و استفاده از این کابین ها به دست آمده. همکاران پس از تهیه طرح ها می توانند، اجرای آن را از ما بخواهند یا با همکاری یک آهنگر اجرا نمایند. در مورد کندوی کابینی نیز فعلاً تنها تولید کننده اش بنده هستم، که از نظر قانونی، مراحل ثبت این استاندارد جدید و معرفی آن در حال انجام است.

توصیه ای که به همکاران می شود این است که به علت زمان بر بودن فرایند ساخت سازه، کندو و انتقال جمعیت، بهتر است حداقل یک فصل قبل، برای اجرای پروژه اقدام کنند.

نحل منفرد : شما تا به حال چه تولیدات قابل ارائه ای در این حوزه داشته اید لطفاً آنها را به خوانندگان ما معرفی بفرمایید؟

حسین حکمت : جدا از اینکه در فضای مجازی در حال اطلاع رسانی و انتشار تحقیقات و تجربیاتم در این زمینه هستم، آنچه بتوان به عنوان تولید از آن نام برد، کندوی کابینی است که در پنج سال گذشته تحقیقات، تدوین استاندارد ، تولید و تست عملی آن انجام شده و قابل سفارش است.

کابین ساخته شده ی حسین حکمت و طریقه ی حمل آن

نحل منفرد : از دیواره هایی از کندوها با عنوان مجموعه ها نام بردید ؟ در مورد آنها نیز توضیح دهید آیا ساختن آنها پیچیده است؟

حسین حکمت : مجموعه کندوها که طرح های خلاقانه ای دارند ، مناسب افرادی هستند که کمتر از پنجاه کندو دارند . از نظر ساخت و حمل سازه، مجموعه کندوها راحت ترین مدل هستند و افراد با سواری یا وانت شخصی شان می توانند به راحتی آنها را حمل کنند. ظرفیت آنها بین ۶ تا ۱۲ کندوی کابینی است و به علت کوچ آسان، می توان بازده زیادی از هر کندو انتظار داشت. متاسفانه در ایران به دلیل برداشت کم از هر کندو، تصور این است که این تعداد ناچیز است اما با مدیریت درست، دو مجمعوعه کندوی کوچک می تواند جوابگوی هزینه های یک خانواده باشد. ساختن مجموعه کندوها هم از دست هر جوشکاری برمی آید و کافی است که طراحی و محاسبات سازه و پایه ها به درستی انجام شود. هر زنبوردار می تواند، یک یا چندین مجموعه را مدیریت و حمل کند. این طرح در سال های اخیر با استقبال خوبی از طرف زنبورداران اروپایی مواجه بوده است.

حمل آسان مجموعه کندوها

نحل منفرد : آیا در ایران سازنده ای که تریلرهای قابل حمل با سواری ها را بسازد وجود دارد تا بتوان از محصول آن برای حمل مجموعه های کوچک استفاده کرد؟

حسین حکمت : در حاشیه شهرهای بزرگ جوشکارانی هستند که برای کشاورزان تریلر می سازند آنها به راحتی می توانند چنین تریلرهایی را بسازند البته شرکت های معدودی نیز در این زمینه  هستند که بیشتر در پایتخت متمرکزند. به نظر من نباید منتظر شرکت های تولید کننده باشیم و به شرط داشتن یک طراحی اصولی، می توان ساخت مجموعه کندو و حتی کابین را از هر جوشکاری انتظار داشت.

نحل منفرد : خب در پایان اگر مواردی در سؤالات ما ذکر نشده و مایلید آن را ذکر کنید بفرمایید؟

حسین حکمت : در کل، زنبورداری و زنبورداران کشورم را دچار زحمت و هزینه های پنهان زیادی می بینم و امیدوارم با کمک گرفتن از فن و با درک اهمیت کیفیت کار ، بتوانم به سلامت این حرفه و بازده بیشتر این صنعت، کمکی کرده باشم. صحبت دیگری نیست. ممنونم.

نحل منفرد : از اینکه برای انجام این مصاحبه وقت گذاشتید متشکریم.

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

مصاحبه ی مکتوب از طریق نرم افزار تلگرام

مرداد ماه 1395

 

 

اطلاعات تماس و صفحات مجازی مرتبط با جناب آقای حسین حکمت:

تلفن همراه : ۰۹۱۰۴۹۴۵۱۸۵

کانال زنبورداری کابینی در تلگرام:

 https://telegram.me/beecabin

آرشیو تصاویر زنبورداری کابینی در سایت پینترست:

 https://www.pinterest.com/beecabin/

گفتمان زنبورداری کابینی در سایت زنبور عسل ایران:

http://www.mellifera.ir/Forum/forum-f39/topic-t2689.html

ادامه مطلب

جریان شهد، گرما و گرد وغبار:

موضوعات : مقالات

جریان شهد، گرما و گرد وغبار:

امسال هنوز در خیلی از مناطق کشور زنبورها نتونستن شهد خوبی رو ذخیره بکنن، بعضی جاها هم گرفتار باد و گرم-باد شدن، از یک طرف هم بعضی مناطق هنوز شبهای بسیار سردی داره و زنبورها با مشکل گرم کردن کلنی و خوردن عسل مواجه هستن، در آخر هم گرد و غباره که امون زنبور و زنبوردار رو بریده. خب چه کار کنیم؟

1- در صورتی که کندوی قوی توی جریان شهد شروع به شاخون زدن کرد و هنوز نر در طبیعت وجود داشت، ملکه ش رو به همراه دو قاب زنبور ازش جدا می کنیم و یک شاخون برای کندو باقی می گذاریم.

2- اگر شهد و گرده ی کمی توی طبیعت وجود داره و امیدی به پیشرفت کندوهای ضعیف نداریم، بهتره اونا رو با کندوهای قوی ادغام کنیم، برای ادغام هم می تونیم از روش روزنامه استفاده کنیم و هم روی کندوی اصلی یک توری بندازیم و زنبورهای ضعیف رو داخل طبق بگذاریم و البته قبلش یکی از ملکه ها رو بکشیم، کندو رو بعد از یک تا دو روز سازماندهی کنیم (می تونیم روی توری هم شربت اسپری کنیم تا زنبورهای دو طرف توری در جریان لیسیدن شربت با هم دیگه هم بو بشن) و کندوهای بی ملکه هم باید ادغام بشن.

     نکته 1: بهتره روی زنبورهای کندویی که ملکه ش کشته شده گلاب اسپری کنیم.

     نکته 2: می تونیم زنبورهای کندوی ضعیف رو داخل طبق و روی توری بتکونیم و قاب هاشون رو به کندوهای دیگه بدیم.

3- اگر هوای ییلاق هنوز سرده، روی پارچه ی سر قاب ها یک دسته روزنامه ی باطله گذاشته بشه.

4- ورق روی درب همه ی کندوها رو سفید کنیم تا از داغ شدن بیش از تحمل کندوها جلوگیری کنیم.

5- اگر هنوز جریان اصلی شهد شروع نشده اولیت با دادن برگه موم به کندوهاست و اگر جریان اصلی شهد شروع شده بهتره به کندوها پوکه بدیم.

6- کندو ها رو از بابت تغذیه بررسی کنیم و درصورتی که مشکل تغذیه ای داشتن، از مقدار کمی شربت رقیق کمک بگیریم.

7- اگر کندویی پر از زنبور بود، مثلا 18-19 قاب، میشه قاب های توی طبق رو با کمی فاصله چید تا زنبورا شهد بیشتری داخل قاب ها ذخیره بکنن، یعنی بجای 10 قاب، 9 قاب داخل طبق باشه. توی کندوهای ده قاب هم میشه این کار رو انجام داد.

8- عسل رو اول صبح و تا قبل از شروع فعالیت زنبورها برداشت کنیم و غروب هم پوکه ها رو به کندوها برگردونیم.

9- هر قاب عسل رسیده و کاملی رو که دیدیم برداریم تا زنبورها تحریک به فعالیت بیشتر بشن.

10- اگر با گرد و غبار شدید دست و پنجه نرم می کنید، تا رفع مشکل به کندوها کیک گرده و اگر شهد نمیاد، شربت رقیق بدین. بهتره کیک حداقل 20 درصد گرده داشته باشه، بقیه ش شکر و عسل و مخمر.

نگارش : مهدی اخوان مقدم

ادامه مطلب

خطر تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل(1)

موضوعات : مقالات

رحیم عبادی: تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل در ایران به زنبورداری کشور ضربه می زند.

 رحیم عبادی استادی است که بسیاری از کارشناسان صنعت پرورش زنبور عسل ایران شاگردان وی هستند. دلسوزی اش نسبت به زنبورداران و پیگیری مجدانه مسائل آنان در جلسات نهادهای دولتی توسط وی زبان زد است. در گفتگو با ایشان با زندگی علمی او بیشتر آشنا شدیم و در مورد مسائل روز و طرح های اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل در کشور گفتگو کردیم.

نحل منفرد : بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید خیلی متشکرم. وقتی ما با اساتید مصاحبه می کنیم یکی از اهدافمان ثبت سوابق و معرفی ایشان به جامعه زنبورداران است. من احساس می کنم بخش مهمی از تاریخچه و هویت صنعت زنبورداری با هویت اساتید ما گره خورده. هر چند جنابعالی برای زنبوردار ایرانی کاملاً شناخته شده هستید اما در این مصاحبه اولین هدف ما این است که پیشینه شما را ثبت کنیم و جنابعالی را دقیق تر برای فعالین این حرفه معرفی نماییم. هدف دوم هم بهره مند شدن از نظرات شما در مورد موضوعات جاری بخش زنبورداری است. خواهش می کنم در ابتدای کار مرحمت بفرمایید خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

رحیم عبادی : بسم الله الرحمن الرحیم . قبل از هر چیز تشکر می کنم از اینکه زحمت کشیدید و وقتی را اختصاص دادید که مصاحبه ای با بنده داشته باشید. افتخار بنده است و خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم. بنده متولد سال 1326 در شهر اصفهان هستم . تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراندم . در سال 1346 موفق به اخذ دیپلم دبیرستان شدم . آن زمان دوره متوسطه در رشته علوم طبیعی تحصیل می کردم . هر دانشگاهی برای خودش کنکور جدا داشت . در کنکور ورودی چند دانشگاه شرکت کردم و ترجیح دادم در دانشگاه تهران تحصیل کنم . به دلایل مختلف رشته کشاورزی را انتخاب کردم. در سال 1346 وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در رشته گیاه پزشکی شدم و دوره چهارساله کارشناسی سال 1350 به اتمام رسید.

همان سال در سپاه ترویج استان اصفهان در شهرستان نجف آباد مشغول خدمت سربازی شدم. دوران سربازی ام را می گذراندم که بعد از 6 ماه اطلاع دادند به سبب آنکه شاگرد اول دانشگاه در رشته خودت شده ای می توانی با استفاده از بورس تحصیلی در خارج از کشور ادامه تحصیل دهی. آن موقع ما می توانستیم دوران خدمت سربازی را متوقف کنیم و برای ادامه تحصیل برویم ولی چون 6 ماه را گذرانده بودم و قبلش هم 4 ماه دوران حین خدمت داشتم ترجیح دادم که دوره را تمام کنم و بعد بروم. همین کار را هم کردم و بعد از خدمت سربازی در سال 1352 عازم خارج از کشور شدم.

قبلا مقدمات را فراهم کرده و از چند دانشگاه آمریکا پذیرش گرفته بودم. به دانشگاه کالیفرنیا در دیویس رفتم ( http://ucdavis.edu University of California at Davis) . می دانستم که آن دانشگاه یکی از دانشگاه های رده بالای جهان در رشته کشاورزی است. به خصوص علاقه زیادی به رشته ی پرورش زنبور عسل داشتم . آن دانشگاه در این رشته بسیار پیشرفته بود.

در سال 1352 وارد آن دانشگاه شدم و دو سال اول را برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد سپری کردم. البته من در رشته حشره شناسی تحصیل می کردم . در دپارتمان ان تامولوژی Entomology یا حشره شناسی که یکی از بخش های تخصصی اش هم پرورش زنبور عسل بود. ما در آن زمان باید سه رشته اصلی و دو رشته فرعی انتخاب می کردیم. من پرورش زنبور عسل را به عنوان یکی از رشته های اصلی ام انتخاب کردم. در هر حال دوره کارشناسی ارشد تمام شد و وارد دوره دکترا شدم. دکترا را هم در همین رشته ادامه دادم. یعنی تمام دوره کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته پرورش زنبور عسل به خصوص پرورش ملکه و گرده افشانی گذراندم. در سال 1359 فارغ التحصیل شدم و چند ماهی را شاید کمتر از یک سال آنجا در خود دانشگاه اشتغال داشتم . در ایران انقلاب شده بود و انقلاب در آستانه پیروزی بود . به شدت علاقه داشتم که برگردم و در ایران کار کنم. با پیروزی انقلاب بیشترتشویق شدم و در آبان ماه 1358 به ایران بازگشتم.

با دانشگاه صنعتی اصفهان هماهنگ کرده بودم و آنها من را به عنوان عضو هیئت علمی پذیرفته و دعوتنامه داده بودند. مستقیم به آنجا رفتم و مشغول به کار شدم. از اول بهمن 1358 در دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان استادیار استخدام شدم و تا سال 1367 استادیار بودم . از سال 1367 تا 1371 دانشیار بودم و از سال 1371 به مرتبه استادی رسیدم. من تا سال 1386 عضو هیئت علمی شاغل دانشگاه بودم . از سال 1386 به تقاضای خودم بازنشست شدم. گروه و دانشگاه به شدت به همکاری من نیاز داشت ولی به دلائل مختلف خودم را بازنشسته کردم . از سال 1386 تا کنون با وجود اینکه بازنشست شدم اما همکاری ام را با دانشگاه و سایر مؤسساتی که از قبل همکاری می کردم همچنان حفظ کردم.

خدمات دانشگاهی من اساسا به سه بخش تقسیم می شود. بخش های آموزش ، پژوهش و فعالیت های اجرایی. در بخش آموزش که عمده ترین کار دانشگاه است ، بنده دروس مختلفی را در رشته های حشره شناسی و پرورش زنبور عسل در مقاطع مختلف کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس کردم و در این مدت دانشجویان زیادی را آموزش دادیم و فارق التحصیل کردیم .

در بخش پژوهشی، تحقیقاتی را به صورت مستقل یا با همکاری دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی در رشته حشره شناسی و پرورش زنبورعسل در دوره های متفاوت انجام دادیم که نتایج آن ها به صورت مقالاتی در مجلات علمی بین المللی همچنین در کنفرانس های ملی و بین المللی مطرح شده و به چاپ رسیده است.

در بخش اجرایی در سنوات مختلف مسؤلیت هایی را در دانشگاه عهده دار بوده ام که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنم . از سال 1359 تا 1361 به دلیل انقلاب فرهنگی که دانشگاه ها تعطیل شده بودند جهاد دانشگاهی تشکیل شد و بنده مسئول کمیته کشاورزی جهاد دانشگاهی در دانشگاه بودم. بعد از بازگشایی به سمت رئیس دانشکده کشاورزی منصوب شدم. بعد در دو دوره دیگر معاون رئیس دانشکده کشاورزی بودم . در سه دوره مدیر گروه گیاه پزشکی بودم. به مدت دو سال معاون اداری مالی دانشگاه بودم. به مدت سه سال رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه بودم. مجدداً یک دوره دیگر رئیس دانشکده کشاورزی شدم. برای دو دوره هم عضو هیأت ممیزه دانشگاه بودم . اینها مسئولیت های مختلفی است که در مقاطع مختلف در دانشگاه داشتم. در مدت خدمت دانشگاهیم به عنوان مدرس نمونه دانشگاه و یک مرتبه هم به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شدم.

نتایج خدمات آموزشی بنده مشارکت در تربیت دانشجویان رشته های گیاه پزشکی ، حشره شناسی و علوم دامی به خصوص پرورش زنبور عسل بوده که اغلب آنها الآن فارغ التحصیلانی هستند که در ادارات و موسسات مختلف دولتی ، آموزشی و تحقیقاتی مشغول به کار هستند یا درمشاغلی که شخصاً راه اندازی کرده اند به مملکت خدمت می کنند. بیش از 30 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت راهنمایی اینجانب و بیش از 20 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت مشاورت بنده فارغ التحصیل شدند .

نتایج خدمات پژوهی بنده مقالات مختلفی است که به زبان فارسی و انگلیسی در مجلات علمی داخلی یا بین المللی در کشورهای مختلف به چاپ رسیده . مقالات متعددی هم در کنفرانس های ملی و بین المللی ارائه کرده ایم و نتایجش در آن کنفرانس ها منتشر شده و به چاپ رسیده. نتایج منتشر شده در قالب بیش از 60 مقاله علمی در مجلات علمی همچنین 80 مقاله ارائه شده به کنفرانس های ملی و بین المللی هست.

علاوه بر این 4 عنوان کتاب را با همکاری همکارانم در چندین نوبت چاپ کردم که عنوان هایشان را عرض می کنم. یک کتاب دارم به نام پرورش زنبورعسل که هفت بار چاپ و توزیع شده و الآن هم چاپ هشتمش در دست اقدام است که ان شاء الله در یکی دو ماه آینده از زیر چاپ در می آید. کتاب دیگری دارم به نام بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل . کتاب دیگری داریم به نام واژه نامه تخصصی زنبور عسل از زبان انگلیسی به فارسی که به صورت یک دیکشنری چاپ شده است و یک کتاب دیگر هم دارم به نام زبان انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی که این توسط سازمان سمت تا کنون 5 بار چاپ شده و بین دانشگاه های کشور توزیع شده است.

علاوه بر موارد فوق یک مورد ثبت اختراع دارم که این اختراع هم در ایران و هم در سطح بین المللی به ثبت رسیده و عبارت است از دستگاهی برای جمع آوری انبوه کنه واروآ از کلنی های زنبور عسل . ما همیشه برای انجام آزمایشاتمان مشکل داشتیم ، مثلاً در آزمایشات سم شناسی . وقتی نیاز به چند هزار کنه واروآ ی زنده داشتیم بدست آوردن آن کار مشکلی بود. در دنیا هیچ کس چنین کاری را نکرده بود که بتواند به راحتی این کار را انجام دهد ما در یک پروژه تحقیقاتی تحصیلات تکمیلی این دستگاه را اختراع کردیم و الآن وجود دارد و در جهان از آن استفاده می شود.

در مدت خدمات دانشگاهی ام بنده دو بار به فرصت مطالعاتی رفتم ، یک بار به آمریکا در سال 1366 تا 1367 که دردانشگاه کالیفرنیا فرصت مطالعاتی ام را گذراندم و یک بار هم سال 2005 در کانادا به دانشگاه گوئلف رفتم ویک سال را آنجا گذراندم و تحقیقاتی را در این دو دانشگاه انجام داده و به ایران بازگشتم.

علاوه بر فعالیت های دانشگاهی بنده از همان اوایل مراجعتم به ایران با مؤسسات و وزارت خانه های ذیربط در خارج از دانشگاه هم همکاری داشتم از جمله در سالهای بین 1359 تا 1366 یا 1367 با جهاد سازندگی همکاری می کردم. این همکاری در بخش های مختلف آموزشی ، پژوهشی و مشاوره ای بود . بخش عمده ای از این همکاری در پروژه راه اندازی ایستگاه های پرورش ملکه زنبور عسل در کشور و برای کلاس های آموزشی پرورش ملکه بود که در فرصت دیگری آن را توضیح می دهم .

هم زمان با وزارت کشاورزی آن زمان هم همکاری داشتم که بعدا این دو وزارت خانه در هم ادغام شدند . یعنی وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی تحت عنوان وزارت جهاد کشاورزی ادغام شدند و بنده از آن زمان تا کنون با وزارت جهاد کشاورزی همکاری دارم.

از دیگر فعالیت هایی که در خارج از دانشگاه بنده داشته ام مشارکت در برگزاری سمینارهای علمی زنبورعسل بوده است . ما تا کنون 7 سمینار علمی زنبور عسل در ایران بعد از پیروزی انقلاب برگزار کرده ایم که 5 سمینار اول با مشارکت معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی ، همچنین برخی از دانشگاه ها از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان و برخی ازمؤسسات دیگر برگزار شده که من در آن 5 سمینار اول همکاری نزدیک داشتم . بعدا با توجه به اینکه انجمن زنبور عسل تأسیس شد برگزاری این سمینارها به عهده انجمن زنبورعسل ایران واگذار شد که در دو سمینار بعد یعنی سمینارهای ششم و هفتم هم با انجمن زنبور عسل ایران همکاری داشتم و این سمینارها برگزار شد .

دیگر فعالیت من مشارکت و همکاری برای تأسیس انجمن زنبورعسل ایران بوده . ما این انجمن را با مشارکت کارشناسان و مسؤلان دستگاه های مختلف در سطح کشور راه اندازی کردیم و بحمدالله فعلا سه دوره از این انجمن تشکیل شده ، در دوره اول انجمن بنده به عنوان رئیس انجمن زنبورعسل ایران انجام وظیفه کردم و هنوز هم به عنوان یک عضو کوچک آن انجمن با آن همکاری دارم. بنده در دو انجمن علمی همکاری دارم. یکی انجمن زنبور عسل ایران و دیگری انجمن حشره شناسی ایران است که از سال 1345 تا کنون عضو آن هستم و در آن همکاری داشته ام.

خب این در حقیقت خلاصه ای از فعالیت های بنده در بخش دانشگاهی و برون دانشگاهی بود که تا به امروز انجام داده ام حالا اگر سؤال خاصی باشد در خدمت شما هستم.

نحل منفرد: گفتید از همان ابتدا به پرورش زنبور عسل علاقه مند بودید ، این علاقه چگونه ایجاد شده بود؟

رحیم عبادی: این علاقه به خاطر حس کنجکاوی من در دوران بچه گی بود که هیچ وقت نتوانستم دسترسی به آن پیدا کنم. ماجرا این بود که در دوران کودکی در همسایگی منزل ما شخصی بود که چند کندوی زنبور عسل در منزل داشت و گه گاهی می رفتم و کار او را نگاه می کردم. هیچ وقت اجازه نمی داد که نزدیک بروم و ببینم که در داخل کندوها چه می گذرد. این داستان که می گویم مربوط به دوران دبستان بنده بود. شاید من در آن زمان ده - دوازده سال بیشتر نداشتم.

نحل منفرد: در اصفهان؟

رحیم عبادی: بله در اصفهان. بسیار کنجکاو بودم که ببینم چه خبر است. تنها چیزی که می دانم این بود که آن آقایی که این کار را می کرد یک بار به من مقداری عسل هدیه داد که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چطور می شود که از داخل این جعبه این ماده شیرین بسیار لذت بخش برای ما تولید شود . دلم می خواست این را بفهمم. در آن دوران کودکی هیچ وقت متوجه نشدم ولی بعد در دوران دبیرستان کمی مطالعه کردم اما بازهم فرصتی که بروم و از نزدیک یادبگیرم را پیدا نکردم تا آخر دوران دبیرستان با شخصی که حدود 300 کندوی زنبور عسل داشت و دوست خانوادگی ما بود برخورد کردم. او من را دعوت کرد تا بروم و کندوهایش را ببینم. رفتم ولی حس کنجکاوی و سؤالاتی را که داشتم نتوانستم در همان یک جلسه ارضاء کنم .

این مصادف شد با زمان فارغ التحصیلی ام از دبیرستان. در آن زمان بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بودم و علاقه مند شدم که در این رشته ادامه تحصیل دهم. به دانشگاه تهران که رفتم ، متأسفانه چنین فرصتی برای من پیش نیامد. آنجا مشکلات زیادی داشتم. در همان سال اول پدرم را از دست دادم که پشتیبان مهمی برای من بود. ان شاء الله روحش شاد باشد. مشوق بزرگ من بود که به دانشگاه وارد شوم.

نحل منفرد: خدا رحمتشان کند.

رحیم عبادی : خدا اموات شما را هم رحمت کند. با فوت پدرم مجبور شدم برای امرار معاش کار مضاعف کنم . هم کار می کردم و هم در دانشگاه تهران تحصیل می کردم . علاقه داشتم که وارد این رشته شوم ولی دانشگاه تهران آن زمان امکانات کافی نداشت و حتی یادم می آید که یک کلاسی را برای ما گذاشتند 2 واحدی ، بگذریم که چه شد .

برای اولین بار که ما را برای بازدید از کندو بردند هیچ آموزشی به دانشجو نداده بودند که شما چگونه باید بیایید. دانشجو ها نه کلاه ایمنی داشتند و نه لباس ایمنی . مدرس همه دانشجویان را برد بالا سر کندو و در کندو را باز کرد . زنبورها بیرون ریختند و همه فرار کردند . با چنین صحنه ای روبرو شدم و حقیقتاً در آن دوره نتوانستم که ادامه کار دهم و علایق خودم را از این طریق ارضاء کنم تا اینکه زمانی که فارق التحصیل شدم تصمیم گرفتم که اگر خدا عنایتی کرد و فرصتی برای من پیش آمد در این رشته ادامه تحصیل دهم.

نحل منفرد: پس هدیه ای کوچک از یک زنبوردار با قصد خیر یک استاد را در این رشته به وجود آورد.

رحیم عبادی : دقیقاً . اتفاقاً بگویم که آن شخص زنبوردار یک راننده تاکسی اصفهان بود. می دانست که من یک روزی در این رشته وارد می شوم چون علاقه شدید من را می دید. روزی که می خواستم برای ادامه تحصیل به خارج بروم به دیدن او رفتم . گفتم فلانی تو باعث شدی که من این راه را بروم و دارم میروم فلان جا که در این رشته تحصیل کنم و تشویق تو و آن بازدیدی که من را بردی سر کندو باعث شد که این کار را کنم . خیلی خوشحال شد . به من توصیه کرد که : اگر رفتی حتماً برگرد و به ملت ، هموطنان و همشهریانت کمک کن چرا که ما خیلی در این رشته مشکل داریم و کسی نیست که ما را کمک کند. ما از نظر علمی خیلی عقب هستیم. به هر حال با توصیه ایشان و اشتیاق و علاقه خود رفتم و از همان روز اول که وارد دانشگاه کالیفرنیا شدم هدفم این بود .

در دانشگاه مستقیماً رفتم سراغ استادی که این کار را می کرد. آقای پروفسور لید لا Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003 که روحش شاد . ایشان فوت کرده اند. حدود 12 سال پیش فوت کرد. رفتم سراغ ایشان . ایشان گفتند: من بازنشست شده ام ولی با تو همکاری می کنم .

Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003

متوجه شده بود که من خیلی علاقه دارم و از یک قاره دیگر و یک کشور دیگری آمده ام . گفت : پیش من بیا آموزش های لازم را به تو می دهم . به ایشان گفتم: من از قبل از اینکه به اینجا بیام شما را شناسایی کرده و به اینجا آمده ام . گفت: باشد به خاطر علاقه شما با شما همکاری می کنم و شما را آموزش می دهم در حد توانم اما چون رسماً با دانشگاه همکاری نمی کنم برو پیش همکارم آقای پروفسور نرمن گری ( Norman Gary ) ایشان یکی از استادهای اصلی من بود – یعنی این دو نفر آقای پروفسور لید لا و آقای پروفسور گری از اساتید اصلی من بودند.

Photo by Kathy Keatley Garvey ( Apiculturist Norman Gary)

نحل منفرد: هر دو هم فکر می کنم از شخصیت های شناخته شده حوزه پرورش زنبور عسل در دنیا هستند.

رحیم عبادی : هر دو ، از بزرگترین شخصیت های علمی این رشته در دنیا هستند به خصوص آقای پرفسور لید لا که در بخش اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل ، پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی حرف اول را در دنیا می زند یعنی اکثر کسانی که در قرن بیستم فارق التحصیل شدند یا در بخش پرورش ملکه ، تلقیح مصنوعی و اصلاح نژاد آموزش دیدند شاگردان ایشان بوده اند. به هر حال من این توفیق را داشتم که چند سالی زیر نظر ایشان آموزش ببینم به خصوص پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی را از ایشان آموزش دیدم .

اصول پرورش زنبور عسل ، رفتار شناسی و مدیریت زنبور عسل را از آقای پرفسور گری آموزش دیدم .

Thorp, Robbin . Photo by Kathy Keatley Garvey

در دانشگاه کالیفرنیا بخش گرده افشانی را عمدتا از آقای پرفسور ترپ Robbin Thorp که یکی از شخصیت های برجسته گرده افشانی دنیا هستند آموزش دیدم .

خیلی خوشحالم که به حمدالله دوره کارشناسی ارشد و دکترایم را در جای درستی قرار گرفتم و آموزش های لازم و صحیحی را که علاقه مند بودم دیدم . چون در چند پروژه همکا ری می کردم وقتی فارق التحصیل شدم بلافاصله از من خواستند که با آنها همکاری داشته باشم . حدود 8 ماه با آنها همکاری کردم تا اینکه انقلاب پیروز شد و در حقیقت با اصرار و علاقه خودم به ایران برگشتم ، اصلاً جایز ندانستم که آنجا بمانم . شرائط به گونه ای بود که خودم را ملزم می دانستم به کشورم بازگردم و به ایران خدمت کنم.

نحل منفرد: فرمودید یکی دو تا فرصت مطالعاتی را هم بعداً تشریف بردید، در آنها چه تحقیقاتی کردید؟

رحیم عبادی: من در فرصت مطالعاتی اول رفتم به همان دانشگاه کالیفرنیا. با همان آقای پروفسور گری یک کار تحقیقاتی ای را نیمه تمام داشتم که علاقه داشتم بروم و آن را تمام کنم . او هم علاقه داشت که من یک موقعی بروم و آن کار را تمام کنم. لذا در ادامه تحقیقات دوره دکترا آن کار را انجام دادم.

نحل منفرد: موضوع این کار چه بود؟

رحیم عبادی: موضوعش این بود که هنگامی که تلقیح مصنوعی انجام می دهیم از گاز کربن دی اکساید یا گاز سه او دو استفاده می کنیم . ما به این نتیجه رسیدیم که شاید این گاز در هنگام بیهوشی روی ملکه زنبور عسل تأثیر سوء بگذارد. علاقه مند بودیم بدانیم که واقعاً اینطور هست یا نه؟

من این کار را کردم ، رفتم و یک سری تحقیقات را انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که حدس ما درست بوده است . ما وقتی گاز دی اکسید کربن را به مدت طولانی مثلاً در حد ده دقیقه روی ملکه زنبور عسل به کار بگیریم این باعث می شود که اختلالاتی روی ملکه به وجود آید . عین این آزمایش را روی کارگرها هم انجام دادیم. یعنی کارگرهای زنبورعسل را هم به وسیله گاز دی اکسید کربن تحت تأثیر قرار دادیم و یک سری از فعالیت هایشان را در مزرعه تحت کنترل قرار دادیم تا ببینیم آیا تأثیر دارد یا نه. تأثیر داشت. واقعیت آن است که با تحقیقاتی که ما انجام دادیم و نتایجش را هم در ژورنال Environmental Entomology منتشر کردیم http://www.entsoc.org – نشریه انجمن حشره شناسی آمریکا – این ثابت شد که تأثیر دارد.

وقتی ما گاز دی اکسید کربن را روی کارگر ها به کار گرفتیم اولاً طول عمر آنها نسبت به شاهد کوتاه شد. دوماً برخی از رفتارهایشان تغییر کرد. مثلاً زنبور عسل وقتی می رود صحرا اولین کاری که می کند صحرا را شناسایی می کند و بعد شروع می کند به فعالیت جمع آوری گرده و شهد . این فعالیت زنبور تحت تأثیر قرار می گرفت یعنی زنبورها دوره جمع آوری شهد وگرده اشان بسیار کوتاه می شد. یعنی دیگر نمی رفتند که گرده بیاورند. خب به تبع این جمعیت افت پیدا می کرد و عمرشان هم کوتاه می شد.

نحل منفرد: شما کارگرها را چگونه متأثر می کردید در محیط کندو گاز را منتشر می کردید یا یک بار تک تک بیهوش شان می کردید؟

رحیم عبادی: نه در یک کندوی مخصوص کارگر ها را از روز اولی که متولد می شدند بر می داشتیم و علامت گذاری و شماره گذاری می کردیم. مثلا 500 کارگر را در این کندو با رنگ سفید 500 کارگر یک روزه را در کندوی دوم با رنگ قرمز. بعد اینها را با تکرار های مختلف تحت تیمارهای مختلف قرار می دادیم. مثلاً یکی را تحت تیمار گازکربنیک صد در صد خالص ، یکی را تحت تیمار گاز کربنیک 90 درصد به اضافه 10 درصد اکسیژن و دیگری را با 80 درصد و 20 درصد و به همین ترتیب ادامه می دادیم .

نحل منفرد: به چه مدتی؟

رحیم عبادی: بین یک دقیقه تا 10 دقیقه. اینها تیمارهای مختلف ما بود. ما این کار را می کردیم و نتیجه تحقیقات مان در آن ژورنال در سال 1980 به چاپ رسید. این ثابت کرد که اگر گاز کربنیک خالص روی زنبور عسل به کارگرفته شود چه روی ملکه و چه روی کارگرها به مدت بیش از 3 دقیقه ... .

نحل منفرد: یعنی کمتر از 3 دقیقه مشکلی را ایجاد نمی کند؟

رحیم عبادی: خیر اما بیش از 3 دقیقه تأثیر سوء دارد که تأثیرات سوئش را آنجا توضیح داده ایم. پیشنهاد ما این بود که بهترین تیمار برای استفاده از گاز کربنیک در هنگام تلقیح مصنوعی ملکه زنبور عسل مخلوط کردن گاز کربنیک با اکسیژن و ازت است.

نحل منفرد: به چه میزان؟

رحیم عبادی 20 و 10 یعنی 70 درصد گاز کربنیک خالص ، 20 درصد اکسیژن و 10 درصد ازت.

نحل منفرد: این هم در 3 دقیقه؟

رحیم عبادی: خیر این اگر بیش از 3 دقیقه هم بشود خطری ایجاد نمی کند. فقط این مخلوط .

نحل منفرد : و بیهوشش هم می کند؟

رحیم عبادی : بیهوشش می کند و شما می توانید عملاً کار تلقیح را انجام بدهید ولی آن تبعات منفی را روی زنبور ندارد. خب این را ما انجام دادیم و در ژورنال هم چاپ شد در سطح بین المللی خیلی استقبال شد. بعد از ما هم محققین دیگری این کار را ادامه دادند ولی تلقیح کنندگان مصنوعی بعضی این کار را انجام می دهند و بعضی انجام نمی دهند. این واقعیتی است. چرا که هنوز تلقیح مصنوعی جنبه کاربردی عملی را در اکثر مناطق جهان پیدا نکرده. بیشتر محققین این کار را انجام می دهند. آن محققینی که از این موضوع اطلاع دارند سعی می کنند که رعایت کنند و آنها که اطلاع ندارند ممکن است که این کار را نکنند.

نحل منفرد : یک نفر باید آن گاز را تولید بکند تا بتوانند استفاده کنند؟

رحیم عبادی: تولید گازش خیلی مشکل نیست ، کپسول های دی اکسید کربن که همه جا هست. کپسول اکسیژن هم هست و کپسول ازت هم همینطور. شما آن ها را اگر به یک فلو متر – دستگاه جریان سنج – وصل کنید و این را روی 20 و آن را روی 10 و آن یکی را روی 70 تنظیم کنید می رود داخل یک چمبر همان چمبری که گاز از آن می آید و به سمت ملکه می رود وقتی با این روش این گازها را مخلوط کنیم کار عملی است. کار مشکلی نیست.

نحل منفرد: پس کسانی که تخصصی کار تلقیح مصنوعی را انجام می دهند ، اگراین کار را بکنند خیلی برایشان مفید است.

رحیم عبادی: مطمئنا با این کار تبعات منفی گاز روی ملکه کمتر خواهد شد.

نحل منفرد: چرا روی کارگر ها آزمایش کردید؟

رحیم عبادی: برای اینکه ثابت کنیم روی زنبور اثر دارد. ببینید ملکه و کارگر از نظر جنسیت یکی هستند. تنها تفاوتی که هست کارگر عقیم است ولی ملکه بارور. بنا بر این هر تأثیری که روی کارگر بگذارد روی ملکه هم می گذارد. چون کارگر رفتارهایش پیچیده تر است. در اصطلاح علمی می گویند که کامپلکس است. از نظر رفتاری روی کارگر بهتر می توانیم ارزیابی را به دست بیاوریم. ما سکانس رفتار کارگر را از روز اول تولدش تا روز مرگش تحت تأثیر این گازها تعقیب کردیم. بنا بر این شما یک طیفی از رفتارها را ارزیابی می کنید در حالی که این طیف رفتاری را روی ملکه شما نمی بینید. ملکه فقط به صورت یک ما شین خودکار دارد تخم گذاری می کند. طول عمرش را می توانید ببینید و میزان تخم گذاریش را ، ولی روی کارگر علاوه بر اینکه شما طول عمرش را می بینید عملکرد رفتاریش را هم می بینید. به همین دلیل بیشتر روی رفتار های کارگر متمرکز شدیم و بحمدالله نتایج خوبی در آن مقطع گرفتیم . این نتیجه کار آن یک سالی بود که آنجا بودم.

نحل منفرد: در فرصت مطالعاتی دوم چه کار کردید؟

رحیم عبادی: در فرصت مطالعاتی دوم با انگیزه مشخصی رفتم دانشگاه گوالف"http://www.uoguelph.ca" کانادا ، نزدیک تورنتو . گوالف شهر کوچکی است. یک شهردانشگاهی است در فاصله چهل تا پنجاه کیلومتری تورنتو . آنجا یک پروفسور بسیار شاخصی بود به نام آقای پروفسور گارد اوتیس (Gard Otis ) که من از قبل با ایشان ارتباط برقرار کرده بودم.

Professor Gard Otis

 

ادامه مطلب

خطر تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل(2)

موضوعات : مقالات

نحل منفرد : یعنی در جهاد برگزار شد و در دانشگاه نبود.

رحیم عبادی : بله آن زمان این کار انجام شد. دیدیم وزارت علوم نمی کند گفتیم خودمان انجام دهیم. ایشان استقبال کردند و ما این دوره را در مؤسسه تحقیقات علوم دامی کرج برگزار کردیم . می رفتیم و تدریس می کردیم یا آنها به اصفهان می آمدند.

نحل منفرد: چرا ادامه پیدا نکرد؟

رحیم عبادی: به دلیل اینکه مخالفت کردند. وزارت علوم مخالفت کرد. می گفت نخیر شما اجازه ندارید. حتی به اینها مدرک هم نداد. در نهایت خود وزارت جهاد کشاورزی مدرک معادل به آنها داد . این مدرک هم فقط برای خودش ارزش دارد. الآن در بسیاری از مؤسسات همان فارق التحصیل ها دارند کار می کنند. ما متأسفانه در این رشته در آموزش آکادمیک خیلی ضعیف هستیم.

نحل منفرد : و نیاز داریم.

رحیم عبادی: نیاز مبرم است. واقعا نیاز شدید داریم. باید کاری انجام شود که متأسفانه تا کنون نشده است.

نحل منفرد: خب اجازه بدهید برخی دیگر از سؤالات خودم را از محضرتان مطرح کنم. ما خدمت آقای مهندس عاکف که برای مصاحبه رسیده بودیم ایشان یک موضوعی را مطرح کردند تحت عنوان" اصلاح نژاد در جمعیت های بسته" گفتند: چنین پروژه ای در کشور در حال انجام است در مراکز مختلف اصلاح نژاد مثل گرگان یا خراسان پیگیری می شود و متصدی هماهنگی این کار در مراکز متعددی که وجود دارد جنابعالی هستید.

سؤال اول این است که اصلاح نژاد در جمعیت بسته به چه معنا است ؟ سؤالم کمی توضیحی می شود اما اجازه بدهید ادامه دهم ، بعد از انقلاب کارهایی در رابطه با اصلاح نژاد در کشور انجام شده است. حتما ارزشمند هم بوده اند. اما این کارها منجر به یک نتیجه ملموس برای زنبوردار نشده اند که یک ملکه ای را داشته باشد که عملکرد خوبی داشته باشد . زنبوردار نیازمند تأمین معیشت زندگی اش است. نیاز به ملکه با نژاد خوب دارد. از سوی دیگر از قول کارشناسانی مثل حضرتعالی گفته اند که شما با واردات ملکه به کشور مخالف هستید. این پروژه های انجام شده هم که نتیجه ملموسی نداشته اند. سؤال زنبوردار این است که ما در این شرایط خلاء چه کنیم. با این زنبور کم بازده گرفتار هستیم و کسی به داد ما نمی رسد. خواهش می کنم در رابطه با این موضوعات توضیح دهید.

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید و به موضوع مهمی اشاره کردید. اگر اجازه بدهید قبل از اینکه دقیقاً به سؤال شما پاسخ دهم یک مقدمه کوتاهی را خدمتتان عرض کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی قبل از سال های 56-57 ما در کشورمان سالانه تعداد قابل توجهی ملکه زنبور عسل از خارج وارد می شد. اینها غالبا ملکه های هیبرید خارجی بودند که از کشورهای مختلفی مثل ایتالیا ، اتریش ، آلمان ، استرالیا و آمریکا خریداری می شد و سالانه بین زنبورداران توزیع می شد. این ملکه ها با توجه به اینکه هیبرید بودند و غالبا نژاد های خارجی بودند مشکلاتی را برای صنعت زنبورداری ایران به وجود آوردند. اول از همه اگر از جنبه اقتصادی نگاه کنید وقتی شما ملکه از خارج وارد می کنید همیشه باید مقداری ارز از کشور خارج شود و مقدار زیادی هم وابستگی ایجاد شود. یعنی همیشه باید دستمان به طرف خارج دراز باشد.

دوم اینکه از نظر فنی و تکنیکی و تخصصی واردات ملکه تبعات منفی برای کشور داشته و دارد. تبعات منفی آن این است که اکثر بیماری ها و آفاتی که شما امروز ه در صنعت زنبورداری ایران می بینید مربوط می شوند به همان واردات ملکه در سال های قبل از انقلاب. تنها آفتی که من می دانم یقینا بعد از انقلاب در ایران ما دچارش شدیم کنه واروآ است. کنه واروآ در سال 1364 وارد ایران شد و آن هم از طریق مرز های شمال غربی . بگذریم بنا براین واردات ملکه تبعات واردات بیماری و آفت را به همراه دارد که هر کدام از این بیماری ها و آفات ممکن است تبعات بسیار زیادی را در کشور برای همیشه ایجاد کند همین طور که الآن هست. الآن هیچ زنبورداری نمی تواند بدون استفاده از دارو زنبورداری کند. این را من یقیناً به شما عرض می کنم. مگر یک جای ایزوله شده ای ببرد که هیچ کسی نزدیکش نباشد. زنبور همیشه مریض می شود و این مریضی ها هم اکثراً از خارج وارد ایران شده است. مثالش هم لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، انواع پارازیت ها که حالا نمی خواهم در جزئیات وارد شوم.

مقوله دیگری که بسیار از نظر من مهم است این است که ما اگر به تعریف نژاد مراجعه کنیم ، نژاد یک جمعیت یا یک توده ای از یک موجود زنده است که برای یک منطقه خاص طی میلیون ها سال سازش پیدا کرده و آدابته شده و بهترین بازده را در آن منطقه دارد. نژاد دیگری نمی تواند چنین بازدهی را داشته باشد. خب ما در ایران نژاد زنبور عسل ایرانی داشتیم. من به جرأت می توانم به شما بگویم در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب نژاد زنبور عسل ایرانی تقریبا رو به انقراض بود. به سبب اینکه مرتب ملکه از خارج وارد کرده بودند و جمعیت زنبور عسل ایران آمیزه ای از نژاد های مختلف از جمله نژاد کارنیکا ، نژاد ایتالیایی ، نژاد قفقازی و ... شده بود که همه با توده بومی مخلوط شده بودند و یک جمعیتی به وجود آمده بود که هیچ اسمی نمی توانستیم رویش بگذاریم. نه نژاد ایرانی بود و نه نژاد های خارجی .

این مشکلات باعث شد که من شخصاً در همان سالهای اول که از خارج برگشتم به مسؤلین مربوطه گوشزد کنم که ما چنین مشکلی داریم و حواستان جمع باشد اگر دیر بجنبید توده زنبور عسل ایرانی نابود خواهد شد و دیگر هیچ وقت به آن دسترسی نخواهید داشت. خوشبختانه در آن سالها مسؤلین افراد دلسوزی بودند . با وجود آنکه در چند سال اول بعد از پیروزی انقلاب هم تعدادی ملکه وارد شد ولی زود متوجه شدند راه را دارند به اشتباه می روند و جلسه ای گذاشتند و هماهنگی ای انجام دادند با حضور معاون وزیر و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که مصوب کنند که واردات ملکه ممنوع و ما کار کنیم برای پرورش ملکه.

خب چه کارهایی باید می کردیم. اول از همه ما باید یاد می دادیم که پرورش ملکه چگونه است تا آن زمان هیچ کس بلد نبود . هیچ کس در ایران ملکه پرورش نمی داد. اینکه می گویم پرورش منظورم پرورش صنعتی یعنی به صورت انبوه است. من اولین کلاس های پرورش ملکه را در ایران در همین اصفهان برگزار کردم. از سال 1360 سالانه چند کلاس برگزار می کردم که اکثر آنها متقاضی اش جهاد سازندگی آن زمان بود. کارشناسان مختلف ، زنبوردارها و شرکت های تعاونی و اتحادیه ها را از استان های مختلف دعوت می کردند و ما اینجا کلاس برگزار می کردیم . در ایستگاه پرورش زنبور عسل دانشگاه ، یک مزرعه ای در اینجا داریم که مزرعه ی نسبتاً مجهزی است امکانات خوبی برای این گونه آموزش ها و آموزش های مکرر داریم . هدف ما این بود که این تکنیک را یاد بدهیم. لوازم و امکانات مورد نیاز را هم همه را من خودم یا از خارج آوردم یا اینجا ساختم و برای ارائه این آموزش ها آماده کردم.

ما این کار را انجام دادیم و طی ده سال یعنی از سال 1360 تا 1370 کلاس های دائم و فشرده را برگزار می کردیم. این دوره کلاس ها به صورت نرمال یک ماه طول می کشید که افراد اینجا می آمدند و شبانه روزی می ماندند ما یک ماه آموزش های تئوری و عملی را کامل می دادیم . بعضی مواقع هم به دلیل کمبود فرصت می خواستند که فشرده برگزار شود که در مدت کمتری به صورت فشرده برگزار می کردیم.

خوشبختانه طی یک دهه طیف وسیعی از زنبورداران و کارشناسان را آموزش فنی و تکنیکی پرورش ملکه دادیم و آنها کار را یاد گرفتند تا اینکه در اوایل دهه هفتاد احساس اصلی من که آن نیاز به داشتن ملکه های اصلاح شده است آنچنان چیره شد که رفتم به وزارت جهاد کشاورزی و گفتم شما الآن باید وارد عمل بشوید و کار اصلاح نژاد را انجام دهید. چون تولید ملکه الآن دیگر مشکلی ندارد. زنبورداران ملکه با کیفیت می خواهند. ملکه ای که اصلاح شده باشد. چند سالی طول کشید تا این موضوع را ما جا بیاندازیم. یعنی 2 تا 3 سال تبادل نظر کردیم . تازه در اواسط دهه هفتاد یعنی سال های 75-76 متقاعد شدند که یک پروژه اصلاح نژاد ملی را راه اندازی کنند و این پروژه زیر نظر خود وزارت جهاد کشاورزی باشد. البته بازهم متقاعد نمی شدند تا اینکه آمدند و یک کارشناس خارجی از آلمان آورند . آقای بینفلد از آلمان آمد که او هم بسیار کارشناس خوب و خبره ای است. در ابتدا هم که آمد من را هم دعوت کردند و رفتیم و در جلسه ای نشستیم و گفتیم چنین کاری باید انجام شود.

نحل منفرد: پس 5 ، 6 سالی از زمانی که شما اعلام کرده بودید طول کشیده بود؟

رحیم عبادی: بله آن هم رفتند و کارشناس خارجی آوردند تا مطمئن شوند کاری که ما می خواهیم بکنیم درست است. او هم تأیید کرد که راهی غیر از این شما ندارید که اتفاقاً در طراحی آن طرح اولیه هم آقای بینفلد مشارکت داشت.

طرح را مؤسسه تحقیقات علوم دامی آغاز کرد. البته این طرح خیلی سنگین بود. من هنوز هم اعتقاد دارم که آن طرح خیلی سنگین بود. از ابتدا من مایل به اجرای چنین طرحی نبودم اما چون همه تصمیم را بر اساس نظر آقای بینفلد گذاشتند ایشان هم چنین نظری داد که آنها اجرا کنند. بیش از 1200 کلنی برای اجرای طرح خریداری کردند برای شروع کار از 5 استان کشور. کار را شروع کردند و روی 3 صفت کار آغاز شد ، صفت رفتار ، صفت بچه دهی و تولید عسل . اینها تقریبا 17 سال است که روی این سه صفت کار کرد ه اند (زمان انجام مصاحبه مهر1394 ) الآن نسل 13 را در اختیار دارند.

نحل منفرد: یعنی تا سال 1390 کار می کردند.

رحیم عبادی: بله ، نتایجشان روی رفتار و بچه دهی خیلی خوب است. برای تولید عسل رضایت مندی خودشان تقریبا می شود گفت که تا حدود 60-70 درصد است. مشکل هم اینجا است که تولید عسل از نظر اصلاح نژادی مشکل ترین بخش است برای اینکه تولید فقط تابع ژن نیست. بخشی از آن تابع طبیعت است که آن هم دست انسان نیست. بنابر این روی این سه صفت کار کردند که دو صفت را صد در صد خودشان راضی هستند و زنبوردارانی هم که گرفته اند و برده اند راضی هستند . من در آن طرح نقش چندانی ندارم و از روز اول به عنوان یک مشاور کنار کار با آنها همکاری داشته ام. سعی کردم تا حدی که می توانم راهنما باشم ولی آقای دکتر طهماسبی و مجموعه همکارانشان در مؤسسه که خدا به ایشان خیر دهد خیلی در این طرح زحمت کشیده اند و به اینجا رسانده اند.این طرح توسط دو معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام دارد اجرا می شود. یعنی از ابتدا تا به حال هم این دو معاونت وزارت جهاد کشاورزی باهم این طرح را به اینجا رسانده اند.

خب این طرح الآن به نسل 13 رسیده است. نسل 13 به عنوان ملکه های مادر کاملاً آمادگی توزیع بین زنبوردارها را دارد. البته عده ای انتقاد می کنند. شما الآن اگر بگویید روز است عده ای انتقاد می کنند که چرا گفتی الآن روز است. این یک واقعیت است اما آمار و اطلاعاتی که خود آقایان در سال های مختلف منتشر کردند و نتایجی که به توصیه من که گفتم این ملکه ها را به تعدادی از زنبوردارها بدهید و نظر آنها را بخواهید ببینیم که آنها چگونه ارزیابی می کند و نظر کتبی آنها را دریافت کردند. می گویند کسانی که دریافت کرده اند راضی بوده اند و آمار و داده هایشان هم اعداد مثبتی را نشان می دهد و طبیعتاً چنین نتایجی به انسان حکم می کند که این طرح آماده بهره برداری است. این طرح هنوز ادامه دارد یعنی طرح های اصلاح نژادی هیچ وقت متوقف نمی شود و ادامه دار هست ، رشدش فقط ممکن است تغییر کند.

حالا اجازه بدهید طرح دوم را که خودتان فرمودید به شما معرفی کنم بعد اگر سؤالاتی داشتید بفرمایید.

اجازه بدهید چون وقت محدود است آن یکی را هم من یک توضیح مختصری بدهم بعد مجموعاً اگر سوالی داشتید بفرمایید.

من با توجه به جمیع جهاتی که درسطح کشور می دیدم و تنوع اقلیمی که در نقاط مختلف کشوروجود داشت و اختلافاتی که در توده زنبور عسل درکشور می دیدم از اواسط دهه هشتاد به این فکر افتادم ما اگر می خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم باید منطقه ای بکنیم، یعنی مثلاً برای منطقه شمال کشورمان یک نژاد خاص خودش را تربیت کنیم برای منطقه مرکزی ایران نژاد خاص خودش را و برای منطقه غرب کشورهمینطور. اتفاقاً اینکه عرض می کنم نتایج حاصل از تحقیقات دوران دکتری خود آقای دکتر طهماسبی بود. ایشان دوره دکتری یشان را زیر نظر من گذراند و رساله دکتری را به اتمام رساند البته با همکاری مرحوم دکتر اسماعیلی که روح ایشان شاد باشد ولی ما هر دو نفر رساله ایشان را هدایت کردیم نتیجه ای که از رساله دکتری ایشان درآمد این بود که ایران زنبور عسلش از نظر ترکیب ژنتیکی سه توده متفاوت هستند نوار شمالی ، منطقه مرکزی و منطقه غرب کشوربا توجه به مؤلفه های مختلفی که اندازه گیری کردیم داده ها این را نشان می دهد خوب منطق حکم می کند که ما هم اگرمی خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم متناسب با این مناطق اصلاح نژاد انجام دهیم.

به همین دلیل در آن سالها یعنی حدود ده سال پیش ایده اصلاح نژاد در جمعیت های بسته را مطرح کردم برای اولین بار یک سمیناری درسازمان پژوهش های علمی و صنعتی برگزار شد رفتم آنجا یک سخنرانی تقریباً دو ساعته ارائه کردم و در آن بیان کردم که مناطق خاص چه ویژگی هایی زنبورشان دارد و ما اگر خواستیم اصلاح نژاد کنیم باید در این جمعیت بسته انجام بدهیم. وقتی می گوییم اصلاح نژاد در جمعیت بسته یعنی در درون خود این منطقه. یعنی من بیایم توده مثلاً فرض کنید استان گلستان را برای خودش یک جمعیت بدانم. مثلاً اگر استان گلستان فرض کنید دویست هزار کندو دارد این دویست هزار کندو را یک جمعیت ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این دویست هزار تا انجام بدهم. یا مثلا اگر می گویم استان اصفهان یک جمعیت بسته است ما بیش از هفتصد هزار کندو داریم در اصفهان ، این هفتصد هزارکندو را یک جمعیت بسته ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این هفتصد هزار تا انجام بدهم. خب،من ایده را ارائه کردم و بعد از آن مدیر کل معاونت اموردام وزارت جهاد کشاورزی آقای مهندس شهیری ، یادم نمی رود خدا خیر به ایشان بدهد الآن باز نشست شده است و در مشهد است. ایشان پذیرفت درجلسه و قرار بر این شد که ما این کار را بکنیم در آن سال یک اتفاق دیگری هم داشت می افتاد و این بود که وزارت جهاد کشاورزی شش تا ایستگاه پرورش ملکه داشت که فقط پرورش ملکه می دادند که آن هم زیر نظر من انجام می شد و ملکه هایشان را توزیع می کردند بین زنبورداران. در آن سال دیگرتصمیم گرفته بودند که حالا که دیگر زنبورداران خودشان پرورش ملکه می دهند و تکنیک را یاد گرفته اند لزومی ندارد ما این ایستگاه ها را داشته باشیم. تعطیلش می کنیم. داشتند تعطیل می کردند که من این ایده را مطرح کردم گفتم آقا شما این ایستگاه را تعطیل نکنید بیایید کاربری آن را تغییر بدهید به جای اینکه شما تولید کنید مثلاً سالی ده هزار تا ، بیست هزار تا ، پنج هزارتا،این را بیایید درش کار اصلاح نژادی انجام دهید و ملکه مادر تولید کنید و در اختیارپرورش دهنده های ملکه قرار دهید.این ایده را پسندیدند . گفتند بسیار خوب پیشنهاد خوبی است ما تمام امکانات را داریم. پس کاربری ایستگاه را تغییر می دهیم و این طرح را شما بدهید ما این طرح را اجرا می کنیم. ما طرح را دادیم وکارمان را شروع کردیم.

اولین ایستگاهی که آغاز کرد ایستگاه استان گلستان بود. سال 1386 آغاز کرد. ایستگاه گلستان امکانات خیلی خوبی دارد. ایستگاهش روی اصول طراحی شده . نقشه آنجا را خودم دادم حدود هفده سال پیش روی نقشه ساختند ایستگاه را . آن موقع کارشناسان بسیار خوبی هم داشتند برخی شان هستند برخی شان بازنشسته شدند کار را شروع کردند از آن سال بعضی ایستگاه ها از استانهای دیگر هم یکی یکی آمدند داخل میدان و آن شش تا همه شان شروع کردند البته با فاصله زمانی .

نحل منفرد: کجا ها هستند می شود بگویید؟

رحیم عبادی: بله ، می گویم خدمت شما. استان گلستان در گرگان که قدیمی تر هست. گیلان ، خراسان رضوی ، استان اصفهان ، فارس ، جنوب کرمان و اردبیل این شش ایستگاه را که داشتند ، قرار شد مراکز عمده دیگری را هم که مراکزاصلی پرورش زنبور عسل است مثل آذربایجان ها ، آنها هم حداقل یک ایستگاه داشته باشند . فشار زیادی آوردیم به آذربایجان غربی حتی دو سفر هم رفتیم آنجا که این را راه اندازی کنند ولی متأسفانه به دلایل مختلف که به خودشان مربوط می شود آنها هنوز شروع نکردند.

نحل منفرد:اما شما معتقد هستید که در ارومیه هم باید ایجاد شود؟

رحیم عبادی:بله حتماً باید داشته باشد که متاسفانه با وجود فشارهایی که آوردیم و دو سفر هم با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی رفتیم با ایشان صحبت کردیم و طرح را توضیح دادیم و اعتبارات را گفتیم هنوز کار را شروع نکرده اند.

نحل منفرد: در استان کرمان در جیرفت است؟

رحیم عبادی: بله.این هفت ایستگاه الان فعال دارد کار می کند.حالا کارهایی که ما می کنیم این است این طرحی که من در جمعیت بسته ارائه کردم این است که ما در هراستان از آن توده استانی مان باید یک نمونه برداری اولیه بکنیم ...

نحل منفرد: نتایج کار قبلی را هم گرفته اید و دارید روی آن کار می کنید؟ یا آن را رها کردید؟

رحیم عبادی:نه کار قبلی منظورتان پرورش ملکه است؟

نحل منفرد: نه کاری که در واقع پانزده شانزده سال ادامه دادید؟

رحیم عبادی:آن مربوط به کرج است آن به این موضوع مربوط نیست.

نحل منفرد: پس به نتایجش هم کاری ندارید؟

رحیم عبادی: نه. اصلاً من به آن هیچ کاری ندارم. آن کاملاً مستقل و جداست و این جداست. من این را از صفر شروع کردم . با هدایت شخص خودم هم انجام دارد می شود . وزارت جهاد کشاورزی هم تا حالا در حد توانش نهایت همکاری را کرده است ، فقط توسط معاونت امور دام هم دارد اجرا می شود.

نحل منفرد: چرا کاری نداشتید؟

رحیم عبادی: بخاطر اینکه آنها راه دیگری رفتند...

نحل منفرد: خب اگر نتایجشان خوب بود طبیعتاً شما باید آن را ...

رحیم عبادی: خوب ببینید من استانهایی که شروع کردم .آنها هیچ وقت توده ای مثل استانهای شمالی ندارند. دو استان ما شمال است یک ایستگاه ما اردبیل است یک ایستگاه ما جنوب کرمان است آنها هیچکدام از اینها را ندارند من ژن را استانی فرض کردم .آنها از جایی که رفتند و نمونه گرفتند و توده اولیه شان را آغاز کرند تهران و کرج ، قزوین ، اصفهان و مرکزی این پنج تا استان بوده است من در اینها بجز اصفهان کاری نکرده ام ...

نحل منفرد:یعنی مخلوط شده و شما می گویید نباید مخلوط بشود؟

رحیم عبادی:نخیر ،اینها دارند منطقه مرکزی را پوشش می دهند، منطقه مرکزی برای خودش یک توده است باید هم انجام شود. من کارم را با آنها قاطی نمی کنم . من رفتم استانهایی را آغاز کردم که آنها کاری نکردند نمونه برداری نکردند و به اعتقاد من مراکز عمده است. مثلاً خراسان اینها هیچ نمونه ای نگرفتند. شمال ایران ، اردبیل یا کرمان هیچ نمونه ای ندارند . من جاهایی را شروع کردم که ضمن اینکه اهمیت دارد آنها نمونه اولیه ازش ندارند.

نحل منفرد:شما چند ساله که دارید کار می کنید؟

رحیم عبادی:اگر سال 1386تا حالا بگیریم نزدیک به ده سال است.

نحل منفرد:به کجا رسیده اید؟کجای راه هستید؟

رحیم عبادی:حالا من عرض می کنم خدمت شما.بگذارید به شما بگویم ما چه کار می کنیم ما این نمونه برداری را به عنوان جمعیت اولیه و پایه برای آن جمعیت بسته در استان انجام می دهیم. اولین کاری که می کنیم آماده سازی اینها برای سال بعد است . یک سری آمادگی های تخصصی و فنی دارد که به کارشناسان مان آموزش می دهیم که این کارها را بکنند.

نحل منفرد: نمونه ها را چطور جمع می کنید؟

رحیم عبادی: اینها می روند طبق یک دستورالعملی که به آنها داده ایم از زنبوردارهای عمده و تجاری که سابقه زنبورداری بیش از 10 سال دارند به صورت رندم نمونه می گیرند. مثلاً یک زنبوردار هست 300 تا یکی 500 تا و یکی 1000 کلنی دارد از اولی دو تا بعدی 3 و بعدی 4 تا می گیرند.

نحل منفرد: به زنبوردارها می گویید که زنبورهای برترشان را بدهند؟

رحیم عبادی: نه ، می گوییم ما می خواهیم 3 تا زنبورشما را رندم بخریم.

نحل منفرد : پس اصراری ندارید که زنبورهای برتر زنبورستان ها را جمع کنید.

رحیم عبادی : نه ، در دستورالعمل ما این نیست.

نحل منفرد : چرا؟

رحیم عبادی : دلیل این است که من دنبال ژن هستم. نه آن چیزی که آن زنبوردار دنبالش است. این ژن در این توده نهفته است. ما باید رندم آن را بردارم . ببینم این ژن از کجا می آید و چه طور باید آن را متمرکز کنیم. حالا این را جمع کردیم. جمعیت اولیه ما بین 150 تا 200 کلنی برای هر استان است. قابل کنترل است و راحت می توانم آن را اداره کنم. با یک یا دو کارگر این جمعیت را اداره می کنم. ما دستورالعملی را به کارشناسانمان داده ایم که در اینجا سالانه اجرا می شود و روی 7 صفت مختلف اندازه گیری می شود .

نحل منفرد : یعنی روی آن 200 کلنی

رحیم عبادی : بله همان 150 تا 200 کلنی اولیه که البته هر چه به جلو می رویم تعداد آنها کمتر می شود که حالا می گویم چرا. کاری که ما می کنیم این است که صفاتی را اندازه گیری می کنیم . این صفات شامل رفتار ، رشد جمعیت ، میزان جمع آوری گرده گل ، قدرت زنده مانی نوزادان ) از هر 100 تخمی که ملکه می گذارد چند تای آن زنده می مانند و به زنبور تبدیل می شوند(، بچه دهی – می خواهیم کندویی تولید کنیم که اصلاً بچه ندهد - مقاومت به بیماری ها خصوصاً مقاومت به کنه واروآ – می خواهیم زنبوری داشته باشیم که بدون آنکه دارو مصرف کنیم کنه نتواند با آن کاری کند – قدرت تولید عسل و نهایتاً توان زمستان گذرانی مناسب برای آن منطقه هستند.

این می شود هفت صفت که طی یک دستورالعمل به کارشناسانمان آموزش می دهیم برای هر صفت چگونه اندازه گیری کنند، جداولی را بهشان داده ایم. کارشناسان ما اکثراً با تحصیلات کارشناسی و بالاتر هستند. زیر نظر اینها یک یا دونفر کارگر فنی یا تکنسین هم حضور دارند و این کار را در دونوبت در سال انجام می دهند. یکی در بهار و یکی در تابستان تا پاییز. این داده ها را می گیرند یک فرومول هایی ما به اینها داده ایم آموزش هایی داده ایم یک نرم افزاری هم طراحی کرده ایم بهشان داده ایم و گفته ایم داده ها را که بدست آوردید وارد این نرم افزار کنید نرم افزار بطور اتوماتیک این را آنالیز می کند و یک سری اعدادی به ما می دهد. اینها دوبار در سال به من گزارش می دهند این گزارش را ما می خوانیم و نگاه می کنیم اگر ایرادی دارد اصلاح می کنیم اگر مشکلی نداشته باشد تأیید می کنیم می رود و در فایل شان بایگانی می شود.

ما سالانه چند نوبت از هر ایستگاه بازدید می کنیم یعنی من به همراه مسؤلین دفتر مرکزی در تهران می رویم ایستگاه به ایستگاه کارشان را چک می کنیم ، اگر مشکلی دارند سعی می کنیم آنجا به شان کمک کنیم علاوه بر این سالی دو یا سه مرتبه هم گردهمایی دسته جمعی داریم. یعنی همه ایستگاه ها کارشناسان و مسؤلینشان جمع می شوند در یک شهرستان آقایان هم از تهران می آیند ، نزدیک به 30 نفر می شویم دور هم می نشینیم ابتدا هر شهرستانی گزارش خودش را می دهد که چه کارهایی را از دفعه قبل تا حالا انجام داده است و چه مشکلاتی داشته است و به کجا رسیده است.

نحل منفرد : خب این روش مدیریتی شما هست ، روش اصلاح نژاد شما چگونه است ؟ مثلاً هفت خصوصیتی را که فرمودید اندازه گیری کردند با کلنی ها چه کار می کنند؟

رحیم عبادی : خب ببینید ما سال به سال بین اینها انتخاب می کنیم. روش اصلی ما روی selection است . سلکشن حذف و انتخاب . یک سری را حذف می کنیم و یک سری را انتخاب می کنیم. آنهایی را که انتخاب می کنیم مبنای کلنی های نسل بعد ما قرار می گیرند که از آنها ملکه پرورش می دهند و دوباره روی تمام کندوها گذاشته می شود مثلاً سال آینده تمام کندوها می شوند نسل چهار سال بعدش می شود نسل 5 اگر خوب کار کنیم حداکثر سالی یک نسل ما می توانیم جلو برویم . بعضی ایستگاه ها به دلیل مشکلاتی که دارند هر دو سال یک نسل تولید می کنند. مثلاً امکان دارد در یک منطقه آب و هوا اجازه ندهد که بعضی از صفات را اندازه بگیرند. یا جفت گیری ها انجام نمی شود.

نحل منفرد: پس مراکز مختلف شما نتایجشان در مراحل مختلف هست.

رحیم عبادی : بله با هم متفاوت هستند. الآن استان گلستان که در گرگان فعالیت می کنند و بیشترین سابقه را دارند به نسل هشتم رسیده اند و استان های دیگر ما از نسل 1 تا نسل 4 هستند مثلاً گیلان نسل 4 است ، اصفهان نسل 3 هست و تا آخر امسال نسل 4 را تولید می کند یا جنوب کرمان روی نسل 3 هستند. استان اردبیل نسل 2 را تولید کرده و مشغول تولید نسل 3 هستند .

نحل منفرد: سابقه کار همه یکی هست؟

رحیم عبادی: نه در سال های مختلف شروع کرده اند. ما هم قرار گذاشته ایم وقتی اینها به نسل 5 رسیدند ما یک ارزیابی دقیق می کنیم و اگر صلاح دانستیم اجازه توزیع به آنها می دهیم . حالا هدف چیست؟ هدف اصلی این طرح تولید ملکه های اصلاح شده مادری و توزیع آن بین تولید کننده های ملکه در استان مربوطه است. یعنی کسی که پرورش ملکه می دهد از اینجا می آید و ملکه مادر می خرد و آن را تکثیر کرده و بین زنبورداران توزیع می کند.

آن طرح قبلی هم یعنی طرح جامع اصلاح نژاد که در کرج در حال اجرا است آن هم هدفش همین است . آن هم باید ملکه مادری تولید کند و بین تولید کننده های ملکه توزیع کند که آنها تکثیر کنند و بین زنبوردارها توزیع کنند. ما الآن یک ایستگاه مان که استان گلستان است سه سال است که اجازه توزیع دارد ولی سایر استان هایمان اجازه توزیع ندارند. ما در استان گلستان با وجود مشکلاتی که داشتیم خوشبختانه به نتایج خوبی رسیدیم من شخصاً راضی هستم.

نحل منفرد : برای استان گلستان یعنی آن ملکه را صرفا برای استان گلستان تولید کرده اید، درست است؟

رحیم عبادی: برای گلستان ، هدف استان گلستان است اما این به این معنی نیست که اگر این ملکه را بردید در یک استان دیگر جواب نمی دهد ممکن است در بسیاری از صفات جواب بدهد و ممکن است مثلاً در یک صفت خوب نباشد.

نحل منفرد: دوستان ما در اصفهان می گفتند گرفته ایم و آورده ایم اینجا و جواب نداده است؟

رحیم عبادی: کی گرفته است؟ هیچ کس در اصفهان از استان گلستان ملکه نگرفته است . من می دانم چون آنها بدون اجازه من و بدون اجازه معاونت امور دام ملکه به هیچ کس نمی دهند .

نحل منفرد: آیا فقط همان جا توزیع شده و چه تعدادی بوده؟

رحیم عبادی: بله تنها همان جا توزیع شده است و تعدادش را خود مرکز می داند من الآن آمار ندارم اما من یک سال رفتم بازدید از زنبوردارهایی که این ملکه ها را گرفته بودند سؤال کردم که این ملکه را چطور دیدید؟ گفتند: بسیار راضی هستیم.

نحل منفرد: در آنجا به زنبوردارها داده بودید یا پرورش دهندگان ملکه.

رحیم عبادی: به پرورش دهندگان ملکه اما در آنجا پرورش دهنده ملکه نیامده بود بگیرد و آنها بین چند زنبوردار با تجربه توزیع کرده بودند و به هر کدام 4 تا 5 تا ملکه حذفی اشان یعنی ملکه های سال قبل را داده بودند و گفته بودند شما اینها را ارزیابی کنید و نظرتان را بگویید من رفتم سؤال کردم و آنجا پیش دو نفر از آنها رفتم و هر دو راضی بودند. اینها زنبورداران جوان با تجربه متوسط بودند گفتند ما هیچ مشکلی با این ملکه ها نداشته ایم منتهی دو سه ماه است که این ملکه ها را گرفته ایم . در این دوسه ماه رفتار عالی بوده ، بچه نداشتیم ، جمعیتش خوب رشد کرده در مقایسه با زنبورهای دیگر هیچ مشکلی نداشتیم .

نحل منفرد: به هر حال یک روش علمی برای ارزیابی این ملکه ها هم باید وجود داشته باشد؟

رحیم عبادی: ما چنین روشی را طراحی کردیم البته هنوز توزیع نشده بین زنبورداران مناطق. اتفاقاً در حدود دو هفته پیش با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی که به اصفهان آمده بودند جلسه داشتیم،گفتم شما بایستی وارد عمل بشوید، یعنی اینکه شما باید با این دو مرکزی که ملکه اصلاح شده دارند قرار داد ببندید. مثلاً سالی دویست تا پانصد عدد ملکه مادر را تولید کنند که یکی در کرج است ، طرح جامع ، یکی هم در گلستان است که الآن به نتیجه رسیده . این دو تا بایستی وارد قرار داد بشوند تولید کنند و بعد فراخوان بدهید به پرورش دهندگان ملکه کشور که هر کسی می خواهد بیاید و با استفاده از این ملکه های مادر پرورش ملکه بدهد. این ملکه هارا بگیرد و ببرد تکثیر کند و آنها هم بین زنبورداران توزیع کنند. در این پروسه ما یک روش ارزیابی داریم یک فرم هایی را طراحی کردیم که این فرم ها توزیع می شود بین تولید کننده ملکه و بین زنبورداری که ملکه را می گیرد و سالانه گزارش می گیریم چند سؤال مطرح کردیم که آنها را باید جواب بدهد بعد بر مبنای آن اطلاعاتی که می گیریم دقیقاً خودمان و تولید کنندگان ملکه را ارزیابی می کنیم. خلاصه اینکه در این ده سال یا به روایتی پانزده شانزده سال گذشته در بخش زنبور عسل که اصلاح نژاد انجام داده ایم نتایج نسبی خوبی بدست آورده ایم. خیلی ها توانایی اجرای این کار را داشتند ولی وارد عمل نشدند خیلی از افراد که تخصص این کار را هم داشتند وارد اصلاح نژاد زنبور عسل نشدند .

نحل منفرد: منظور شما بخش خصوصی است؟

رحیم عبادی: نه ، در بخش دولتی و بخش دانشگاهی خیلی ها تخصص اش را دارند ولی وارد این عرصه نمی شوند دلیل آن هم روشن است ، این عرصه سخت است. اصلاح نژاد زنبور عسل به مراتب سخت تر از اصلاح نژاد سایر دام ها است. شما گاو و گوسفند و طیور و ... را می برید داخل یک سالن و هر کاری که می خواهید انجام می دهید و اصلاح نژاد می کنید ، پدر را دارید مادر را دارید و نسل به نسل می توانید آنها را حفظ کنید اما در زنبور عسل این طور نیست در زنبور عسل روی 50 درصد جفت گیری که در هوا انجام می شود هیچ کنترلی ندارید به هر حال ما این عرصه را وارد شدیم و به اینجا رساندیم و هیچ ادعایی هم نداریم فقط می گوییم که در حد توانمان سعی کردیم کاری برای مملکت انجام دهیم و امیدواریم که این کاری که انجام داده ایم مثمر ثمر واقع بشود.

نحل منفرد:از تلقیح منصوعی استفاده می کنید؟

رحیم عبادی :بله.تلقیح مصنوعی یک تکنیک است که فقط برای اصلاح نژاد است.من تلقیح مصنوعی را همانطور که اشاره کردم زیر نظر آقای پروفسور لید لا که خدا ایشان را رحمت کند و روحش شاد باشد آموزش دیدم. وقتی آمدم ایران دودستگاه را از آمریکا خریدم و با خودم آوردم چون می دانستم در ایران نیست.

نحل منفرد: می گویند شما از اولین کسانی هستید که در ایران این کار را انجام دادید.

رحیم عبادی: بله هیچکس قبلاً این کار را انجام نداده بود من با خودم این دو دستگاه را آوردم ایران و در آزمایشگاه خودم مستقر کردم بعد هم دو دستگاه دیگر خریدم البته از طریق دولت از طرف دانشگاه که البته آنها الآن اینجاست از سال تقریبا 1364تلقیح مصنوعی را در پایان هر دوره پرورش ملکه انجام می دادم. فقط از نظر اینکه دانشجویانم ببینند و به ایشان می گفتم این تکنیک یک تکنیک مستقل است یک دوره مستقل هم برای آموزشش باید ببینید ولی یک وسیله ای است برای کار اصلاح نژاد فقط ببینید که من چه می کنم که ایده داشته باشید منتها اولین کسی که آموزش رسمی دید زیر نظر من آقای دکتر طهماسبی است که در دوره تحصیلات دکتری اش آمد اینجا در اصفهان و یک مدتی را پیش من آموزش دید من آموزشش دادم و بعد هم رفت در مؤسسه خودش آنجا کار را شروع کرد دو دستگاه تلقیح مصنوعی که من شخصی و خودم خریده بودم و آورده بودم را به آنها فروختم ، حالا پولش مهم نیست هدف این بود که آنها مالکش بشوند چون من خودم دودستگاه را از آمریکا خریده بودم ...

نحل منفرد: در کرج؟

رحیم عبادی:بله در کرج است و از آن استفاده می کنند بعد آموزش هایی که دادم بعد از آن به آقای مهندس عاکف بوده است در مشهد و تعداد دیگری از کارشناسان در سطح کشوریک کلاس تخصصی تلقیح مصنوعی در مشهد برگزار کردم حدود فکر کنم پنج یا شش سال پیش بود که خود آقای مهندس عاکف زحمت برگزاری اش را کشید منتها من مدرس بودم یک هفته آموزش دادم حدود ده نفر کارشناس را آموزش دادم . دیگر در سالهای مختلف متناسب با تقاضایی که می آمد من کلاسها را برگزار می کردم ولی فقط جنبه آموزشی داشت.

نحل منفرد: من منظورم این بود که در این پروژه تان...

رحیم عبادی: بله در این پروژه! در این پروژه دیده شده در تمام این ایستگاه ها تلقیح مصنوعی باید انجام بشود و از این تکنیک باید استفاده کنند. تمام ایستگاه های ما الآن مجهز به دستگاه تلقیح مصنوعی شده اند همه اشان حد اقل یک یا دو دستگاه تلقیح مصنوعی دارند حالا یا از داخل خریده اند و یا از خارج تهیه کرده اند.

نحل منفرد: آموزش این کار را هم دیده اند؟

رحیم عبادی: تعدادی از آنها آموزش ها را دیده اند و تعدادی ندیده اند ولی متأسفانه اینها هم که آموزش را دیده اند با توجه به مشغله زیاد فرصت تمرین ندارند. این کار به تمرین زیادی نیاز دارد مثل رانندگی است شما وقتی رانندگی را آموزش می بینید بعدش باید تمرین کنید اگر وقتی گواهی نامه را گرفتید دیگر دست به فرمان نزنید رانندگی فراموشتان می شود این کار هم دقیقاً همینطور است . اینها متأسفانه تمرین نمی کنند چون گرفتارند و مشغول کارهای دیگر هستند بیشتر آنها اجرا نکرده اند فقط ایستگاه اردبیل ما هست که خوب روی تلقیح مصنوعی کار کرده و خوب هم استفاده کرده و الآن هم دارد با تلقیح مصنوعی عمل می کند. بقیه ایستگاه های ما از ایستگاه های ایزوله شده استفاده می کنند. یعنی همه آنها ایستگاه های ایزوله شده دارند هنگام جفت گیری می برند به ایستگاه های ایزوله شده و ملکه ها را با زنبورهای نری که خودشان پرورش داده اند تلاقی می دهند.

نحل منفرد: من دو نکته را خدمت شما عرض کنم : یکی در مورد توزیع ملکه به کسانی که ملکه تکثیر می کنند گفتید. طبیعتاً آن کسی که در بخش خصوصی می خواهد ملکه را پرورش بدهد عملکرد گرا خواهد بود ، احساس می کنم تا زمانی که شما تعدادی ملکه به زنبوردار ملکه ندهید و این ملکه ها نزد زنبوردارها جواب ندهند پرورش دهندگان ملکه تمایلی به دریافت ملکه های شما پیدا نکنند و نمی شود که به بخش خصوصی چیزی را دیکته کرد اگر عملکرد اقتصادی داشته باشد به دنبال آن می رود و آن هم باید آزمون شده باشد. دومین نکته ، یکی از انتقاداتی که زنبوردارها به طرح های اصلاح نژاد زنبور عسل می کنند این است که می گویند این کارشناس ها این کاره نیستند مثلا یک کارشناس نمی آید برود در بیابان کنار بنه اش بخوابد ، چادر بزند و سختی های بیابان را تحمل کند آیا بهتر نبود افرادی از زنبورداران علاقه مند را به نحوی منافع مادی اشان را هم تأمین می کردید و کنار کارشناسانتان به کار می گرفتید؟

رحیم عبادی: حالا برگردیم به نکته اول شما ، به هر حال عمل گرا بودن تولید کننده ها و زنبوردارها به نظر من کاملا منطقی به نظر می آید از جنبه اقتصادی وقتی به موضوع نگاه کنید همین است اما روش ها فرق می کند در آخر استفاده کننده نهایی زنبوردار است . اوست که باید تشخیص دهد که این خوب است یا نه . حالا اینجا بر می گردد به اینکه ما با توجه به امکاناتمان چنین کاری را می توانیم انجام دهیم یا نه . من در شرایط فعلی و در ده سالی که گذشت و فشاری که به این ایستگاه ها وارد آمد و تنگناهایی که در بخش دولتی داریم به خصوص نبود بودجه و امکانات بعید می دانم که آنها بتوانند به زنبوردار ملکه بدهند ما قبلا این کار را کرده ایم. همین جا در استان اصفهان سالی بود که 9هزار ملکه در ایستگاه خودمان تولید می کردیم بروید بپرسید همین جا در ایستگاه نجف آباد آقای نادری زیر نظر بنده سالانه 9هزار ملکه تولید کرد ...

نحل منفرد: من نمی گویم مجانی بدهید...

رحیم عبادی: نخیر من نمی گویم مجانی ، پولی ، دولتی الآن نمی شود. الآن وزارت جهاد کشاورزی معاونت امور دام نمی تواند امورات تحقیقاتی هر ایستگاه را تأمین کند و چون نمی تواند پول ندارد امکانات ندارد می اندازد گردن استان ،استان هم می اندازد گردن تهران . کارش

ادامه مطلب

خطر تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل(3)

موضوعات : مقالات

نحل منفرد: خب اگر سخنی با زنبوردارها دارید یا نکاتی را می خواهید بیان کنید در خدمت هستیم.

رحیم عبادی: من همیشه و در هر فرصتی به زنبوردارها عرض کرده ام که با وجود تمام مشکلاتی که در این صنعت داریم نا امید نشوید ، ما پیشرفت داشته ایم . پیشرفتمان هم خوب بوده است. وقتی می گوییم پیشرفت یعنی اینکه مقایسه کنیم خودمان را با سال های پیروزی انقلاب . خب آن زمان کجا بودیم و حالا به کجا رسیده ایم؟ در بخش های مختلف آموزشی مان ، در بخش های پژوهشی مان در بخش اجرایی مان در فرآورده هایمان در تولیداتمان در آگاهی هایی که زنبورداران ما دارند حتی در ترکیب سنی و تحصیلاتی زنبوردارانمان خیلی تفاوت ایجاد شده است. یک موقعی وقتی می گفتیم به زنبور باید کیک گرده بدهید اصلاً کسی در مورد آن چیزی نمی دانست. برخی می گفتند ما مرغ را بریان می کنیم و کف کندو می گذاریم برای زنبورها. چنین زمانی را ما داشتیم. اما خدا را شکر می کنیم که به حمدالله الآن حتی شرکت هایی تأسیس شده اند که در حال تولید نهاده های پرورش زنبور عسل و توزیع آن بین زنبوردارها هستند. زمانی بود که کسی داروها را نمی شناخت و اصلاً مصرف نمی شد. الآن زنبوردار می داند که مصرف دارو برای درمان یا پیشگیری از بیماری ها از نان شب خانواده اشان واجب تر است. در آموزش تکنیک های مدیریت کلنی ها هم پیشرفت های خوبی داشته ایم. اینها را می گویم که زنبوردار نا امید نشود ولی کافی نیست .

زنبوردارها باید تلاش کنند. کیفی هم باید تلاش کنند. باید سعی کنند معلومات شان را افزایش دهند. در هر جایی و از هر طریقی ، از طریق کتاب ، از طریق سایت ها ، مجلات ، شرکت در مجامع بین المللی مرتبط ، اینها خیلی ایده به زنبوردارها می دهد . بروند ببینند دنیا در چه سطحی است و ایران در چه سطحی .

نکته دیگری که به زنبوردارها توصیه می کنم این است که سعی کنند از حالت تک محصولی خارج شوند. الآن خیلی از زنبوردارها دارند از تک محصولی خودشان را خارج می کنند. ژله ، گرده یا بره موم تولید می کنند این خیلی خوب است. این بسیار کمک می کند که بتوانند بنیه مالی شان را قوی کنند. به خصوص برای سال هایی که جریان شهد در طبیعت خوب نیست.

توصیه دیگر من این است که سعی کنند خواسته های به حق خودشان را پیگیر باشند. فقط درد دل نکنند. زحمت بکشند بروند به تعاونی هایشان و اتحادیه هایشان فشار بیاورند و از آنها بخواهند. اگر تعاونی یا اتحادیه ببیند که زنبوردار دارد به او فشار می آورد مجبور است که حرکت کند و از بالادستی ها و دولتی ها و سایر بخش ها خواسته های زنبورداران را مطالبه کند. در آن زمان دولتی ها هم مجبور خواهند بود که تبعیت کنند. آنها تا یک حدی می توانند نا دیده بگیرند اما وقتی فشارها زیاد شود ناچار خواهند بود تبعیت کنند و به خواسته های شما توجه کنند.

زنبوردارها سختی هایی را دارند تحمل می کنند به خصوص این نابسامانی هایی که شرایط طبیعت بر آنها تحمیل کرده است. امیدواریم که هر چه زودتر این شرایط سخت برطرف شود تا هم آنها راضی باشند و هم جامعه راضی باشند و هم مسؤلین کشور بتوانند برنامه ها را پیش ببرند.

آخرین توصیه من این است که ما یک کشوری هستیم مسلمان . کشوری هستیم که می خواهد به عنوان مسلمانی که ادعا دارد در دنیا عرض اندام کند. چنین عرض اندامی نیاز دارد که آنچه که عرضه می کنیم شایسته یک مسلمان باشد. بنابراین سعی کنید که وقتی عسل تولید می کنید عسل تولید کنید. آنچه که اسمش را می گذارید عسل ، عسل باشد. نه اینکه بروید و محصولی را تولید کنید که آن محصول به اعتقاد من عسل نیست. وقتی بخواهید این محصول را صادر کنید اولین کاری که می کنند آن را یک آزمایش می کنند و رد می کنند. آبروی ایران اگر برای اولین بار رفت برای همیشه رفته است. ما هم دشمن زیاد داریم. دشمنان ما دنبال چنین آتو گرفتن هایی از ما هستند. بنابر این کاری نکنید که عمده ترین محصول شما که می خواهد به بازارهای جهانی راه پیدا کند با شکست مواجه شود.

خودتان می دانید مثلا در سال گذشته ما بیش از 80 هزار تن عسل در کشور تولید کردیم. این 80 هزار تن ظرفیت مصرف در ایران ندارد. بخش عمده ای از آن باید صادر شود. صادرات به شرطی موفق می شود که شما محصول مطلوبی را به بازارهای جهانی ارائه بفرمایید و بتوانید که رقابت کنید. خواهش من از شما زنبورداران ایرانی این است که سعی کنید که محصولی که تولید می کنید کیفیت خوبی داشته باشد. تا بتواند در بازارهای جهانی رقابت کند تا بتوانید دوام بیاورید ، آینده از شما استفاده کند و بچه های شما سربلند باشند و نسل های آینده هم افتخار کند به صنعت زنبورداری ایران .

به امید رسیدن به روزی که همه ما به ایرانی بودن مان ببالیم و سرافراز باشیم.

نحل منفرد: خیلی ممنون از وقتی که دراختیار ما قرار دادید.

رحیم عبادی: متشکرم ان شاء الله که موفق باشید.

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

دانشگاه صنعتی اصفهان

مهر ماه 1394

ادامه مطلب