سایت زنبورعسل ایران لوازم زنبوداری جهانی فروشگاه لوازم زنبوداری پرورش زنبورعسل ادوات زنبورعسل پرورش ملکه و ژل رویال زنبورعسل تجهیزات زنبوداری تغذیه و اصلاع نژاد زنبورعسل زنبورداری

زنبور

موضوعات : اخبار

گروهی از محققان کانادایی و استرالیایی با بررسی ‏DNA‏ زنبور عسل موفق شدند حضور ژنی با عنوان «ژن ‏خودخواهی» را تائید کنند.
مفهوم «ژن خودخواهی» نخستین بار در سال 1976 توسط ریچارد داوکینز بیولوژیست انگلیسی در مورد ‏انسان مطرح شد. اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه اونتاریوی غربی و دانشگاه سیدنی در استرالیا با ‏بررسی ژنوم زنبور عسل کشف کردند که «خودخواهی» تنها ویژه انسان نیست و در این حشره نیز به صورت ‏یک رفتار ژنتیکی ازنسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
زنبور عسل از یک نظام پیچیده اجتماعی برخوردار است و به همین علت به عنوان نوعی «ابر- ارگانیسم» ‏شناخته می شود. در نظام اجتماعی این حشرات زنبورهای کارگر ماده عقیم هستند و زنبور ملکه بزرگسال ‏توسط زنبورهای کارگر انتخاب می شود.
تاکنون ژن خودخواهی که عقیم بودن زنبورهای کارگر ماده را کنترل می کند شناسایی نشده بود اما اکنون ‏این محققان منطقه ای از ژنوم زنبور را شناسایی کردند که می تواند محل قرار گرفتن ژن خودخواهی زنبورهای ‏کارگر ماده باشد.
براساس گزارش ساینس دیلی، نتایج این کشف که در مجله «‏Genetics» منتشر شده است نشان می دهد ‏که «ژن خودخواهی» نه تنها از نظر تئوری بلکه در واقعیت نیز وجود دارد. این محققان در این خصوص توضیح ‏دادند. دقیقا نمی دانیم این ژن چیست، اما می دانیم که در کدام منطقه ژنوم قرار دارد و بنابراین دستیابی به آن ‏بسیار نزدیک است

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

آیا زنبورها واقعا می توانند چهره افراد را تشخیص دهند؟

 به گزارش ایانا و به نقل از ساینس دیلی (Science Daily)، زنبورها در حین فعالیت روزانه شان نیازی به شناختن صورت افراد ندارند. اما در سال 2005، آدرین دایر با دادن مواد قندی، زنبورها را تعلیم داد که به طرف تصویر افراد بروند. اما مارتین گایورفا از دانشگاه تولوز فرانسه در صحت این موضوع تردید داشت. باورنکردنی بودن این قضیه گایورفا را بر این داشت تا با دایر تماس بگیرد و به اتفاق آزمایشهای منظمی در این زمینه انجام دهند.

آنها در مرحله اول تحقیق به آزمون این فرض پرداختند که آیا زنبورها می توانند تفاوت تصاویر ساده شبیه صورت را یاد بگیرند. آنها با استفاده از صورتکهایی شامل دو نقطه (چشمها)، یک خط عمودی کوتاه (بینی) و یک خط دراز (دهان) به زنبورها تفاوت بین تصاویری که در آنها اجزای فوق کنار هم قرار داشتند، آموختند. سپس به زنبوری که به طرف یکی از دو تصویر می رفت، محلول قندی جایزه دادند. شگفت این که بعد از قطع جایزه، زنبور به طرف صورتکی با چهره درست می رفت.

پس تا اینجا معلوم شد زنبورها تفاوت بین طرحهایی که مانند صورت تهیه شده اند، می آموزند. اما آیا می توانند چهره ها را دسته بندی کنند؟ آیا می توان به حشرات آموزش داد تا طرحهای شبیه صورت را از غیرمشابه تمایز دهند؟ آیا می توانند تعیین کنند تصویری که تا قبل از این  ندیده اند به کدام گروه تعلق دارد؟

محققان برای پاسخ به این سوالات با نشان دادن پنج جفت تصویر مختلف به زنبورها (که یک تصویر همیشه چهره و بقیه، طرح­هایی از نقطه و خط بود) آموزش دادند. زنبورها تنها وقتی که به سمت چهره می رفتند جایزه (محلول قندی) می گرفتند. سپس به زنبورهای فوق یک جفت تصویر جدید که قبلا ندیده بودند نشان دادند. شگفت این که باز زنبورها به سراغ تصویر چهره رفتند.

زنبورها قادر بودند تصاویر چهره را تشخیص دهند، نه به این دلیل که می­دانستند چهره چیست بلکه به این دلیل که ترتیب بندی نسبی و قاعده قرار گرفتن قیافه ها را آموخته بودند.

اما قطعیت توانایی زنبورها در پردازش اطلاعات تصویری صورتها چه قدر بود. اگر آنها با چهره هایی با پیچیدگی بیشتر مواجه می شدند، چه می کردند؟

حال محققان صورتکهای نقطه و خط را در داخل عکسهای شبیه صورت قرار دادند. آیا زنبورها می توانند ترتیب بندی قیافه ها را در مجاورت آن پس زمینه ها و در عین حال پس از جابجا کردن صورتها بیاموزند؟

باورکردنی نیست، زنبورها توانستند. وقتی محققان با جابجا کردن مکانهای مرتبط با چشم و دهان و بینی، تصاویر واقعی را بالا کشیدند، زنبورها دیگر آنها را نشناختند. بنابراین زنبورها ظاهرا طرحهای شبیه چهره را تشخیص می دهند. اما این به معنای توانایی شناخت افراد نیست. آنها ترتیب بندی نسبی سیمای افراد را یاد می گیرند و می توانند از این راه، اشیا و جانداران مختلف در طبیعت پیرامون خود را تشخیص دهند.

نکته شگفت آور این است که یک حشره با مغزی به اندازه یک نقطه می تواند این گونه تصاویر را تجزیه و تحلیل کند. حال آنکه ما انسانها منطقه ویژه ای برای انجام این کار در مغزمان داریم.

محققان نتیجه گرفتند برای طراحی سیستمهای خودکار تشخیص تصاویر می توان از این طرز عمل زنبورها بهره برد.

مترجم: سید محسن سنجری

منبع- خبرگزاری کشاورزی ایران

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

وز وز کردن زنبورهای عسل

وز وز کردن زنبورهای عسل می‌تواند به سربازان در شناسایی مواد شیمیایی سمی در حملات تروریستی یا به هنگام جنگ کمک کند. دانشمندان آمریکایی دریافته‌اند که زنبورهای عسل سیستم‌های زنده هشدار دهنده به شدت حساسی هستند چرا که به هنگام تماس با انواع مختلفی از مواد شیمیایی نحوه وز وز کردن آنها تغییر می‌کند.

ارتش آمریکا تمایل زیادی به پیدا کردن روشی برای شناسایی سریع ابرهای سمی از گازها دارد که زنبورهای عسل کاندیداهای مناسبی برای این منظور هستند. به گفته این دانشمندان علت این تناسب آن است که انسانها و زنبورهای عسل در مورد بسیاری از مواد شیمیایی یکسان احساس مشترک دارند. دانشمندان خاطرنشان کردند: ما دریافتیم که زنبورها طی 30 ثانیه یا کمتر نسبت به وجود یک ماده شیمیایی سمی از خود واکنش نشان می‌دهند اما آنچه واقعا شگفت انگیز است این است که صداهایی که زنبورها از خود تولید می‌کنند می‌تواند در واقع به ما بگوید که این حشرات با چه ماده شیمیایی تماس پیدا کرده‌اند

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

محققان دانشگاه کوئین مری دریافته اند عملکرد مغز کوچک زنبورها از انبوه پردازشگرهای ابررایانه ها بسیار سریعتر بوده و می تواند مسئله ای که حل آن برای یک ابررایانه چند روز طول می کشد را به سرعت حل کند. به گزارش خبرگزاری مهر، انسان اکنون به خوبی می داند که زنبورها در تشخیص صورت بسیار مهارت دارند و محققان نیز تاکنون نشان داده اند می توان از این حشرات سودمند و در معرض انقراض، برای کنترل کیفیت هوا استفاده کرد اما به تازگی انگیزه شگفت انگیز دیگری برای حفظ این حشرات به وجود آمده است، زیرا دانشمندان دریافته اند این حشرات از رایانه ها هوشمند ترند.زنبورهای عسل می توانند مسئله "فروشنده دوره گرد" را که حل آن ابررایانه ها را برای چند روز به خود مشغول می کند به سرعت حل کنند، زیرا زنبورها آموخته اند که کوتاهترین مسیر ممکن در میان گلها را طی کنند حتی اگر گلها هر بار در ترتیب کاملا متفاوتی قرار بگیرند.مسئله فروشنده دوره گرد یکی از مسائل کلاسیک در علوم رایانه ای بوده و شامل یافتن کوتاه ترین مسیر ممکن میان شهرها است به طوریکه فرد باید از هر شهر تنها یک بار دیدن کند و به گفته محققان دانشگاه کوئین مری زنبورها اولین حیواناتی هستند که موفق به حل این مسئله شده اند.زنبورها برای پرواز کردن به انرژی زیادی نیاز دارند و از این رو کاربردی ترین راه را برای رسیدن به گل مورد نظر خود در میان شبکه ای از صدها شاخه گل انتخاب می کنند. این حشرات مسیر خود را با استفاده از زاویه نور خورشید انتخاب می کنند که به یافتن مسیر کندو نیز به آنها کمک می کند، برای انجام این کار مغز کوچک آنها باید از حافظه به شدت قدرتمندی برخوردار باشد.برای آزمودن توانایی حل مسئله در زنبورها، محققان این حشرات را در معرض گلهای مصنوعی که تحت کنترل رایانه ها بودند، قرار دادند. هدف اصلی این بود که تعیین شود آیا زنبورها گلها را به صورتی بی قانون و اتفاقی کشف می کنند یا ابتدا کوتاهترین مسیرها را در میان گلها انتخاب کرده و سپس از آنها برای رسیدن به گلها استفاده می کنند.نتایج نشان داد زنبورها موقعیت دقیق گلها را کشف کرده و به سرعت کوتاهترین مسیر را در میان آنها یافتند. این پدیده به هیچ وجه قابلیت ناچیزی نیست، به ویژه با در نظر گرفتن اینکه مغز زنبورها به بزرگی یک میکرونقطه است؛ ظاهرا زمانی که صحبت بر سر هوشمندی باشد، ابعاد مغز اهمیت خود را از دست می دهد.بر اساس گزارش پاپ ساینس، در اوایل سال جاری محققان توانایی شناسایی صورت افراد را در زنبورها به اثبات رسانده بودند و اکنون با توجه به کشف جدید، به نظر می رسد زنبورها از جمله جانداران بسیار پیچیده ای هستند که به خوبی از پس حل مسائل دشوار بر می آیند و دستیابی به درک درست تر از مغز آنها می تواند درک انسان را از مسائل شبکه ای از قبیل جریان ترافیک، زنجیره های تامین نیازهای انسانی و یا جمعیت شناسی بهبود بخشد

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

زنبورهای سحرخیز با هوشترند

تحقیقات جدید نشان می دهند زنبورهای عسل سحرخیز می توانند به راحتی گلهای تازه شکفته سپیده دم را پیدا کرده و بهترین غذا را نوش جان کنند زیرا این حشرات سودمند در صبح های زود باهوشترند.

این قدرت بالا در صبحگاه شاید از این رو شکل گرفته باشد که این حشرات باهوش بتوانند گیاهان در حال شکفته شدن را به راحتی ردیابی کرده و جستجوی شهد گل برای آنها پربارتر شود.

تحقیقات پیشین نشان می دهند میزان شهد گلها در هنگام صبح بیشتر دیگر ساعات روز است، از این رو این مدت زمان دوره ای است که شناسایی رایحه های جدید و تازه می تواند برای زنبورها مفید باشد.

 روند به خاطر سپردن رایحه های جدیدی که توسط گلها آزاد می شود برای مغز زنبورها روندی بسیار پر مصرف است و انرژی زیادی صرف می کند از این رو کاهش میزان هوشمندی این حشرات در طول روز می تواند به آنها در ذخیره انرژی کمک کند.

 محققان دانشگاه "کونستانز" در آلمان، برای مطالعه این پدیده هزار زنبور عسل گشت زن را جمع آوری کرده و گروهی از آنها را در ازای پاداش غذا به گونه ای آموزش دادند که در زمان های مختلفی از روز به دنبال رایحه های جدید بگردند. به این شکل دانشمندان می توانستند واکنش درست زنبورها را نسبت به رایحه های جدید مطالعه کنند.

 پاسخ درست در برابر یک رایحه جدید به معنی انبساط دادن خرطوم مکشی حشره است که معمولا برای جمع آوری شهد گلها از آن استفاده می شود.

 نتایج نشان داد زنبورهایی که برای ردیابی رایحه های جدید در صبح زود آموزش دیده بودند از حافظه قویتری برای به یاد آوردن مفهوم رایحه ها برخوردار بودند. قبل از این نیز دانشمندان پی برده بودند رفتار زنبورها با زمانهای مختلف روز در ارتباط مستقیم است. اما مطالعه اخیر به گفته محققان اولین مطالعه ای است که نشان می دهد زنبورها در صبحها باهوشترند.

 دانشمندان این توانایی زنبورها را نتیجه همکاری و هم زیستی مسالمت آمیز زنبورها و گلهایی که گرده افشانی آنها به عهده زنبورها است می دانند. به گفته آنها یک زنبور سحرخیز بودن و یافتن زودهنگام گلهای تازه شکفته بسیار بهتر از سر و کله زدن با رقبایی مانند پروانه ها، حشرات و زنبورهای کندوهای همسایه است.

 بر اساس گزارش بی بی سی، دانشمندان می گویند زنبورها نه تنها به خاطر گرده افشانی گیاهانی که زنجیره غذایی ما را تشکیل می دهند از اهمیت بالایی برخوردارند بلکه به دلیل گرده افشانی و کمک به رشد گلهای وحشی به حفظ زیبایی طبیعت و تنوع گونه های گیاهان وحشی کمک می کنند.

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

زنبورها هم کم‌حافظه می‌شوند

زنبورهای عسل پیر و سالخورده برای شناخت مسیرشان به کندوی جدید با مشکل مواجه می‌شوند، چرا که رفتارهای مربوط به یادگیری همراه با سالخوردگی تغییرناپذیر و ثابت می‌شوند. پس انسان تنها موجودی نیست که دچار کم‌حافظگی ناشی از پیری می‌شود.مطالعات انجام شده توسط دانشمندان در دانشگاه ایالت آریزونا و دانشگاه نروژی Life Sciences نشان می‌دهد که چگونه پیری بر قدرت زنبورهای عسل در یافتن راه خانه‌شان تاثیر می‌گذارد.از آنجا که اساسا زنبورهای عسل هدایتگران (ناوبران) بسیار قابلی بوده و قادرند مسیر خانه‌شان را از میان گلزارهای بسیار دورتر از خانه بپیمایند، مطالعات نشان می‌دهد که پیری و سالخوردگی باعث اختلال در فراموش کردن لانه قبلی حتی پس از جاگیری کولونی در خانه جدید می‌شود.پروفسور گرو آمدام یکی از شرکت‌کنندگان در این تحقیق می‌گوید: با استفاده از تجارب قبلی می‌دانیم که زنبورهای عسل پیر نسبت به جوانترها توانایی کمتری در یادگیری دارند. اکنون می‌خواهیم با انجام آزمایش‌هایی بدانیم آیا پیری تاثیری بر رفتارهای یادگیرانه زنبور عسل که نقش اساسی در بقای زنبور در حیات وحش دارد، می‌گذارد یا خیر؟زنبور عسل پس از 3 یا 4 روز پرواز جستجوگر بسیار ماهر و کارآموزی است. زنبورهای عسل بالغ پس از 5 تا 11 روز پرواز، بخوبی مسیر رفت و برگشت به لانه را ناوبری می‌کنند. این در حالی است که این زمان برای زنبورهای عسل پیر بیش از 2 هفته به طول می‌انجامد.جهت دانستن این موضوع که چگونه زنبورهای عسل خودشان را با مکان جدید و لانه‌ای تغییر یافته انطباق می‌دهند، محققان زنبورها را به کندوی جدیدی هدایت کرده و کندوی قبلی را مسدود کردند.چندین روز به کولونی فرصت داده شد تا مکان جدید را به خاطر سپرده و حافظه‌شان را از اطلاعات مربوط به کندوی مسدود شده‌ قبلی پاک کنند.سپس لانه جدید توسط محققان خراب شد و زنبورها مجبور شدند از بین 3 گزینه، یکی را به عنوان لانه جدید انتخاب کنند. یکی از این گزینه‌ها کندوی مسدود شده، یعنی همان مکان اول زنبورها بود.زنبورهای مسن با نشانه‌هایی از پیری علی‌رغم این که به آنها آموخته شده بود که کندوی اول جای مناسبی برای زندگی نیست، تمایل به لانه‌ قبلی‌شان داشتند.اگرچه بسیاری از زنبورهای عسل پیر در رفتارهای یادگیرانه ناموفق هستند؛ اما این مطالعات نشان داد که هنوز بعضی آنها این اعمال را بسیار موفق انجام می‌دهند.

ادامه مطلب
موضوعات : اخبار

زنبور عسل گوش ندارد!

یک عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه، گفت: شنوایی به مفهوم دریافت امواج صوتی و تبدیل آن به صدا به حالتی که در پستانداران دیده می‌شود، در زنبور عسل وجود ندارد.

 دکتر شهاب قاضی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کرمانشاه، اظهار داشت: امروز قادریم در مورد تعدادی از حس‌های زنبور عسل به خصوص حس بینایی و تشخیص رنگ‌های مختلف اظهار نظرهای قاطعی کنیم و به کمک آزمایش‌های مختلف، وضع و قدرت تعداد دیگری از حس‌ها مثل حس شنوایی، بویایی و لامسه و ... تا حدودی روشن شده است.

 وی گفت: تحقیق درباره حواس مختلف زنبور عسل در قرن‌های اخیر و در آزمایشگاه‌های مختلف جهان نشان می‌دهد که در زنبور عسل حس‌هایی وجود دارد که در انسان دیده نمی‌شود.

 قاضی سپس در مورد حس شنوایی زنبور عسل، گفت: اگر مقصود از شنوایی دریافت امواج صوتی بسیار توسط عضو خاصی از بدن و تبدیل آن به صدا باشد، یعنی همان کاری که گوش در بدن انسان و سایر پستانداران انجام می‌دهد، چنین عضوی در زنبور عسل وجود ندارد و زنبور عسل اصلا گوش ندارد.

وی اظهار داشت: هر گاه زنبور روی جسم سخت و محکمی مثل تخته ایستاده باشد و ضربه‌ای به تخته وارد شود، فورا عکس‌العمل نشان داده و خود را جمع و یا پرواز می‌کند، ولی این دلیل بر شنیدن صدای ضربه به وسیله زنبور نیست، بلکه وی به وسیله دست و پاهایش و به علت ظرافت فوق‌العاده آن‌ها تنها امواج لرزشی را حس کرده و واکنش نشان می‌دهد.

 قاضی ادامه داد: به کمک آزمایش‌های متعدد معلوم شده که زنبورها فقط امواج با طول موج خیلی بلند که مربوط به صداهای کلفت است را دریافت کرده و در مقابل آن واکنش نشان می‌دهند، این موضوع باز هم دلیل بر داشتن حس شنوایی و گوش نیست.

 وی تاکید کرد: زنبورها قادر نیستند بین صداهای کلفت مختلفی که دریافت می‌کنند فرق گذاشته و تفاوت‌هایشان را درک کنند، در صورتی که همین صداها در گوش ما بسیار مختلف است و با هم فرق دارند که البته همین صدای منحصر به فرد را هم زمانی می‌توانند تشخیص دهند که محل تولید صدا به شاخک‌هایشان نزدیک باشد.

ادامه مطلب
موضوعات : بیماریها

بیماری لوک اروپایی

لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.

عامل بیماری :

بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:

ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:

بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.
 

ـ میكروب باسیلوس آل ویی:

نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.

میكروب آكروموباكتر اوریدیس :

یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.

ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:

این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.

ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:

این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.

 دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.

گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.

·         لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی

·         لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی

·         لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس

عوامل مستعد كننده:

عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود،  یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.

بیماریزایی :

در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.

علائم :

بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و  بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.

لوك مزمن:

 گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.

اپیدمیولوژی:

عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن  شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.

پیش بینی بیماری:

حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .

درمان:

درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.

ادامه مطلب